.

امام شناسی - جلسه 113

هوالرئوف

ادامه « مُعْتَرِفٌ‏ بِكُم‏»

گاه اعتراف به كرامات و گاه به ولايت و گاه به مقام خلافة اللهي حضرات معصومين (ع) و گاه به واجب الاطاعه بودن آن بزرگواران و گاه به اول بودن آنها در بين همه مخلوقات اعتراف مي‌‌كنيم.

اعتراف مي‌كنيم كه اعتراف ما در مقابل حقيقت معصومين بسيار ناچيز است و اعتراف مي‌كنيم كه اعتراف ما هم با وساطت خود آن بزرگواران صورت مي‌گيرد.

« وَ مُؤْمِنٌ بِإِيَابِكُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُمْ مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُم‏ »

باور قلبي ما بازگشت شماست همه شما معصومين به اين عالَم باز مي‌گرديد و بسياري از افراد در هنگامه رجعت در خدمت شما قرار مي‌گيرند.

در فراز « وَ مُؤْمِنٌ بِإِيَابِكُمْ » به باورهاي قلبي خود اعتراف مي‌كنيم و قلب خود را در محضر معصوم به نمايش مي‌گذاريم و در « مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُمْ » اين تصديق در حدي است كه گويا ما خود شاهد رجعت حضرات معصومين (ع) هستيم و با زبان و عمل پذيراي رجعت مي‌شويم.

رجعت، اعتقاد حقه‌اي است كه همه شيعه دارند به اين معنا كه همه حضرات معصومين (ع) به اين عالََم باز مي‌گردند.

يعني ائمه (ع) يكبار به شهادت رسيده‌اند و مجدداً به اين دنیا باز مي‌گردند و تنها بعضي از آن بزرگواران مانند اميرالمؤمنين و امام حسين (ع) حكومت تشكيل مي‌دهند و ساير آنها فقط رجعت دارند ولي حكومتي ندارند زمان رجعت بعد از ظهور حضرت وليعصر(ع) است. در رابطه با زمان آن گفته شده حضرت وليعصر(ع) سالهايي را بعد از ظهور حكومت مي‌كنند و سپس  به شهادت

مي رسند و بعد از آنكه رجعت صورت مي‌گيرد وجود مقدس امام حسين (ع)‌ 300 سال حكومت مي‌كنند در اين زمان همه حضرات معصومين (ع) رجعت دارند و مردم در اين فاصله آماده حكومت اميرالمؤمنين (ع) مي‌شوند و پس از آن امام زمان (عج) برمي‌گردند و آن حكومت نهايي تشكيل مي‌شود و عدل همه عالم را فرا مي‌گيرد و صلح بر كل عالم حاكم مي‌شود و آن زمان قدرت شيطنت از شيطان گرفته مي‌شود.

در رابطه با زمان رجعت گفته شده دو گروه از مردم زنده مي‌شوند و باز مي‌گردند بدترين افراد و بهترين و نيكوترين افراد.

در اخبار آمده است گروهي از مؤمنين باز مي‌گردند كه هر روز دعاي عهد مي‌خوانده‌اند و انتظار ظهور مولاي خويش را مي‌كشيده‌اند به آنان گفته مي‌شود امام زمان ظهور كرده است آيا مي‌خواهيد بازگرديد گروهي باز مي‌گردند و گروه ديگر در پاسخ مي‌گويند: هنوز سختي جان كندن در بدن‌هايمان باقي است مي‌خواهيم باز بخوابيم ندا مي‌آيد بخوابيد مانند خواب عروس.

در آن زمان همه انبياء‌ و رسل باز هم مي‌گردند.

خدا پيامبر (ص) را هم باز مي‌گرداند و ايشان شاهد آن حكومت جهاني مي‌شوند.

گفته شده هر مؤمني كه با مرگ طبيعي از دنيا رفته در رجعت برمي‌گردد و با شهادت از دنيا مي‌رود و هر مؤمني كه با شهادت از دنيا رفته در رجعت بر مي‌گردد و با مرگ طبيعي از دنيا مي‌رود.

سوره مباركه نازعات « يَوْمَ تَرْجُفُ‏ الرَّاجِفَة »[1] « آن روز كه لرزنده بلرزد، »

« تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ»‌ « و از پى آن لرزه‏اى [دگر] افتد، »

رجعت را با توجه به آيات 6 و 7 سوره مباركه نازعات لرزيدن معنا كرده‌اند و در توضيح گفته شده « الرَّاجِفَة » اباعبدالله الحسين (ع)‌است كه حكومت تشكيل مي‌دهند و « الرَّادِفَةُ » اميرالمؤمنين (ع) است كه پس از ايشان حكومت مي‌كنند.

همچنين در سوره مباركه غافر ، آيه 51 آمده است:‌ « إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ‏ يَقُومُ‏ الْأَشْهادُ  » « در حقيقت، ما فرستادگان خود و كسانى را كه گرويده‏اند، در زندگى دنيا و روزى كه گواهان برپاى مى‏ايستند قطعاً يارى مى‏كنيم »

روايت ميفرمايد اين آيه مربوط به زمان رجعت است كه ما فرستادگان خود را در همين دنيا كمك مي‌كنيم.

« مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُم‏ »

عرصه ديد ما و چشم انداز ما شما هستيد هر چه سختيهاي دوره غيبت به انسان فشار آورد بايد چشم انداز خوب دوره رجعت را پيش رو داشته باشد تا از آن سختي‌ها به راحتي عبور كند.

همچنين در رابطه با زمان نهايي رجعت گفته شده اين زمان ، فرصتي براي ايمان آوردن نيست در زيارت آل يس گفته شده «لا يَنْفَعُ‏ نَفْساً إيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ »[2] يعني زمان رجعت زمان ايمان آوردن نيست زيرا در رجعت اوليه دين سه بار عرضه شده و رجعت نهايي زمان حكومت است.

آيا در زمان رجعت ، شيطان هست ؟ در آيه 15 و 16 سوره مباركه اعراف گفته شده « قالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ »

« قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ » « گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى، من هم براى [فريفتن‏] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست.»

 «آنگاه از پيش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت.» شيطان گفت : « رَبِّ فَأَنْظِرْني‏ إِلى‏ يَوْمِ‏ يُبْعَثُون‏ »[3] خدايا به من مهلت بده ، خدافرمود من به تو مهلت مي‌دهم « أَنَا مِنَ‏ الْمُنْذِرينَ‏ »

در رابطه با رجعت شيطان و كشته شدن او چند پاسخ داده شده كه عبارت‌اند از:

شيطان به مرگ طبيعي از دنيا نمي‌رود، بلكه او را مي‌كشند و در آخرالزمان كشته مي‌شود. حال چه كسي او را مي‌كشد؟

روايت اول:

بعضي روايت كرده‌اند وقتي كه امام زمان (ع) ظهور كند آن ملعون را مي‌كشد. امام صادق (ع) در اين باره مي‌فرمايد: وقتي قائم ما قيام كند، مي‌آيد در مسجد كوفه ، شيطان هم مي‌آيد و به زانو در مقابل آن حضرت قرار مي‌گيرد و مي‌گويد: واي از اين روز سختي كه در كمين من است. در اين موقع امام زمان (عج) موهاي جلوي پيشاني او را مي‌گيرد و آن ملعون را گردن مي‌زند.

روايت دوم :

 در بعضي روايات آمده كه رسول الله (ص) كشنده‌ي شيطان است. امام صادق (ع) : شيطان در زمان رجعت روي صخره‌ي بيت المقدس به دست حضرت رسول (ص) كشته و ذبح مي شود.

روايت سوم :

 عبدالكريم خثعمي مي‌گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: وقتي شيطان گفت خدايا ! مرا تا روز قيامت مهلت ده، خداوند قبول نكرد و در جواب آن ملعون گفت: تو را مهلت مي‌دهم تا وقت معلوم و مراد از آن وقت هنگام رجعت اميرالمؤمنين علي (ع) به دنيا است.

عبدالكريم مي‌گويد: از حضرت پرسيدم آيا براي آن حضرت رجعتي هست؟ فرمود: بله، هيچ امامي نيست ، مگر در وقت رجعت آن امام ، مومن و كافر اهل زمانش با او بر مي‌گردند تا مؤمنان را بر كافران غالب و پيروز گردانند.

در جايي نيز آمده كه پس از رجعت علي (ع) لشكر وي و لشكر ابليس در سرزميني به نام «روحا» كه در نزديكي كوفه است مي‌جنگند. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: لشكر علي (ع) را مي‌بينم كه از سختي جنگ صد گام به عقب رفته‌اند و پاهاي بعضي از آنها در فرات رفته است. در اين هنگام ملائكه‌‌ي خشم الهي از پشت آنها فرو مي‌آيند و جنگ به حضرت رسول واگذار مي‌شود.

چون شيطان آن حضرت را مي‌بيند پشت كرده و فرار مي‌كند و در جواب يارانش مي‌گويد: من مي‌بينم آنچه را كه شما نمي‌بينيد و من از خداوند عالميان مي‌ترسم.[4]

در اين هنگام رسول اكرم (ص) ضربت سختي به او وارد كرده و او را مي‌كشد. بعد از آن خداوند عالميان پرستش مي‌شود و عمرها طولاني مي‌گردد به طوري كه علي (ع) چهل و چهار هزار سال بر زمين حكم فرمايي مي‌كند و از هر انسان هزار اولاد به وجود مي‌آيد.[5]

در رابطه با زمان رجعت مطالب زيادي بيان شده است مثلاً‌ مفسرين مي‌فرمايند: آيه «  فی عيشَةٍ راضِيَة» [6] طبق روايات به زمان رجعت اشاره دارد زيرا مؤمن جامعه‌اي را با حاكميت كامل ولايت حضرات معصومين (ع) مي‌بيند.

شايد اينكه گفته مي‌شود «افضل العباده انتظار الفرج » همين امر است كه شما چشم انداز آينده را بسيار زيبا ببينيد و متوجه حاكميت نهايي باشيد كه متعلق به اهل بيت است.

و يا در سوره مباركه اعراف ،‌آيه 44 آمده است « فَأَذَّنَ‏ مُؤَذِّنٌ » ندا دهنده‌اي در آن ميان ندا مي‌دهد لعنت خدا بر ستمگران باد.

اميرالمؤمنين (ع) در روايتي مي‌فرمايد: مؤذن و ندادهنده كه حاكميت عدل را به همه اعلام کند ما هستیم.

زائر زيارت جامعه قابليت منتظر بودن را دارد امّا انتظاري بدون اعتراف « بابي انتم و نفسي و مالي و اهلي و ... ) تسليم تسليم است.

« آخِذٌ بِقَوْلِكُم‏»

هر كس، هويت خود را در زيارت جامعه معرفي مي‌كند.

تمام معرفي‌هايي كه در زيارت جامعه صورت مي‌گيرد به صورت اسم فعل است يعني من هميشه اينگونه‌ام و اين چنين انشاالله خواهم ماند برنامه آينده من نيز چنين است.

در توضيح اين فراز استاد بروجردي مي‌گويد:

 1-گفتار شما حضرات معصومين (ع) را پذيرا باشم و آن را نشنيده نگيرم. به اين معنا كه من هميشه حرف حق را مي‌پذيرم و كلام حضرات معصومين (ع) هميشه حق است هيچ وقت نسبت نادرست به شما نمي‌دهم يعني گر چه بيانات شما را نفهمم امّا همان را قبول مي‌كنم شما را نمي‌بينم امّا چشم انتظار مي‌مانم و پيامهاي شما را دريافت و قبول مي‌كنم.

« عَامِلٌ بِأَمْرِكُم‏ »

فرمان شما را اجرا مي‌كنم اهل شعار نيستم، اهل عملم گر چه سرخود كاري نمي‌كنم بلكه كاري كه فرمان شماست ، انجام مي‌دهم.

در زندگي من هميشه فرمانده شما و فرمانبر من هستم.

من در زمان غيبت خود را اين چنين معرفي مي‌كنم كه هر نظري و فرماني كه شما مي‌دهيد مي شنوم و توقفي ندارم و بلافاصله اجرا مي‌كنم.

پس ما محب بي‌كار و محب خود كار نداريم بلکه محبي هستيم كه منتظر فرمانيم.

 « مُسْتَجِيرٌ بِكُمْ»

من همجواري شما را هميشه مي‌خواهم آقا مي‌دانم شما از همسايه بد به خدا پناه مي‌بريد (دعاي سمات ) اما من دلم مي‌خواهد همسايه شما بشوم.

همسايگي معصومين با ما اين است كه تنها خوري ندارند براي ما هم مي‌فرستند.

گرفتاري ما زياد است و اگر در پناه امام قرار گيريم محل زندگي ما امن مي‌شود.

قرآن :‌

"اي پيامبر اگر مشركي از تو خواست او را در پناه قرار دهد تو او را در پناه قرار بده تا پيام حق را بشنود."

ما هم مي‌گوييم در پناه و همسايگي شما قرار گيريم حتما توفيق درخواست اين عبارت را داشته باشيد.

آقا به شما پناهنده مي‌شوم تا دين و دنيايم ظاهر و باطنم ، خودم و ذريه‌ايم را حفظ كنيد كار دست شماست و من ايمان دارم به اين امر.

نگران هيچ امري نيستم.

« زَائِرٌ لَكُم‏»

آقا به زيارت شما مي‌آيم در حضور شما قرار مي‌گيرم در همسايگي هنوز مانع ميان ما و امام وجود دارد امّا وقتي در حضورم خيلي امور را بدون مانع دريافت مي‌كنم.

 

 

 


[1] سوره مباركه نازعات ، آيه 6

[2] سوره مباركه انعام ، آيه 158

[3] سوره مباركه حجر،‌آيه 36

[4] سوره مباركه انفال ،‌آيه 60

[5] خزينة الجواهر، ص 1

[6] سوره مباركه حاقه ،‌آيه 21

 







محتوای مرتبط