.

شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه 112 - 95/2/1

 

هوالرئوف

« مُحْتَمِلٌ‏ لِعِلْمِكُم‏»

روايت در كافي : فردي به امام حسن عسگري (ع) نامه نوشت و گفت:‌ روايتي را جد شما امام صادق (ع) گفته من معناي آن را نمي‌دانم « حَدِيثُنَا صَعْبٌ‏ مُسْتَصْعَبٌ‏ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ ،»َّ [1] همانا حديث ما دشوار و بسيار سنگين است و آن را جز فرشته مقرب يا پيامبر مرسل يا بنده مؤمني كه خداوند دلش را با ايمان امتحان كرده بر نمي‌تابد.

امام حسن عسگري فرمود: معناي آن اين است كه به هر ملك مقربي كه امر ولايت علي عرضه مي‌شود دلش نمي‌آيد كه به ملك بغل دستي خود نگويد تحمل مخفي كردن آن را ندارد و مي‌خواهد اظهار كند. نبي مرسل هم تحمل كتمان امر ولايت را ندارد و مومن امتحان شده هم دوست دارد امر ولايت را اظهار كند.

يعني امر ولايت آنقدرشرين است كه انسان آرام نمي‌گيرد تا اين شيريني را در اختيار ديگري قرار دهد وآن را بسط دهد.

پس اين سه گروه صبوري بر كتمان امر ولايت ندارند و خوشحالي آنها در اظهار كردن امر ولايت است.

كلمه اميرالمؤمنين يعني چه؟ معاني الاخبار از قول امام صادق (ع) مي‌گويد : امير به معناي فرمانده هست امّا اميرالمؤمنين يعني كسي كه مؤمنين را تغذيه مي‌كند «مَير» ريشه امير صيغه سيزدهم فعل مضارع است يعني حضرت دائم اطعام معرفي مي كند آيا گرسته‌ايي وجود دارد؟!

«مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِكُم‏»

من آن كسي هستم كه در حجاب قرار مي‌گيرم و مستور مي‌شوم در پناه و ذمه شما با امان شما ، با حفاظت شما.

ذمّه چند معنا دارد:‌

1-ما يجب ... ذمه آن چيزي است كه واجب است حفظ و نگهداري و حمايت شود.

2-ذمه به معني عبد است.

طبق معناي اول يعي آقا من خودم را به شما سپردم و شما خود بر خودتان واجب كرده‌ايد تا چيزي كه به شما سپرده شده ، حفظ كنيد.

من در ذمه شما مستور مي‌مانم خودم را به شما مي‌سپارم حفاظتم با شما من در يك مصونيتي قرار مي‌گيرم امّا شرط اينكه خود را به شما بسپارم و شما هم بر خود واجب مي‌كنيد تا مرا حفظ كنيد.

چنانچه كافر ذمي وقتي در پناه حكومت اسلامي قرار مي‌‌گيرد مال و جانش محفوظ مي‌ماند آقا جان من كه كافر نيستم پس حفاظت از ظاهر و باطنم با شما.

و اگر ذمه را به معناي عبد بگيريم يعني شدم كنيز علي غلام علي عبد علي يعني آقا جان من بوسيله اينكه خواستم در حجاب و مصونيت قرار گيرم و كسي اذيتم نكند عبد شما مي‌شوم.

(منظور از عبوديت ، فرمانبري از شما مي‌كنم كه شما فرمانبر محض خداييد )

ذمه يعني بيمه آقا جان كارت بيمه مرا مي‌دهيد.

احتجاب باب افتعال به معناي پذيرش است يعني هر روز امام به ما مي‌گويد چه كسي مي‌خواهد به ما پناهنده شود و ما مي‌گوييم ما پذيرفتيم پناهندگي به شما را.

1-گاهي ما با كسي قرارداد بستيم كه مجبوريم به آن عمل كنيم امّا ذّمه تعهدي بدون قرار داد و بدون نوشتن قرارداد است.

پس ذمّه قرارداديست كه هيچ قرار رسمي در آن نيست يعني معصوم تعهدي نداره كه حفاظت ما را بعهده بگيرد امّا زير چشمي بهترين حفاظت را از ما صورت مي‌دهند و خودشان برخودشان واجب كردند كه از ما حفاظت كنند و بديهي است كسي كه از اوحفاظت نمي شود به دليل فرار خود او از دايره حفاظت است.

«مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِكُم‏»

بايد دو طرف قبول كنند من خود را در اين حصن قرار دهم تا آنها هم اين حفاظت را قبول كنند در ««مُحْتَجِبٌ‏»

پناهندگي من است و در «ذِمَّتِكُم» پذيرش حفاظت توسط معصومين بدون كوچكترين سختي كشيدن است.

بعضي از شارحين گفته‌اند:‌ خدا در مورد خودش مي‌گويد: به عهد من وفا كنيد تا من به عهد شما وفا كنم، امام صادق (ع) در ذيل آن فرمود:‌ عهدي، ولايت اميرالمؤمنين (ع) است يعني اگر به ولايت علي ملتزم شويد من هم شما را در جنت ولايت قرار مي‌دهم.

پس شرط پوشش اين است كه تقاضا باشد.

ذمّه ريسمان ولايت است، ريسمان بالا قرار دارد و چسبيده به زمين نيست محتجب يعني من تقاضاي علو درجات معرفتي دارم و اين امر ممكن است مگر از طريق شما بزرگواران.

«محتجب» يعني خانه پدري يعني هر گاه از آن خارج مي‌شوم دوست دارم مجدداً‌ باز گردم. تا روح و ريحان و فلاح به زندگيم برگردد و اين امر فقط در ذمّه شما محقق مي‌شود.

معناي ديگر ذمّه حرمت است يعني من در مانعي قرار دارم كه ممدوح است و دشمن مرا نمي‌بيند هر چقدر حريم شما را حفظ كنم و احترام قائل باشم از دستبرد شياطين محفوظ مي‌مانم.

پس در زندگي وقتي آسيب مي‌بينم كه حرمت اين خانواده را حفظ نكرديم و آسيبي بر ما وارد مي‌شود.

ذمّه يعني حق « مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِكُم» يعني من خود را در حريمي قرار مي‌دهم براي ايفاي حقوق شما تا به حق شما آسيبي وارد نشود.

« مُعْتَرِفٌ بِكُم‏ »

من اعتراف مي‌كنم به اين همه تمايز و ويژگي ( به امامت به ولايت به حقانيت به خلافة اللهي شما، به الويت شما ... اعتراف مي‌كنم. )

اعتراف مي‌كنيم به آنچه خدا در زندگي ما منّت گذاشته ( نعمت وجود نعمت هدايت نعمت عافيت ... ) همه با وساطت شما بوده است شما اول وآخر هرچيزي هستيد.

اعتراف يعني زبان به ميدان مي‌آيد و به همه اعلام كنيم همه نعمات و ولايت و بزرگواري شما. زبان بايد با دل عاشق هماهنگ باشد تا اثراتش در وجود ما متجلي شود.

 

 

 

 

 


[1] بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم / ج‏1 / 22 / 11 باب في أئمة آل محمد ع حديثهم صعب مستصعب .....  ص : 20

 







محتوای مرتبط