.

اخلاق در نهج البلاغه

جلسه سیزدهم _ 92/12/19

 

 

           ادامه نامه 53 ، ص1026، فراز 72

« وَ أَلْزِمِ‏ الْحَقَ‏ مَنْ‏ لَزِمَهُ مِنَ الْقَرِيبِ وَ الْبَعِيدِ وَ كُنْ فِي ذَلِكَ صَابِراً مُحْتَسِباً وَ افْعَلْ ذَلِكَ بِقَرَابَتِكَ حَيْثُ وَقَعَ وَ ابْتَغِ عَاقِبَتَهُ بِمَا يَثْقُلُ عَلَيْهِ مِنْهُ فَإِنَّ مَغَبَّةَ ذَلِكَ مَحْمُودَة »

حق را درباره آنها كه صاحب حق‌اند رعايت كن چه از نزديكان تو باشد يا غيرآنها و در اين باره شكيبا باش و به حساب خدا بگذار (و پاداش آن را از او بخواه  ) هرچند اين كار موجب فشار بر خويشاوندان و ياران نزديك تو شود سنگيني اين كار را بپذير ،‌زيرا سرانجامش پسنديده است .

حضرت در يك توصيه اخلاقي به مقدم داشتن ضابطه بر رابطه اشاره مي‌فرمايند: كه بايد حق و عدالت را در مورد نزديكان و افراد دورتر بطور يكسان رعايت نمود و انسان بايد در انجام وظايف خدا را در نظر بگيرد و احساسات و حسب و نسب را فراموش كند و ضرورت اين مسئله براي يك فرماندار و صاحب منصب بيشتر احساس مي‌شود .

و اگر عدالت و توبيخ و تشويق رعايا در جايگاه خود و در مورد اقوام و خويشان يكسان انجام شود سايرين هم متوجه عملكرد خود مي‌شوند چنانچه علي عليه السلام در مورد عقيل و سهم او از بيت المال،‌ بطور مساوي رفتار كرد گرچه عقيل گرسنه و رنگ پريده و لاغر بود اما به دليل خويشاوندي با علي(ع) ، ايشان تفاوتي قائل نشدند .

حضرت مي‌فرمايند علاوه بر اجراي قوانين ، صبورانه و با مقاومت هرچه كاملتر اقدام به برقراري عدالت و قوانين داشته باش زيرا ممكن است گروهي تورا بي‌رحم و سنگدل بدانند اما اگر با خدا معامله كني ، عاقبت محمود و خوبي خواهي داشت و خداي سبحان ثناگوي تو مي‌شود.

در دين اسلام توصيه بسيار شده است كه از مواضع تهمت دوري شود به همين دليل اگر تمام تلاشت را انجام دادي ولي باز در نظر مردم به گونه‌اي ديگر جلوه كرد، براي  دور شدن از غيبت و تهمت ،‌حتي براي آنان توضيح بده وشرايط را توجيه كن كه نه براي آنان شبهه پيش آيد و نه به تو تهمت بزنند زيرا معمولا بسياري از مردم از جزيئات مسائلي كه در جامعه مي‌گذرد ناآگاه‌اند.

 و گاه زمامدار دست به اقداماتي براي حل مشكلات و اصلاح امور مي‌زند كه دليلش بر آنها مخفي است و همين امر موجب بدگماني رعايا نسبت به زمامداران مي‌شود . پس ذهن آنها را پاكسازي كن.

حضرت به سختي كار فوق اشاره مي‌كنند زيرا اگر انسان مدام در پي اثبات خود و عملكردش باشد ، سخت است و نياز به رياضت دارد. اما به خاطر برطرف شدن سوءظن‌ها بايد اينكار را انجام داد تاهم مردم از گمان نادرست استغفار كنند و هم تو را از خودشان جدا ندانند كه زمينه جدايي مردم از حكومت فراهم آيد .

ص 1027، فراز 74

« وَ لَا تَدْفَعَنَ‏ صُلْحاً دَعَاكَ إِلَيْهِ عَدُوُّكَ و لِلَّهِ فِيهِ رِضًا فَإِنَّ فِي الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِكَ وَ رَاحَةً مِنْ هُمُومِكَ وَ أَمْناً لِبِلَادِكَ وَ لَكِنِ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ الظَّن ‏»

هرگز صلحي را كه از جانب دشمن پيشنهاد مي‌شود و رضاي خدا در آن است ، رد مكن چرا كه در صلح براي سپاهت آرامش (و سبب تجديد قوا) و براي خودت مايه راحتي از همّ و غم‌ها و براي كشورت موجب امنيت است اماسخت از دشمنت، پس از صلح با او برحذر باش، زيرا دشمن گاه نزديك مي‌شود كه غافلگير سازد ، بنابراين دورانديشي را بكار گير و در اين مورد خوش‌بيني را كنار بگذار .

حضرت در اين فراز به دوري از افراط توصيه مي‌فرمايند يعني شايد در بين مردم گروههاي تندرويي باشند كه نگذارند شما با ساير دُوَل تعامل داشته باشيد و يا حتي با دشمن صلح كنيد مثل صلح حديبيه كه گروهي به مخالفت برخاستند و در نهايت متوجه اشتباهشان شدند.

بنابراين اگر رضاي خداي سبحان را در امري مي‌بينيد ،‌حتما انجام دهيد و با تدبير و حكمت، صلح را در كشور جاري كنيد و قيد تدبر و آينده‌نگري براي اين است كه گاهي دشمن از در صلح خود را نزديك مي‌كند تا از خط قرمزهاي شما عبور كند و آسيب برساند بنابراين منظور حضرت از رضايت خداوند، تامين مصالح اسلام و مردم است كه بوسيله انديشمندان و مشاوران آگاه حكومتي، تضمين مي‌شود.

البته اگر به باطن فرمان حضرت توجه كنيم ، مي‌توانيم كاربرد كلام مبارك ايشان را در مورد نفس كه بزرگترين دشمن انسان است نيز درك كنيم .

يعني زمانهايي كه نفس اعلام آتش بس و مصالحه مي‌دهد ، با او كنار آمده و انجام يك سري امور مباح را بلامانع بدانيم تا در اثر افراط در امور مستحب ، از واجبات خود غافل نشويم ولي در عين حال به نفس خوش بين نباشيم و نگذاريم از خطوط قرمز معاصي و گناه عبور كند و مصالح عقلاني و روحاني مارا به خطر بياندازد .

ص 1028- فراز78

« لَا [تَعْقِدْهُ‏] تَعْقِدْ عَقْداً تُجَوِّزُ فِيهِ الْعِلَلَ وَ لَا تُعَوِّلَنَّ عَلَى لَحْنِ [الْقَوْلِ‏] قَوْلٍ بَعْدَ التَّأْكِيدِ وَ التَّوْثِقَةِ وَ لَا يَدْعُوَنَّكَ ضِيقُ أَمْرٍ لَزِمَكَ فِيهِ عَهْدُ اللَّهِ إِلَى طَلَبِ انْفِسَاخِهِ بِغَيْرِ الْحَقِّ فَإِنَّ صَبْرَكَ عَلَى ضِيقِ أَمْرٍ تَرْجُو انْفِرَاجَهُ وَ فَضْلَ‏ عَاقِبَتِه‏ ‏»

هرگز پيماني را كه در آن تعبيراتي است كه جاي اشكال و سوءاستفاده دشمن ،‌در آن وجود دارد ، منعقد مكن و تو نيز بعد از تاكيد و عبارات محكم عهدنامه ،‌تكيه بر بعضي از تعبيرات سست و آسيب پذير براي شكستن پيمان، منما و هيچگاه نبايد قرار گرفتن در تنگناها به سمت الزام‌هاي پيمان الهي تو را وادار سازد كه براي فسخ آن از طريق ناحق اقدام كني زيرا شكيبايي تو در تنگناهاي پيمان‌ها كه به لطف خداوند اميد گشايش و پيروزي در پايان آن داري بهتر از پيمان شكني و خيانتي است كه از مجازات آن مي‌ترسي.

عقد ، امر محكم شده عهد است ،‌پس بايد پايبند آن بود و فرار از آن تعهد جايز نيست و بايد از بكار بردن عبارات دوپهلو و نامفهوم اجتناب كرد زيرا به هنگام اجرا، هركس مي‌تواند به نفع خود برداشت كند و منفعت شخصي را در نظر بگيرد پس تمام بندهاي پيمان بايد شفاف و روشن باشد.

حضرت مي‌فرمايند : اصولاً‌ كار مسلمان فسخ تعهدات سخت نيست زيرا نيرنگ و خدعه محسوب مي‌شود و مورد رضاي حق نيست و اسلام و مسلمان بايد به ارزشهاي انساني و عبارات عهدنامه (هرچند سخت) پايبند باشد و شكيبايي، ‌انسان را در آخرت ماجور مي‌سازد و زمينه خشم پروردگار را فراهم نمي‌كند در حاليكه پيمان شكني هم در آخرت مجازات الهي را در پي دارد و هم در دنيا اسباب بي‌اعتباري و سرشكستگي را فراهم مي‌كند