.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 35 - 94/8/20


            خدای سبحان را سپاسگزاریم که اذن معرفت اماممان را  با وساطت خود حضرت ولی عصر (عج) نصیب یکایک ما می کند . باور داريم حضور در جمعی که قصدشان تحصيل معرفتي است كه به دنبالش قرب نصيبشان كند،  حتماً با دعا و به دعوت خود حضرت اتفاق افتاده است.

  بر اين باوريم که در هر دعوتی و ضیافتی پذیرایی ویژه ای از ما به عمل می‌آورند که با پذیرایی قبل تفاوت دارد. همانطور که ما در مورد خدای سبحان معتقدیم «کل یوم هو فی شان» «هر روز خدا جلوه گری جدیدی دارد» ، امام زمان (عج) هم که خلیفه کامل خداست در هر ضیافتی از ما پذیرایی جداگانه‌ای به عمل می آورند، پذیرایی که تا کنون برای ما وجود نداشته و تکراری نیست.

وقتی در حریم معرفتی حضرت قرار می گیریم باورمان می شود وجود مقدس حضرت تمام مکانها و زمانها را اشغال کرده‌اند و سراسر سماوات و ارضین را اشغال کرده اند.در کل عالم جایی بدون امام نیست. « بِأَسْمَائِكَ‏ الَّتِي‏ مَلَأَتْ‏ أَرْكَانَ‏ كُلِ‏ شَيْ‏ء » همه عالم وجود مملو از امام است ، و هر چه حرکت صعودی و کمالی در عالم صورت می گیرد با قافله سالاری اوست. 

ما چه بخواهيم و چه نخواهيم در اين عالم مسافريم. در اين سفر اگر كارواني را انتخاب كنيم كه قافله سالارش امام زمان (عج) است از عنايات و توجهات خاص حضرت بهره‌مند مي‌شويم.

هر كاروان داري خود را موظف مي‌داند كه از حال تك تك اهل كاروان مطلع باشد، حتي اگر افراد بسيار زيادي در كاروانش باشند،‌ كثرت موجب غفلت او نمي‌شود.

 از سوي ديگر افراد قافله هم اگر در کاروانشان امنیت می بینند ، اگر ملاحظه می کنند كه راحت و سريع به مقصد می رسند، اگر در کاروان به آنها خوش می گذرد، اگر خودشان زحمتی نمی‌کشند و همه امور و امكانات برایشان فراهم است  و دغدغه هیچ امری را ندارند،،، همه اهل کاروان می‌دانند که اینها به لطف آن کاروان سالار است.

 وقتی در محضر حضرت ولی عصر (عج) قرار می گیریم این معنا را خوب متوجه می شویم.

 ما به همراه جمعی در عالم در حرکت هستیم«إنّا الیه راجعون»، ورود ما از عالم دیگر به این عالم به جلوداری معصومین بوده است یعنی اگر آنها نمی آمدند ما اصلاً دلمان نمی خواست که وارد این عالم شویم. با وساطت آنها سیر نزولی داشتیم و به اين دنيا وارد شدیم و با وساطت آنها سیر صعودی داریم و به عالم بالا می رویم.

کمال‌مان در این بود که به پست‌ترین عالم بیاییم و بتوانيم در آن بيشترين سير را داشته باشيم.

در سير صعوديمان از دنيا به عالم بالا، در هر زمان يك جلو‌دار داريم، كه در عصر ما جلودارمان امام زمان (عج) است.

اگركاروان او را براي اين سفر انتخاب كنيم يقين داريم كه كاروان سالارمان ما را پشت سر خود راه مي‌اندازد و به پيش مي‌برد. قافله سالار ما تك خوري ندارد و همواره مي‌خواهد از بهترين‌هايي كه نصيبش شده در اختيار كاروانيان قرار دهد.

قافله سالارمان راضي نمي‌شود كه حتي يك نفر از كاروان جا بماند، خودش را به تك تك عقب مانده‌ها مي‌رساند و شرايط و امكانات لازم را فراهم مي‌كند تا آنها را به قافله برساند.

در همه خيرات ، بركات و توفيقات زندگيمان او جلودار ماست.

امام باقر علیه السلام مي‌فرمايند : « بِنا عُبِدَ الله بِنا عُرِفَ الله بِنا وُحِّدَ الله »[1] بندگی شما معرفت شما و توحید شما، به وسیله ماست هر كار مثبتي كه در طول حياتمان انجام مي‌دهيم به قيامت و جلوداري امام زمان (ع)‌ است. صبح به صبح با سلام هایی که در زیارت آل یاسین به حضرت می‌دهیم، وقتي در زيارت جامعه مي‌گوييم: « إِنْ‏ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ‏ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه‏»[2]  اعلام مي‌كنيم كه آقا مي‌دانيم شما در گوشه گوشه زندگي ما حضور داري.

حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام می‌فرماید: « مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا يَكُونَ‏ بَيْنَهُ‏ وَ بَيْنَ‏ اللَّهِ‏ حِجَابٌ‏ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يَنْظُرَ إِلَى اللَّهِ، وَ يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْهِ، فَلْيَتَوَلَّ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه‏ ... »[3]  « هر كس مي‌خواهد سرورش به اين باشد كه در قيامت بين خود و خدا حجاب و فاصله‌اي نباشد، به خدا بنگرد و خدا به او نظر كند،،، بايد ولايت آل محمد (ص) را بپذيرد.»

با پذيرش ولايت ، به كارواني‌ مي‌پيونديم كه قافله سالارش امام (ع) است. در اين صورت موانع بين ما و خداوند برطرف مي‌شود و در اوج قرب قرار مي‌گيريم. گويا از شدت نزديكي ، مي‌توانيم خدا را ببينيم ، و از سوي ديگر در ميان خيل بندگان به چشم خدا مي‌آييم.

 

پیوست به معصوم ما را صاحب امتیاز می کند، امتیازی که موجب مي‌شود به چشم بياييم و با  ديگران تفاوت داشته باشيم. هر چه ولايتمان بيشتر باشد ، در محضر حق مقرّب ‌تر مي‌شويم و راه ورود حجابها را به اين حضور و خلوت مي‌بنديم.

***

وجود حضرات معصومين (ع)‌ آينه تمام نماي حضرت حق است، به همين جهت آنهارا مظهر اسماء الله مي‌دانيم. و در زمان ما ،‌امام عصر (ع‌) جلوه كامل نامهاي خداست. از اين رو با بررسي اين عناوين ، به شناخت امام زمان (ع) مي‌پردازيم.

«یا ذالمعروف الذی لا ینقطع ابدا»« ای خدايي که نیکی تو هیچ گاه قطع نمي‌شود حتی وقتی من خیلی بدی می کنم.»

 امام زمان (ع) خلیفه خداست، او هم ذالمعروفی است که خیر او هیچ وقت قطع نمی‌شود.

در عبارتي ديگر می گوییم:« يا مَنْ عارَضَنِي بِالْخَيْرِ وَ الإِحْسانِ، وَ عارَضْتُهُ بِالإِساءَةِ وَ الْعِصْيان‏» ای خدایی که هر گاه با من  مواجه می شوی می خواهی بهترين‌ها را به من بدهی و در من ایجاد حُسن ‌کنی، اما من با بد كاري و نافرماني در مقابل تو قرار می گیرم.»

امام زمان جلوه اين نام است، با نگاهي به زندگيمان ، در مي‌يابيم كه همواره از او به ما خير رسيده است. امام عصر (ع)‌ همچون پدري غني، سخي و كريم است كه هميشه دست پر سراغ فرزندش مي‌رود. فرزند از داده‌هاي او ايراد مي‌گيرد، يكي را مي‌گويد  دوست ندارد ، ديگري را دور مي‌اندازد، و يكي را به كنار مي‌اندازد و براي هميشه بي‌استفاده مي‌گذارد.

اما پدر به خاطر اين برخورد او را از لطف‌هاي آينده‌اش محروم نمي‌كند، و هر بار برايش چيزهاي بهتري مي‌برد، و مي‌‌داند كه روزي فرزندش بزرگ مي‌شود و قيمت داده‌هاي او را مي‌فهمد.

امام زمان (ع)‌ همواره سراغ ما مي‌آيد، مي‌خواهد خدا را به ما معرفي كند، ما را در صراط مستقيم به پيش برد و طريق وصول به كمالات را نشانمان دهد ، ولي ما به امور مادي‌مان سر گرميم و مي‌گوييم دنيا را دوست داريم.

حضرت ما را رها نمي‌كند، و به اميد اينكه روزگاري از جهالت و نادانيمان فاصله بگيريم همچنان بهترين‌ها را در اختيارمان مي‌گذارد.  

در دعای عرفه می‌خوانیم: «یا مَنْ دَعَوْتُهُ مَرِيضاً فَشَفانِي، وَ عُرْياناً فَكَسانِي، وَ جائِعاً فَأَطْعَمَنِي، وَ عَطْشاناً فَأَرْوانِي، وَ ذَلِيلًا فَأَعَزَّنِي، وَ جاهِلًا فَعَرَّفَنِي، وَ وَحِيداً فَكَثَّرَنِي، وَ غائِباً فَرَدَّنِي، وَ مُقِلًّا فَأَعْنانِي، وَ مُنْتَصِراً فَنَصَرَنِي، وَ غَنِيّاً فَلَمْ يَسْلُبْنِي، وَ أَمْسَكْتُ عَنْ‏ جَمِيعِ‏ ذلِكَ‏ فَابْتَدَأَنِي‏»

اي خدايي كه بيماريم را شفا مي‌دهي ، عريان باشم  لباس بر تنم مي‌پوشاني‌،گرسنه باشم طعام در اختيارم مي‌گذاري ، تشنه باشم سيرابم مي‌كني، ذليل باشم عزتم مي‌دهي، جاهل باشم معرفت ارزانيم مي‌كني ، ... »‌

« وَ أَمْسَكْتُ عَنْ‏ جَمِيعِ‏ ذلِكَ‏ فَابْتَدَأَنِي ‏»  «خدايا ! زماني كه از همه اين موارد امساك مي‌كنم و هيچ كدام را نمي‌خواهم ، خودت آغازگر امور مي‌شوي، شفا مي‌دهي ، مي‌پوشاني و ... و به امساك من كاري نداري. »‌

امام عصر (عج) نيز با ما اينگونه برخورد مي‌كند، حتي اگر بد قلقي كنيم و نسبت به عناياتش امساك داشته باشيم باز هم رهايمان نمي‌كند و الطافش را بر ما مي‌بارد.

در دعای عرفه می گویم« وَ لَوْ رَفَدَنِي‏ عَلَى قَدْرِ ذِكْرِ نِعَمِكَ [نِعْمَتِكَ‏] عَلَيَّ جَمِيعُ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ لَمَا قَدَرْتُ وَ لَا هُمْ عَلَى ذَلِك‏ » « خدايا اگر همه اولین و آخرین بر من وارد شوند بابت اینکه ذکر یک نعمت تو را داشته باشم من قدرت ندارم ( با وجودی که همه این ها کمک من آمده اند ) آنها هم قدرت ندارند که ذکر نعمت تو را بکنند. »

 به امام زمان  (عج) عرض مي‌كنم:‌ آقا جان! اگر هم اكنون تمام اهل عالم به كمكم بيايند تا ذكر نعمت ولايت را داشته باشم و بگويم چه الطاف و عناياتي به من داشته‌اي ، هم من بر اين امر ناتوانم و هم نيروهاي كمكي من.  

فقط خدا مي‌داند چه خيرات عظيمي از جانب شما به تك تك ما افاضه شده است.

***

*مکیال المکارم عربی، ج1، ص497

امام سجاد در روز عرفه براي تمام كساني كه به ولايت حضرات معصومين (ع) متمسك شده‌اند دعا مي‌كنند:‌ «اللَّهُمَ‏ وَ صَلِ‏ عَلَى‏ أَوْلِيَائِهِمُ‏ الْمُعْتَرِفِينَ بِمَقَامِهِمُ، الْمُتَّبِعِينَ مَنْهَجَهُمُ، الْمُقْتَفِينَ آثَارَهُمُ، الْمُسْتَمْسِكِينَ بِعُرْوَتِهِمُ، الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلَايَتِهِمُ، الْمُؤْتَمِّينَ بِإِمَامَتِهِمُ، ... الزَّاكِيَاتِ النَّامِيَاتِ الْغَادِيَاتِ الرَّائِحَاتِ.»

«خدایا! بر دوستانشان درود بفرست ، دوستانی که به جایگاه حضرات معصومین اعتراف می کنند، از مسیر آنها تبعیت می‌نمايند، دنباله آثار آنها را می‌گیرند، به ریسمان آنها متمسك مي‌شوند، تمسک به بزرگی و ولایت ايشان دارند و آنها را فرمانروای زندگی‌شان می‌بینند،  .... . »

اگر در زمره دوستان امام زمان (عج) بمانيم و او را امام و مقتداي خود قرار دهيم‌، مشمول دعاي امام سجاد عليه السلام مي‌شويم. امام سجاد عليه السلام از خداوند درخواست مي‌كند كه بر اين گروه درود بفرستد. «اللهم صل ... »

 

خداوند در قرآن مي‌فرمايد:  «هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور» رهاورد درود خدا، خروج از ظلمات و سير به سوي انوار است. زماني كه خداي سبحان به بنده‌‌اي درود بفرستد، زندگي او تغيير مي‌كند، ديگر در ظلمات معصيت و جهالت نمي‌ماند ودلش اسير دنيا نمي‌شود.

اگر مي‌خواهيم چنين نعمت عظمايي نصيبمان شود، بايد به گونه‌اي زندگي كنيم كه هميشه امام عصر (ع) امام و جلودارمان باشد، و ما مأموم او باشيم، و هيچ گاه دستمان را از ريسمان ولايتش رها نكنيم.   

در روايات بسيار به ما توصيه شده كه در قلب مؤمن ادخال سرور كنيد.

« عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا يَرَى أَحَدُكُمْ إِذَا أَدْخَلَ‏ عَلَى‏ مُؤْمِنٍ‏ سُرُوراً أَنَّهُ عَلَيْهِ أَدْخَلَهُ فَقَطْ بَلْ وَ اللَّهِ عَلَيْنَا بَلْ وَ اللَّهِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص» [4] « هيچ يك از شما تصور نكند با ادخال سرور در دل يك مؤمن تنها او را خوشحال كرده . بلكه با اين سرور، موجب خوشحالي همه اهل بيت (ع)‌ و پيامبر (ص) شده است. »

ارمغان ادخال سرور در قلب يك مؤمن ، مسرت و خوشحالي آل الله است.

حال تصور كنيد اگر سراغ مؤمني برويد كه معصوم است، معصومي كه غريب است، غريبي كه اسير زندان غيبت است،،، چقدر او را خوشحال مي‌كنيد!!!

اگر در بازار شلوغ دنيا به امام زمانمان توجه كنيم و سراغ او برويم ، چقدر مسرورش مي‌كنيم، و به دنبال اين سرور، چقدر موجب مسرت پيامبر (ص) و  اهل بيتش مي‌شويم.

به مناسبت محرم و ايام سوگواري اباعبدالله عليه السلام بحثمان را با روايتي در مورد انتقام خون امام حسين عليه السلام به پايان مي‌بريم.

در مكيال المكارم عربي، جلد 1 ، ص 458 نقل شده است:‌

وقتي حضرت حجت (ع) ظهور مي‌كند، سالهاي اول كشتار زيادي صورت مي‌گيرد، و مردم حضرت را به قساوت قلب و بي‌رحمي متهم مي‌كنند. امام زمان (ع)‌بالاي منبر مي‌رود، يك نعلين امام حسين عليه السلام را در دستش مي‌گيرد و مي‌گويد: اگر همه دشمنان را بكشم مقابل بند اين نعلين نمي‌شود.

آقا جان ! مي‌دانيم چشم به راه هستي تا بيايي و منتقم ثارالله شوي. ما هم با اشكهايي كه در سوگ جد بزرگوارت مي‌ريزيم، گويا راه تو را آب مي‌زنيم.

آقا جان !‌مي‌دانيم همين سوز سينه و اشك ديده را هم از عنايات شما داريم.

سوز دل ، اشك روان ، آه سحر، ناله شب             اين همه از نظر لطف شما نمي‌بينم

نمي‌شود حضرت ما را نگاه كند و منقلب نشويم، بي‌حال بمانيم و از بديها و زشتيهايمان فاصله نگيريم.

هر دو عالم يك فروغ روي اوست                     گفتمت پيدا و پنهان نيز هم

اگر به ما نگاهي بيندازد، گويا دو عالم را در اختيارمان گذاشته است.

ولي ما به يك نظر و يك لحظه نگاه قانع نيستيم. مي‌خواهيم به ما نظر كند و ديگر هيچ گاه نگاهش را از ما بر ندارد.

« وَ انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً، نَسْتَكْمِلُ بِهَا الْكَرَامَةَ عِنْدَكَ، ثُمَّ لَا تَصْرِفْهَا عَنَّا بِجُودِكَ»

 



[1] . اصول کافی، ج1،ص 145

[2] . زیارت جامعه کبیره

[3] . بحارالأنوار، ج23،ص81

[4] اصول کافی، ج2،ص189