.

امام شناسی

جلسه 115 - 95/7/14

 

هوالرئوف

        در زیارت جامعه كبيره از لسان امام هادي (ع) شخصیت کلی همه حضرات معصومین (ع) معرفي مي‌گردد و سلام های متعددی به اين بزرگواران داده می شود، گاهی سلام ها به صورت مخاطب و گاه به شكل غایب است. وجود مقدس امام هادی (ع) از حقیقت شخصیت معصومین (ع) برای ما پرده برداری می کنند. من وقتي زائر امام مي‌شوم چه کسی هستم ، بخشی از دعا و زیارت جامعه بخش خود شناسی است و يعني جالب این است که در آغاز این بخش امام هادی (ع) به ما آموزش می دهند که هم خدا را در این معرفی شاهد بگیرم و هم ائمه را، « اشهد اللَّه‏ و اشهد كم » معرفی‌اي که از تک تک ما به عنوان زائر امام در این بخش به عمل می آید بسیار زیباست. عكاس ، عکس بسيار زیبایی از زائر گرفته و با روتوش و بدون هيچ عیبي به او نشان می دهند گاهي معرفی‌اي که امام از ما می کند خودمان هم باورمان نمی شود، به خود که نگاه می کنيم خود را آلوده‌دامن و بد اخلاق و مشرک و ضعیف الایمان می بینيم اما در محضر امام آنچه کمال است برای ما در نظر گرفته مي‌شود و آنچه خیر است برای ما می شمارند، خدا را شاهد می گیريم و این معرفی را اعلام می کنيم ، امام هادی (ع) می گویند زیارت هرکدام از معصومین مشرف شديد خود را چنین معرفی کنيد: « مُسْتَشْفِعٌ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُمْ وَ مُتَقَرِّبٌ بِكُمْ إِلَيْهِ وَ مُقَدِّمُكُمْ أَمَامَ طَلِبَتِي وَ حَوَائِجِي وَ إِرَادَتِي فِي كُلِّ أَحْوَالِي وَ أُمُورِي‏»

 شفع به پیوستن دو چیزی مي گويند که از هم جدا باشد و به یکدیگر بچسبد و  مستشفع كسي است كه طلب پیوست به الله می کند، مسیر مشخص است و غایت، رسیدن به خداست اما اين رسيدن بواسطه حضرات معصومين (ع) صورت مي‌گيرد « بِكُمْ »‌، به وسیله شما می خواهم این پیوست برایم حاصل شود، شما برایم شفاعت کنید و اجازه بدهيد من به شما بپیوندم تا وصول به حق نصیبم شود، اجازه بدهيد من به شما پیوست داشته باشم تا از طریق این پیوست وصال به حق نصیبم گردد.

انسان باید چقدر پاک شده باشد تا بتواند به امام بچسبد، اگر به ما اجازه بدهند در فلان مجلس در كنار فلان ولّي خدا قرار بگيرم چقدر بايد حواسم باشد كه بوی نامناسب ندهم و لباسم کثیف نباشد و نظافت ظاهري را رعايت كرده باشم حال در اين عبارت زائر پيوست به حضرات معصومين (ع)‌ را مي‌طلبد.

امام هادي (ع) ما را چنين معرفي مي‌كند.

1 . اهل طلب هستم .

2 . طلبی که منتج نتیجه باشد و وصل به اولیای خدا را نصیبم کند .

3 . خود این طلب برای من وسیله است نه هدف، قصد ندارم فقط به امام نزديك شوم بلكه می خواهم قرب به خدا داشته باشم زيرا باور دارم قرب الی الله فقط بواسطه حضرات معصومين (ع) است. « بِكُمْ »

هيچ كس خودش به تنهایی به جايي نمی رسد اگر من دنیای علم و عبادت باشم بدون تمسک به حضرات معصومين (ع) به هیچ كمالي نائل نمي‌شوم انسان بايد خود را محتاج این پیوست بداند، زائر هر چه خود را به کسانی که کامل ترین دریافت فیوضات را از خدای سبحان دارند نزديك كند فيض‌ او کامل‌تر می شود، اگر نهری به بحر (دريا) متصل شود با این پیوست ميان نهر و بحر فاصله‌اي نيست و براي نهر محدودیتی باقی نمی ماند در حالي كه آب حوض كه هرگز به بحر نمي‌رسد راكد است و در فاصله زماني خراب مي‌شود. موجودي هر يك از ما بايد دائما در حال افزوني باشد. افزونی موجودی فقط با تمسک به کسانی است که كامل ترين  موجودی را از خدا در عالم دریافت کرده اند . به همین جهت زائر مي‌گويد:  « مُسْتَشْفِعٌ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُمْ »

شارحین زیارت جامعه ذيل اين فراز مي‌گويند: معمولا انسان هر گاه  شفیع و واسطه با خود می برد به جهت آن است كه از طرف آن واسطه تقویت و اعانت (كمك) شود، حال هر يك از ما در محضر خداي سبحان وساطت حضرات معصومین (ع) را عرضه میکنیم تا درخواست های خود را  با تقویتی که از طریق آن بزرگواران صورت می گیرد به حضرت حق عرضه داريم و آن درخواست ما مستجاب شود.

 هر فیض مادی ، معنوی ، ظاهری ، باطنی ، جسمی و روحی که از خدای سبحان دریافت مي‌كنيم، همه با وساطت معصوم صورت مي گيرد. الله نام جامع خداي سبحان است و فیض جامع و کامل با نام الله است اگر من خواهان قدرت جسمی و روحانی باشم و يا بخواهم زمانم بسط پيدا کند همه با وساطت معصوم صورت مي‌گيرد. همه كس بدون وساطت حضرات معصومين (ع) بي‌اعتبارند و حضرت حق براي هيچ كس اعتباري بدون ايشان قائل نيست. وساطت حضرات معصومين (ع) ظرف وجودي زائر را منبسط و گسترده مي‌كند.

وساطت معصوم باعث می شود که انسان هر نوع درخواستی را نداشته باشد و به هر اقدامی دست نزند به زبان ساده وساطت معصوم فيلتر و تصفيه‌اي است براي آنكه درخواست‌ها مطلوب به پيشگاه خداي سبحان عرضه گردد. امكان ندارد كسي از حضرات معصومين (ع) درخواست گناه كند.  حضرات معصومين (ع) سبب مي‌شوند تا درخواست های ما تصفیه شود. اگر پای حضرات معصومين (ع)‌ در میان نباشد هر چه طلب كنيم فقط نفسانیات ماست. شفاعت معصوم باعث می شود ما حق داده ها را بجا بیاوریم و شکر آن ها را انجام دهيم  و هر آنچه به ما عطا می شود برای ما حفظ شود و از بین نرود .

زائر در اين فراز درخواست مي‌كند كه به حضرات معصومين (ع) بچسبد و اين درخواست نشان از ميزان قابليت اوست. اين درخواست، لسان استعداد ماست، قابلیت هاي پنهان ماست ما مطلع از توانمندی‌هاي خود نیستیم و در محضر معصومین از توانمندی های پنهانی خويش مطلع می شویم .

«مستشفع بکم» یعنی مقام ولایتی شما را واسطه قرار می دهم، مقامی که در عالم ظهور پیدا نکرده است. این عالم برای جلوه گری آن مقام کوچک و تنگ است آن مقام را واسطه قرار می دهم تا وصول الی الله نصیبم شود.

در توضيح فراز گفته‌اند كه ممكن بود اين فراز چنين باشد «مستشفع بکم الی الله عزوجل» يعني در ابتدا «بکم» بیاید و سپس «الی الله» اما در فراز آمده است «مستشفع الی الله بکم»‌ ترتيب در بيان نشان از رعايت ادب است ابتدا «الي الله» ذكر شده و سپس «بكم»، رعايت ادب در پيشگاه خداي سبحان حضرات معصومين (ع)‌ بسيار ارزشمند است گاهي گرفتاري‌هاي زندگي ما به جهت بي‌ادبي‌هايمان نسبت به حضرت حق و حضرات معصومين (ع) است. شخص جليل القدري می گوید: زماني می خواستم وارد مسجد شوم متوجه نبودم با پای چپ وارد شدم سریع پایم شکست متوجه شدم بی ادبی کرده‌ام بايد با پاي راست وارد مسجد شد،در محضر حضرات معصومین (ع) كه قرار مي‌گيريم آداب را به ما آموزش می دهند.

 مولوي مي‌گويد:

از خدا جوییم توفیق ادب                                          بی ادب محروم ماند از لطف رب

ابتدا «الی الله» بعد «بکم» مقصد خدا است و واسطه شما هستید بدون وساطت شما کار جلو نمی رود .

این فراز بسيار اميدوار كننده است. هر زائر زيارت جامعه‌اي به اين باور مي‌رسد كه حضرات معصومين (ع) او را شفاعت مي‌كنند كه اجازه خواندن اين فراز به او داده شده يعني نااميدي در او راه نمي‌يابد كه بگويد آيا حضرات معصومين (ع) مثل من را هم شفاعت مي‌كنند! حتي اگر طلب كرد و ثمره‌اي از طلب خويش نبيند نااميد نمي‌شود و مجدد درخواست مي‌كند و اميدوار به شفاعت آنهاست و خود را مستغني (بي‌نياز) نمي‌بيند.  

«‌متقرب » : طلب قرب كردن است، می خواهم نزدیک شوم به سوی او، اما با وساطت شما، امكان ندارد کسی خود را به حضرات معصومين (ع) خیلی نزدیک کند و از خدا خیلی دور باشد، « مُتَقَرِّبٌ‏ بِكُمْ‏ إِلَيْه‏ ». من زائر هرچه به شما نزدیک شوم در حقيقت به خدا نزدیک شده‌ام در همين جا لازم است گفته شود امكان ندارد كسي اهل هيأت اباعبدالله باشد و نماز‌هايش قضا شود و نسبت به نماز بي‌تفاوت باشد. هيأتي بودن و پروا نداشتن از نامحرم با هم يك جا جمع نمي‌شوند بد حجاب و بي‌حجاب با هيأتي بودن تباين كلي دارد. امكان ندارد معصيت كردن براي كسي عادي شده باشد تصميم بر توبه نداشته باشد و خود را امام حسيني بداند. اگر سوار کشتی حسین شدی از معصیت دور می شوی ، اگر كسي بر كشتي حسين (ع)‌ سوار شد او را در مسیری حركت مي‌دهند که طاعت انجام دهد و معصیت را ترک نمايد. کشتی امام حسین (ع) مقابل کشتی خدا نیست كه خدا یک حكومت جدا و امام حسین يك حكومت جدا داشته باشد بلكه مراتب حضرات معصومين (ع) در طول خداي سبحانند نه در عرض او.  زیارت جامعه تكليف هر خواهاني را مشخص مي‌كند. به واسطه شما معصومين من به خدا  نزدیک می شوم . نمی شود من گناه را با اصرار و سماجت انجام دهم و منتظر قرب الی الله باشم.

قرب در نماز روح نماز است به همين دليل قبل از نماز مصلي شهادت به رسالت پیامبر و ولایت امیرالمومنین (ع) مي‌دهد. بدون ذكر شهادتين امکان قرب نیست بدون پذیرش ولایت قربی نصيب كسي نمي‌شود.

ريشه متقرب باب تفعّل است و یکی از معاني آن مطاوعه به معناي پذيرش است، من نزدیکی به خدا را با وساطت شما مي‌پذيرم. از اين عبارت استنباط مي‌شود كه زائر اراده بودن در دنياي مادي را نكرده است او نمي‌خواهد در فضاي حيوانيت بماند بلكه قرب الي الله را طلب مي‌كند.  جاده  اين وصال از طریق شما حضرات معصومين (ع) است علم ، پول و حتی عباداتم بدون ولایت کار می کند .

قرآن درباره خداي سبحان مي‌گويد:‌ « ...وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ‏ الْوَريد»[1] «... و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم.»  ای خدایی که از رگ گردن به من نزدیک تر هستی ، از اين آيه معلوم مي‌ گردد خداي سبحان بسيار به انسان نزديك است و به تبع حضرت حق واسطه‌هاي او به ما نزديك هستند كه هرچه ما به حضرات معصومين (ع)‌ نزديك‌تر شويم به وصال الي الله نزديك‌تر شده‌‌‌ايم.  

اصل عرفان از طریق ولایت متصف به صفات الهی شدن است ، اتصال قرب به  الی الله و الیه  نشان از آن دارد كه زائر مادام در راه است ، الی به سوی چیزی رفتن است زائر بايد دائما اهل سیر باشد و توقف نکند ، زائر حضرات معصومين (ع)‌ مسافر الی الله  است و سالک الی الله به حساب مي‌آيد. اين سير بی نهایت است و هیچ گاه تمام نمی شود. زائر تا لحظه مرگ در این عالم در حركت است.  

انسان به واسطه معصومین قرب به خدا نصیبش می شود ، وقتی به معصوم نزدیک شود دائما از آنها  آموزش بندگي و قرب مي‌گيرد. حضرات معصومین (ع) به اذن حق عالم بماکان و بمایکون هستند ، اگر من از همين دنيا كنار دست يك عالم بنشينم و به او نزدیک شوم  به خدا نزدیک شوم و هر چه اين نزديكي و قرب بيشتر شود عالم‌تر مي‌شوم حال اگر كسي به عالم ترين افراد عالم هستي نزديك شود اگر كسي به اولین ممکن الوجودهاي عالم نزديك شود، به آنان كه از ابتدا تا انتهاي هستي برايشان عيان است نزديك شود به يقين جاهل باز نمي‌گردد.

وقتی زائر در محضر يك عالم قرار می گیرد و او را مي‌بيند شروع مي‌كند به جدا شدن از رذایل و مزین شدن به فضائل اخلاقي ، مثلا من در محضر پیامبر صلی الله علیه واله قرار بگیرد در مي‌يابد بسياري از افراد دوره جاهلیت درمحضر پیامبر و يا يك نگاه پيامبر مسیر زندگیشان عوض شد. شهدایی در صدر اسلام هستند که تواب هستند، سابقه قبل از اسلام آنها پست و غير قابل ذكر است اما با نگاه پيامبر قرب خاص نصيبشان شد، سلمان زرتشتي بود اما « منا اهل بيت » شد يعني جزء خانواده پيامبر لقب گرفت.

« مُتَقَرِّبٌ‏ بِكُمْ‏ إِلَيْهِ‏ » اين فراز با اين جمله زيارت وداع تقريبا هم معنا هستند در زيارت وداع مي‌خوانيم  «اجعلونی من همکم» «ما را جزء همت خود قرار دهيد.» آقاجان توجهی به ما داشته باشید ، شما همّ رشد ما را بکنید، عنایت کنید به ما ، ما فکر می کنیم معصومین که به ما عنایت کنند حاجتمان برآورده شده و گره از کارمان باز می شود، اصل عنایت این است که عنایت به ما شود تا موحد (یکه شناس و یکتا پرست) شویم، عنایت که شود من و شما انقطاع الی الله نصیبمان می شود و روی هیچ چیز و هیچ کس غیر از خدا حساب باز نمی کنیم، این اصل عنایت است، اگر این عنایت نصیبمان شود در دنيا و آخرت عاقبت بخير هستيم گدایی این عنایت را بکنید، بواسطه شما به سوی « هو »، «هویت غیبیه»، در حركتم. هر چه به شما معصومين نزدیک‌تر شوم تعلقاتم از همه اسباب قیچی می‌شود، از همه سبب های ظاهری نگران آنها هستم جدا مي‌شوم.  

در شرح حال شیخ عبدالله پیاده آمده است كه ايشان که طی الارض داشته‌اند روزي قصد دارند پياده از اصفهان به قم بروند، چند قدم كه از اصفهان دور مي‌شوند به قم مي‌رسند حتي فردی كه همراه ايشان بود اين طي الارض نصيبش شد و رسيد. حضرات معصومین در بالاترین نقطه عالم امكان قرار دارند هر كس همراه آنها شود و به آنان نزديك گردد به قرب الي الله نائل مي‌شود.  هر كس با توجه به زيارت جامعه و فرمايشات امام هادي این توان را در خود مي‌بيند كه به خداي سبحان نزديك شود.  اصحاب اباعبدالله علیه السلام نمونه‌اي از اين خواستن هستند به امام زمان خويش نزديك شدند و رسيدند به جايي كه بايد مي‌رسيدند. هر كس به حضرت اباعبدالله سلام مي‌دهد، به اولاد حسين و  اصحاب حسين هم سلام مي‌دهد. آنان جداي از امام نيستند. امام حسین غلام سیاهی داشتند به اسم جون كه  او در دم و دستگاه های امام حسین بزرگ شده بود و مسئول سلاح هاي حضرت بود، وقتي روز عاشورا دید همه رفتند شهید شدند به حضرت عرض کرد آقا از کوچکی در خدمت شما بوده‌ام می دانم رنگم سیاه است و بوی بد می دهم اما آمده‌ام از شما اجازه بگیرم برایتان عرض ادب کنم امام دستان خويش را به دعا بلند کردند «اللهم بیض وجهه» خدا رنگش را سفید کن «طیب ریحه» خدا او را خوش بو کن و دعا كردند كه «او را به آباء من ملحق کن» ، چون آمد و فداکاری خود را در ميدان انجام داد وقتي از اسب بر زمين افتاد چشم خود را كه باز كرد سرش را در دامن اباعبدالله ديد و در دامان امامش شهيد شد، این غلام دورتر از ساير شهدا بر زمين مي‌افتد. ده روز بعد از واقعه عاشورا مردم متوجه مي‌شوند نقطه‌اي از زمين بوی خوشي می آید، به آنجا مي‌روند جنازه ای را شناسایی می کنند و متوجه مي‌شوند آن جنازه جون است، جُون به امام زمانش نزديك شد امام او را به وصال الي الله نزديك‌ كرد و قرب به معشوق را نصيبش ساخت.  

«اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل الفرجهم»‌

 

 


[1] سوره مباركه ق ، آيه 16

 







محتوای مرتبط