.

اخلاق در نهج البلاغه

جلسه هفتم _ 92/9/25

 

 

        فراز 47  صفحه 929

« و إياك‏ أن‏ توجف بك مطايا الطمع فتوردك مناهل الهلكة و إن استطعت أن لا يكون بينك و بين الله ذو نعمة فافعل فإنك مدرك قسمك و آخذ سهمك و إن اليسير من الله تبارك و تعالى أكثر و أعظم من الكثير من خلقه و إن كان كل‏ منه‏ »

بپرهيز از اينكه مركبهاي طمع، تو را با سرعت با خود ببرند و به آبشخورهاي هلاكت بيندازند و اگر بتواني كه ميان تو و خداوندت، صاحب نعمتي واسطه نباشد، چنين كن زيرا تو ( به هر حال ) قسمت خود را دريافت مي‌كني و سهمت را خواهي گرفت.

و مقدار كمي كه از سوي خداوند به تو برسد با ارزش‌تر است از مقدار زيادي كه از سوي مخلوقش برسد، هر چند همه نعمتها ( حتي آنچه از سوي مخلوق مي‌رسد) از ناحيه خداست.

حضرت طمع را به مركبي تشبيه مي‌كنند كه اگر بر آن سوار شويد، سركشي خواهد كرد و شما را به هلامت مي‌رساند. یعنی توقع از خلق انسان را خوار و بي‌مقدار مي‌كند و گرفتار شكستهاي سختي در زندگي مي‌نماید زيرا طمع چشم و گوش انسان را مي‌بندد و به او اجازه نمي‌دهد كه راه صحيح را تشخيص دهد لذا در بيراهه و پرتگاه مي‌افتد.

پس انسان بايد سعي كند با نيروي خود و اعتماد به خداي سبحان روزي خود را كسب كند و از زير بار منت مردم رفتن، پرهيز نمايد و البته ممكن است در اين راه سهم كمتري بدست آورد امّا عزت خود را حفظ كرده و از صفت رذيله طمع و قبول منت مردم دوري جسته است و كرامت و شخصيت خود را در جايگاه مطلوب قرار داده است.

حضرت در پايان فراز، به توحيد افعالي اشاره مي‌كنند يعني اگر چه همه كارها بدون تعاون و كمك يكديگر انجام نمي‌شود امّا همه واسطه‌ها و كمك‌ها هم در نهايت از سوي خداست زيرا انسان از خودش چيزي ندارد كه به ديگري اعطا كند پس سعي نماید براي كسب سهم و مقدرات خود و واسطه‌هايي كه براي آن لازم است و به عنوان معين شما محسوب مي‌‌گردند ، از خداي سبحان و حضرات معصومين (ع) كمك بخواهد و به ايشان توكل کند.

صفحه 930

« و مرارة اليأس خير من‏ الطلب‏ إلى‏ الناس‏ »

تلخي يأس ( از آنچه در دست مردم است ) بهتر است از دراز كردن دست تقاضا بسوي آنها.

منظور از يأس همان نااميدي است يعني گر چه نااميدي تلخ است ولي براي عزت و كرامت خود بهتر است بر خويشتن تحميل نمايي تا خواري تقاضا از مردم را بر خود نپسندي.

در واقع با دست دراز كردن و مطالبه از مردم، ممكن است كار ما راه بيافتد امّا ناگواري آن و نفرتي كه مردم از ما پيدا مي‌كنند بسيار تلختر و عذاب‌‌آور تر است. بنابراين در هر شكل و شرايطي چشم طمع به دست ديگران نداشته باشيد گر چه اين امر منافات با تعاون و همكاري در امور نيست.

صفحه 930

« قارن‏ أهل‏ الخير تكن‏ منهم و باين أهل الشر تبن عنهم بئس الطعام الحرام و ظلم الضعيف أفحش الظلم إذا كان الرفق خرقا كان الخرق رفقا ربما كان الدواء داء و الداء دواء و ربما نصح غير الناصح و غش المستنصح »

به نيكوكاران و اهل خير نزديك شو تا از آنها شوي و از بدكاران و اهل شر دور شو تا از آنها جدا گردي ، بدترين غذاها ، غذاي حرام است و ستم بر ناتوان زشت‌ترين ستم‌هاست. در آنجا كه رفق و مدارا سبب خشونت مي‌شود، خشونت ، مدارا محسوب خواهد شد چه بسا داروها سبب بيماري گردد و چه بسا كه بيماريهايي كه داروي انسان است ، گاه كساني كه اهل اندرز نيستند اندرزي مي‌دهند  و آن كس كه اهل اندرز است و از او نصيحت خواسته شده خيانت مي‌كند.

در توضيح فراز فوق بايد گفت: كه تأثير و تأثر مجالست قابل انكار نيست و برخورد بجا و حساب شده ، در خوبي و بدي همنشينان بسيار تأثيرگذار است يعني گاهي اوقات رفق بخرج دادن يعني همان سخت‌گيري  بموقع و بجا كه جنبه تربيتي براي فرد دارد و برعكس آن نيز صادق است يعني تندي و سخت‌گيري به مظلوم و يا كسي كه حق او ضايع شده است ، بسيار مذموم و ناپسند است.

براي ترك عادات غلط و يا جلوگيري از سوء استفاده‌ها و يا حفظ اعتقادات صحيح و ترك نواهي ... سخت‌گيري لازم است امّا از طرفي در خانواده، سياست بايد بر مبناي رفق و محبت باشد و قاطعيت و تندي جواب نمي‌دهد. ( البته در امور سليقه‌ايي نه اعتقادي و شرعي )

حضرت در قسمتي ديگر مي‌فرمايد:‌ شايد كساني اهل نصيحت نباشند ولي نبايد به آنان بدبين بود زيرا گاهي سخنان حكمت آميزي از دهانشان خارج مي‌شود و بر عكس كساني كه مرتباً‌ اندرز مي‌دهند ممكن است بدليل هواي نفس و يا خطا و يا ... در توصيه‌هاي خود، خيانت كنند، پس نبايد به آنان بطور كامل خوش بين بود لذا در هر حالي بايد عقل را به گواهي و حجت گرفت و به درستي و نادرستي آنان حكم كرد.

صفحه 933

« إياك‏ أن‏ تضع‏ ذلك‏ في غير موضعه أو أن تفعله بغير أهله لا تتخذن عدو صديقك صديقا فتعادي صديقك و امحض أخاك النصيحة حسنة كانت أو قبيحة و تجرع الغيظ فإني لم أر جرعة أحلى منها عاقبة و لا ألذ مغبة و لن لمن غالظك فإنه يوشك أن يلين لك و خذ على عدوك بالفضل فإنه [أحد] أحلى الظفرين‏ »

امّا بر حذر باش كه كار را در غير محلش قرار دهي يا درباره كسي كه اهليت ندارد به كار نبندي ،‌هرگز دشمن دوست خود را به دوستي مگير كه با اين كار به دشمني با دوست خود برخواسته‌ايي ، نصيحت خالصانه خود را براي برادرت مهيا ساز، خواه براي او زيبا و خوشايند باشد يا زشت و ناراحت كننده ، خشم خود را جرعه جرعه فرو بر كه من جرعه‌اي شيرين‌تر و خوش عاقبت‌تر و لذت بخش‌تر از آن نديدم.

انجام كار در غير محلش نوعي لجاجت و لجبازي و از جنود شيطان است و منيتها را گسترش مي‌دهد. ما بايد با تعامل و مذاكره به قرب برسيم نه اينكه نفسانيات خود را پرورش دهيم و باعث سركشي و لجاجت طرف مقابل گرديم.

حضرت در ادامه مي‌فرمايد:‌ عصبانيت خود را قورت بده، اگر بخواهيد مقايسه‌ايي بين نوشيدني‌ها بكنيد، هيچ نوشيدني گواراتر از قورت دادن عصبانيت نيست زيرا عاقبتش بسيار شيرين و لذت بخش است و هيچ كس از ترك غضب پشيمان نمي‌شود.

و در قسمت بعدي حضرت به يك عمل منافقانه اشاره مي‌كنند يعني اگر انسان هم با دوستش دوستي كند و هم با دشمن دوستش ، اين روش صادقانه‌ايي نيست و هدف او صرفاً بهره‌مندي و حفظ منافع است كه در اين راه از كارهاي ضد و نقيض هم پرهيز ندارد.

البته آيه الله مكارم تأكيد مي‌فرمايد: كه اين در جايي است كه دشمني دشمن ظالمانه باشد نه آنجا كه دوست ما كار خلافي كرده و كار خلافش سبب دشمني افراد شده است و همچنين اين سخن در جايي صادق است كه هدف از طرح دوستي با دشمن دوست، اصلاح ميان آنها نبوده باشد كه اگر اين كار به منظور اصلاح ذات البين باشد نه تنها زشت و ناپسند نيست بلكه كاري بسيار شايسته است. [1]

 


[1] پيام امام ، ج9 ، ص 650

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات