.

 در محضر امام هادی علیه السلام ( استاد محترم خانم زهره بروجردی )
جلسه 8

          پناه مي‌برم به خدا از ...

«وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ لَبْسٍ‏ مَلْبُوسٍ‏ وَ مِنْ‏ كُلِ‏ قَلْبٍ عَنْ مَعْرِفَتِكَ مَحْبُوسٍ وَ مِنْ نَفْسٍ تَكْفُرُ إِذَا أَصَابَهَا بُؤْسٌ وَ مِنْ وَاصِفِ عَدْلٍ عَمَلُهُ عَنِ الْعَدْلِ مَعْكُوسٌ وَ مِنْ طَالِبٍ لِلْحَقِّ وَ هُوَ عَنْ صِفَاتِ الْحَقِّ مَنْكُوسٌ وَ مِنْ مُكْتَسِبِ إِثْمٍ بِإِثْمِهِ مَرْكُوسٌ وَ مِنْ وَجْهٍ عِنْدَ تَتَابُعِ النِّعَمِ عَلَيْهِ عَبُوسٌ أَعُوذُ بِكَ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ وَ مِنْ نَظِيرِهِ وَ أَشْكَالِهِ وَ أَمْثَالِهِ إِنَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.»‌[1]

حضرت امام هادي (ع) در قنوتشان از چند امر به خداي سبحان پناه مي‌برند « أَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ لَبْسٍ‏ مَلْبُوسٍ»‌ «خدايا! از هر شبهه‌اي كه بر افراد مشتبه وارد شده به تو پناه مي‌برم»، گاهي ممكن است هر يك از ما از طريق شبهات گرفتار شيطنت شويم و منحرف گرديم، خدايا ! از هر شبهه‌اي كه واقعاً شبهه است به تو پناه مي‌برم زيرا حق و باطل با هم مخلوط شده‌‌اند، در تعريف شبهه گفته شده شبهه از اختلاط حق و باطل حاصل مي‌شود.

« مِنْ‏ كُلِ‏ قَلْبٍ عَنْ مَعْرِفَتِكَ مَحْبُوسٍ» «خدايا!‌ به تو پناهنده مي‌شوم از هر دلي كه از شناخت تو و از معرفت تو محروم است.» پناهندگي از هر امري به دليل آن است كه آن امر مي‌تواند آسيبي ايجاد كند و تنها كسي كه مي‌تواند مانع اين آسيب رساني شود خداي سبحان است، دل محبوس از معرفت خداي سبحان مي‌تواند به بنده آسيب وارد كند خدايا! به تو پناهنده مي‌شويم تا دل بي‌معرفت ما به معرفت تو آراسته شود.

« وَ مِنْ نَفْسٍ تَكْفُرُ إِذَا أَصَابَهَا بُؤْسٌ» «خدايا !‌ به تو پناه مي‌برم از هر كسي كه در ناراحتي‌ها ناسپاسي مي‌كند.»  افراد ناسپاس مانند تير انسان را اذيت مي‌كنند، اطراف هر كسي يا هاله‌اي از انرژي مثبت است و يا انرژي منفي،‌ انجام كار مثبت در عالم معنا فضايي از نور ايجاد مي‌كند و كار منفي تيرگي خود را دارد.

 

در شرح حال آقا شيخ مرتضاي زاهد آمده است ايشان را در اواخر عمر بر دوش مي‌گذاشتند و جا به جا مي‌كردند يكبار ايشان از دوش كسي كه بر شانه‌اش بود افتاد. شيخ مرتضي چون به زمين افتاد شروع به الحمدلله گفتن كرد، ديگران مي‌گويند: گويا ايشان وارد بهشت شدند و به مدت يك هفته حمد گفتن را ادامه دادند.

« وَ مِنْ وَاصِفِ عَدْلٍ عَمَلُهُ عَنِ الْعَدْلِ مَعْكُوسٌ»« خدايا! به تو پناه مي‌برم از كسي كه عدل را فقط به زبان توصيف مي‌كند امّا در عمل از آن امتناع مي‌كند عمل او با عدالت فاصله دارد و واژگونه است.

«وَ مِنْ‏ طَالِبٍ‏ لِلْحَقِ‏ وَ هُوَ عَنْ‏ صِفَاتِ‏ الْحَقِّ مَنْكُوس‏»  «خدايا ! به تو پناه مي‌برم از كسي كه از ديگران مطالبه كار درست دارد در حالي كه خود  درستكار نيست.» هر كس كه طالب خدا، رضا و قرب به اوست تلاش مي‌كند تا كارهايش را مورد پسند حضرت حق انجام دهد. خدايا ! از كسي كه درستكار نيست و در پي رضايت تو نيست به تو پناه مي‌برم.

« وَ مِنْ مُكْتَسِبِ إِثْمٍ بِإِثْمِهِ مَرْكُوس‏» «خدايا ! از كسي كه كسب گناه مي‌كند به تو پناه مي‌برم.»   «‌ إِثْمٍ» اثم گناهي است كه ضرر اجتماعي دارد. بعضي از گناه‌هان فقط ضرر فردي دارند و تخريبی برای جامعه در پی ندارند. در اين فراز حضرت مي‌فرمايد: خدايا!‌ به تو پناه مي‌برم از كسي كه گناهش به جمع صدمه وارد مي‌كند چنين فردي حقيقتاً بر گناهان خود پافشاري دارد. انسان اگر از انسانيتش دور نمانده باشد چون مرتكب گناهي شود در رفع آن تلاش مي‌‌كند امّا آنكس كه روايت از او سخن مي‌گويد كسي است كه نه تنها از كار زشت خود ابايي ندارد بلكه آن را صحيح مي‌داند.

دوري حضرت از اين افراد به جهت آن است كه جامعه را گرفتار رذيله‌هاي اخلاقي مي‌كنند.

« وَ مِنْ‏ وَجْهٍ‏ عِنْدَ تَتَابُعِ‏ النِّعَمِ عَلَيْهِ عَبُوس‏» « خدايا ! از چهره كساني كه هنگام دريافت نعمت‌هاي فراوان عبوس است ، به تو پناه مي‌برم. » نعمات خداوند سبحان سريال و پشت سريكديگرند امّا گاهي همين نعمات به جهت آزمايش انسان است گاهي در لابلاي نعمات گرفتاري و سختي به انسان مي‌رسد امام هادي (ع) از كسي كه چهره خود را در ميان اين همه نعمت براي يك گرفتاري در هم مي‌كشد به خدا پناه مي‌برد.

در زندگي ما نعمت محبّت اهل بيت (ع) نعمت شيعه بودن نعمت كسب حسنات اخلاقي، نعمت عبادت و ساير نعمات چون رود جاري است نعمات مانند سريال پشت‌سر هم‌اند امّا گاهي تنها وجود گرفتاري‌ در اين ميانه به ما مي‌رسد بايد اساس نگاه ما بر اين باشد كه به سوي سريال نعمت‌ها معطوف باشد. جالب اين جاست كه حضرت در اين فراز از عبوس بودن چهره‌ها به خدا پناه مي‌برد شايد پناهندگي از آن روست كه ما بدانيم چهره عبوس تا چه حد سبب توقف ديگران مي‌شود.

نكته قابل توجه روايت آن است كه زاويه ديد، انسان را نسبت به گرفتاريها عوض مي‌كند چون وقتي همه نگاه به سوي نعمات معطوف شود متمركز شدن بر گرفتاري ناشكري است.

« أَعُوذُ بِكَ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ وَ مِنْ نَظِيرِهِ وَ أَشْكَالِهِ وَ أَشْبَاهِهِ وَ أَمْثَالِهِ إِنَّكَ عَلِيٌّ عَلِيمٌ حَكِيم‏» « پناه مى‏برم به تو از اين‏ها همه آن و از مانند آن و از هم شكل‏هاى آن و از شبيه‏هاى آن و از مثل‏هاى آن بدرستى كه تو [بلند مرتبه‏] بسيار دانائى به حكمت.»  گويا حضرت دراين فراز بيان مي‌دارد كه من مواردي را بيان كردم امّا خداوند سبحان مرا از هر آنچه شبيه اين امثال و اشكال است پناه دهد بدرستي كه خدا عليم و حكيم است.

« اللَّهُمَ‏ أَسْعِدْنَا بِالشُّكْرِ وَ امْنَحْنَا النَّصْرَ وَ أَعِذْنَا مِنْ سُوءِ الْبَدَاءِ وَ الْعَاقِبَةِ وَ الْخَتْر» [2]

 « خداوندا ! فيروزى ده ما را به شكر كردن و ببخش به ما يارى نمودن را و پناه ده ما را از بدى آغاز وجود و از بدى عاقبت و از حيله و مكر.»‌

« اللَّهُمَ‏ أَسْعِدْنَا بِالشُّكْرِ» « خدايا ! ما را به وسيله شكر خوشبخت كن.» « وَ امْنَحْنَا النَّصْرَ»  و به ما نصرت كردن را هديه بده. [ (منح) به معني بخشيدن و نصرت و كمك كردن است. ] « أَعِذْنَا مِنْ سُوءِ الْبَدَاءِ وَ الْعَاقِبَةِ» خدايا ! مرا از شروع بد و انتها بد پناه بده. «‌ وَ الْخَتْر» به معناي  « پيمان شكني» است. خدايا ! مرا در پناه خود قرار بده از اين كه نيّت و عملم از آغاز بد باشد يا پايانش بد شود.

  • چه كسي متدين‌تر است

« قُلْتُ‏ لِأَبِي‏ الْحَسَنِ‏ ع‏ أَيُّنَا أَشَدُّ حُبّاً لِدِينِهِ‏ قَالَ أَشَدُّكُمْ حُبّاً لِصَاحِبِه‏» [3] فردي از امام هادي (ع) سؤال كرد چه كسي متدين‌تراست؟

 

حضرت فرمودند:‌ هر كس امام زمانش را بيشتر دوست دارد. هر كس كه پيامبر(ص) و حضرات معصومين (ع) را بيش از ديگران دوست دارد ممكن نيست كه دين و عمل به دين از شارع جدا باشد. هر عملي وابسته به قانون‌گذار آن عمل است، پيامبر (ص) و به تبع حضرات معصومين (ع)‌ شارع‌اند به اندازه‌‌‌اي كه انسان محّبت صادقانه و خالصانه اين بزرگواران را در دل داشته باشد به همان ميزان متدين محسوب مي‌شود و دينش را از ديگران بيشتر دوست دارد.

  • مراقب تعريف‌ كردن‌هايمان باشيم

« قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الثَّالِثُ ع لِرَجُلٍ وَ قَدْ أَكْثَرَ مِنْ إِفْرَاطِ الثَّنَاءِ عَلَيْهِ أَقْبِلْ عَلَى شَأْنِكَ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْمَلَقِ يَهْجُمُ عَلَىّ‏ الظِّنَّةِ وَ إِذَا حَلَلْتَ‏ مِنْ‏ أَخِيكَ‏ فِي مَحَلِّ الثِّقَةِ فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلَى حُسْنِ النِّيَّةِ»[4]            « ابو الحسن سوم عليه السّلام به مردى كه آن حضرت را بسيار مدح مي‌كرد فرمودند: به خودت توجه كن، كثرت تملق، مرا در معرض بدگمانى قرار مي‌دهد، هر گاه مشاهده كردى برادرت مورد اعتماد مي‌باشد از تملق دست بردار و حسن نيّت پيشه كن‏.»

فردي از امام هادي (ع) بسيار تعريف مي‌كرد حضرت به او گفتند: «‌ أَقْبِلْ عَلَى شَأْنِكَ» تو وظيفه خود را انجام بده لازم نيست از من تعريف كني تو توجه‌ات را به جايگاه خود متوجه كن، شايد سخن حضرت از آن روست كه اگر كسي نسبت به ديگري زياد تملق كند بدگماني به مخاطب به سوي او هجوم مي‌آورد. همچنين ممكن است آن كس كه از او تعريف مي‌شود ظرفيت شنيدن اين تعاريف را نداشته باشد و از تعريف طرف مقابل آسيب ببيند و نگاه او نسبت به تعريف كننده در معرض آسيب قرار گيرد تعريف زياد زدگي در پي دارد.

 

اگر سؤال شود اين روايت براي ما چه كاربردي دارد؟ 

خواهيم گفت:‌ در بسياري موارد هم گوينده و هم شنونده تعريف از جايگاه اصلي خود نسبت به يكديگر خارج مي‌شوند و روابط آنها دچار خلل و مشكل مي‌شود به همين دليل بهتر است همه تعاريف در قالب الفاظ و كلمات نباشد بلكه مي‌توان جهت تعاريف را از لساني به عمل و نيت تغيير داد مثلاً ، مي‌توان از طرف او نيّت فلان كار خير را كرد. مي‌توان كمي از رابطه خود را به بروز لساني واگذار كنيم و مابقي را به قلب ، نيت، و عمل بسپاريم تا دچار تملق گويي و چاپلوسي نشويم.

·       پروا كنيم

« دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ قَدْ نُكِيَتْ إِصْبَعِي وَ تَلَقَّانِي رَاكِبٌ وَ صَدَمَ كَتِفِي وَ دَخَلْتُ فِي زَحْمَةٍ فَخَرَقُوا عَلَيَ‏ بَعْضَ‏ ثِيَابِي‏ فَقُلْتُ كَفَانِي اللَّهُ شَرَّكَ مِنْ يَوْمٍ فَمَا أَشْأَمَكَ فَقَالَ لِي يَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِي بِذَنْبِكَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ قَالَ الْحَسَنُ فَأَثَابَ‏ إِلَيَّ عَقْلِي وَ تَبَيَّنْتُ خَطَائِي فَقُلْتُ مَوْلَايَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فَقَالَ يَا حَسَنُ مَا ذَنْبُ الْأَيَّامِ حَتَّى صِرْتُمْ تَتَشَأَّمُونَ بِهَا إِذَا جُوزِيتُمْ بِأَعْمَالِكُمْ فِيهَا قَالَ الْحَسَنُ أَنَا أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ أَبَداً وَ هِيَ تَوْبَتِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ وَ اللَّهِ مَا يَنْفَعُكُمْ وَ لَكِنَّ اللَّهَ يُعَاقِبُكُمْ بِذَمِّهَا عَلَى مَا لَا ذَمَّ عَلَيْهَا فِيهِ أَ مَا عَلِمْتَ يَا حَسَنُ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُثِيبُ وَ الْمُعَاقِبُ وَ الْمُجَازِي بِالْأَعْمَالِ عَاجِلًا وَ آجِلًا قُلْتُ بَلَى يَا مَوْلَايَ قَالَ لَا تَعُدْ وَ لَا تَجْعَلْ لِلْأَيَّامِ صُنْعاً فِي حُكْمِ اللَّهِ‏» [5]

فردي به نام حسن بن مسعود بر امام هادي (ع) وارد شد در حالي كه لباسش پاره بود در حالي در مقابل حضرت ايستاد كه با روز دعوا مي‌كرد و مي‌گفت: چرا در اين روز اينقدر بلا بر من نازل شده ؟

 حضرت فرمودند: حسن بن مسعود اين حرف را مي‌زني در حالي كه تو دائم با ما مرتبط هستي؟ به عبارتي به ايشان گفتند: تو كه دائم در حريم ما رفت و آمد داري چرا چنين بي‌ربط حرف مي‌زني؟ و نسبت گناه خود را به كس يا چيز ديگري مي‌دهي در حالي كه ديگران نقشي در گرفتاري تو ندارند.

هر يك از ما با خواندن ادعيه با حضرات معصومين (ع) در ارتباط هستيم اگر در زيارت وارث يا در زيارت جامعه به آنها سلام مي‌دهيم بايد كه از حرف بي‌ربط پرهيز كنيم و از اينكه گناه خود را به ديگران نسبت دهيم به شدت بپرهيزيم.

گره تمام گرفتاري‌هاي ما ريشه در وجود خود ما دارد. يا زمينه گرفتاري را فراهم كرديم و يا خود را از رحمت خدا بي‌نصيب مي‌دانيم در هر دو حال گرفتاري و مشكلات ما را تهديد مي‌كند.

 

 

 


[1] بحارالانوار، ج 82 ، ص 228

[2] بحارالانوار، ج 82 ،ص 227

[3] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏50 ،ص 152

[4] بحار الأنوار ، ج‏70 ،ص  295

[5] بحارالانوار، ج 56  ، ص 2

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم