.

اخلاق در نهج البلاغه

جلسه دهم _ 92/11/7

 

 

نامه 46

« فاستعن‏ بالله‏ على ما أهمك و اخلط الشدة بضغث من اللين و ارفق ما كان الرفق أرفق و اعتزم بالشدة حين لا تغني عنك إلا الشدة »

بنابراين از خداوند در اموري كه براي تو مهم است ياري بجوي. سخت گيري و شدت عمل را با نرمش درآميز، مادام كه مدارا كردن بهتر است ، مدارا كن، امّا در آنجا كه جز شدت عمل تو را بي‌نياز نمي‌‌كند تصميم به شدت بگير.

حضرت در اين قسمت به دو بحث اعتقادي و اخلاقي اشاره مي‌فرمايند: يعني اساس همه موفقيتها را با توكل و تكيه بر ذات حق و ياري جستن از خداي سبحان مي‌دانند و سپس اجراي صحيح و رفق و مداراي با مردم را نيز بايد با ياري حجستن) از خداوند انجام دهيم.

ايشان تأكيد دارند كه افراط و تفريط یعنی نرمش دائم و عصبانيت دائم صحيح نيست بلكه بايد قاطعيت و نرمي را با هم در آميخت و در مسير اعتدال پيش رفت چه با نفس خود و چه با ديگران. زيرا اگر برنامه‌‌ها شديد و سخت‌گيرانه باشد موجب تنفر و گاه كينه و عداوت مي‌گردد و اگر صرفاً نرمش و مدارا باشد بسياري از افراد سوء استفاده مي‌كنند و كارها را جدي نمي‌گيرند لذا پيامبران نيز تحت عنوان مُبَشر و نذيراً آمده‌اند.

 

نامه 53

«و إنما يستدل‏ على‏ الصالحين‏ بما يجري الله لهم على ألسن عباده فليكن أحب الذخائر إليك ذخيرة العمل الصالح فاملك هواك و شح بنفسك عما لا يحل لك فإن الشح بالنفس الإنصاف منها فيما أحبت أو كرهت و أشعر قلبك الرحمة للرعية و المحبة لهم و اللطف بهم و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم أكلهم فإنهم صنفان إما أخ لك في الدين و إما نظير لك في الخلق يفرط

 

منهم الزلل و تعرض لهم العلل و يؤتى على أيديهم في العمد و الخطإ فأعطهم من عفوك و صفحك مثل الذي تحب و ترضى أن يعطيك الله من عفوه و صفحه فإنك فوقهم و والي الأمر عليك فوقك و الله فوق من ولاك و قد استكفاك أمرهم و ابتلاك بهم‏»

و بدان افراد صالح را به آنچه خداوند برزبان بندگانش جاري مي‌سازد، مي‌توان شناخت بنابراين محبوب‌ترين ذخاير نزد تو ذخيره عمل صالح باشد، زمام هوي و هوس خود را در دست گير و نسبت به آنچه بر تو حلال نيست، بخيل باش، زيرا بخل به خويشتن، راه انصاف را در آنچه محبوب و مكروه است به تو نشان مي‌‌دهد و قلب خويش را كانون رحمت و محبت و لطف به رعیت قرار ده و در مورد آنان همچون درنده‌اي مباش كه خوردنشان را غنيمت شماري زيرا آنها دو گروهند يا برادران ديني تواند و يا انسانهايي كه در آفرينش شبيه تو هستند.

در هر حال بايد حقوق آنها را محترم بشماري و بدان از مردم لغزشها و خطاهايي سر مي‌زند و مشكلاتي به آنها دست مي‌دهد كه آنها را از انجام وظيفه باز مي‌دارد و به دست آنان از روي عمد يا سهو، كارهاي خلافي ظاهر مي‌شود ( در اين گونه موارد ) از عفو و گذشت خود آن قدر به آنها عطا كن كه دوست داري و خشنود مي‌شوي خداوند از عفوش به تو عطا كند زيرا تو فوق آنها هستي و پيشوايت فوق توست و خداوند فوق كسي است كه تو را زمامدار آنها قرار داده و تدبير امور آنها را از تو خواسته و به وسيله آنان تو را آزمايش مي‌كند.

در گذشته تصور مردم بر اين بود كه تمام حكومتها استبدادي است لذا حضرت مي‌فرمايند: هم حكومت جور مثل فرعون وجود داشته و هم حكومت عدل مثل دوران حكومت حضرت يوسف (ع) بر مصر و اگر قضاوت عمومي در اثر تبليغات دروغين و رياكاري حكومتها، بيمار نشود، در حال حاضر قضاوت عمومي و هوش جمعي معيار بسيار خوبي براي سنجش ارزش حكومتها است.

بنابراين بايد با مردم ارتباط مستقيم برقرار كرد و متملقان را از اطراف خود دور ساخت تا بتوان به تشخيص حق از باطل رسيد. زيرا گاهي تعريف متملقين حجتي عليه خود ما محسوب مي‌شود زيرا يا باعث غرور و عجب مي‌گردد و يا آنگونه كه مردم روي تقواي ما حساب مي‌كنند، ما چنين پرهيزگاري نداريم و يا آن تلاشي كه مردم توقع دارند، ما بر ايشان انجام نمي‌دهيم و يا عمل صالحي نداريم كه سخنان پاكيزه ما را بالا ببرد.

مسئله بعدي كه امام روي آن تأكيد داشتند، مالكيت هواي نفس است كه به هنگام هيجان شهوات ، انسان بتواند خود را كنترل كند و به عكس اگر هواي نفس مالك فكر و عقل و نيروي انسان شود او را به هر پرتگاهي مي‌كشاند.[1] بخل به خويشتن در برابر آنچه حرام است، مفهومي جز اين ندارد كه انسان همچون بخيل كه حاضر نيست درهم و ديناري از اموال خود را به كسي بدهد در برابر محرمات ايستادگي كند، نتيجه اين كار آن است كه راه انصاف را در همه حال مي‌پويد، خواه اموري كه مورد علاقه اوست يا اموري كه مورد علاقه او نيست.

مي‌دانيم كه شعار به لباس زيرين انسان مي‌گويد و اگر حضرت اين تعبير را بكار مي‌برند براي اين است كه بفهمانند شما بايد نسبت به رعايا از نظر محبت و احترام مثل لباس زير كه چسبيده به شماست ، باشيد. پس در قلبت نسبت به اطرافيان دلسوز باش و باطناً به آنها لطف و محبت كن و اين محبت تصنعي نباشد كه به اندك اشتباهي ، آنان را طرد كني بلكه عميق و اساسي باشد تا در صدد رفع معايب آنها تلاش كني.

تذكر اخلاقي ديگر حضرت مبني بر حكومت بر دل رعايا و برخورد مقتدرانه نكردن، است. يعني نبايد همچون حيوانات، خوردن حق آنان را، غنيمت شمرد و درندگي و ظلم را به نهايت رساند بلكه بايد نفع رساني و محبت را سرلوحه برنامه خود قرار دهيد و هرگز طلب نفع و توقعی از آنان نداشته باشيد.

بنابراين اطرافيان تو دو گروهند كه يا به دليل متدين و هم عقيده بودن با آنها، رفتار خوبي داري و يا به دليل بي‌ديني درصدد تندي و غلبه‌جويي خواهي بود كه اين رفتار اخير غلط است زيرا آنان هم مخلوق خداوندند و لغزشهايي كه از آنان ديده مي‌شود قابل اغماض و يا رفتار اسلامي و برادرانه قابل اصلاح است.

هيچ انساني بجز معصومين دور از خطا نيستند و هيچ كس نمي‌تواند دعوي بي‌گناهي كند بنابراين همانگونه كه دوست داري خدا از گناهان تو درگذرد، تو هم  از آنان درگذر و عفو كن. و علاوه بر آن صفح نيز داشته باش ( عفو يعني گناهانشان را نديده بگير و صفح يعني صورت مسئله گناه را هم از ذهنتان پاك كنيد. )‌

تمام توصيه‌هاي شريعت مبني بر ظهور توانمنديهاي انسان است، شرع تكليف مالايطاق نمي‌كند يعني وقتي دستور عفو و صفح مي‌دهد، حتماً انسان توانايي انجام اين تكليف را دارد.

حضرت در پايان اين فراز مي‌فرمايند: اگر بعد از بروز و ظهور توانمنديها دچار خودپسندي و منيت شدي بالافاصله به ياد خودت بيانداز كه خداي سبحان به تو اين توانايي را داده و خودت بطور مستقل هيچ و صفراليد هستي. هميشه به ياد عظمت خداي سبحان باش تا بزرگي خود را نبيني و دچار سفاهت و جهالت نگردي.

«و ليكن أبعد رعيتك منك و أشنأهم عندك أطلبهم لمعايب الناس فإن في الناس عيوبا الوالي أحق من سترها فلا تكشفن عما غاب عنك منها فإنما عليك تطهير ما ظهر لك و الله يحكم على ما غاب عنك فاستر العورة ما استطعت يستر الله منك ما تحب‏ ستره‏ من‏ رعيتك‏ »

بايد دورترين رعايا نسبت به تو و مبغوض‌ترين آنها در نزد تو كساني باشند كه بيشتر در جستجوي عيوب مردمند زيرا در اکثریت مردم عيوبي وجود دارد كه از نظر‌ها پنهان است و والي از همه سزاوارتر است كه آنها را بپوشاند بنابراين لازم است عيوبي را كه بر تو پنهان است، آشكار نسازي، وظيفه تو تنها اين است كه آنچه را بر تو ظاهر گشته، اصلاح كني و آنچه از تو مخفي مانده، خدا درباره آن داوري مي‌كند. تا آنجا كه در توان داري عيب پوشي كن تا خدا عيوب تو را كه دوست داري از رعيتت پنهان باشد، بپوشاند.

حضرت مي‌فرمايند: يك زمامدار بايد افراد عيب‌جو را كه براي تقرب به او سعي مي‌كنند آبروي افراد را ببرند و ذهن‌ها را مشوش كنند، از خود دور نمايد و هرگز آنها را به عنوان دوست صميمي خود حساب نكند زيرا اينها باعث نابساماني حكومت هستند و اختلاف و تفرقه ايجاد مي‌كنند و بذر بدبيني حاكم نسبت به توده مردم را پخش مي‌نمايند.

يك حاكم بايد با عيوب ظاهري مردم مبارزه كند و حق ندارد عيوب باطني رعيت را رسوا و افشا نمايد كه اين افشا‌گري باعث پاره شدن رشته اتحاد بين مردم و از بين رفتن همكاريهاي صميمانه مي‌شود.

و در نهايت حضرت مي‌فرمايند: اگر تو عيوب ديگران را مستور كردي ، خدا هم عيب تو را مي‌پوشاند و اجازه نمي‌دهد شخصيت تو معيوب بماند.

 


[1] پيام امام ، ج 10

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات