.

امام شناسی

جلسه 116 - 95/7/28

هوالرئوف

در محضر امام هادی علیه السلام هم جایگاه ولایت برای زائر مطرح شده و هم خود زائر به خودش شناخته می شود و در پرتو ولایت نیمه پنهان خود را پیدا کرده و کمالات و عنایاتی که خدای سبحان نصیب انسان مي‌كند در پرتو ولایت حضور و بروز پیدا کرده، گاه این معرفی خبری و گاه انشائی است ، گاه خبر می دهم که این و این هستم و گاه می خواهم که این باشم یعنی معنای انشایی دارد که می خواهم چنین باشم .

«وَ مُقَدِّمُكُمْ أَمَامَ طَلِبَتِي وَ حَوَائِجِي وَ إِرَادَتِي فِي كُلِّ أَحْوَالِي وَ أُمُورِي»

من همان کسی هستم که شما را پیش می اندازم در جلو و مقابل خواسته های خودم و نیازمندی های خودم و آنچه اراده می کنم در همه حالات و امورم شما را پیش می اندازم.

یک معنا این است که بگوییم که من هرچه از خدا بخواهم درخواست کنم ، حضرات معصومين(ع) را جلو می اندازم و بعد درخواستم را مطرح می کنم ، اگر این معنا باشد همان معنای شفاعت است كه قبلا مطرح شده و امر جدیدی نیست به اين معنا كه وساطت معصومين را بهانه‌اي برای طرح خواسته ام قرار می دهم .

معنای دیگر این است که من در ابتداي هر کاري ، هر حالي، و هر اراده ای صلوات بر شما می فرستم تا حالم خوش شود و کارم ختم به خیر گردد و اراده هايم صحیح شود. درباره زنبور عسل گفته‌اند که آنچه در شكمش جمع می شود «ُ فيهِ‏ شِفاءٌ لِلنَّاس‏»[1] است چون ذكر زنبور عسل صلوات است او قبل از جمع‌آوري گرده گل صلوات می فرستد. من نيز قبل از هر کاري و هر حال و هر اراده‌اي براي حضرات معصومين (ع) دعا می کنم.

امام صادق (ع) مي‌گويد: «لَا يَزَالُ‏ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّى يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.»[2]

پيوسته دعا محجوب است ( و ميانه آن و استجابتش حجاب و پرده‌اي حائل است ) تا بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود ( كه آگاه پرده و حائل برطرف شود.)‌

روایت مي‌گويد:‌ اگر کسی دعا كند اما صلوات بر پيامبر نداشته باشد ميان دعا و اجابت دعاي او فاصله است و اين فاصله تنها با صلوات بر محمد و آل محمد مرتفع مي‌شود.  

«إِنَّ رَجُلًا أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي جَعَلْتُ ثُلُثَ صَلَوَاتِي لَكَ فَقَالَ لَهُ خَيْراً فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي جَعَلْتُ نِصْفَ صَلَوَاتِي لَكَ فَقَالَ لَهُ ذَاكَ أَفْضَلُ فَقَالَ إِنِّي جَعَلْتُ كُلَّ صَلَوَاتِي لَكَ فَقَالَ إِذاً يَكْفِيَكَ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَهَمَّكَ مِنْ أَمْرِ دُنْيَاكَ وَ آخِرَتِكَ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ أَصْلَحَكَ اللَّهُ كَيْفَ يَجْعَلُ صَلَاتَهُ لَهُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا يَسْأَلُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ شَيْئاً إِلَّا بَدَأَ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ص.»[3]

 امام صادق (ع) می فرمایند: فردی خدمت رسول الله صلی الله علیه واله آمد و عرض كرد اي رسول خدا ! من یک سوم صلواتم را برای شما قرار داده‌ام نه بلكه نيمي از صلواتم را مخصوص شما گردانم نه بلكه تمامي آن را از آن شما گردانم رسول خدا فرمود: در اين صورت خرج و مؤونه دنيا و آخرت تو كفايت شود.  گفت: چگونه کل دعاهایم را برای شما قرار دهم حضرت فرمودند این که قبل و بعد دعاهایت برای ما صلوات بفرستی گویا کل دعاهایت برای ما است.

 معنای سوم فراز آن است كه من به واسطه شما از خدای سبحان درخواست فیض می کنم شما را واسطه فیض و ید باسطه خداي سبحان می بینم و می خواهم خدا قدرت نمایي خود به واسطه شما بر من نمایش بگذارد ، به يقين چنين تفكري شرک محسوب نمی‌شود زيرا شرک مربوط به زماني است كه من حضرات معصومين (ع) را مستقل و جداي از خداي سبحان ببينم در حالي كه من شما را سبب فیض رسانی حضرت حق مي‌دانم و چون شما را سبب فیض رسانی مي‌دانم دست نیازم به سوی شما دراز مي‌شود و اين امرشرک حساب نمی شود‌.

معنای چهارم آن است كه من برای خود چیزی طلب نمي‌كنم بلكه برای شما درخواست مي‌كنم در حقيقت رسیدن به خواسته‌هاي خويش را بهانه‌‌اي مي‌دانم براي جلوه‌گري‌هاي هر چه بيشتر شما در نظام عالم، من با طلب‌هايم از خدا مي‌خواهم كه خدايا ! به همه خلق عالم نشان بده اين بزرگواران چه كساني هستند اينكه آنان جلوه همه اسامي تو در زمين‌اند اگر كسي بیمار است شفا طلب مي‌كند و به  اباعبدالله (ع) متوسل مي‌شود و با وساطت حضرتش شفا مي‌گيرد مي‌داند كه شفا در دستان خداي شافي است اما براي طلب شفا حضرات معصومين (ع) را جلو خود قرار مي‌دهد و به واسطه آنان از خدا طلب سلامت مي‌كند و گاه چنان مي‌شود كه شفا ديده به جايي مي‌رسد كه بگويد :‌ برای من مهم نیست زنده بمانم یا بمیرم بلكه مهم آن است که همه بفهمند حسین (ع) کیست من موجودی و دارايي خود را برای این می خواهم تا حضرات معصومين (ع) در کل عالم به همه معرفی شوند غرض برآورده شدن حوائج فردي نيست بلكه قصد بروز و ظهور همه حضرات معصومين به خصوص حضرت ولي عصر (عج) است.  

توزيع همه نعمات از بيت ولايت است  اين اقراي است كه هر مسلماني در قلب آن را باور دارد و با زبان اقرار مي‌كند. استاد بروجردي در اين قسمت مي‌گويند: هر كس بايد خود را نزد خدا عزيز كند و اين عزت حاصل نمي‌شود مگر به واسطه ولي الله. بايد در خدمت حضرات معصومين بود و به آنان توسل كرد و آن بزرگواران را پيشواي خود دانست كه نزد خداي سبحان عزيز شد عزت هر كس وابسته به آن است كه او در ابتداي هر دعايي سلامتی و عزت امامش را طلب كند سپس براي خود دعا كند هر كس بايد ابتدا خود را در دامنه کوه سار قرار دهد يعني ابتدا نعمات را به واسطه صلوات بر محمد و آل محمد به قله بفرستد و سپس از قله به سوي افراد سرازير شود. وقتی انسان هر چيزي  را ابتدا برای معصوم طلب كند و بعد براي خودش به يقين بركت درخواستش چند برابر مي‌شود.

ايشان در ادامه سخنان خود مي‌گويند:‌

سر خم می سلامت

                                                                                           شکند اگر صبوحی

 خدایا! در ابتدا عافیت را  نصيب امام زمانم بگردان و اگر امام صلاح دانست عافيت را با وساطت ایشان به من برسان اگر كسي به اين مقام برسد به مقام کمال الانقطاع رسيده است زائر فانی و ذوب در امام شده زيرا خودش براي خودش مهم نيست بلكه تنها يك كس و يك فرد در نگاه او ارزش دريافت هر خيراتي را دارد و آنكس امام است اگر كسي به اين مقام برسد احسن  المنافع به او برگردانده مي‌شود.

استاد بروجردي مي‌گويد:

مجددا تكرار مي‌كنيم ادب بندگی اقتضا می کند ابتدا همه کمالات برای معصومين طلب شود زيرا آنان به اذن حق هم کامل‌اند و هم مکمل‌اند ، هم خودشان کاملترین کمالات را دارند و هم ما را در كمالات تکمیل می کنند ، در حقيقت واسطه تکميل بندگان در کل عالم آنان هستند، به همین جهت هیچ چیز را قبل از این که برای شما معصومين طلب كنم برای خودم درخواست نمي‌كنم بودن با آنان امنيت ، آرامش و آسودگي است، اگر وقتي كسي از ما قصد رفتن به جايي را داشته باشيم و يا نيت انجام كاري را بكنيم نگران‌ آن هستيم كه چه خواهد شد آيا به مقصد مي‌رسيم آيا فرود در آن فضا حاصل مي‌شود بايد توسل به امام جست تنها كسي نگراني تهديدش نمي‌كند كه امام جلودارش باشد اگر حضرات معصومين (ع) در جلو ما حركت كنند به يقين مقصد مشخص و معلوم است و و گم‌شدن و به مقصد نرسیدني در کار نیست ، بايد در هر كاري امام را جلودار خود كرد حتي اگر بر مصيبت اباعبدالله (ع) مي‌خواهيم گريه كنيم بايد پشت سر امام زمان گريه كرد و با وي اشك ريخت. نيت انجام هر كاري خيري فقط با جلوداري امام زمان محقق مي‌شود ايشان بدون صدا و بدون مطرح شدن و بي منت كار را محقق مي‌كنند.

یکی از عرفا می گوید مشرف شده بودم حرم اباعبدالله (ع) حضرت بر من جلوه کردند عرضه داشتم آقا مي‌خواهم اسم اعظم را به من آموزش دهيد ، حضرت فرمودند، اسم اعظم يك چيز است «حسین» «حسین» «حسین» خدا بزرگترین جلوه گری‌هاي خود را در اسم حسين به نمايش گذاشته است.

روايت مي‌گويد:‌ نحن اسماء الحسنی حضرات معصومين (ع) اسماء الحسنی خداي سبحانند. وقتی برای هر کاري اسم اعظم جلودار باشد شیطان نمي‌تواند خود را به آن كار نزدیک كند، اگر برای تمام حالات و خواسته ها و اراده ها حضرات معصومين (ع) جلو‌دار باشند همه به سلامت به مقصد واصل مي‌شوند حضرات معصومين (ع) جلوه قرآن هستند آنان قرآن ناطق‌اند آنكس كه با قران ناطق باشد حال خوش و اراده درستی خواهد داشت نورانيت اين همراهي براي او باقی می ماند.  

جلوداري حضرات معصومين (ع) سبب مي‌شود كه هيچ خواسته ناصحيح و نامربوط مطرح نشود زيرا آنان فكر و خواسته‌هاي را كنترل مي‌كنند.

كسي كه در ميان گروهي حضور دارد كه آن گروه قدرتمند، عزیز، کریم، زیبا، رئوف، خبیر، باشند هرگز خواسته‌اي به غير از ماندگاري و حضور در آن جمع ندارد. خواسته‌ها بهانه‌اي براي حضور در آن بهشت است مثلا اگر شما براي اجابت حاجتي به قم مشرف ‌شويد در اين ميان با عارفی آشنا شويد بعد از بازگشت خواهيد گفت اصلا خواسته من در مقابل آشنايي و بركت با اين عارف هيچ است. حاجت بهانه آشنايي من با وي بود.

 اگر انسان در همه حوایج و اراده هایش حضرات معصومين (ع) را جلو بیاندازد و پشت سر آنها حركت كند شادي و سرحالي عجيبي به او مي‌رسد اگر گاهي گرفتار بي‌حالي مي‌شوم مربوط به زماني است كه امام را به عنوان جلودار و پيشوايم نپذيرفته‌ام زيرا اگر پشت سر امام حركت كنيم به يقين عطاي كامل عزت كامل سلامت كامل ... همه و همه به ما مي‌رسد.

در ادامه تفسير اين  فراز گفته شده:

امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: « معرفتي‏ بالنورانيّة معرفة اللّه عزّ و جل‏ » هرکس من را با مقام نورانیت شناخت خدا را شناخته است اين روايت به چه معناست ؟ تمام کمالات استقلالي خداي سبحان در آیینه وجود حضرات معصومين (ع) به طور کامل جلوه گر است ، حال اگر كسي جلوداري حضرات معصومين (ع) را پذيرفت از انعكاس نور خداي سبحان كه در آيينه وجود آنان تجلي مي‌كند انعكاسي دريافت نمايد و نور آن انعكاس به ما نيز منتقل مي‌شود.  

مثلا آنكس كه زيارت اربعين نصيبش مي‌شود و مي‌رود در هر قدم گمان مي‌كند پشت سر امام زمان (ع) و پشت سر ايشان گام مي‌زند مطمئن است هم به مقصد مي‌رسد و هم خستگي راه  او را اذيت نخواهد كرد همچنين آن كس كه پشت سر حضرت حركت كند نمي‌‌تواند نگاه به نامحرم داشته باشد یا حرف بی ربط بزند و يا بدون ذكر حركت كرد آنكس كه گمان مي‌كند پشت سر حضرات معصومين (ع) در حركت است آسایش و آرامش و مراقبه ای خاص دارد اگر بر او خواب غفلت عارض شود حضرت بیدارش می کند اگر غافل شود حاضرش مي‌نمايد ، همه وجود حضرات معصومين چشم است ، امام کعبه است پشت و رو ندارد اگر هر يك از ما  لحظه ای گرفتار خطا شويم آنان به ما متذکر می شوند و با رافت و رحمتشان ما را متوجه خطايمان می کنند .

در زیارت جامعه آمده بود « وَ مَنْ‏ قَصَدَهُ‏ تَوَجَّهَ‏ بِكُمْ‏ »  هرکس قصد خدا را بكند بايد شما را مقابل خود قرار دهد .

اگر كسي پشت حضرات معصومين (ع) در حركت باشد نمي‌تواند اراده دنیا و اراده پستی را بكند ؟ امكان ندارد اراده بی ادبی داشته باشد اراده معصیت بكند اگر واقعا باور داريم كه آنان جلودار ما هستند نمي‌شود در حال غفلت و کسالت و ملالت زندگي كرد ؟ اصلا جريان جلودار بودن حضرات معصومين اکسیر اعظمی است اگر ما پشت سر آنان در حركت باشیم زندگي‌مان ساماندهی شده و برکت مي‌يابد و از  معصیت و ظلمت دور مي‌شويم. در زیارت ال یس مي‌گوييم : «ُ السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ‏ الْمَأْمُول‏ » سلام بر آقایی که تو جلودار هستي خدا تو را جلو و پيشوا قرار داده ما هم اين جلوداري را پذيرا هستيم .

«مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ عَلَانِيَتِكُمْ »

ارتباط با حضرات معصومين (ع) باید يك ارتباط قلبي باشد ، ایمان قصد قلب و عقد قلبی است در اين فراز اعلام مي‌كنيم ما عقد قلبی با شما معصومين بسته‌ايم و شما را باور داريم ، شما یک ولایت پنهان دارید که اصلا از درك ما خارج است و یک سرّ است . شما معصومين از اموري آگاه هستيد كه فقط خودتان از آن آگاهيد باور دارم كه شما پشت پرده هایی دارید که آن پشت پرده ها در این عالم ظهور نخواهد كرد.

اسرار درون شما اموري است که بر اکثريت خلق پنهان است هر چند كه براي گروهي از افراد ظهور پیدا کرده است، فردي می گوید: خدمت جواد الائمه علیه السلام رسيدم حضرت را بسيار لاغر و گندمی ديدم بر ذهنم گذشت چهره آقا چنين گندمي است و بعد از چندي ديدم  صورت امام روشن شد و وجود مباركشان وسعت يافت چندان كه از محله از شهر بيرون رفتند و با یک نگاه کل عالم پر از جواد الائمه شد مثل خورشید می درخشيدند و بعد كم كم كوچك شدند و به حالت اوليه برگشتند اين روايت گوشه‌اي از اسرار و پشت پرده‌هاي حضرات معصومين (ع) است.

« عَلَانِيَتِكُمْ »

بعضی می گویند: « عَلَانِيَتِكُمْ » سرّ اعتقادات معصوم است و بعضي گفته‌اند: علانیه قول و فعل معصوم است و من در اين فراز اعلام مي‌كنم هم اعتقادات شما را به طور كامل قبول دارم و هم قول و فعلتان را کاملا پذيرا هستم.

اهل دل مي‌گويند: سرّ وجودي همه حضرات معصومین حضرت زهرا سلام الله علیها است ، ناموس خلقت و ام و ریشه همه اين بزرگواران وجود مقدس زهراي اطهر است ، من حضرات معصومين (ع) را از ريشه و اصل قبول دارم و دلداده آنها هستم زماني كه ريشه را قلبا پذيرا باشم به يقين جلوه‌هاي آن ريشه را پذيرا هستم.  

«شَاهِدِكُمْ‏ وَ غَائِبِكُمْ‏ وَ أَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُم‏»

 شاهد و غايب حضرات معصومین در زمان ما وجود مقدس حضرت ولی عصر علیه السلام است من همه حضرات معصومين را شاهد مي‌دانم و حضرت ولی عصر (ع) را نيز هم شاهد و هم غايب مي‌دانم ايشان شاهد بر همه مخلوقات‌اند و غايب از نظرند ، همان گونه که وجود مقدس اباعبدالله (ع) را باور دارم وجود مقدس امام زمان را باور دارم، من مومن و دلداده به حضرت ولي عصر هستم به ايشان ايمان دارم همانطور كه قبلا يادآور شديم ايمان يك قرار‌داد قلبي است و من ايمان به حضرت را در قلبم باور دارم. هر گاه بخواهيم کسی را بسيار احترام كنيم وي را در جايگاهي قرار مي‌دهيم كه آسيبي نبيند ما وجود مقدس امام زمان را در دلمان جاي مي‌دهيم از دل بالاتر و امن‌تر جايي نيست ، دلم را حریم حضرات معصومين (ع)‌ قرار مي‌دهم و با دلم با آنها قرار داد مي‌بندم كه ظاهر و باطن‌شان را قبول دارم ، ایمان من به آنان یک ایمان دائمی است ده هزار سال دیگر هم همین عقیده را خواهم داشت قرار نیست فصلی در بین باشد ، اولين امام وجود امیرالمومنین و اخرین امام وجود مقدس حضرت ولی عصر علیه السلام است .

 

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم»

 


[1] سوره مباركه نحل ، آيه 69

[2] الکافی، ج 2 ، ص 491

[3] الکافی ، ج2 ، ص 493

 







محتوای مرتبط