.

" در محضر امام سجاد (ع) "

جلسه اول

 

           بررسي زندگي امام سجاد (ع)‌را با روايتي از پيامبر اكرم (ص) آغاز مي‌كنيم: پيامبر (ص) فرمود:‌ خدا از بين بندگانش برگزيدگاني دارد كه از بين طائفه عرب، قريش هستند و در غيراعراب هم قوم برگزيده ، فارسها بودند.

بر اساس اين روايت ، امام سجاد (ع) هميشه مي‌فرمودند: من پسر دو برتر هستم، از طرف پدري به قريش كه برترين اعراب هستند،  و از طرف مادري هم به فارسها كه برترين عجمها مي‌باشند، مي‌رسم زيرا مادرم شهربانو دختر يزدگرد سوم شاهزاده فارس است. [1]

امام سجاد دو سال قبل از شهادت اميرالمؤمنين (ع) به دنيا آمدند و درزمان شهادت پدر بزرگوارشان حضرت سيدالشهداء 23 ساله بودند كه امامتشان آغاز شد.


القاب حضرت :‌

1-زين العابدين معروفترين لقب حضرت است كه در قيامت هم به همين لقب ، صدايشان مي‌زنند. علت ملقب شدن حضرت به زين العابدين در جلد 46 بحارالانوار، ص 5 چنين آمده است:

حضرت شبي در محراب عبادت بودند، شيطان به صورت سوسمار بزرگي در محضر حضرت حاضر شد تا ايشان را بترساند و از عبادت جدا كند، امام سجاد (ع) به او توجهي نكردند و به نماز و عبادت ادامه دادند و بعد از نماز به آن سوسمار كه مي‌دانستند شيطان است ، فرمودند: اِخس يا ملعون. آن سوسمار رفت و حضرت به تعقيبات خود ادامه دادند، در اين حال صدايي شنيدند كه سه بار مي‌گفت: انت زين العابدين ،انت زين العابدين ، انت زين العابدين. ظاهراً‌ اين صدا را همه شنيدند و از آن زمان حضرت ملقب به زين العابدين شدند.

2- لقب ديگر سيد الساجدين است كه امام باقر (ع) در جلد 46 ، ص 6 علت ملقب شدن حضرت را چنين فرمودند: هر نعمتي كه در محضر امام سجاد (ع) ذكر مي‌شد ( نه اينكه آن نعمت به حضرت رسيده باشد) حضرت، سجده مي‌كردند، به هر آيه سجده دار در قرآن مي‌رسيدند، سجده مي‌كردند، هر گرفتاري كه خدا از ايشان دفع مي‌كردند، سجده مي‌كردند ، بعد از هر نماز واجب، سجده مي‌كردند، بعد از هر اصلاحي كه بين دو نفر انجام مي‌دادند، سجده مي‌كردند. و اثر سجده بر روي همه مواضع ( هفت موضع ) حضرت ديده مي‌شد كه به گونه‌ايي كه سالي چند بار پينه‌ها را مي‌بريدند.

3- زين الصالحين

4-الخاشع

5-المتهجد

6-الزاهد

7- العابد

8- العدل

9- البكاء (كسي كه زياد گريه مي‌كند و البته اين لقب بعد از حوادث عاشورا به ايشان داده شد.)

10-ابوالائمه

11-خازن وصايا المرسلين

12-منار القانتين ( به معناي مكان مرتفعي كه در آن چراغ روشن مي‌كردند در واقع همه خشوع كنندگان ، نورشان را از امام سجاد (ع)‌ مي‌گيرند.

كنيه حضرت ابوالحسن است و نقش خاتم حضرت العزة‌ لله است و بعضي مي‌گويند: نقش خاتم امام سجاد (ع) مثل خاتم امام حسين (ع) است يعني « إِنَ‏ اللَّهَ‏ بالِغُ‏ أَمْرِه »‌[2]

دوران زندگي امام سجاد (ع)‌ دوران پر خفقاني بود بطوري كه از سال 61 الي 63 هجري امام سجاد (ع)‌در خارج از مدينه زندگي مي‌كردند يعني حرم جدشان بخاطر حكومت يزيد و سردمدارانش محيط امني براي ايشان نبود و بشدت تحت نظر بودند، با اين اوصاف حضرت توانستند تحولات عجيب و غريبي در محيط اطراف ايجاد كنند.

فردي بنام زهري از علماي درباري زمان اميرالمؤمنين (ع) بود و بشدت با امامت علي مخالفت مي‌كرد امّا روايات زيادي از امام سجاد (ع)‌ نقل كرده است، روزي غلام يكي از ولات را مي‌كشد و مجبور مي‌شود از مدينه فرار كند و تمام پست و مقامهايش را ترك نمايد و به كعبه پناهنده شود. در مكه با امام سجاد (ع) روبرو مي‌شود و مشكل خود را مي‌گويد ، حضرت مي‌فرمايد گناه نااميدي از قتل بيشتر است ديه مقتول را به اقوامش بپرداز و زندگي عادي خود را شروع كن.

اين حكم امام سجاد (ع) آنچنان در زهري نفوذ مي‌كند و اميد بخش مي‌شود كه او از صحابه خاص امام سجاد (ع) مي‌شود و سمت وعاظ السلاطين بودن را رها مي‌كند.

عليهذا زهري با آن مقام علمي خود را در معرض وزش نسيم رحمت سجادي قرار مي‌دهد و شيفته ايشان مي‌گردد و مي‌گويد: امام سجاد (ع) بهترين مردم است و بيشترين حق را بر گردن من دارد.

بنابراين اولين معرفي امام سجاد (ع) مبني بر متحول كردن افراد بر اساس اميدوار كردن آنانست.

در سيره امام سجاد (ع) نوشته شده كه ايشان غلامهاي فراواني داشتند و با اينكه حضرت در تحريم شديد بودند ولي بسياري از غلامها حاضر بودند به قيمت ارزان فروخته شوند ولي در خدمت امام سجاد (ع) قرار گيرند.

ابوحمزه از شاگردان خاص امام سجاد (ع)‌مي‌گويد: امام سجاد (ع) به غلامانش دستور مي‌دادند كه هر سائلي روز جمعه از در خانه من عبور كند، او را اطعام كنيد غلامها مي‌گفتند: آقا بعضي‌ها نيازمند نيستند حضرت مي‌فرمودند: ميترسم در بين آنها نيازمند حقيقي باشد و اگر بدون طعام عبور كنند، عقوبتي كه بر يعقوب وارد شد، بر من هم وارد شود ( يعقوب يك سائل را شب يا روز جمعه رد كرد و ساليان سال به فراق يوسف مبتلا شد. )

از عبارت فوق غير از آموزش اطعام مردم، به عظمت روز جمعه هم پي مي‌بريم كه بايد به نحو خاص، نيازمندان اطعام گردند و حتي اهل خانه در روز جمعه كه عيد مسلمين است بطور ويژه توسط صاحبان خانه و همسران ، پذيرايي شوند. بنابراين بسياري از عقوبتهاي ما بدليل غفلتهايي است كه در يك برهه از زمان داشته‌ايم و ادب آن زمان را بجا نياورده‌ايم.

حضرت وليعصر(عج) فرزند آن كسي است كه سائل را روز جمعه رد نمي‌كرد پس ايشان هم قطعا ما را دست خالي بر نمي‌گردانند گر چه استحقاق لازم را نداشته باشيم امّا مشروط بر اينكه دست نياز را در پيشگاه ايشان دراز كنيم.

فردي به محضر امام سجاد (ع) وارد شد و از خدا درخواست صبر كرد. حضرت فرمود: از خداي سبحان عافيت و شكر برعافيت بخواهيد كه شكر بر عافيت بهتر از صبر در هنگام بلا است.

بنابراين امام سجاد (ع)‌درخواستهاي ما را اصلاح مي‌كنند زيرا بعضي از اوقات بلاها و مشكلاتي كه بر ما وارد مي‌شود بدليل درخواست غلط و نابجا است پس درخواست نادرست باعث ابتلائات خاص مي‌شود.

«سلام بر حسين»


 




[1] بحارالانوار، ج 6 ، ص 4

[2] سوره مباركه طلاق ،‌آيه 3

 هدیه به پیشگاه مطهر امام سجاد علیه السلام صلوات