.

اسم الله

این اسم جامع جمیع اسما ومعاني ذات و صفات جمال و جلال وكمال حق است.واين اسم را خود برخودنهاده وبرعالميان معرفي نموده  است.

ا-یکی از معانی که برای اسم الله در نظر گرفته اند،

١-الله را مشتق از لٰاهَ گرفته اند یعنی اِرتفع،ذاتی که رفیع است و بالاتر از افق ممکنات است .

خدای سبحان واجب الوجود است.  پس بالاتر از ممکن الوجود است. او در جایگاهی قرار داردکه برتر از او نیست البته این برتری مکانی نیست بلکه مقامی است .

وقتی میگوییم یا الله یعنی یا رفیع پس با این اسم ما هم رفعت پیدا می کنیم و ارتقاء درجه نصیب ما میشود.

2-معنی دیگری که برای اسم الله در نظر گرفته میشود از ماده اَلِهَ گرفته شده است. تَحَیَرَ فیه یعنی موجودی که انسان در آن متحیر است و هر چه در او فکر کنیم بیشتر سرگردان و حیران می شویم چون بالاتر از محدوده حس است و لذا ما از طریق تصور نمی توانیم در فکر خود تصوری از او داشته باشیم.

اینکه وقتی بنده به خانه خدا مشرف میشود دور خانه می چرخد نمادی از سرگردانی بنده است.

٣-كلمه الله را از آلَهَ گرفته اند به معني پناه گرفتن وآرام شدن كه خلق بوسيله نام الله آرام ميگيرند.

٤-امير المومنين ع فرمود : تمام مسماهاي عالم وجود هلاك ميشوند واسامي به مردن مسمي،بي اثر ميماند مگر اسم مبارك الله كه مسماي او هميشه ازلي وابدي وباقي وبرقرار است .

٥- معنی سوم الله از لاه یلوه گرفته میشود.به معنی احتجب یعنی ذاتی که از بندگان محجوب و پوشیده است. خداوند در عین اینکه ظهور دارد ولی باطن است

الله آن ذاتی است که از عقول،مجهول است. یعنی در همه چیز ظهور کرده ولی پنهان در هر چیزی است.

پس  در عالم همه چیز مقدس است زيراکه نشانه خداست و خدای سبحان در همه چیز ظهور دارد.

ما احساسی به یک وجود مطلق داریم که از دید ما پنهان است و خودش برای خودش این حجاب را قرار داده است.

وقتی بگوییم یا الله یعنی خدایی که با عقل و حس و حواس پنجگانه، قابل ادراک نیستی و زمانیکه فانی شویم و منیت ما از بین برود و وجودي الهي پيدا كنيم؛خدای سبحان بر اين وجود الهی ودر واقع بر خودش تجلی میکند.

پس آنوقتی که ما خدا را ادراک می کنیم، خود خداست که خودش را درک میکند.(تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز)

٦-الله اسم شريفي است كه به چند جهت از ساير اسماءالحسني رجحان ومزيت دارد.

٧-الله اسم ذات حق تعالي است كه دردعاها بايد به اين اسم خوانده شود .

٨-الله اسم حقيقي است نه مجازي ولذا منحصر بفرد است.

٩-الله اسم مشهوري است كه ازجانب حق تعالي نهاده شده واعلام گرديده است .

١٠-الله اسم اخلاص وتوحيد است .

١١-الله اسم شهادت است كه درتشهد نماز ميگوييم .

١٢-الله اسم عالي ،اعلاي مشهور درآسمانهاست .

١٣-الله اسم اعظم است ودليل تمام وجود است وازهيچ جهت به هيچيك از آفريده ها شباهت ندارد.

١٤-قران ابتدا به اسم الله نمود زيرا بقا وثباتي براي چيزي تصور نداردمگر به وجهه الكريم .

چنانچه پيامبر فرمود:هركاربزرگي كه ابتدا به اسم الله نشود،ناتمام ميماند وبه ثمر نميرسد.

١٥ معنی ديگر الله: اشتقاق اسم الله از اله الفصل یعنی ای معبودی که بندگان برای رسیدن به تو حریص هستند، که این حرص ذاتی است.

بنده به میزانی که بنده بماند، این حس را احساس و ادراک میکند و هر چقدر از بندگی جدا شد این حرص را از دست میدهد.

حریص یعنی هر چقدر عبادت می کند باز نیازمند بندگی است. پس خدایا این حرص را در ما افزایش بده و تقویت کن.

ما دایما نیاز به یک محسن داریم، به یک کسی که مرتبا به انسان لطف کند. لطفی که هیچ شایبه ای در آن نیست.-

-16معنی ديگر الله: در زبان عرب وقتی فردی از امری فزع میکند و ناله اش  بلند می شود و کسی به او پناه می دهد،عرب به می گویند اله له.

یا الله یعنی پناه دهنده؛خدای سبحان به کسی پناه می دهد که گرفتار است و از دست دیگران به ستوه آمده است و به خدا پناهنده شده است.

در این زمان دبگر انسان احساس بی پناهی نمی کند زیرا او مرتبا یک وادی امنی دارد.

ما به اسم الله نمیتوانیم متخلق شویم، مثلا در اسم سلام در علیهم السلام ... میتوانیم متخلق شویم ولی نسبت به اسم الله نمیتوانیم نزدیک شویم چون مستجمع جمیع صفات جمال و جلال است و ما نمیتوانیم چنین خصوصیتی داشته باشیم.

مرحوم سبزواری میفرمایند:الله صرف الوجود و کمال محض است. کمالی که ذره ای نیستی در او راه ندارد و به اندازه ایکه به این اسم نزدیک شويم"هست" ما بیشتر میشود و به اندازه ایکه  بنده به افق این اسم نزدیک میشود ، وجودش قوی تر میگردد .

١٧-الله چهر حرف دارد وهريك به اعتباري دلالت بر ذات احديت ميكند. اگر همزه را ازآن برداري باقي ميماند،لله

لله جنودالسموات والارض

واگر يكي از دولام را برداري باقي ميماند له

له مافي السموات والارض

واگر لام دوم را برداري ميشود ها ء مضمومه

قل هوالله احد

ودر تلفظ حرف واو در هو زياد ميشود

واينجا بزرگي وعظمت اين نام مبارك معلوم ميگردد.

ابجد الله ٦٦است

چنانچه حروف سوره توحيد كه به تعبيري  شناسنامه خداوند است نيز ٦٦حرف ميباشد

١٨-یکی از بزرگان میفرماید:معمولا بدهکار از طلبکار فرار میکند. خدا میداند که بنده ها نسبت به او بدهکاری دارند، منتها خدای سبحان میفرماید از من فرار نکنید اسم من مجیر است،  من پناه دهنده بدهکاران هستم واگر شما بدهی را هم پرداخت کنید به حول و قوه من است پس نباید از من فرار کنید ومن در پناه خودم،توفیق پرداخت بدهی را هم نصیبتان میکنم.

١٩-قبلا به معنی رفیع الله اشاره كرديم منتها در اینجا میگوید این رفعت من با رفعت دیگران فرق میکند چون نیازمندان را در پناه خودم قرار میدهم تا آنها از رفعت من برخوردار شوند.

٢٠- الله از الهت مشتق شده است یعنی سکنت علیه. الله وجودی است که افراد به او میرسند تا آرامش پیدا کنند. پس اگر آرامش نداریم برای این است که تلاشمان در جهت رسیدن به او نیست.

امام میفرماید:ما دو فطرت داریم یک فطرت گریز از نقص و ناقص و دیگری فطرت رسیدن به کمال و کامل شدن.

پس انسان وقتی به کمال رسید آرام میگیرد.

ما وقتی به خانه خدا میرسیم، آرامش میابیم و گریه های دور خانه خدا گریه وصل است نه گریه خوف. ولی این آرامش رکودوسكون وتوقف نمی آورد زیرا بعد از رسیدن به خانه خدا شروع به طواف و گردش و حرکت می کنیم. پس یا الله یعنی ای ذاتی که همه موجودات با رسیدن به تو آرام میگیرند.

٢١-الله به معنی ذاتی است که دیگران شیفته او هستند. مردم و خلق خدا دو دسته اند:1-واصل  2-محروم

گروهی به دریای معرفت حق رسیدند و گروهی هم محروم شدند.

دسته اول هر چقدر بیشتر در این دریا شنا کنند شیفتگی آنها بیشتر میشود.

امام سجاد(ع)با این همه عبادت و معرفت باز هم ناله میکند که خدایا شیفتگی را در من بیشتر کن.

محرومین از دور نگاه می کنند ولی باز هم شیفته هستند اما میزان شیفتگی کمتر است.

بنابراين الله، آنست كه الهيت فقط سزاي اوست وتنها الهيت قدرت بر آفريدن وپديدآوردن وايجاد واختراع و انشاء وابداع  دارد ودر قدرت او فتور وسستي وقصور راه نمي يابد ،فعلش به آلتي وصُنعش به علتي وابسته نيست ،عرش را آفريد وتاج عالم كرد وذره حقير را آفريد واز ديده ها نهان كرد وحقيقت هردو رااز نظر قدرتنمايي، براي خوديكسان قرارداد. يعني اگر بخواهد ذره ايي را عرشي ميكند واگر بخواهد عرشي را به ذره ايي حقير تبديل مينمايد.