.

بهترین ها از دیدگاه امیر المومنین(ع)

جلسه سوم _ 93/8/19

 

      شناخت بهترینها:

«قَدْ خَلَعَ سَرَابِيلَ‏ الشَّهَوَاتِ‏ وَ تَخَلَّى مِنَ الْهُمُومِ إِلَّا هَمّاً وَاحِداً انْفَرَدَ بِهِ فَخَرَجَ مِنْ صِفَةِ الْعَمَى وَ مُشَارَكَةِ أَهْلِ الْهَوَى وَ صَارَ مِنْ مَفَاتِيحِ أَبْوَابِ الْهُدَى‏» 

بنده مخلص خدا جامه شهوات را از تن بیرون کرده و از تمام همّ و غمّ‌ها ، جز یک اندوه خود را تهی ساخته و تنها به آن می‌اندیشد ( هم و غم او تنها وصال محبوب و قرب پروردگار اوست ) و این زهد و اخلاص او را از نابینایی‌ها رهایی بخشیده و از زمره‌ی هوی پرستان خارج ساخته است بدین سبب کلید درهای هدایت و قفل درهای ضلالت گردیده.

هوی پرستی بعضی از مردم بسیار آشکار و واضح است و در مقابل گروهی از مردم اهل شهوات هستند امّا شهوات تمام زندگی آنا را فرا نگرفته و پرستشی هم نسبت به آن ندارند و این شهوات در زندگی آنان ظهور ندارند ( حضرت عبارت جامه و لباس را آورده‌اند که گویای ظهور و بروز است چنانچه لباس انسان ظاهر است و دیده می‌شود. )‌در حقیقت این گروه خالی از شهوات نیستند امّا وجود خود را جولانگاه آن قرار نداده‌اند و چون قد بر سر فعل ماضی آمده یعنی قطعاً‌ و محققاً‌ این گروه آزمایش خود را با موفقیت طی کرده‌اند. آنها شهوت مال و قدرت و جلوه‌گری و خودنمایی و مقام و فخرفروشی و ... دارند اما به سبب قدرت و توانی که خدای سبحان در اختیار آنان قرار داده خود را از آن جدا کرده و چشم خود را به نقطه واحدی که مبد‌أ عالم هستی است ، دوخته‌اند و این امر سبب بینایی چشم جان آنان شده لذا هم خود هدایت و هم کلید درهای هدایت را برای دیگران بدست گرفته‌اند و قفل‌های درهای جهنم نیز به آنان سپرده شده  است.

در این فراز حضرت دو توجه اساسی در این فراز به انسانها می‌دهند:‌

1-  عبارت خلع را آورده‌اند یعنی شهوات را از خود خلع کرده و خود را بر شهوات مسلط نموده و زمام خواسته‌های نفسانی را در دست دارد.

2-  کلمه شهوت نیامده بلکه اشاره به شهوات شده است یعنی ایشان شهوت خواب و زبان و قلم و قدم ... را همه با هم کنترل می‌کنند نه اینکه در یک جهت پیشرفت و در جهت دیگر توفیقی نداشته باشد.

امیرالمؤمنین در جای دیگر می‌فرمایند:  اگر توانستید یک صفت نیکویی کسب کنید منتظر کسب بقیه صفات نیکو هم باشید.

« تَخَلَّى مِنَ الْهُمُومِ » یعنی بنده محبوب خدا با سختی و تکلف هم که شده اجازه تسلط غصه‌های دنیوی را بر خودش نمی‌‌دهد ( تخلی باب تفعل به معنی تکلف و سختی است. ) بهترینها یک همّ و غصه دارند و آن انجام بندگی و طاعت الهی است. این غصه انسان را به عقب بر نمی‌گرداند بلکه سازنده و پیش برنده است و تمام تلاش خود را می‌کند که بندگی را به نحو احسن انجام ‌دهد و غصه می‌خورد که مبادا در این امر مهم کوتاهی کند.

شارح دیگر نهج البلاغه می‌فرماید:‌ غصه خوری بهترینها به این دلیل است که مبادا به صفات حضرت حق متصف نگردند. چرا جواد نیستند! چرا علیم نیستند! چرا کریم و ... نیستند؟

به همین دلیل امام رضا (ع) می‌فرمایند:‌ «؟» اگر می‌خواهی اظهار اندوه کنی فقط برای اباعبدالله و جدم حسین غصه بخور و اندوهگین باش چون غصه حسین، نوری می‌آورد و حرکت ایجاد می‌کند و دعای خیر امام حسین و اصحابش را بدرقه راه ما می‌نماید.

پس رها شدن از غصه‌های دنیوی مساوی با محبوبیت نزد حق است.

تمام ویژگیهای فوق الذکر انسان را به یک امر راهنمایی می‌کند و آن نجات از کوری قلب و نابینایی دل است. زیرا اگر دل نابینا شد ، سقوط در چاه دنیا و متصف شدن به صفات مذموم و رذیلت‌ها حتمی است.

« صَارَ مِنْ‏ مَفَاتِيحِ‏ أَبْوَابِ‏ الْهُدَى وَ مَغَالِيقِ أَبْوَابِ الرَّدَى‏ »

چنین فردی خود کلید درهای هدایت است. درهای هدایت حضرات معصومین (ع) هستند و بهترینها نیز کلیدی هستند که این درها را برای ما باز می‌کنند و ما را به سمت ولایت معصومین و انجام خیرات سوق می‌دهند.

از طرفی این فرد محبوب قفل خواهد شد برای درهای جهنم و به امور نادرست تابلوی ورود ممنوع خواهد زد. چنین فردی اسباب آلودگی را فراهم نمی‌کند و سایرین را از پستی‌ها دور می‌نماید.

و یکی از شارحین نهج البلاغه می‌فرماید:‌ طریق هدی،‌ اعتدال و دوری از افراط و تفریط است یعنی بهترینها به در افراط و تفریط قفل می‌زنند و  مسیر دوری از اعتدال را مسدود می‌کنند.

بطور مثال فردی در عبادت افراط می‌کند و از تعلیم و تعلم باز می‌ماند و یا فردی به دنبال علم و معرفت می‌رود و در زمینه خانواده و رسیدگی به فرزندان کوتاهی می‌نماید.

ولی بهترینها راه اعتدال را پیش می‌گیرند و با چشمان تیز بین خود راه مستقیم را طی می‌کنند.

هدیه به پیشگاه مطهر امیرالمومنین علیه السلام صلوات