.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 46 - 95/2/22

 

هوالرئوف

امام باقر (ع) در توضيح آيه شريفه « كَمَنْ‏ مَثَلُهُ‏ فِي‏ الظُّلُماتِ‏ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها » [1] فرمودند: منظور از كسي كه در ظلمات است و از آن خارج نمي‌شود، فردي است كه امام را نمي‌شناسد.»‌

شخصي كه امام زمانش را نشناسد همچون كسي است كه در تاريكي سُكني گرفته است، و به جهت ظلماني بودن عرصه زندگيش آسيب‌هاي فراواني بر او وارد مي‌شود. چنين فردي احساس ناامني مي‌كند، نمي‌تواند الطاف خداوند را نسبت به خود مشاهده كند، و از درك توانمندي‌ها و استعدادهاي وجودي خود عاجز است.

***

برخي از افراد نه امام را مي‌شناسند و نه او را انكار مي‌كنند، امام صادق (ع)‌ در مورد اين گروه مي‌فرمايد: «مَنْ‏ لَمْ‏ يَعْرِفْنَا وَ لَمْ‏ يُنْكِرْنَا كَانَ ضَالًّا حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى الْهُدَى الَّذِي افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنْ طَاعَتِنَا الْوَاجِبَة»‌ «كسي كه ما را نمي‌شناسد و انكار هم نمي‌كند گمراه است تا زماني كه به سوي هدايتي كه خدا آن را بر او واجب كرده است برگردد.» هدايتي كه خدا بر بنده واجب كرده اطاعت از امام معصوم (ع) است.

پيغمبر (ص) مي‌فرمايند: « إِنْ‏ جَهِلَهُ‏ وَ لَمْ‏ يُعَادِهِ‏ وَ لَمْ يُوَالِ لَهُ عَدُوّاً فَهُوَ جَاهِل‏»[2] «اگر كسي جاهل به امام است ( امام را نمي‌شناسد) و با عدو او دشمني ندارد و با دوست او دوستي ندارد جاهل محسوب مي‌شود.»‌

توفيقي كه به ما ارزاني شده و خداوند متعال اجازه داده در مسير شناخت امام زمان (ع) گام برداريم، نشان از اين امر است كه برايمان رقم زده شده در تاريكي و ظلمت به سر نبريم، جاهلانه و گمراه زندگي نكنيم، و تلاشها و زحماتمان ما را به هدف و مقصد برساند.

***

امام باقر (ع) مي‌فرمايند: «كُلُ‏ مَنْ‏ دَانَ‏ اللَّهَ‏ عَزَّ وَ جَلَّ بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَيِّرٌ وَ اللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ وَ مَثَلُهُ كَمَثَلِ شَاةٍ »[3] « هر كس از طريق عبادتي دينداري مي‌كند و در آن طريق خود را به زحمت مي‌اندازد درحالي كه امامي ندارد، سعي و تلاشش مورد قبول واقع نمي‌شود. او گمراهي متحيّر ا ست و خداوند از اعمال او بدش مي‌آيد. مَثَل چنين فردي مثل گوسفندي است كه گم شده، هم از چوپان جدا شده و هم از گله.»

گويا چنين فردي هيچ امنيتي ندارد و دائم خطر او را تهديد مي‌كند. ( مانند گوسفند گم شده‌اي كه همواره نگران حمله گرگ‌هاست.)

اگر بخواهيم مفهوم مخالف كلام امام باقر (ع) را در نظر بگيريم، بايد از خداي سبحان سپاسگزار باشيم كه با فضل و كرمش ما را در وادي شناخت و معرفت نسبت به ولي عصر (ع)‌ راه داده است. گويا خداوند ما را در كنار چوپان جاي داده است كه دائم گله از هدايت و حمايتش برخوردارند و بدون نگراني از هر خطر و آسيبي به مسير خود ادامه مي‌دهند.

***

امام صادق (ع)‌ مي‌فرمايند: «نَحْنُ‏ أَصْلُ‏ كُلِ‏ خَيْرٍ، وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ، فَمِنَ الْبِرِّ التَّوْحِيدُ وَ الصَّلَاةُ وَ الصِّيَامُ وَ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسِي‏ءِ وَ رَحْمَةُ الْفَقِيرِ وَ تَعَهُّدُ الْجَارِ وَ الْإِقْرَارُ بِالْفَضْلِ لِأَهْلِهِ؛...»[4] «ما ريشه هر خير و خوبي هستيم ، و همه نيكيها از شاخه‌هاي وجود ما است، از جمله نيكيهاست يگانه پرستي و نماز و روزه و فرو بردن خشم و گذشت از نافرمان بدكردار، و مهرورزي نسبت به مستمند و تفقّد از همسايه و اقرار به فضيلت اهل فضل.»‌

امام صادق (ع) مي‌فرمايند: «ولايت» اصل است و تمام فروع از آن نشأت مي‌گيرد. بنابراين هر چه «ولايت» ما قوي‌تر باشد ، بيشتر خودش را در اعتقادات خير، خلقيات خير و اخلاقيات خير ما به نمايش مي‌گذارد.

در حقيقت ، خداوند با توفيق ورود ما به وادي معرفت و ولايت امام عصر (ع) ، اجازه ورود به عرصه بهترين عقايد و اعمال را نصيبمان كرده است.

***

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «إِذَا خَرَجَ‏ الْقَائِمُ‏ ع‏ خَرَجَ‏ مِنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ يَرَى أَنَّهُ مِنْ أَهْلِهِ وَ دَخَلَ فِيهِ شِبْهُ عَبَدَةِ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ»[5] «زماني كه قائم (ع)‌ ظهور كند، گروهي كه گمان مي‌كردند از اهل و خانواده او هستند ( تا اين اندازه خود را به امام (ع) نزديك مي‌دانستند) از ولايت او خارج مي‌شوند، و كساني كه خورشيد پرست و ماه پرست بودند، ولايت او را مي‌پذيرند.»

طبق فرمايش امام صادق (ع) گروهي كه تصور مي‌كنند از نزديك ترين افراد نسبت به امام زمان (ع)‌ مي‌باشند و در زمان ظهور قطعاً‌ در شمار ياران حضرت قرار مي‌گيرند، پس از قيام امام (ع)‌ به اوپشت كرده و از حريم ولايتش خارج مي‌شوند.

اين گونه روايات ما را نسبت به سرنوشت خود نگران مي‌كند و دلمان را مي‌لرزاند. اگر مي‌خواهيم خوش عاقبت شويم و تا انتها جزو ياران حضرت باشيم بايد به اين امر توجه كنيم : هيچگاه نسبت به خود خوش بين نباشيم و دست از دعا، توسّل و تمسك برنداريم. ديگر اينكه همواره درصدد افزايش معرفت باشيم تا مسير صحيح زندگي را بيابيم و به بيراهه نرويم.

متدين ماندن در زمان غيبت امر بسيار سختي است. در اين دوران ، دينداري همچون نگه داشتن سنگ داغ در كف دست است. رسول اكرم (ص) مي‌فرمايد : «در آخر الزمان برادران من كساني هستند كه سنگ داغ را در كف دستشان نگه مي‌دارند، آن را از اين دست به آن دست مي‌كنند، ولي زمين نمي‌اندازند. اينها چراغ‌هاي هدايت‌اند، و خداوند ايشان را از همه فتنه‌هاي آخرالزمان حفظ مي‌كند.‌»

روزي امام صادق (ع) به اصحابشان فرمودند: «پس از اين شبهه‌اي شما را خواهد رسيد كه نه علم خروج از آن را داريد و نه امامي هست كه شبهه را براي شما حل كند. و در سرگرداني خواهيد ماند و از آن نجات پيدا نمي‌كند مگر كسي كه دعاي غريق را بخواند. يكي از اصحاب سوال كرد دعاي غريق چيست ؟ حضرت فرمودند: «يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلّب القلوب ثَبِّت قلبي علي دينك» رواي گفت: «...يا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبي علي دينك» حضرت فرمودند: من به تو مي‌گويم « يا مقلّب القلوب» تو هم بگو «يا مقلّب القلوب» ،‌آن فرد گفت: خدا «مقلّب القلوب و الابصار » است، حضرت فرمودند: دقيقاً همان را بگو كه به تو گفتم.»‌

حفظ اعتقادات امري مهم و سرنوشت ساز است. در دوران غيبت عقايد ما دائماً‌ در معرض آسيب قرار دارد. كسي كه ما را از اين آسيب‌ها حفظ مي‌‌كند خداي سبحان است، و خداوند نيز «ولي» خود را واسطه حفاظت و صيانت از اعتقادات ما قرار داده است.

***

خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «لَقَدْ جاءَكُمْ‏ رَسُولٌ‏ مِنْ‏ أَنْفُسِكُمْ‏ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيم‏»[6] «قطعاً، براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد، به [هدايت‏] شما حريص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.» خداوند مي‌فرمايد: هر چه موجب رنج، سختي و زحمت شما شود براي پيامبر (ص) سنگين و دشوار است. آري ، پيامبر (ص) همچون پدري مهربان است كه از كوچك‌ترين گرفتاري فرزندش ناراحت مي‌شود. و دلش به درد مي‌آيد. حضرت رسول نسبت به امتش «حريص» است، براي هدايت شدن و خوب بودن آنها حرص مي‌زند.

امام عصر (ع)‌ » ابن رسول الله » است، پدر امّت است  و اگر محبت و شفقت همه پدران عالم را در نظر بگيريم، با محبت و دلسوزي او نسبت به ما قابل قياس نيست. گرفتاري‌هاي ما براي اماممان سنگين است و حضرت را رنجيده خاطر مي‌كند.

هر زمان كه موجبات گرفتاري و بدبختي را براي خود فراهم مي‌كنيم در حقيقت امام (ع)‌ را اذيت كرده‌ايم و باعث غم و غصه‌اش شده‌ايم.

در دعاي شب نيمه شعبان  در مورد امام عصر (ع) مي‌گوييم: « َ ذُو الْحِلْمِ الَّذِي لَا يَصْبُو» «صاحب حلمي است كه هيچگاه بردباريش تمام نمي‌شود و رويش را از ما بر نمي‌گرداند.»

امام زمان (ع)‌ آنقدر گريز پا بودن ما را تحمل مي‌كند، آنقدر با گرفتاريهايي كه براي خود ايجاد كرده‌ايم همراه مي‌شود تا ما را از مشكلات رهايي بخشد.

امام (ع) آنقدر بردباريش را شامل حالمان مي‌كند كه از حلمش متعجب مي‌شويم.

***

*رساله حقوق امام سجاد (ع)‌

«ِ وَ أَمَّا حَقُّ إِمَامِكَ فِي‏ صَلَاتِكَ‏ فَأَنْ‏ تَعْلَمَ‏ أَنَّهُ‏ قَدْ تَقَلَّدَ السِّفَارَةَ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ وَ الْوِفَادَةَ إِلَى رَبِّكَ وَ تَكَلَّمَ عَنْكَ وَ لَمْ تَتَكَلَّمْ عَنْهُ وَ دَعَا لَكَ وَ لَمْ تَدْعُ لَهُ وَ طَلَبَ فِيكَ وَ لَمْ تَطْلُبْ فِيهِ وَ كَفَاكَ هَمَّ الْمَقَامِ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ الْمُسَاءَلَةِ لَهُ فِيكَ وَ لَمْ تَكْفِهِ ذَلِك‏...»

به ما آموخته‌اند كه هر زمان نماز اوّل وقت مي‌خوانيم، در حقيقت پشت سرامام زمان (ع)‌ نماز خوانده‌ايم و درعالم معنا به او اقتدا كرده‌ايم.

بنابراين ما مأموم هستيم و امام عصر (ع)‌ امام جماعت.

امام سجاد (ع) مي‌فرمايد: «در نمازت، حق امام جماعت اين است كه بداني او سفير بين تو و خداوند است. امام جماعت است كه تو را به خدا وارد مي‌كند. او عهده‌دار اين امر شده كه از سوي تو با خدا صحبت كند، و تو از طرف او با خدا حرف نمي‌زني.

او براي تو دعا مي‌كند و تو براي او دعا نمي‌كني. او براي تو از خدا درخواست مي‌كند در حالي كه تو در مورد او از خدا چيزي طلب نمي‌كني.

برايت سخت بود در محضرخدا قرار بگيري و به او اعلام نياز كني، امام جماعت اين امورت را به عهده گرفت، او اين كارها را برايت انجام داد، و تو اين موارد را براي او انجام ندادي.»

به محضر امام عصر (ع) عرض مي‌كنيم:

آقاي ما ! از آن زمان كه به ما آموختند نماز اول وقت بخوانيم تا پشت سر شما اقامه نماز كنيم، شما امام جماعت ما شديد و ما مأموم شما.

هر گاه نماز را اول وقت نخوانديم، متوجه شديم چقدر با نمازي كه پشت سر شما خوانديم متفاوت است.

مولاي ما ! لطف‌ها و محبت‌هايي نثارمان كردي كه تصورش را هم نمي‌كرديم.

از طرف ما با خدا حرف زدي، برايمان دعا كردي، و درخواستهايي كه رويمان نمي‌آمد از خدا طلب كنيم، برايمان تقاضا كردي.

هر زمان كه از فرط غفلت و معصيت رويمان نمي‌آمد در محضر خدا بايستيم ، تو به عنوان امام جماعت ما را پشت سر خود قرار دادي و خودت بين ما و عيوب و معاصيمان حائل شدي تا نواقص و گناهانمان به چشم نيايد.

يا صاحب الزمان !‌

امروز با همه وجود از شما تشكر مي‌كنيم، ممنونيم كه به عنوان امام جماعت بر ما منّت گذاشتي و براي ارتباطمان با خداي سبحان ، امورمان را عهده‌دار شدي.

 

 


[1] سوره مباركه انعام،‌آيه 122

[2] كمال الدين و تمام النعمة ، ج 2، ص 414

[3] كافي ، ج 1 ، ص 183

[4] كافي ، ج 15 ، ص 553

[5] الغيبة (للنعماني) ، ص 317

[6] سوره مباركه توبه ، آيه 128