.

امام زمان شناسی - 95/9/3

هوالرئوف

پري رو تاب مستوري ندارد

                                                                               چو در بندي ز روزن سر برآيد

وجود مقدس حضرت (عج) علي الدوام خواستار جلوه‌گري هستند و در همه جا خود را به نمايش گذاشته‌اند. مانع وصال وجود ماست و از ناحيه حضرت مانعي نيست. به ميزاني كه معرفت ما نسبت به امام (ع) افزون شود، موانع مرتفع مي‌گردد و در اين صورت ديگر زمان غيبت وحضور براي ما فرقي نمي‌كند.

چه بسا در زندگيمان زمان غيبت را زمان گرانقدري بشناسيم.

امام سجاد (ع) مي‌فرمايد: «إِنَّ أَهْلَ‏ زَمَانِ‏ غَيْبَتِهِ‏ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَة»[1]« مردم زمان غيبت با ارزش‌تر از اهل زمان‌هاي ديگر هستند، زيرا خداوند آنقدر به آنها عقل و فهم و معرفت عطا كرده كه غيبت امام نزد آنها به منزله حضور است. »‌

مردم زمان غيبت در عين اين كه امام (ع) را نمي‌بينند، آنچنان با امامشان ارتباط دارند كه گويا در حضورش هستند، آنچنان امام را مي‌شناسند كه گويا ساليان سال با او زندگي كردند، آنچنان آداب را به جا مي‌آورند كه گويا در محضر او قرار گرفتند. پس گر چه دوره غيبت براي ما دردناك است اما سختيهاي آن با دريافت‌هاي خاصي كه خداي سبحان براي مردم در دوران غيبت قرار داده است ، جبران مي‌شود. ميزان عقل و فهم و معرفت اين افراد با اهل زمانهاي ديگر متفاوت است، در دوره غيبت انسان امام (ع) را نمي‌بيند ولي مي‌تواند نسبت به حضرت درك و شناخت صحيح داشته باشد و به وجود مقدس او معرفت پيدا كند.

« لَنُورُ الْإِمَامِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَحْجُبُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نُورَهُمْ عَمَّنْ يَشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُمْ وَ اللَّهِ لَا يُحِبُّنَا عَبْدٌ وَ يَتَوَلَّانَا حَتَّى يُطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ لَا يُطَهِّرُ اللَّهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّى يُسَلِّمَ لَنَا وَ يَكُونَ سِلْماً لَنَا فَإِذَا كَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ شَدِيدِ الْحِسَابِ وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ الْأَكْبَرِ»[2] «نور امام در دلهاي مؤمنين بيش از نور خورشيد در روز است. به خدا قسم هر بنده‌اي ما را دوست داشته باشد و ولايت ما را بپذيرد خدا قلبش را تطهير مي‌كند تا جايي كه خود را به ما تسليم مي‌كند. پس زماني كه تسليم ما شد، خداوند او را از شدت حساب سلامت نگه مي‌دارد، و از فزع قيامت در امان قرار مي‌دهد.»

بيش از آنچه كه خورشيد در آسمان نور افشاني مي‌كند، امام در دل مؤمنين جلوه‌گري دارد. بنابراين نور معرفت امام در دل مؤمنين است.

هر كس ائمه هدي (ع) را دوست داشته باشد، خداوند عهده‌دار تطهير دلش مي‌شود و انواع نجاسات آن را پاك مي‌نمايد. چه از نجاسات اعتقادي مثل شرك و چه نجاسات اخلاقي مثل دروغ و كبر و ريا و ...

خداي سبحان پس از تطهير دل ، آن را تسليم امام (ع) مي‌كند. محب امام سلم محض است و خود را كاملا در خدمت امامش قرار مي‌دهد. و پاداش اين سلم و تسليم، سلامت از سختي حساب، و فزع روز قيامت است.

با تسليم شدن در برابر انسان كامل، مي‌توانيم به انواع كمالات راه پيدا كنيم. در اين مرحله ، همچون شاگردي هستيم كه هميشه نمره‌هاي بالايي آورده، بنابراين به او سخت گيري نمي‌شود. و زمان نمره دادن و حساب و كتاب مشكلي ندارد.

تمامي يادگيري‌هاي ما به جهت افزايش حبّ ماست، تا با محبت روزافزون قلبهامان صيقلي شود، سير زندگيمان متفاوت شده و با تسليم در برابر امام، سير كمالي برايمان رقم بخورد و دغدغه‌هايمان مرتفع گردد.

«ِ فَأَنْزَلَ‏ اللَّهُ‏ هَذِهِ‏ الْآيَةَ عَلَى نَبِيِّهِ ص- قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي أَصْحَابِهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَضَ لِي عَلَيْكُمْ فَرْضاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُؤَدُّوهُ فَلَمْ يُجِبْهُ أَحَدٌ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَيْسَ بِذَهَبٍ وَ لَا فِضَّةٍ وَ لَا مَأْكُولٍ وَ لَا مَشْرُوبٍ فَقَالُوا هَاتِ إِذاً فَتَلَا عَلَيْهِمْ هَذِهِ الْآيَةَ فَقَالُوا أَمَّا هَذَا فَنَعَمْ فَمَا وَفَى بِهَا أَكْثَرُهُمْ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِيّاً إِلَّا أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ لَا يَسْأَلَ قَوْمَهُ أَجْراً لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُوفِي أَجْرَ الْأَنْبِيَاءِ وَ مُحَمَّدٌ ص فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَوَدَّةَ قَرَابَتِهِ عَلَى أُمَّتِهِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَجْعَلَ أَجْرَهُ فِيهِمْ لِيَوَدُّوهُ فِي قَرَابَتِهِ بِمَعْرِفَةِ فَضْلِهِمُ الَّذِي أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُم‏»[3]

زماني كه اين آيه نازل شد « پيامبر بگو به عنوان اجر از شما چيزي نمي‌خواهم مگر مودت به ذي القربي »، پيامبر (ص) فرمودند:  خداوند واجبي را نسبت به من براي شما واجب كرد اين واجب را ادا مي‌كنيد؟ هيچ كس جواب نداد، روز بعد مجددا پيامبر (ص) به مسجد النبي آمده و گفتند: مردم خدا نسبت به من واجبي را به شما واجب كرده است ادا مي‌كنيد؟ فرداي آن روز باز هم پيامبر به مسجد آمدند و سؤالشان را تكرار كردند و همچنان هيچ كس جواب نداد. پيامبر (ص) فرمودند: اين واجب در مورد دادن طلا و نقره ، يا خوردنيها و نوشيدنيها نيست.

مردم از اين واجب جويا شدند و پيامبر آيه را تلاوت فرمودند: « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » مردم گفتند: بلي ، انجام مي‌دهيم.

خداي سبحان اجر همه انبياء را صرفا به عهده خود گذاشته و به آنها امر كرده از مردم اجري طلب نكنيد. اما به رسول اكرم (ص) مي‌گويد: پاداش رسالتت را محبت و مودت مردم نسبت به ذوي القربي و اهل بيت خود قرار بده.

پيامبر (ص) از ما فقط يك خواسته داشته و گويا خواستن حضرت، حكم « امر » را دارد.

«از شما چيزي نمي‌خواهم مگر مودت اهل بيتم» يعني حتما اين مورد را انجام دهيد. امر افاده وجوب مي‌كند، يعني بايد مودتتان را اظهار كنيد.

پيامبر (ص) بر ما حق دارد، حق رسول بر امت، و حق والد بر ولد، و بر ما واجب است كه اين حق را ادا كنيم.

مودت ، محبت قلبي است كه بايد آثارش در زندگيمان ظهور داشته باشد. آثاري همچون ثناگويي ، دعاگويي، خدمت به محبوب، صرف كردن مال براي جلب رضايت او و ...

اين كه خود را ملزم مي‌دانيم زماني را براي معرفة الامام صرف كنيم، نشان ديگري از مودت ماست، مودتي كه از سوي خدا و رسول به آن امر شده‌ايم، و براي اين انجام وظيفه هيچ توقعي نداريم.

« أَ لَا نُخْبِرُكَ‏ بِالْخَاسِرِ الْمُتَخَلِّفِ قَالَ مَنْ هُوَ قَالُوا فُلَانٌ بَاعَ دَنَانِيرَهُ بِدَرَاهِمَ أَخَذَهَا فَرَدَّ مَالَهُ عَنْ عَشَرَةِ آلَافِ دِينَارٍ إِلَى عَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ قَالَ بَدْرَةٌ بَاعَهَا بِأَلْفِ دِرْهَمٍ أَ لَمْ يَكُنْ أَعْظَمَ تَخَلُّفاً وَ حَسْرَةً قَالُوا بَلَى قَالَ أَ لَا أُنَبِّئُكُمْ بِأَعْظَمَ مِنْ هَذَا تَخَلُّفاً وَ حَسْرَةً قَالُوا بَلَى قَالَ أَ رَأَيْتُمْ لَوْ كَانَ لَهُ أَلْفُ جَبَلٍ مِنْ ذَهَبٍ بَاعَهَا بِأَلْفِ حَبَّةٍ مِنْ زَيْفٍ أَ لَمْ يَكُنْ أَعْظَمَ تَخَلُّفاً وَ أَعْظَمَ مِنْ هَذَا حَسْرَةً قَالُوا بَلَى قَالَ أَ فَلَا أُنَبِّئُكُمْ بِأَشَدَّ مِنْ هَذَا تَخَلُّفاً وَ أَعْظَمَ مِنْ هَذَا حَسْرَةً قَالُوا بَلَى قَالَ مَنْ آثَرَ فِي الْبِرِّ وَ الْمَعْرُوفِ قَرَابَةَ أَبَوَيْ نَسَبِهِ عَلَى قَرَابَةِ أَبَوَيْ دِينِهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ لِأَنَّ فَضْلَ قَرَابَاتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ أَبَوَيْ دِينِهِ عَلَى قَرَابَاتِ أَبَوَيْ نَسَبِهِ أَفْضَلُ مِنْ فَضْلِ أَلْفِ جَبَلِ ذَهَبٍ عَلَى أَلْفِ حَبَّةٍ زَائِفٍ »[4]

« فردي خدمت امام رضا (ع‌) آمد و به حضرت عرض كرد: دوست من سفر رفته و هزار دينار خرج كرده است، به جايش هزار درهم گيرش آمده ، يعني مقداري كه خرج كرد بيش از دريافتي‌اش بوده. امام رضا (ع) فرمودند: « به نظر تو ضرر كرده است.» گفت:‌ بله، حضرت فرمودند: اگر اين هزار درهم هم كه گيرش آمده تقلبي باشد چقدر ضرر كرده است؟ گفت: خيلي متضرر شده. حضرت فرمودند: اگر كسي نسبت به امامش معرفت و محبتي نداشته باشد از چنين فردي هم بيشتر ضرر كرده است.

ما از اين امر غافليم كه اگر از وادي محبت اهل بيت (ع)‌دور بمانيم خسارتهاي غير قابل جبراني به زندگيمان وارد مي‌شود.

امام رضا (ع) در ادامه كلامشان مي‌فرمايند: ضرر بالاتر زماني است كه انسان هزار مثقال طلا خرج كند، در ازايش هزار مثقال نقره بگيرد كه تقلبي است ، و بعد هم به جرم خلاف دستگير شود.

آيا مي‌خواهي بداني حسرت بزرگ‌تر و ضرري بيشتر از اين فرد متوجه چه كسي است. راوي گفت: بله، امام فرمودند: اگر كسي در زندگي والدين و اقرباي خودش را بر پيامبر (ص) و  اميرالمؤمنين (ع) ترجيح دهد حسرتش از چنين فردي بيشتر است.

محبت و مودت وظيفه ماست، و اين دو بايد با معرفت همراه شود تا بتواند بر زندگي ما تأثيرات وسيع و ماندگاري داشته باشد.

«إِنَ‏ اللَّهَ‏ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ‏ وَ هُوَ مُحَمَّدٌ ص فَمَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ عَدَلَ- وَ الْإِحْسانِ‏ عَلِيٌّ ع فَمَنْ تَوَلَّاهُ فَقَدْ أَحْسَن‏ »[5]

در ذيل آيه 90 سوره مباركه نحل ، خدا دستور به عدل و احسان و پرداخت به ذوي القربي مي‌دهد ، امام باقر (ع) در تفسير اين آيه مباركه مي‌فرمايند: عدل، پيامبر (ص) و احسان، اميرالمؤمنين (ع) و ذوي القربي، بقيه معصومين عليهم السلام هستند. اگر طبق وظيفه موّدتمان را به اهل بيت (ع) نشان مي‌دهيم و در راه محبت آنها مالمان را خرج مي‌كنيم، در حقيقت سفره نشين خودشان هستيم، و از مال خودشان براي آنها هزينه كرده‌ايم.

در بين چيزهايي كه براي امام (ع) خرج مي‌كنيم ( معرفت، محبت، مودت و اظهار محبت قيمتي ترين چيزهاست. بزرگي مي‌گفت: معرفت تنها كالايي است كه در آن عالم خيلي رونق دارد. زيرا حتي عبادات هم وقتي با معرفت صورت بگيرد ارزشمند‌تر است، و در غير اينصورت حتي ممكن است به جهت عجب و به چشم آمدن عبادت، يا منت و اذيت بندگان خدا حبط شود.

***

يكي از راه‌هاي شناخت حضرت ولي عصر (عج) شناخت از طريق اسماء الحسني است. زيرا وجود مقدس حضرت ولي عصر (عج) را جلوه كامل اسامي حضرت حق مي‌دانيم.

« َ يَا مَنْهَلَ‏ كُلِ‏ غَرِيب‏ » « مَنْهَلَ‏ » به دو معناست : شريعه و اولين قسمت ورود به آب ، و معناي ديگرش «عطش» است، خداي سبحان محل رجوع هر غريبي است، هر فرد غريب اولين مراجعه‌اي كه دارد به خدا است، يا هر غريبي تشنه خدا است.

« إِنَّا إِلَيْهِ‏ راجِعُون‏»: هر كس باور داشته باشد وطن حقيقي‌اش آن عالم است، در اين دنيا احساس غربت مي‌كند.

يا صاحب الزمان ! كسي كه در اين عالم خود را غريب يافت، در ميان مخلوقات و ممكنات به اولين كسي كه مي‌رسد، وجود مقدس شماست.

از سوي ديگر، آنها كه اين دنيا را به عنوان وطن و محل اقامت در نظر نگرفتند، هرچه به امام زمانشان برسند بيشتر تشنه او ميشوند، ونسبت به مولايشان عطشي بي‌پايان دارند.

كسي كه تشنه باشد هر غذا و نوشيدنيي كه در اختيارش قرار بگيرد، راضي نمي‌شود و تنها آب را طلب مي‌كند.

مولا جان ! شما جلوه نام « منهل كل غريب » هستي.

ياريمان كنيد اين عالم را محل اقامت خود نگيريم، در اين دنيا غريب باشيم تا همه وجودمان لبريز از احساس عطش نسبت به شما باشد، و هر چه به شما نزديك‌تر مي‌شويم ، احساس نيازمان بيشتر شود.

« يَا مَنْ‏ بِهِ‏ يُحَسَّنُ‏ الظُّنُون‏»[6] «اي خدايي كه بندگان به تو حسن ظن دارند.»

روايت است روز قيامت بعد از حساب و كتاب بنده را به سوي جهنم مي‌برند. بنده رويش را بر مي‌گرداند، خداوند مي‌گويد: چرا به پشت سرت نگاه مي‌كني؟ بنده پاسخ مي‌دهد خدايا ! گمانم به تو اين نبود با من چنين كني. خداي سبحان مي‌گويد: « أَنَا عِنْدَ حُسْنِ‏ ظَنِ‏ عَبْدِي‏» «من در كنار حسن ظن بنده‌ام هستم. بنده‌اي كه به من ظن نيكو داشته باشد، من هم با او همانگونه معامله مي‌كنم.» سپس به امر خداوند آن بنده از جهنم نجات پيدا مي‌كند.

به امام عصر (ع) عرض مي‌كنيم : مولاي ما ! شما مظهر نام « ِ يَا مَنْ‏ بِهِ‏ يُحَسَّنُ‏ الظُّنُون »‌ هستيد.

به شما اين گمان را نداريم كه دست نيازمان را رد كني ، يا صدايت كنيم و پاسخ ندهي.

مي‌دانيم اظهار محبتها و ابراز ارادتهاي قليل ما را مي‌پذيري، و خدمت ‌هاي اندك و ناقابل ما را مضاعف كرده و به زندگيمان باز مي‌گرداني.

ما به شما حسن ظن داريم و بر اين باوريم كه پذيراي اعمال ناخالص ما هستي، آنها را اصلاح  مي‌كني و به خداوند عرضه مي‌داري.

مولاي ما !

همانگونه كه به خداي سبحان حسن ظن داريم ، به شما هم گمانهاي نيك مي‌بريم.

هيچگاه از آستان مقدست نااميد نمي‌شويم و نمي‌گوييم در ميان اين همه عاشقان و منتظران پاك و ناب به  امثال ما نگاه و نظري نداريد!

مي‌دانيم همانگونه كه يك پدر مشفق به فرزند مشكل دارش بيشتر توجه دارد، ما هم با وجود غفلتها و دوري‌هاي بسيارمان مورد عنايت شما هستيم و هر چه بيشتر اسير جهالتها و منيتها باشيم، بيشتر مورد لطف و شفقت شما قرار مي‌گيريم.

« يَا رَاحِمَ كُلِ‏ صَرِيخٍ‏ وَ مَكْرُوب‏ »

« اي خدايي كه بر بنده نالان وغصه‌دار رحم مي‌كني.»‌

به مولايمان عرضه مي‌كنيم!‌

يا صاحب الزمان !‌

شما جلوه كامله راحم بودن خدا هستي. يقين داريم ناله‌هاي ما را مي‌شنوي و به آنها بها مي‌دهي. باور داريم از غم‌ها وغصه‌هايمان با خبري و نسبت به آنها توجه خاص داري.

مولا جان !

ياريمان كن به جهت امور پست و دنيوي نالان شويم، و هر زمان هم كه غصه و اندوهي داشتيم تنها به سراغ شما بياييم ، به سراغ آقاي رئوفي كه به ما رحم مي‌كند وغم‌هامان را برطرف مي‌نمايد.

 



[1] كمال الدين و تمام النعمة ، ج‏1 ،ص 320

[2] الكافي ، ج‏1 ،ص194

[3] الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص527

[4] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏23 / 263 / باب 15 تأويل الوالدين و الولد و الأرحام و ذوي القربى بهم ع .....  ص : 257

[5] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏36 / 180 / باب 39 جامع في سائر الآيات النازلة في شأنه صلوات الله عليه .....  ص : 79

[6] إقبال الأعمال (ط - القديمة) / ج‏1 / 108 / دعاء آخر في اليوم الأول منه من مصباح السيد بن باقي رحمه الله .....  ص : 108