.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 45 - 95/2/8

 

هوالرئوف

بر اين باوريم كه اگر توفيق معرفت نسبت به ولي عصر (ع) نصيبمان شود، در حقيقت به ما «حكمت» داده شده است.

« يُؤْتِي‏ الْحِكْمَةَ مَنْ‏ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيرا ...»[1] « خدا] به هر كس كه بخواهد حكمت مى‏بخشد، و به هر كس حكمت داده شود، به يقين، خيرى فراوان داده شده است؛...»

امام صادق (ع) در ذيل اين آيه مي‌‌فرمايند: منظور از حكمت، «طاعة الله و معرفة الامام» است.

اگر كسي به «معرفة‌الامام» برسد، از خيري فراوان برخوردار شده است، خيري كه خداي سبحان آن را با عنوان «كثير» توصيف مي‌كند.

خداوند كل دنيا را قليل معرفي مي‌كند. «قُلْ‏ مَتاعُ‏ الدُّنْيا قَلِيل»‌[2] «حكمت » چه خير فراواني را در زندگي ما جاري مي‌كند كه خداي سبحان آن را خير كثير مي‌نامند!‌

در روايت ديگر، «معرفة‌الامام» ، «خير وسيع» ناميده شده است.

« لَنْ‏ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى‏ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون‏»[3] «هزگز به «برّ» نمي‌رسيد مگر چيزهايي را كه دوست داريد انفاق كنيد.» در ذيل اين آيه امام صادق (ع) مي‌فرمايند: « فَنَحْنُ‏ الْبِر » «برّ ما هستيم.»‌

«بّر»‌ يعني «خير گسترده و وسيع» . اگر به امام (ع)  برسيم، در حقيقت به خيرات بسيار گسترده دست يافته‌ايم.

نكته ديگري كه از كلام امام صادق (ع) برداشت مي‌شود اين است كه رسيدن به حضرات معصومين (ع) امري مشروط است. « تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون » بايد بخشي از آنچه كه دوست داريم براي اين وصال هزينه كنيم، و جاني، مالي ، وقتي و آبرويي براي حضرات معصومين (ع) مايه بگذاريم.

اگر در شمار كساني باشيم كه آنچه كه براي خودمان محبوب نيست، در راه خدمت به معصوم صرف كنيم، هرگز به امام (ع) نمي‌رسيم « لَنْ‏ تَنالُوا الْبِرَّ ».

***

صاحب كتاب مكيال در جلد 2 مكيال عربي صفحه 282 چند روايت ذكر كرده كه بر اساس آنها اثبات مي‌كند حق الله، حق امام است، در اين روايات ، معصومين مي‌فرمايند: «ان ما كان لله تعالي من حق فهو لنا »‌ « هر چه كه حق خداست ، مال ماست.»

طبق اين فرمايش، اگر حق امام (ره) را ضايع كنيم، در حقيقت حق خداي متعال را ضايع كرده‌ايم، بنابراين خداوند ما را از خود دور مي‌كند و اجازه قرب و نزديكي را به ما نمي‌دهد.

يكي از اهمّ حقوقي كه امام (ع)‌ بر عهده ما دارد اين است كه او را بشناسيم و حق معرفتش را ادا كنيم، زيرا اين معرفت، اطاعت ، تبعيت، نصرت و خدمت را به دنبال دارد.

اگر در جهت شناخت ولي عصر (عج) تلاش نكنيم، روز به روز بدهي‌مان به حضرت سنگين‌تر مي‌شود و به تبعيد شدن ما از پيشگاه خداوند منجر مي‌گردد.

***

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع «‌ وَ يُضَاعِفُ‏ اللَّهُ‏ حَسَنَاتِ‏ الْمُؤْمِنِ مِنْكُمْ إِذَا أَحْسَنَ أَعْمَالَهُ وَ دَانَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِالتَّقِيَّةِ عَلَى دِينِهِ وَ عَلَى إِمَامِهِ وَ عَلَى نَفْسِهِ وَ أَمْسَكَ مِنْ لِسَانِهِ أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً كَثِيرَةً »[4]‌ » خداوند ( در زمان غيبت ) حسنات اهل ايمان را چند برابر مي‌كند.»‌

اگر در دوره غيبت ، در جهت اداي حق امام (ع) عملي انجام دهيد، خداي سبحان آن خدمت را مضاعف كرده و چندين برابر پاداش مي‌دهد.

صاحب كتاب مكيال المكارم مي گويد: « شبي در عالم رويا به من گفته شد؛ مؤمني كه در زمان غيبت براي امامش كاري انجام مي‌دهد، هزار و يك برابر كار كسي كه در زمان حضور امام (ع) كار مي‌كند، پاداش دارد.

ايشان در كتاب مكيال توصيه مي‌كنند همانطور كه از خداوند طلب مي‌كنيد شما را در زمره اعوان و انصار امام زمان (ع) قرار دهد، براي توفيق خادم شدن هم دعا كنيد.

خدمت با اعانت و نصرت فرق مي‌كند. خادم مستقيماً براي امامش كار مي‌كند و خدماتش با واسطه صورت نمي‌گيرد. امتياز ديگر خدمت كردن به امام (ع) اين است كه خادم هميشه تواضع دارد.

شايد فرد معين و ناصر براي صرف هزينه، وقت يا امكاناتش به خود مباهات كند، امّا شخص خادم همواره سربزير و متواضع است.

از سوي ديگر كسي كه در شمار خادمان حضرت باشد، در واقع ناصر و معين امام (ع) هم هست.

اگر مي‌خواهيد به امام عصر (ع) خدمت كنيد، بايد در صدد رفع مشكلات شيعيانش باشيد.

معصوم در روايات مي‌فرمايد: اگر مي‌خواهيد براي ما كاري كنيد براي مومن كه ما را قبول دارند كار كنيد انگار براي ما كار انجام داده‌ايد اگر به آنها صله بدهيد گويا به ما صله داده‌ايد.

طبق اين فرمايش احسان به دوستان امام (ع) ، خدمت به خود امام (ع) محسوب مي‌شود.

***

در اين كلاس بنايمان بر اين بود كه از طريق اسامي خداي سبحان ، خليفه او را بشناسيم.

به مناسبت آغاز ماه رجب، به فرازهايي از ادعيه اين ماه اشاره مي كنيم.

در دعاهاي هر روز ماه رجب مي‌خوانيم: « يَا مَنْ لَا يُنْعَتُ بِتَمْثِيلٍ وَ لَا يُمَثَّلُ بِنَظِيرٍ وَ لَا يُغْلَبُ‏ بِظَهِير» « اي خدايي كه با هيچ مثال آوردني توصيف نمي‌شوي.»

خداوند با مثال آوردن معرفي نمي‌شود و مَثَل ها از شناساندن او عاجزند.

ولي عصر (ع) خليفه خداست و همچون خداوند با مثال شناخته نمي‌شود. با عنوان مثال ما امام (ع) را به كليد آسمان، نور و خورشيد پشت ابر تشبيه مي‌كنيم. امّا همه مثال‌ها و مَثَل‌ها را هم كه جمع شوند، نمي‌توانند امام (ع) را به ما بشناسانند.

« وَ لَا يُمَثَّلُ بِنَظِيرٍ » « اي خدايي كه با هيچ نظري تمثيل نمي‌شوي.»

اين امر بالاصاله مربوط به خداي سبحان است و «ولي خدا» هم به اذن او چنين است.

براي ولي عصر (ع) نيز نمي‌توانيم نظيري بياوريم. حتي نمي‌توانيم بگوييم ائمه اطهار (ع) ، نظير امام زمان (ع) هستند.

حضرات معصومين (ع) در عالم نوري، يكي هستند: « أوّلنا محمّد و أوسطنا محمّد و آخرنا محمّد و كلّنا محمّد » « اي خدايي كه هيچگاه مغلوب نمي‌شوي.»‌

وجود مقدس حضرت ولي عصر (عج) ، همچون خداوند، هميشه غالب است اگر همه ما معصيت كنيم، امام مغلوب نيست و رحمت او غالب است، از سوي ديگر اگر همه ما همه خيرات را انجام بدهيم، خير امام بر خير همه ما غلبه دارد.

« وَ دَنَا فِي اللُّطْفِ فَجَازَ هَوَاجِسَ‏ الْأَفْكَار » « اي خدايي كه در نامرئي بودنت آنقدر به من نزديكي كه از همه افكار من عبور كرده‌اي.» خدا به ما نزديك است، ولي از افكارمان بالاتر است و نمي‌توانيم او را با فكر خود بشناسيم.

« دَنَا فِي اللُّطْفِ » امام عصر (ع) به ما نزديك است، خيلي نزديك، اما نامرئي. آنقدر نزديك است كه از همه لايه‌هاي ما عبور مي‌كند از لايه‌ عقل، لايه قلب و لايه روح و در هيچ يك متوقف نمي‌شود.

اگر باور كنيم همانطور كه خداي سبحان به ما نزديك است، امام عصر (ع) هم كه خليفه اوست، در نزديكي ماست،،، زندگيمان تغيير مي‌كند. با اين باور از معصيت دور مي‌شويم، از نشاطي خاص برخوردار مي‌گرديم، و به دنبال اين نزديكي قوت و توان فراواني را در خود مي‌يابيم.

« َ يَا مَنْ‏ عَنَتِ‏ الْوُجُوهُ‏ لِهَيْبَتِهِ‏ وَ خَضَعَتِ الرِّقَابُ لِجَلَالَتِهِ وَ وَجِلَتِ الْقُلُوبُ مِنْ خِيفَتِه‏ » « اي خدايي كه چهره‌ها در مقابل هيبت تو، و گردن‌ها در برابر عظمت تو خاضع مي‌شوند، و دلها از خوف تو به لرزه مي‌افتند.»‌

امام زمان جلوه كامله خداست و اين خصوصيات در حضرت هم جلوه‌گر است.

اگر حضور و نزديكي امام (ع) را احساس كنيم، خضوع و خشوع خاصي بر وجودمان حاكم مي‌شود، ظاهري فروتن داريم و دل نگرانيم كه حضرت باما چه مي‌كند. امّا

به تيغم گر كشد دستش نگيرم                         وگر تيرم زند منت پذيرم

« ضَاعَ‏ الْمُلِمُّونَ‏ إِلَّا بِك‏ » « خدايا! اجتماع كنندگان ضايع شدند مگر كساني كه كنار تو گردهم آورند.»

ما اگر بخواهيم موجوديمان حفظ شود و هيچ آسيبي نبيند بايد سراغ خدا برويم.

امام (ع) وجه الله است. اگر جمع ما با او باشد سرمايه‌هاي وجوديمان حفظ مي‌شود، و اگر جمعمان بدون او باشد، همه چيزمان از دست مي‌رود.

برهم زنيد ياران اين جمع بي‌صفا را                      مجلس صفا ندارد بي‌يار مجلس آرا

بي‌شاهدي و شمعي هرگز مباد جمعي                          بي‌لاله شور نَبْوَد مرغان خوش نوا را

هر زمان حال خوشي داشتيد، بدانيد جمعتان جمع است، كنار امامتان هستيد و موجودي‌تان در حال افزايش است.

امّا زماني كه از  امام دور افتاديد، بي‌حال و كسل مي‌شويد و موجوديتان را از دست مي‌دهيد.

« َ نَيْلُكَ‏ مُتَاحٌ‏ لِلْآمِلِين‏ » « خدايا ! براي كساني كه آرزوي وصال دارند، رسيدن به تو مقدّر شده است.»‌

هر كس آرزومند وصل باشد، وصال نصيبش مي‌شود. اگر ما هنوز واصل نشده‌ايم به اين دليل است كه هنوز او را آرزو نكرده‌ايم.

در مورد ولي عصر (ع) نيز اينگونه است. اگر به حضرت نرسيده‌ايم به جهت ضعفي است كه در تمنّاها و آرزوهايمان داريم.

از خود حضرت تقاضا مي‌كنيم با يك نگاه موانع را برطرف كند و شرايط وصال را برايمان مهيّا نمايد.

اي كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد                    حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد

***

*رساله حقوق امام سجاد (ع)‌

با بررسي رساله حقوق امام سجاد (ع) ، به دنبال آشنايي با حق‌هايي هستيم كه امام زمان (ع) به گردن ما دارند.

« وَ أَمَّا حَقُّ الْمُؤَذِّنِ فَأَنْ تَعْلَمَ‏ أَنَّهُ‏ مُذَكِّرُكَ‏ بِرَبِّكَ‏ وَ دَاعِيكَ إِلَى حَظِّكَ وَ أَفْضَلُ أَعْوَانِكَ عَلَى قَضَاءِ الْفَرِيضَةِ الَّتِي افْتَرَضَهَا اللَّهُ عَلَيْكَ فَتَشْكُرَهُ عَلَى ذَلِكَ شُكْرَكَ لِلْمُحْسِنِ إِلَيْكَ »

امام (ع) اذان گوي زندگي ماست. مؤذني است كه توحيد، كبريائي خدا، رسالت پيامبر (ص) و ولايت اميرالمؤمنين (ع) را به ما اعلام مي‌كند.

طبق كلام امام سجاد (ع) اولين حق مؤذن اين است كه بدانيم او ربوبيت خدا را به ما يادآوري مي‌كند، و ما را به نصيبي كه داريم دعوت مي‌نمايد. ( هر يك از ما از وصال و حضور در محضر خدا سهمي داريم و مؤذن ما را دعوت مي‌كند تا از اين حظّ و بهره بي‌نصيب نمانيم.)

مؤذن بزرگ‌ترين نيروي كمكي ما براي انجام فرائضي است كه خدا به ما واجب كرده است پس بايد همانگونه كه از احسان كننده در حق خود تشكر مي‌كنيم، از مؤذن سپاسگزار باشيم.

هر چه بيشتر ياد مي‌گيريم و با وظايفي كه نسبت به اماممان داريم بيشتر آشنا مي‌شويم ، در مي‌يابيم كه چقدر نسبت به ايشان قصور و تقصير داريم.

از ولي عصر (ع) تمنا مي‌كنيم تا خود حضرت ياريمان كند حقوقش را ادا كنيم و واسطه شود تا بدهي‌هايمان را پرداخت نماييم.

 

 


[1] سوره مباركه بقره ، آيه 269

[2] سوره مباركه نساء ، آيه 77

[3] سوره مباركه آل عمران ، آيه 92

[4] كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2 ،ص 646

 







محتوای مرتبط