.

اخلاق در نهج البلاغه

جلسه دوم _ 92/7/15

 

        نامه 11 :

«و لتكن مقاتلتكم من وجه واحد أو اثنين و اجعلوا لكم رقباء في صياصي الجبال و مناكب الهضاب لئلا يأتيكم العدو من مكان مخافة أو أمن و اعلموا أن مقدمة القوم عيونهم و عيون المقدمة طلائعهم و إياكم و التفرق فإذا نزلتم فانزلوا جميعا و إذا ارتحلتم فارتحلوا جميعا و إذا غشيكم الليل فاجعلوا الرماح كفة و لا تذوقوا النوم إلا غرارا أو مضمضة»[1]

همواره بايد پيكار شما با دشمن از يك سو يا دو سو باشد ( نه بيشتر زيرا تعدد جهات باعث تجزيه لشكر و تشتت قوا و آسيب پذيري آن مي‌شود. )

مراقبان و ديدبان‌هايي بر قله كوه‌ها و روي تپه‌ها و بلندي‌ها قرار دهيد. مبادا دشمن از جايي كه محل خطر يا مورد اطمينان شماست ناگهان به شما حمله كند و بدانيد مقدمه لشكر، چشمهای لشكرند و چشم‌های مقدمه، پيشگامان و نيروي اطلاعاتي لشگرند. از پراكندگي و تفرقه به شدت بپرهيزيد، بنابراين هنگامي كه توقف كرديد و پياده شديد، همه با هم پياده شويد و هرگاه كوچ كرديد همه با هم كوچ كنيد و هنگامي كه پرده‌هاي تاريكي شب شما را پوشاند، نيزه‌داران را با نيزه به صورت دايره‌اي در اطراف لشكر قرار دهيد ولي خوابتان بايد سبك و كوتاه باشد همچون شخصي كه آب را جرعه جرعه مي‌نوشد و يا مضمضه مي‌كند.

در نامه فوق راهكارهايي كه حضرت مبني بر مقابله با دشمن درون (نفس اماره) و دشمن بيروني توصيه فرمودند، بايد مدنظر قرار گيرد تا مسلمانان بتوانند توانمندي و قدرت خود را حفظ كنند.

هدف انسان در مقابله، با دشمن ابتدائاً‌ بايد تربيت او باشد و نه كشتن و مقاتله چنانچه اگر دشمن دروني را در نظر بگيريم، هدف كشتن نفس نيست بلكه تبديل آن به نفس لوامه و مطمئنه آنهم از طريق شريعت است به همين دليل حضرت فرمودند: حملات چند جانبه كه حاكي از بي‌نظمي و بي‌ثباتي است، نداشته باشيد.

مثلاً‌، اگر حسد و بخل و حرص و ... داريد نمي‌توانيد در يك روز همه را برطرف كنيد، بلكه بايد به لطف حق و آموزه‌هاي حضرات معصومين (ع) يك صفت مذموم را مرتفع كنيد ( آنهم بتدريج) سپس به دفع صفات ديگر بپردازيد.

در مقابله با دشمن خارجي هم همينطور است يعني پيكار چند جانبه باعث تجزيه لشكر و تشتت قوا و آسيب پذيري آن مي‌شود. چنانچه دشمن متوجه اين قضيه شده و براي شكست مخالفينش جبهه‌هاي متعدد نظامي و سياسي و اجتماعي و اقتصادي تشكيل مي‌دهد.

البته فراموش نشود كه در بعضي مواقع، تاكتيكهاي جنگي ، مقابله‌هاي دایره ای و گاز انبري را ايجاب مي‌كند.

توصيه بعدي حضرت مبني بر ممنوعيت درگيري و جدال و پراكندگي و تفرقه است كه مهمترين ابزار جنگي دشمن به جهت پيروزي بر مسلمين است زيرا تفرقه موجب فتور و سستي در نيروهاي خودي و بالتبع پيروزي دشمن مي‌گردد.

در عالم درون هم براي مقابله با نفس اماره بايد زبان و دل و اعضاء و جوارح همگي يكپارچه اقدام كنند يعني اگر زبان ذكر بگويد ولي دل همراه آن نباشد، تفرقه و جدايي و بي‌حاصلي و عدم توانمندي ذكر پيش مي‌آيد.

اگر توصيه شده كه قبل از نماز، اذان و اقامه بگوييد به دليل اين است كه همه اعضاء و جوارح در مدار قرار گيرند، تنها با جسم به سراغ مكالمه با معبود نرويد بلكه قلب و روح شما هم آماده شود، در اين صورت است كه نماز، توانمندتان خواهد كرد و قدرت «يَنْهى‏ عَنِ‏ الْفَحْشاء» را به شما عطا مي‌كند.

توصيه بعدي حضرت مبني بر خواب عميق نداشتن، است. نوم سنگين نماد غفلت است. بدن جسماني به عنوان مرکب سالم نياز به خواب دارد تا بتواند براي بندگي مجدد، تجديد قوا بكند امّا خواب طولاني و سنگين موجب عرصه لاابالي گري و بيهوده‌گذراني و عدم مراقبه و محاسبه و در يك كلمه «غفلت» مي‌شود و البته در جنگهاي بيروني هم خواب سنگين موجب شبيخون دشمن و ضايعات فراوان مي‌شود.

نامه 13

« ممن لا يخاف وهنه و لا سقطته و لا بطؤه عما الإسراع إليه أحزم و لا إسراعه إلى ما البطء عنه أمثل‏ »[2]

زيرا (مالك اشتر) سستي در او راه ندارد و لغزش پيدا نمي‌كند در جايي كه سرعت لازم است كندي نخواهد كرد و در آنجا كه كندي و آرامش لازم است، سرعت و شتاب به خرج نمي‌دهند.

حضرت چهار ويژگي براي مالك اشتر بر مي‌شمرند كه در حقيقت به ويژگي كه يك فرمانده لشكر بايد داشته باشد ، اشاره مي‌كنند.

1-  در برابر سختي‌ها و فشارهاي دشمن سستي بخرج ندهد و فشل نباشد.

2-  موقعيت نيروهاي خودي و دشمن را به درستي محاسبه و برنامه‌ريزي بكند.

3-  فرمانده بايد وقت شناس باشد و از ثانيه‌ها ، بهره‌برداري كامل بكند.

4-  و گاهي لازم است در مقابله با دشمن خونسرد بود ويا تغافل نمود. در اين صورت هر گونه تعجيل و شتاب به ضرر نتيجه جنگ خواهد بود و دشمن پيروز خواهد شد.

(در روز دحو الارض هم كه تقاضا مي‌كنيم جز و اصحاب امام زمان (عج) قرار گيريم يعني از هر گونه سستي و راحت طلبي و فرصت دادن به دشمن پرهيز نمائيم، در اخلاقيات و اعتقادات قوت داشته باشيم.)

حضرت علي (ع) در مورد مالك مي‌فرمايند: احتمال سقوط براي او نمي‌دهم يعني مالك ،تالي تلو معصوم است و پشت سر امامش حركت مي‌كند.

و لذا از هر گونه خطايي عصمت دارد. پيرو اين كلام حضرت، آيت الله جوادي آملي مي‌فرمايد: ما عصمت تحصيلي داريم يعني براي انبياء و ائمه معصومين (ع) اين عصمت از قبل حاصل شده است ولي ساير مردم متدين و مؤمن هم مي‌توانند از طريق تربيت شرعي، تحصيل عصمت نمايند.

بنابراين با هر سقوط و ليز خوردن ما، ظهور حضرت وليعصر (عج) به تعويق مي‌افتد.

هر بار که از ارزشها و قوت و استقامت در حفظ آنها جدا می شوید، در حقیقت جدا شدن از امام زمان (عج) تحقق یافته چنانچه در «حي علي خير العمل» « فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرات‏ » تأخير جايز نيست و بايد در عرصه بندگي شتاب كرد.

و از طرفي احتياط و پرهيز از شتابزدگي نيز شرط عقل و شرط مديريت جامعه است.

اميرالمؤمنين (ع) مالك را ذو وجهين معرفي مي‌كنند يعني گاهي خيلي سريع و گاهي با احتياط و با تأني ، مالك در هر دو وجه پيشتاز است و دقت نظر دارد.

نامه 16:

« لا تشتدن عليكم فرة بعدها كرة و لا جولة بعدها حملة و أعطوا السيوف حقوقها و [وطنوا] وطئوا للجنوب مصارعها و اذمروا أنفسكم على الطعن الدعسي و الضرب الطلحفي و أميتوا الأصوات فإنه أطرد للفشل‏ »[3]

از فرار و عقب‌نشيني‌هايي كه پس از آن، حمله تازه‌اي به دشمن است نگران نباشيد و همچنين از جولاني كه بعد از آن حمله صورت مي‌گيرد، ناراحت نشويد. حق شمشيرها را ادا كنيد و جاي در غلطيدن دشمن را مهيا سازيد خود را براي زدن سخت‌ترين نيزه و شديد‌ترين ضربه شمشير بر پيكر دشمن به هيجان در آوريد صداها را خاموش كنيد كه در بيرون راندن سستي بسيار مؤثر است.

در عرب، عقب نشيني و فرار براي لشكر و فرمانده آن ننگ محسوب مي‌شد، لذا حضرت مي‌فرمايند: اگر عقب نشيني تاكتيكي و به جهت تجديد قوا باشد نام نرمش قهرمانانه خواهد داشت و اشكالي متوجه شما نخواهد بود و تعصبات جاهلانه باعث كوري و نديدن باطن امر مي‌شود كه از پيروزيهاي بسيار مهم‌تر جلوگيري خواهد كرد.

توصيه بعدي حضرت مبني بر آهسته حرف زدن است يعني وقتي دست از جو سازي و غوغا سالاري برداريد نيروهاي شما سست و فشل نمي‌شود. پس كارهاي مثبت را بي‌سروصدا و بدون هياهو انجام دهيد و چراغ خاموش در برابر دشمن مقابله كنيد. چنانچه در مقابله با نفس اماره هم بايد آرام و تدريجي بدون شعار دادن و ادعا رفتار كنيد تا انرژي شما هدر نرود.

 


[1] نهج البلاغه ، ص 371

[2] نهج البلاغه ، ص 371

[3] نهج البلاغه ، ص 374 

هدیه به پیشگاه مطهر امیرالمومنین  علیه السلام صلوات