.

تفسیر زیارت جامعه کبیره 

جلسه 106

 

 

« فَبَلَغَ اللَّهُ بِكُمْ أَشْرَفَ‏ مَحَلِ‏ الْمُكَرَّمِينَ » خدای سبحان شما را به شریف ترین جایگاه مکرمین رسانده است،شما را به برترین منازل مقربین رسانده است، شما را به بالاترین درجات مرسلین رسانده است.

***

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ وَ اللَّهِ إِنَّ فِي السَّمَاءِ لَسَبْعِينَ صَفّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ لَوِ اجْتَمَعَ‏ أَهْلُ الْأَرْضِ كُلُّهُمْ يُحْصُونَ‏ عَدَدَ كُلِّ صَفٍّ مِنْهُمْ مَا أَحْصَوْهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَيَدِينُونَ بِوَلَايَتِنَا.»

امام باقر علیه السلام می فرمایند : به خدا قسم در آسمان هفتاد صف از ملائک وجود دارد، اگر همه مردم زمین جمع بشوند بخواهند تعداد ملائک یک صف را بشمارند نمی توانند بشمارند.

 این هفتاد صف ملک چه امتیازی نسبت به بقیه دارند؟ « وَ إِنَّهُمْ لَيَدِينُونَ بِوَلَايَتِنَا » این هفتاد صف همه معتقد به ولایت ما هستند. نبايد گمان شود در زمین شما فقط ولایتی هستید، آنقدر ملائک در آسمان هستند که ولایت ما را قبول دارند که نسبت شما به آن ملائک ناچیز است.

سوال مي‌شود آیا همه ملائک ولایت را قبول ندارند كه حضرت می‌فرمايند: این تعداد ملک ولایت را قبول دارند؟ در روایت بعدی پاسخ این سوال داده می شود.

***

«حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنْ أَخِيهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَ‏ أَمْرَكُمْ‏ هَذَا عُرِضَ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَلَمْ يُقِرَّ بِهِ إِلَّا الْمُقَرَّبُونَ.»

سدیر صیرفی از قول امام صادق علیه السلام نقل می‌کند حضرت فرمودند: این امر شما(امر ولایت) بر ملک عرضه شد فقط مقربین اقرار به ولایت کردند یعنی بقیه ملائک اقرار به ولایت نکردند. این اقرار نکردن به معنی قبول نداشتن نیست. گاهی انسان حق را قبول دارد امّا اقرار نمی‌کند ملائك نيز چنين‌اند.

***

روایت ديگري مي‌گويد:‌ «إِنَ‏ أَمْرَنَا صَعْبٌ‏ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ» امر ولایت را هرکسی قبول نمی کند، فقط ملائک مقرب و انبیاء مرسل و فقط دلی که خدا ولایت ما را در دل او جا داده است قبول می کنند.

ملک مقرب نه تنها لحظه ای اعتراض نکرده بلکه اقرار دائم بر امر ولایت داشته است. حالا شما وقتی گواهی می دهید و اقرار می کنید به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام در حد ملک مقرب و انبیاء مرسل می‌شوید.

***

 

از قول امام باقر علیه السلام داریم : « إِنَّمَا سُمِّيَ أُولُو الْعَزْمِ أُولِي الْعَزْمِ لِأَنَّهُ عَهِدَ إِلَيْهِمْ فِي مُحَمَّدٍ وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ بَعْدِهِ وَ الْمَهْدِيِّ وَ سِيرَتِهِ فَأَجْمَعَ‏ عَزْمُهُمْ‏ أَنَّ ذَلِكَ كَذَلِكَ وَ الْإِقْرَار بِهِ»

 علت اینکه پنج پیغمبر اولی العزم نامیده شدند این بود که این پنج پیامبر عزم کردند که همیشه اقرار بر ولایت داشته باشند.

در واقع عزم اراده خداست ، اراده خدا در مورد پیامبر ما و اهل بیت پیامبر علیهم السلام ، این ولایت است، خدا عزم اين پنج پيامبر را جزم کرد که دائم اقرار به ولایت  حضرات معصومين عليه السلام داشته باشند.

«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مَا نُبِّئَ نَبِيٌّ قَطُّ إِلَّا بِمَعْرِفَةِ حَقِّنَا وَ بِفَضْلِنَا عَمَّنْ‏ سِوَانَا.»‌

در روايت ديگري از امام صادق علیه السلام آمده كه سلسله سند آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله رسانده‌اند آمده هرگز خبر وحی به هیچ پیامبری داده نشد مگر به دلیل اینکه انبیاء حق ما را می شناختند و ما را نسبت به بقیه ممتاز می دانستند.

***

«بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ بَعْضِ الصَّادِقِينَ يَرْفَعُهُ إِلَى جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع‏ يَمَصُّونَ الثِّمَادَ  وَ يَدَعُونَ النَّهَرَ الْعَظِيمَ قِيلَ لَهُ وَ مَا النَّهَرُ الْعَظِيمُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الْعِلْمُ الَّذِي آتَاهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهُ جَمَعَ‏ لِمُحَمَّدٍ ص سُنَنَ النَّبِيِّينَ مِنْ آدَمَ هَلُمَّ جَرّاً إِلَى مُحَمَّدٍ ص قِيلَ لَهُ وَ مَا تِلْكَ السُّنَنُ قَالَ عِلْمُ النَّبِيِّينَ بِأَسْرِهِ إِنَّ اللَّهَ جَمَعَ لِمُحَمَّدٍ ص عِلْمَ النَّبِيِّينَ بِأَسْرِهِ وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص صَيَّرَ ذَلِكَ كُلَّهُ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَأَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَعْلَمُ‏ أَوْ بَعْضُ‏ النَّبِيِّينَ‏  فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع اسْمَعُوا مَا يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ يَفْتَحُ مَسَامِعَ مَنْ يَشَاءُ إِنِّي حَدَّثْتُ أَنَّ اللَّهَ جَمَعَ لِمُحَمَّدٍ ص عِلْمَ النَّبِيِّينَ وَ أَنَّهُ جَعَلَ ذَلِكَ كُلَّهُ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ هُوَ يَسْأَلُنِي هُوَ أَعْلَمُ أَمْ بَعْضُ النَّبِيِّينَ.»

از امام باقر علیه السلام سوال می شود نهر عظیم چیست؟ امام باقر علیه السلام می‌فرمایند نهر عظیم خود پیغمبر صلی الله علیه و آله است و علمی که از پیامبر جریان پیدا می کند ، خدای سبحان برای پیامبر و آل پیامبر علم همه انبیاء را جمع کرده است و پیامبر این علم را نزد امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد امیرالمؤمنین علیه السلام قرار می دهد. کسی که آنجا بوده به امام باقر علیه السلام می‌گوید یابن رسول الله  امیرالمؤمنین علمش بیشتر است یا مثلاً عیسی، موسی ، داوود و .... ؟ حضرت رو به سايرين می کنند و می گویند : مردم! بشنوید او چه می گوید. خدا باز کند گوش دل هرکسی که خودش می خواهد ، من گفتم که خدا همه علوم را نزد علی قرار داده است بعد این از من سوال می کند که علی علیه السلام عالم تر است یا بعضی از پیامبران.

***

« فَبَلَغَ اللَّهُ بِكُمْ أَشْرَفَ‏ مَحَلِ‏ الْمُكَرَّمِينَ وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِينَ »

خدا شما معصومین را در جایگاه خاصی  قرار داده است به عبارتي شما یعنی تافته جدا بافته خلقت‌ايد، هر گاه خدا بخواهد كسي را اكرام كند حضرات معصومين عليه السلام را به او معرفی می کند، هر گاه اراده عذاب كسي را بكند او را از شناخت حضرات معصومين عليه السلام محروم مي‌كند.  

یکی از علماء مي‌گويد: بزرگترین باطل السحر، ولایت امام است یعنی وقتی ولایت در وجود ما  پررنگ بشود دیگران اگر سحری هم بكنند از بین می رود. عالمی  می‌گفت: اگر می خواهید سحر باطل شود زیارت امام رضا علیه السلام بروید چون بزرگترین باطل‌السحر است هر چه شما ارتباطتان را با ولیّ خدا بیشتر کنید اصلاً بازتاب نگاه امام در زندگی شما تمام گره‌هاي بسته را باز مي‌كند.  

 

روايت مي‌گويد:

«عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَ‏ اللَّهَ‏ تَبَارَكَ‏ وَ تَعَالَى‏ تَوَحَّدَ بِمُلْكِهِ‏ فَعَرَّفَ عِبَادَهُ نَفْسَهُ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ أَبَاحَ لَهُمْ جَنَّتَهُ فَمَنْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قَلْبَهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ عَرَّفَهُ وَلَايَتَنَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَطْمَسَ عَلَى قَلْبِهِ أَمْسَكَ عَنْهُ مَعْرِفَتَنَا ...»

روایت از قول امام صادق علیه السلام است : خدا یگانه در سلطنت است، خودش را به بندگان معرفی کرده، خدا امور را به بندگان تفویض کرده و ورود به بهشت را برای آنها مباح کرده است. (شاهد مثال ما از این قسمت روایت است : ) هرکس که خدا اراده کرده دل او از جن و انس تطهیر شود ولایت ما را به او معرفی کرده و هرکس که خدا اراده کرده که دل او هلاک شود معرفت ما را از او باز می دارد.

در بحث جن و انس گفته شد گاهی اوقات جنّ بر وجود کسی حاکم می شود و این فرد تحت سحر قرار گرفته و خودش نیست و تحت تصرف دیگری است ،  بايد در اين زمان چه كنند ؟ آیا باید به دعا نویس مراجعه کند؟

در پاسخ گفته مي شود نه ،  همه ما بزرگ تر داریم، هر چه به  سراغ اولياء‌ برویم اولیای ما به اذن حق وساطت می کنند از تصرف جنّ در امان می‌مانیم. نقش ولایت این است که شیطان در انسان تأثیرگذار نیست. جن مي‌تواند در مورد سحر باشد و يا در مورد هر خلق سوئی ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در مورد اخلاق سوئمان تحت تصرفات شیطان هستیم، هرچقدر ولایت در ما پررنگ‌تر بشود خدا با وساطت این اولیاء دلمان را از جنّ و انس تطهیر کرده است امّا اگر خدا بخواهد دل ما را مهر و موم کند اجازه نمي‌دهد  ولی شناس شويم در این زمان دل ما  مي‌ميرد.

اگر سوال شود خدا اراده كرده گروهي ولی را بشناسند و گروه ديگر ای ولیّ شناس نباشند؟

در پاسخ گفته مي‌شود : اینکه خدا اراده كرده گروهي ولی شناس شوند پاداش بعضی از امور است و اینکه خواسته تا گروه ديگر ولیّ شناس نشوند عقوبت بعضی از کارهای آنهاست.

خدا پاداش بعضی از امورمان را در این عالم شناخت اولیائش قرار داده است،هرچقدر این معرفت بیشتر باشد معرفت محبت می آورد و محبت جذبه و وصل می آورد در آن صورت «کلمه لا اله الا الله حصنی» و « وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي‏ فَمَنْ‏ دَخَلَ‏ حِصْنِي‏ أَمِنَ‏ مِنْ‏ عَذَابِي » وقتی وارد قلعه ولایت شویم از آسيبهاي عجیب و غریب بسياري مصون می مانیم.

***

« حَيْثُ لَا يَلْحَقُهُ لَاحِقٌ وَ لَا يَفُوقُهُ فَائِقٌ وَ لَا يَسْبِقُهُ سَابِقٌ » به جایی که شما رسیده‌ايد هیچ کس نمی‌تواند برسد و نه آنكه قبلاً رسیده است.

در ذیل همین قسمت اولاًّ اعتراف می کنیم جایگاه شما معصومين ، جایگاهی است که با تلاش و سعی نمی‌توان به آن رسید، هرکس نهایت تلاشش را هم بکند نمی تواند به جایگاه چهارده معصوم دست يابد، این یک جایگاه انحصاری است ، حتی پيامبران اولوالعزم و ملک مقرب هم نمی تواند در این جایگاه قرار بگیرند.

جبرئیل در رأس ملائکی قرار داد که حمل علم را می کنند اما شب معراج به پیامبر عرض می کند «لو دنوت أنملۀ لاحترقت» اگر به اندازه یک بند انگشت نزدیک بشوم پرهايم می سوزد یعنی از این جایگاهی که خدا برای من قرار داده است نمی توانم جلوتر بیایم.

«الْمُحْتَضَرُ، مِنْ نَوَادِرِ الْحِكْمَةِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَدَخَلَ عَلَيْهِ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ فَقَالَ مَسْأَلَةٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ سَلْ يَا مُفَضَّلُ قَالَ مَا مُنْتَهَى‏ عِلْمِ‏ الْعَالِمِ‏ قَالَ قَدْ سَأَلْتَ جَسِيماً وَ لَقَدْ سَأَلْتَ عَظِيماً مَا السَّمَاءُ الدُّنْيَا فِي السَّمَاءِ الثَّانِيَةِ إِلَّا كَحَلْقَةِ دِرْعٍ مُلْقَاةٍ فِي أَرْضِ فَلَاةٍ وَ كَذَلِكَ كُلُّ سَمَاءٍ عِنْدَ سَمَاءٍ أُخْرَى وَ كَذَا السَّمَاءُ السَّابِعَةُ عِنْدَ الظُّلْمَةِ وَ لَا الظُّلْمَةُ عِنْدَ النُّورِ وَ لَا ذَلِكَ كُلُّهُ فِي الْهَوَاءِ وَ لَا الْأَرَضِينَ بَعْضِهَا فِي بَعْضٍ وَ لَا مِثْلُ ذَلِكَ كُلِّهِ فِي عِلْمِ الْعَالِمِ يَعْنِي الْإِمَامَ مِثْلَ مُدٍّ مِنْ خَرْدَلٍ دَقَقْتَهُ دَقّاً ثُمَّ ضَرَبْتَهُ بِالْمَاءِ حَتَّى إِذَا اخْتَلَطَ وَ رَغَا أَخَذْتَ مِنْهُ لَعْقَةً بِإِصْبَعِكَ وَ لَا عِلْمُ الْعَالِمِ فِي عِلْمِ اللَّهِ تَعَالَى إِلَّا مِثْلَ مُدٍّ مِنْ خَرْدَلٍ دَقَقْتَهُ دَقّاً ثُمَّ ضَرَبْتَهُ بِالْمَاءِ حَتَّى إِذْ اخْتَلَطَ وَ رَغَا انْتَهَزْتَ مِنْهُ بِرَأْسِ إِبْرَةٍ نَهْزَةً ثُمَّ قَالَ ع يَكْفِيكَ مِنْ هَذِهِ الْبَيَانِ بِأَقَلِّهِ وَ أَنْتَ بِأَخْبَارِ الْأُمُورِ تُصِيبُ.»

مفضل که یکی از شاگردان خاص امام صادق علیه السلام است روزی به امامش می گوید: «مَسْأَلَةٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ» ، حضرت فرمودند «سَلْ يَا مُفَضَّلُ» سوال کن .مفضل گفت: نهایت علم عالم چقدر است؟ حضرت می گویند : آسمان دنیا نسبت به آسمان دوم مثل حلقه‌ ریز از یک ذره است که در یک بیابان بزرگ افتاده باشد، همینطور هر آسمان نسبت به آسمان دیگر تا اینکه به آسمان هفتم می رسیم، بالاتر از آسمان هفتم می گوییم ظلمت محض است البته نه به منظور ظلمت عدمی كه در ادبيات به آن توجه مي‌شود و مثلاً حافظ برای امام رضا عليه السلام مي گويد:

   آن نقطه سیاه که آمد مدار نور                     عکسی است در حدیقه بینش ز خال تو

نور سیاه، شدت نور است و بالاتر از آسمان هفتم آن نور به آن شدیدی است حالا آن نور خیلی شدید در مقابل علم امام مثل یک دانه خردل کوبیده شده است. بعد گفتند مثل یک سر سوزن(بِرَأْسِ إِبْرَةٍ) ، بعد فرمودند: این مختصر بیان برایت کافی بود که بفهمی علم امام چقدر است.

اینجاست که « لَا يَفُوقُهُ فَائِقٌ وَ لَا يَسْبِقُهُ سَابِقٌ » هیچ کس به این جایگاه نمی رسد اگر علم تمام ملائک را در کنار يكديگر بگذاریم سر سوزنی از علم امام نمی شود.

 

«دَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ النَّيْسَابُورِيُّ الْعَطَّارُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَيْبَةَ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَنِ الشَّجَرَةِ الَّتِي أَكَلَ مِنْهَا آدَمُ وَ حَوَّاءُ مَا كَانَتْ فَقَدِ اخْتَلَفَ النَّاسُ فِيهَا فَمِنْهُمْ مَنْ يَرْوِي أَنَّهَا الْحِنْطَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَرْوِي أَنَّهَا الْعِنَبُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَرْوِي أَنَّهَا شَجَرَةُ الْحَسَدِ فَقَالَ ع كُلُّ ذَلِكَ حَقٌّ قُلْتُ فَمَا مَعْنَى هَذِهِ الْوُجُوهِ عَلَى اخْتِلَافِهَا فَقَالَ يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ شَجَرَةَ الْجَنَّةِ تَحْمِلُ أَنْوَاعاً فَكَانَتْ شَجَرَةُ الْحِنْطَةِ وَ فِيهَا عِنَبٌ وَ لَيْسَتْ كَشَجَرَةِ الدُّنْيَا وَ إِنَّ آدَمَ ع لَمَّا أَكْرَمَهُ اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ بِإِسْجَادِ مَلَائِكَتِهِ‏ وَ بِإِدْخَالِهِ الْجَنَّةَ قَالَ فِي نَفْسِهِ هَلْ‏ خَلَقَ‏ اللَّهُ‏ بَشَراً أَفْضَلَ‏ مِنِّي‏ فَعَلِمَ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ مَا وَقَعَ فِي نَفْسِهِ فَنَادَاهُ ارْفَعْ رَأْسَكَ يَا آدَمُ وَ انْظُرْ إِلَى سَاقِ الْعَرْشِ فَرَفَعَ آدَمُ رَأْسَهُ فَنَظَرَ إِلَى سَاقِ الْعَرْشِ فَوَجَدَ عَلَيْهِ مَكْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَقَالَ آدَمُ ع يَا رَبِّ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ هَؤُلَاءِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ وَ هُمْ خَيْرٌ مِنْكَ وَ مِنْ جَمِيعِ خَلْقِي وَ لَوْ لَا هُمْ مَا خَلَقْتُكَ وَ لَا خَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ فَإِيَّاكَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَيْهِمْ بِعَيْنِ الْحَسَدِ فَأُخْرِجَكَ عَنْ جِوَارِي فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ بِعَيْنِ الْحَسَدِ وَ تَمَنَّى مَنْزِلَتَهُمْ فَتَسَلَّطَ عَلَيْهِ الشَّيْطَانُ حَتَّى أَكَلَ مِنَ الشَّجَرَةِ الَّتِي نُهِيَ عَنْهَا وَ تَسَلَّطَ عَلَى حَوَّاءَ لِنَظَرِهَا إِلَى فَاطِمَةَ ع بِعَيْنِ الْحَسَدِ حَتَّى أَكَلَتْ مِنَ الشَّجَرَةِ كَمَا أَكَلَ آدَمُ ع فَأَخْرَجَهُمَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ جَنَّتِهِ فَأَهْبَطَهُمَا عَنْ جِوَارِهِ إِلَى الْأَرْضِ.»

کسی خدمت امام رضا علیه السلام آمد وگفت آقا! شجره ای که آدم و حوا از آن خورده اند چه بوده است ، بعضی می گویند: شجره انگور بوده بعضی می گویند: گندم بوده است، بعضی می گویند: شجره حسد بوده است، آدم و حوا چه چيزي خورده‌اند که از بهشت اخراج شده‌اند؟ حضرت فرمودند:« كُلُّ ذَلِكَ حَقٌّ» هرکه هرچی می‌گوید درست است. آن فرد گفت« فَمَا مَعْنَى هَذِهِ الْوُجُوهِ عَلَى اخْتِلَافِهَا» انگور چه ربطی به گندم و حسد و سیب دارد، اینهمه اختلاف معناست ، حضرت فرمودند: شجره بهشت می‌تواند همه میوه ها را در خود جای دهد و این چیز عجیبی نیست اما داستان شجره آن است هنگامي كه خدای سبحان آدم را اکرام کرد و ملائکه را وادار به سجده در مقابل آدم کرد او را وارد بهشتی کرد كه آدم تا آن روز نديده بود گفت: «هَلْ‏ خَلَقَ‏ اللَّهُ‏ بَشَراً أَفْضَلَ‏ مِنِّي» خدا واقعاً  كسي بالاتر از من خلق کرده است؟! خداوند سبحان که علیم بذات الصدور است گفت : سرت را بالا کن و به پایه عرش نگاه کن، آدم نگاه کرد و دید نوشته شده : « لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ» آدم گفت «يَا رَبِّ مَنْ هَؤُلَاءِ» اینها چه كساني هستند ،خدای سبحان گفت : «مِنْ ذُرِّيَّتِكَ وَ هُمْ خَيْرٌ مِنْكَ وَ مِنْ جَمِيعِ خَلْقِي وَ لَوْ لَا هُمْ مَا خَلَقْتُكَ وَ لَا خَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ »  از ذریه تو هستند اما از تو خیلی بهترند و از همه مخلوقات بهترند.اگر آنها نبودند من تو را خلق نمی کردم، بهشت و جهنم و آسمان و زمینی خلق نمی‌کردم، « فَإِيَّاكَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَيْهِمْ بِعَيْنِ الْحَسَدِ فَإِيَّاكَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَيْهِمْ بِعَيْنِ الْحَسَدِ فَأُخْرِجَكَ عَنْ جِوَارِي » وحواست را جمع کن ، بپرهیز از اینکه به آنها با چشم حسد نگاه کنی. خارج می کنم تو را از همسایگی خودم.

« فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ بِعَيْنِ الْحَسَدِ وَ تَمَنَّى مَنْزِلَتَهُمْ فَتَسَلَّطَ عَلَيْهِ الشَّيْطَانُ حَتَّى أَكَلَ مِنَ الشَّجَرَةِ الَّتِي نُهِيَ عَنْهَا » آدم نگاه کرد با چشم حسادت یعنی خواست جای آنها باشد ، آدم آرزوی منزلت آنها را کرد، خدا شیطان را بر او مسلط کرد و از آن شجره منهیه خورد. طبق این روایت حوا هم وقتی چشمش به حضرت زهرا سلام الله عليها افتاد  گفت: چرا من اينگونه نباشم.

علامه مجلسی می گویند: از اين روايت معلوم می شود  هيچ پيامبري اجازه نداشته تمنای مقام حضرات معصومين عليه السلام را داشته باشد یعنی اگر تمنای جایگاه حضرات معصومين عليه السلام را مي‌كردند عذاب مي‌شدند زيرا جایگاه خاص اینهاست.

استاد بروجردي مي‌گويد: ما گاهی بايد که برای این دو ملكي که بر شانه ما هستند کاری انجام دهيم (مرحوم آیت الله بهاری همدانی به ما آموخته‌اند که برای این دو ملك کاری بکنید تا سلام شما را به امام زمان تان برسانند) یعنی هر كس بايد با ملک ارتباط برقرار کند تا جایگاه خاصي نصیبش گردد ،  استاد بروجردي مي‌گويد:‌ من این نظریه را رد نمی کنم امّا می خواهم بگویم در ابتداو انتهاي هر درخواست و هر ارتباطي بايد به سراغ حضرات معصومين عليه السلام رفت و از خودشان وصال به خودشان را طلب كرد ، نبايد تنها از ملائك درخواست كنم تا سفارش ما را بكنند زيرا در عالم  حضرات معصومين عليه السلام همه کاره ‌اند و دست آنها براي انجام هر كاري باز باز است .

«حَتَّى لَا يَبْقَى مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا صِدِّيقٌ وَ لَا شَهِيدٌ وَ لَا عَالِمٌ وَ لَا جَاهِلٌ وَ لَا دَنِيٌّ وَ لَا فَاضِلٌ وَ لَا مُؤْمِنٌ صَالِحٌ وَ لَا فَاجِرٌ طَالِحٌ وَ لَا جَبَّارٌ عَنِيدٌ وَ لَا شَيْطَانٌ مَرِيدٌ وَ لَا خَلْقٌ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ شَهِيدٌ إِلَّا عَرَّفَهُمْ جَلَالَةَ أَمْرِكُمْ وَ عِظَمَ خَطَرِكُمْ»

خدای سبحان به همه ملائک مقرب و به همه انبیاء مرسل و به همه صدیقین و شهداء ، به همه اهل علم ، به همه جُهال ، به هر پستی ، به هر بلند مرتبه، به هر مؤمن صالحی ، به هر فاجر فاسقی، به هر زورگوی معاندی، به هر شیطان رانده شده ای (عرب به مردی که محاسن ندارد مريد مي‌گويد همچنين  به کسی که بدون خیر است نيز مَرید می گوید ، شیطان مرید یعنی شیطانی که از او هیچ خیری ديده نمي‌شود.)، و به همه مخلوقاتی که در این میان هستند جلالت امر شما را معرفی کرده است.

به حضرات معصومين عرض مي‌كنيم اگر من شما را خوب مي‌شناسم دليل خوبي من نيست، خدا شما را به فساق هم معرفي كرده است اطراف گنبد امام رضا عليه السلام اسامي و شرح حال شاه عباس است. اين پادشاه با تمام ظلم‌هايي كه نسبت  به مردم  روا داشته امّا از اصفهان پیاده برای زیارت امام رضا عليه السلام مي‌آمده نبايد كسي گمان كند اگر امام رضا عليه السلام را مي‌شناسد و به زيارت حضرت مشرف مي‌شود حتماً آدم خوبي است. روايت مي‌گويد:‌ خدا حضرات معصومين عليه السلام را حتي به فساق  و به جبار عنید هم امام را معرفی کرده است ، خدای سبحان به ناصرالدین شاه هم امیرالمؤمنین علیه السلام را معرفی کرده بود، خدای سبحان در كل عالم یک کلاس امام شناسی بر پا كرده تا همه مردم حضرات معصومين عليه السلام را  بشناسند.

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

 

 

 


 کافی ، ج1 ،ص437 / بحار ، ج26، ص340

 

 بحار الانوار ، ج26، ص340

 

. بحارالأنوار، ج2،ص183

 بحارالأنوار ، ج26 ،ص278

 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ، ج‏1 ، 74

 بحارالأنوار، ج26، ص167

 

 بحارالأنوار، ج26، ص294

 

 بحار الانوار ، جلد 25، ص385

 

 بحارالأنوار، ج26،ص273

 







محتوای مرتبط