.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 32 - 94/7/8

 

          خداي سبحان را سپاسگزاريم كه توفيق مجددي جهت شناخت حضرت ولي عصر (عج) در اختيار يكايك ما قرار داد.

اميدواريم با وساطت خود حضرت معرفتمان نسبت به امام زمانمان افزون شود. بر اين باوريم كه افزايش معرفت ، محبت ما را بيشتر مي‌كند و با فزوني محبت حجابهاي بين ما و مولايمان مرتفع مي‌گردد و مقدمات وصال امام و مأموم فراهم مي‌شود.

امروز مي‌خواهم به شما نويد دهم كه در زمره « قليل من عبادي الشكور» هستيد. زيرا در بين شيعيان جهان افراد اندكي هستند كه معرفت نسبت به امام زمان (ع) را براي خود لازم مي‌دانند، و در ميان اين گروه، اقليتي براي اين امر لازم اقدام مي‌كنند. شما جزء‌ اين جمع اندك هستيد كه عملاً‌ به دنبال شناخت امامتان هستيد و در اين راه هر زحمتي را متحمل مي‌شويد.

يقين دارم كه حضرت وليعصر (عج) نسبت به شما كه در جهت معرفت حضرت قدم برداشته‌ايد بيشترين مرحبا و آفرين را دارند. زيرا امام (ع) خيرالشاكرين است و از شيعياني كه در پي معرفت او هستند، بهترين تشكر را به جا مي‌آورد.

***

زماني كه در محضر امام حاضرمان هستيم بايد چند ادب را رعايت كنيم:

=وظيفه ما اين است كه در محضر امام حاضر، اعلام حضور كنيم. اگرما از صحنه حضور غايب باشيم،‌ حق اماممان را ادا نكرده‌ايم.

در همه زياراتي كه به ما آموخته شده تا در محضر وليعصر (عج) بخوانيم، حضرت را با عنوان «السلام عليك » مورد خطاب قرار مي‌دهيم.

اين گونه سلام دادن ،‌ در حضور حاصل مي‌شود. وقتي مي‌گوييم: «السلام عليك» ، يعني آقا شما حاضر هستيد و من هم با سلامي كه به شما مي‌‌دهم خودم را در محضر شما حاضر مي‌بينم.

ما معمولاً از اين حقيقت غافليم. تصور كنيد معلمي سر كلاس درس حاضر باشد، ببيند كيف همه شاگردها روي صندلي‌هاست، ولي خودشان نيستند. يك دانش آموز در راهرو باشد ، يكي در حياط، ديگري در خانه و ...

حكايت ما هم با امام حاضرمان اينگونه است. جا دارد در محاسبه و مراقبه هر شبمان بررسي كنيم كه در طول روز چقدر در محضر مولايمان حاضر بوده‌ايم و ادب حضور را رعايت كرده‌ايم.

اولين ادب اين است كه در محضر امام حاضر، غايب نباشيم.

=در زيارات امام زمان (عج) مكرر با عناوين مختلف به حضرت ولي عصر (عج) سلام مي‌دهيم.

اين امر نشان دارد كه بايد مرتباً تجديد بيعت كنيم. عهد ما با اماممان گره‌اي است كه اگر مرتب آن را محكم نكنيم، شل مي‌شود.

با سلام‌هاي روزانه و مكرر به محضر حضرت ، هم اظهار ارادت مي‌كنيم و هم تجديد بيعت.

=در زيارت‌هاي امام عصر (عج) عبارت «اشهد انّك» بسيار تكرار شده است. دراين زيارت، در محضر امام (ع) براي امور متعددي شهادت مي‌دهيم.

اگر بخواهيم مكرر در محضر بزرگي شهادت بدهيم، بايد عادل باشيم، نه كاذب و رياكار.

براي اينكه گواهي دادنمان در محضر حضرت پذيرفته شود، بايد روي عدالت خود كار كنيم، زيرا شهادت غيرعادل قبول نمي‌شود.

يكي از آداب ارتباط با وليعصر اين است كه مرتكب گناه كبيره نشويم و بر گناه صغيره هم اصرار نداشه باشيم تا عادل به شمار بياييم و بتوانيم در زيارات، در محضر امام (ع) گواهي دهيم.

***

در زيارت سرداب ، با چند مورد ديگر از آداب حضور آشنا مي‌شويم:

=بايد ضرورت ولايت دائم امام عصر (ع) را در زندگي مان ، اعلام كنيم.

«َ أَشْهَدُ أَنَّ بِوَلَايَتِكَ تُقْبَلُ الْأَعْمَالُ وَ تُزَكَّى الْأَفْعَالُ وَ تُضَاعَفُ الْحَسَنَاتُ وَ تُمْحَى‏ السَّيِّئَات‏»[1] در اين عبارات به امام زمان (ع)‌ عرض مي‌كنيم كه شهادت مي‌دهم ولايت شما در عرصه زندگي ما چند نقش دارد.

« أَشْهَدُ أَنَّ بِوَلَايَتِكَ تُقْبَلُ الْأَعْمَالُ»‌ اعمال من با ولايت شما قبول مي‌شود.

خداوند برما منت مي‌گذارد و توفيقات متعددي را نصيبمان مي‌كند امّا گويا هنگام عرضه عمل به محضر حضرت حق، مي‌گويند: بايد با بزرگترت بيايي تا اعمالت قبول شود.

خداوند در قرآن مي‌فرمايد: « َ إِنَّما يَتَقَبَّلُ‏ اللَّهُ‏ مِنَ الْمُتَّقين‏ »[2] «خداوند تنها از اهل تقوا قبول مي‌كند.»‌

از سوي ديگر در زيارت سرداب به امام عصر (عج) مي‌گوييم: « أَنَّ بِوَلَايَتِكَ تُقْبَلُ الْأَعْمَالُ »

اگر اين دو را كنار هم بگذاريم به اين حقيقت مي‌رسيم كه با ولايت معصوم بدون زحمت، متقي مي‌شويم، و اعمالمان مورد قبول حق قرار مي‌گيرد.

ديگر لازم نيست براي با تقوا بودن مجاهدتها و سختيهاي زياد را متحمل شويم. مانند كودكي كه پدر خیلي خوبي دارد ، خودش خوب بار مي‌آيد ،،، ما هم با ولايت امام ، در شمار اهل تقوا قرار مي‌گيريم.

« وَ تُزَكَّى‏ الْأَفْعَال‏ »: گاهي اوقات اعمال صالحي انجام مي‌دهيم كه به خودي خود قابليت عرضه شدن به مولا را ندارد و بايد پيرايش شود. به امام زمان عرض مي‌كنيم: ولايت شما اين نقش را دارد كه فعل ما را پيرايش كند، عمل ما را از زياده‌هاي نامناسب پاك نمايد آن را رشد مي‌‌دهد.

به عنوان مثال ، عالمي هزار سال پيش تلاشي كرده، كتابي نوشته يا حركتي علمي انجام داده،،، و به دليل همراهي با ولايت امام زمان (عج)‌ همچنان اثر كارش باقي است.

« وَ تُضَاعَفُ الْحَسَنَاتُ »: ما عمر محدودي داريم، و بايد در طول عمر زندگي دنيائيمان آنقدر كسب خير و كمال داشته باشيم كه با آنها حيات ابدي مان را در عالم ديگر تأمين كنيم.

نقش ولايتي امام عصر (ع)‌ در زندگي ما اين است كه حسناتمان را مضاعف مي‌كند. نه ده برابر، و صد برابر ، بلكه فراتر از تصور ما خيرات را برايمان افزون مي‌نمايد.

در اين امر جاي تعجب نيست.

حضرت خليفة الله است، و فضل خدا را در عالم منتشر مي‌كند.

اگر مي‌خواهيم كمالاتمان افزون شود جز قبول ولايت و همراهي با ولی راهی نداريم.

« تُمْحَى‏ السَّيِّئَات »: اثرديگر ولايت امام (ع) اين است كه گناهان و زشتي‌هاي ما را محو مي‌كند. اگر قرار باشد هر كدام از نازيبايي هاي ما در پرونده اعمالمان باقي بماند، خدا مي‌داند در قيامت چقدر برايمان معطلي ايجاد مي‌شود. در اين عالم هم ، وجود سيئات موجب توقف ما در زندگي مي‌شود. امّا اگر ولايت امام عصر را بپذيريم، جسارت‌ها و نازيبائي‌هاي عملي‌مان محو مي‌شود و در ادامه زندگيمان اثر سوئي به جا نمي‌گذارد.

=در قسمت ديگري از دعاي سرداب به حضرت عرض مي‌كنيم:‌

« فَلَوْ تَطَاوَلَتِ الدُّهُورُ وَ تَمَادَتِ‏ الْأَعْمَارُ لَمْ‏ أَزْدَدْ فِيكَ إِلَّا يَقِيناً وَ لَكَ إِلَّا حُبّاً وَعَلَيْكَ إِلَّا مُتَّكَلًا وَ مُعْتَمَداً وَ لِظُهُورِكَ إِلَّا مُتَوَقَّعاً وَ مُنْتَظَراً وَ لِجِهَادِي بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَرَقَّبا »[3] «هرچقدر روزگار غيبت تو طولاني شود و عمر من به درازا بكشد، يقينم به تو بيشتر شده و عشقم نسبت به توافزون مي‌گردد. بيش از پيش تو را معتمد خود قرار مي‌دهم و بر تو تكيه مي‌كنم. روز به روز براي ظهورت چشم به راه مي‌شوم و براي جهاد در محضر تو انتظار مي‌كشم. »‌

زندگي فرد منتظر، سراسر اميد است و ذره‌اي يأس در آن راه ندارد.

اين عبارات حاكي از اين است كه داعي خود را روز به روز توانمند‌تر مي‌‌يابد، زيرا به امامش عرض مي‌كند « انتظار مي‌كشم كه در محضر تو جهاد كنم. »‌ قانوناً وقتي سن من بالا مي‌رود توان جسمي كم مي‌شود، امّا معلوم است عاشقي قوتي در انسان ايجاد مي‌‌كند كه به مدد مولايش، مي‌تواند با اعداء‌ مقابله و مبارزه كند.

به ميزاني كه ولايت بر زندگي ما حاكم باشد، توانمند مي‌شويم. توانايي علمي ، عملي ، فكري، نيّتي ، خُلقي و ....

هر چقدر انسان ولايت امامش را بيشتر در زندگي‌اش ببيند نگاهش به آينده زندگي زيباتر مي‌شود.

داعي در ادامه دعا مي‌گويد:  «  أَرْجُو بِهِ الشَّهَادَةَ بَيْنَ‏ يَدَيْكَ‏ وَ الْفَوْزَ لَدَيْك‏ » « به شهادت در محضر تو، و كاميابي در نزد تو اميدوارم.»‌

كسي كه در مسير زندگي ، همراه با ولايت امامش پيش مي‌رود اگر مرگ در بستر هم داشته باشد، شهيد محسوب مي‌شود، زيرا به تعبير امام حسين (ع)‌، مرگ عاشقانه «شهادت»‌است.

از سوي ديگر، چنين فردي در ترسيم عاقبت و آينده زندگيش ، تصور ناكام ماندن ندارد و مي‌داند به «فوز» و رستگاري مي‌رسد.

دو لفظ « بَيْنَ‏ يَدَيْكَ‏ » و « لَدَيْك‏ » نشان از اين دارد كه منتظر باور دارد بالاخره وصال حاصل مي‌شود، او به محضر امامش راه پيدا مي‌كند و در خدمت او قرار مي‌گيرد.

چنين فردي نسبت به آينده زندگي‌اش اميدوار است و دغد‌غه عاقبت بد و نادرست را ندارد. عاقبت شوم در انتظار كسي است كه بدون امام زندگي مي‌كند.

نقل است كه زماني ناصرالدين شاه عازم مشهد بود. قبل از سفر، در حرم حضرت عبدالعظيم، گدايي آمد و به يكي از خادمان شاه گفت:‌ در مسير مشهد، اگر به سبزوار رفتيد و حكيم سبزواري را ديديد، سلام مرا به ايشان برسان و بگو برايم دعا كنند.

اتفاقاً ناصرالدين شاه با همراهانش به خدمت حكيم سبزواري رسيد و اظهار ارادت فراوان كرد.

قبل از رفتن شاه و همراهانش ،‌ حكيم سبزواري خادم را صدا زد و گفت: « گدايي در حرم عبدالعظيم براي من سلام رساند و پيغامي دارد،‌ تو يادت رفت پيغامش را به من برساني. به او بگو من دعاگويش هستم.»‌

عالمي رباني كه افتخارش اين است كه خاك كف پاي امام زمانش باشد، از فاصله‌اي دور صداي يك ملتمس دعا را مي‌شنود و بر خودش واجب مي‌داند درخواست او را اجابت كند.

آيا ممكن است امام زمان (ع)  به جهت كثرت مراجعينش ما را ناديده مي‌گيرد؟ آيا ممكن است اگر درخواستمان از امام را به واسطه‌ها بگوييم، حضرت از ما غفلت كند؟

نه ، غير ممكن است زماني كه به اماممان سلام مي‌دهيم يا از او درخواستي داريم ( چه با واسطه و چه بي‌واسطه )‌، امكان ندارد حضرت پياممان را دريافت نكند و نسبت به جواب آن بي‌توجه باشد.

به همين جهت وظيفه خود مي‌دانيم در دوره غيبت در زيارت امام زمان به حضرت عرض كنيم « فَهَا أَنَا ذَا عَبْدُكَ‏، مُتَصَرِّفٌ‏ بَيْنَ‏ أَمْرِكَ‏ وَ نَهْيِك‏» « مولا جان ! توجه كن. من آن كسي هستم كه عبد توام. تو در من تصرف كن تا آنگونه كه مي‌خواهي اوامرت را انجام دهم و نواهي‌ات را ترك كنم.»‌

« هَا أَنَا ذَا عَبْدُكَ‏، »: بنابراين است كه ما عبدالله باشيم. امّا خداوند به ما اجازه داده خود را عبد اماممان معرفي كنيم. زيرا هرچه نسبت به امام زمان فرمانبردار‌تر باشيم ، بهتر و كاملتر در محضر حق بندگي مي‌كنيم.

« مُتَصَرِّفٌ‏ بَيْنَ‏ أَمْرِكَ‏ وَ نَهْيِك » :  جا دارد خود را محك بزنيم كه در زندگي گوش به فرمان اماممان هستيم يا نه ؟

در قسمتي ديگر از زيارت مي‌گوييم : « رَضِيتُكَ يَا مَوْلَايَ إِمَاماً وَ هَادِياً، وَ وَلِيّاً وَ مُرْشِداً، »

«آقا من تو را به عنوان جلو‌دار ، رساننده به خدا، سرپرست و مرشد پسنديده‌ام. »

بيائيم پسند و رضايتمان را چك كنيم.

مرحوم علي صفايي ( كه در كتابهايش خود را ع.ص معرفي مي‌كرد ) مي‌گفت: اگر امام زمان ظهور كنند و بگويند پست تو سر اين كوچه است و من دركوچه كناري كلاس گذاشته‌ام، آيا من با ميل و رغبت سر پست خود قرار مي‌گيريم و مأموريتم را انجام مي‌دهم يا مي‌خواهم پستم را رها كنم و سر كلاس حضرت بروم؟ آيا نظر امام را بر نظر خودمان تحميل مي‌كنم يا نظر خودمان را بر نظر امام ؟

« إِمَاماً »: اگر ادعا مي‌‌كنيم حضرت را به عنوان امام پذيرفته‌ايم، بايد حقيقتاً‌ مأموم باشيم. ديگر حق نداريم بابت تأخير در ظهور، تأخير در قضاء حاجات و تأخير براي دريافت الطاف حضرت اعتراضي داشته باشيم.

« هَادِياً، » به امام عرض مي‌كنيم: « من پسنديده‌ام كه از طريق تو به خدا برسم، و نمي‌خواهم براي اين مقصود راه نامناسبي را پيش بگيرم.»‌

« َ وَلِيّا» پسنديده‌ام كه تو سرپرست زندگي‌ام باشي. اگر تو سرپرستي مرا به عهده بگيري ديگر نگران هيچ امري نيستم و براي آينده‌ام دغدغه‌اي ندارم مي‌دانم كه تو به بهترين وجه همه امورم را ساماندهي مي‌كني.

« مُرْشِداً، » :‌تو را به عنوان رشد دهنده پسنديده‌ام. بنابراين مي‌خواهم در مسير رشد و كمال قرار گيرم و هيچگاه موجودي معنوي را براي خود كافي نمي‌دانم.

 

 

 

 


[1] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏99 / 117 / باب 7 زيارة الإمام المستتر عن الأبصار الحاضر في قلوب الأخيار المنتظر في الليل و النهار الحجة بن الحسن صلوات الله عليهما في السرداب و غيره .....  ص : 81

[2] سوره مباركه مائده ، آيه 27

[3] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏99 / 117 / باب 7 زيارة الإمام المستتر عن الأبصار الحاضر في قلوب الأخيار المنتظر في الليل و النهار الحجة بن الحسن صلوات الله عليهما في السرداب و غيره .....  ص : 81

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم