.

تفسیر زیارت جامعه کبیره

جلسه 104

 

 

به لطف حضرت حق در این کلاس به معرفی شخصیت کلی حضرات معصومین از لسان مطهر حضرت امام هادی در زیارت جامعه می‌پردازیم.

به این فراز از زیارت رسیدیم: که خدا بر ما منت گذاشت ارتباط بین ما و شما را برقرار کرد « وَ جَعَلَ‏ صَلَوَاتِنَا عَلَيْكُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَايَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا»

خدای سبحان درود ما را بر شما موجب طیب خلقت و طهارت نفس و رشد مداوم و کفاره گناهان قرار داد.

پیام:

* نقش درودی که از ناحیه بندگان به معصوم می‌رسد چهار امر است :

 1. طِيباً لِخَلْقِنَا: این عبارت دو گونه معنا شده: طبق یک معنا اثر می شود و طبق معنای دیگر علامت است. بر مبناي معناي دوم اگر گفته شود ،  ولایت پذیری بندگان علامت و نماد حلال زادگی آنهاست. خلقتشان خبیث نبوده که توانسته‌اند ولایت‌پذیر شوند.

امام صادق علیه السلام می فرمایند : « ‏إِذَا بَرَدَ عَلَى قَلْبِ أَحَدِكُمْ حُبُّنَا فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى‏ أُولَى‏ النِّعَمِ‏ قُلْتُ عَلَى فِطْرَةِ الْإِسْلَامِ قَالَ لَا وَ لَكِنْ عَلَى طِيبِ الْمَوْلِدِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ طَابَتْ وِلَادَتُهُ وَ لَا يُبْغِضُنَا إِلَّا الْمُلَزَّقُ الَّذِي تَأْتِي بِهِ أُمُّهُ مِنْ رَجُلٍ آخَرَ فَتُلْزِمُهُ زَوْجَهَا فَيَطَّلِعُ عَلَى عَوْرَاتِهِمْ وَ يَرِثُهُمْ أَمْوَالَهُمْ فَلَا يُحِبُّنَا ذَلِكَ أَبَداً وَ لَا يُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ كَانَ صَفْوَةً مِنْ أَيِّ الْجِيلِ كَانَ. »

امام مي‌فرمايد:  وقتی محبت ما به درون دل کسی وارد شود آن فرد باید ثناگوی خدا شود بجهت شایسته ترین نعمت (یا اولین نعمت) . از حضرت سوال شد آیا منظور از «اولی النعم» نعمت فطرت است؟ حضرت می فرمایند : نه، منظور  از این نعمت ، نعمت فطرت نیست، بلکه منظور آن است که محل ولادت فرد خبیث نبوده و حرام زاده نیست و حلال زاده است. حضرت در ادامه می‌فرمایند: فقط کسی که حلال زاده است محبّ ماست و حرام زاده هیچ گاه نمی تواند ما را دوست داشته باشد.

حضرت در این روایت می فرمایند : ما را فقط برگزیدگان دوست دارند آنان از هر قبیله ای ممکن است باشند اما حتماً برگزیده هستند.

توضیح بالا با توجه به آن بود که «طیبا لخلقنا» را علامت بگیریم.

امّا اگر «طیباً لخَلقنا» را اخلاق حَسَن بدانیم، برطبق این معنا " اثر" دانسته می‌شود. یعنی یکی از آثار ولایت حضرات معصومین بر ما خوش اخلاقی است هرچه  انسان ولایتی تر شود خلق او حسن تر می‌شود. این توضیح منوط به آن است که«خَلقنا» را خُلق حسن معنا کنیم.

اثر ولایت و اثر درود بر پیامبر و آل پیامبر (صلی الله علیه و آله) خوش اخلاقی است.

از آیت الله بهجت (ره) درمان بداخلاقی سوال شد؟ آقا فرمودند صلوات بفرستید.

اگر کسی در ظاهر ولایت پذیر است اما خوش اخلاق نیست حقیقتاً ولایت در وجود او جانگرفته صلواتهایش مجازی است و حقیقتی ندارد ، انسان اگر دویست یا سیصد بار اسم کسی را صدا کند حتماً شبیه او می‌شود . خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گوید: « إِنَّكَ‏ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيم‏»؛«به درستی که تو را خُلقی والاست» پیغمبر خوش اخلاق ترین خلق است ، روی سر مبارکشان زباله می‌ریختند و ایشان می‌گفتند « اللَّهُمَ‏ اهْدِ قَوْمِي‏ فَإِنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ» خدایا! قوم من را هدایت کن زیرا آنها نمی دانند.

2. «وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا» خدای سبحان اثر ولایت پذیری و درود بر پیامبر و آل پیامبر صلی الله علیه و آله را طهارت نفس قرار داده ، با صلوات بر پیامبر نفس از هر نجاستی دور می شود، نفس از نجاست دروغ، حسادت و تجسس و ... دور می‌شود، صلوات در ابتدا به گفته قرآن «لأنفسنا» است، صلوات برای طهارت نفس مفید و ثمربخش است، انسان هرچه بیشتر درود بر پیامبر و آل پیامبر علیهم السلام بفرستد خودبخود از نجاست ها دور می‌شود.

3. « وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا » اثر درود به پیامبر و آل پیغمبر صلی الله علیه و آله آراستگی به انواع فضایل است یعنی آدم با پذیرش ولایت متصف به سخاوت، صدق، کرامت‌های اخلاقی می‌شود . قرآن یکی از بیماری‌های متدینین را تعریف از خود می‌داند و در آیه 32 سوره نجم می‌گوید: « لَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى»؛« پس خودتان را پاك مشماريد او به [حال] كسى كه پرهيزگارى نموده داناتر است »  ولایت‌پذیری و صلوات بر پیامبر تزکیه نفس را برای انسان میسر می‌کند.

هیچ کس بی دلیل از خود تعریف نمی‌کند بلکه فضیلتی را در خود می‌بیند که آن فضیلت به چشمش می‌آید و از خود تعریف می‌کند اما خاصیت ولایت پذیری و درود بر پیامبر آن است که انسان هرچه بیشتر آراسته به زینت‌های اخلاقی شود آراستگی‌هایش به چشم او بزرگ جلوه نمی‌کند بلکه آن را «هذا من فضل ربّی » خود می‌داند، هرگاه فرد به این جایگاه برسد خدای سبحان آراستگی‌های او را پنهان نگه نمی‌دارد بلکه به برکت ولایت‌پذیری او و صلوات بر پیامبر و آل پیامبر علیهم السلام خوبیهای شخص هویدا و آشکار می‌گردد.

4.« وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا » اثر دیگر ولایت پذیری کتمان گناهان است.

چرا ولایت پذیری خاصیت کتمان گناهان را دارد همچنین سرشت‌های ولایت‌پذیر خبیث نیستند و رشد خاصی نصیبشان می‌شود و آراسته به فضائل می‌شود؟

جواب سوال در روایات متعددی داده شده است.

پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: « وَ قَالَ النَّبِيُّ ص‏ مَنْ‏ صَلَّى‏ عَلَيَّ مَرَّةً خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رَأْسِهِ نُوراً وَ عَلَى يَمِينِهِ نُوراً وَ عَلَى شِمَالِهِ نُوراً وَ عَلَى فَوْقِهِ نُوراً وَ عَلَى تَحْتِهِ نُوراً وَ فِي جَمِيعِ أَعْضَائِهِ نُوراً»  

خدا از درودی که حقیقتاً درود باشد نوري خلق مي‌كند، نوري از راست ، چپ ، بالا ، پايين ، پيش روي و پشت سر به عبارتي تمام اعضاء‌ وجوارح نور دارد، آن نور اجازه نمي‌دهد كه صاحبش بد اخلاق باشد، آن نور آراستگي‌ها را در فرد ظاهر مي‌كند، آن نور موجب ميشود كه گناهان ناديده گرفته شود، آن نور انسان را از رذالت‌ها جدا مي‌كند.

روايت ديگري مي‌گويد:‌ وقتي شما بر پيامبر و آل پيامبر (ص) درود مي‌فرستيد اين درود حسنه است. قرآن مي‌گويد :‌ «إِنَ‏ الْحَسَناتِ‏ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات»حسنه آلودگي‌هاي انسان را از بين مي‌برد و توفيقات او را افزون مي‌كند. علي بن موسي الرضا  (ع) مي‌گويد: « حُبُّنَا أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏ يُكَفِّرُ الذُّنُوبَ‏، وَ يُضَاعِفُ الْحَسَنَات‏»‌ حبّ ما اهل بيت هم گناهان را مي‌پوشاند و هم حسنات را افزون مي‌كند.

ولایت به محبّ اهل بيت اجازه نمي‌دهد تا سيئه در دلش ريشه بدواند يعني زمين وجودي محب اهل بيت (ع)‌ براي پرورش سيئه مناسب نيست، گويا سيئه مانند گياهي است كه روي آن گذاشته شده چون ريشه‌اي ندارد،‌اين گناه با صلوات بلافاصله جابجا مي‌شود و كندني لازم ندارد. محبت ما را با اهل بيت هم گِل مي‌‌كند ، گِل شیعه گِل خود آنهاست «شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا » ما از زيادي گِل اهل بيت خلق شده‌ایم، وقتي گِل  و فطرت کسی درست باشد بدي در او نهادينه نمي‌شود و در شرايط مختلف راحت جدا مي‌شود. چون اصل وجودي محبّ اهل بيت از حضرات معصومین نور می‌گیرد وقتي اصل نور باشد ظلمت در وجود عرضي است وآناً از بين مي‌رود. علامت از ميان رفتن ظلمت است كه انسان تا كار بدي از او سر مي‌زند دچار عذاب وجدان مي‌گردد.

دليل ديگر : پيغمبر (ص) مي‌فرمايند: جبرئيل بر من وارد شد و گفت:‌ هر كس بر تو يك درود بفرستد هفتاد هزار ملك بر او درود مي‌فرستند و اگر هفتاد هزار ملك بر كسي درود بفرستد حتماً اهل بهشت است امكان ندارد كسي اهل بهشت باشد سيئات در او نهادينه شده باشد و از نازيبايي‌ها عبور نكند. «قَالَ‏: جَاءَنِي جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ إِنَّهُ لَا يُصَلِّي عَلَيْكَ أَحَدٌ إِلَّا وَ يُصَلِّي‏ عَلَيْهِ‏ سَبْعُونَ‏ أَلْفَ‏ مَلَكٍ‏ وَ مَنْ صَلَّى عَلَيْهِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ كَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّة»‌

بر مبناي احاديث ، طينت محبين اهل بيت از اعلي عليين است و طينت اعداء‌ از سجّين است. گِل محبين و مبغضين با هم فرق دارد ، سؤال می‌شود  آیا خدا اراده کرده گروهي مبغض و گروهي محبّ باشند؟در پاسخ گفته مي‌شود: هر كسی خود اراده كرده كه طينتش و گِل وجودیش چگونه باشد.

خاصيت حبّ اهل بيت آن است كه فورا ً ذنوب را در خود حل مي‌كند واجازه نمي‌دهد از ذنب اثري باقي بماند، گويا محبت اهل بيت مانند آب كري است که قطره قطره‌هاي نجاست را از ميان مي‌برد.

«جَعَلَ‏ صَلَوَاتِنَا عَلَيْكُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَايَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا »

يكي از شراح مي‌گويد:‌ « صَلَوَاتِنَا عَلَيْكُمْ » علاوه بر صلوات و درود بر پیامبر فرستادن، صلوات را نماز هم معنا کرده‌اند و گفته‌اند نمازهای ما به تبع نماز معصوم خوانده می‌شود. حقيقت نماز را معصوم به جا مي‌آورد چون حقيقت بندگي را فقط او در عالم دارد حال در نماز محبّ مي‌خواهد شبيه معصوم شود و حركات و سكناتش شباهت به امام داشته باشد. اگر نماز محبّ پذیرفته می‌شود به جهت تشبهي است كه به نماز معصوم دارد، نماز از اين جهت كه منسوب به مصلی است پذیرفته نیست بلکه از آن جهت که منسوب به معصوم است پذیرفته است، چنین نمازی چهار اثر دارد : «طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا  »

امّا آيا  اين آثار سبب مي‌شود كه حق الناس نيز بخشيده شود؟

امام رضا علیه السلام در روايتي از عيون اخبار رضا نقل مي‌كنند و سلسله سند را به اميرالمؤمنين (ع) و بعد به پيامبر (ص) مي‌رسانند و مي‌فرمايند:‌ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وُلِّينَا حِسَابَ شِيعَتِنَا فَمَنْ كَانَتْ مَظْلِمَتُهُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَكَمْنَا فِيهَا فَأَجَابَنَا وَ مَنْ كَانَتْ مَظْلِمَتُهُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ اسْتَوْهَبْنَاهَا فَوُهِبَتْ‏ لَنَا وَ مَنْ كَانَتْ مَظْلِمَتُهُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَنَا كُنَّا أَحَقَّ مِمَّنْ عَفَى وَ صَفَحَ»

زماني كه قيامت بشود حساب شيعيانمان به ما واگذار مي‌شود سرپرستي و محاسبه امور شيعيانمان به ما سپرده مي‌شود. اگر میان محبّ ما و فرد دیگری ظلمی صورت گرفته باشد و شیعه ما به مردم ظلم کرده باشد  « اسْتَوْهَبْنَاهَا فَوُهِبَتْ » ما از او خواهش مي‌کنیم كه آن مظلمه را بخاطر ما ببخشد. « وَ مَنْ كَانَتْ مَظْلِمَتُهُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَنَا كُنَّا أَحَقَّ مِمَّنْ عَفَى وَ صَفَحَ » اگر به ما ظلم كردند و مظلمه به ماست ما كه از مردم سزاوارتر هستيم كه آنها را ببخشيم و عفو كنيم، وقتي به ديگران مي‌گوييم ببخشيد مگر امکان دارد خودمان نبخشيم.

در همين جا عرض كنم کسی نباید گمان کند که امر بر شیعه آسان مي‌شود زيرا اميرالمؤمنين (ع) بايد روز قيامت او را بشناسد ، تا شفاعتش كند اگر سيره و رفتار محبّ و شيعه را نداشته باشد در روز قيامت براي حضرت نكره و ناشناخته است.

بايد اساس كار بر اين باشد كه محبّ در دنيا از نهرهاي ولايت و از بايد و نبايد‌هاي شريعت فاصله نگيرد تا در قيامت از چشم اميرالمؤمنين (ع)‌ مخفي نماند .

روايتي در ذيل آيه « إِنَّا فَتَحْنا لَكَ‏ فَتْحاً مُبينا لِيَغْفِرَ لَكَ‏ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّر» آمده است امام صادق (ع) مي‌فرمايد: پيامبر (ص) گناهي نداشت امّا گناه متقدمين از شيعيان و متأخيرين از شيعيان را به عهده گرفت و خدا به پيامبر (ص) وعده داد كه براي تو فتح المبين را ايجاد مي‌كنيم و راه شفاعت را براي تو باز مي‌كنيم و باشفاعت تو به گناه شيعيان بخشودگي مي‌خورد. 

البته بايد دانست كه نبايد به قول طلبه‌ها سالبه به انتفاع موضوع باشيم و سنخيتي ميان من و معصوم باشد.

استاد بروجردي مي‌فرمايند: نكته بسيار زيبا در اين فراز آن است كه اين ارتباط با اهل بيت آدم را تعريفي مي‌كند « تَزْكِيَةً لَنَا»  يعني محب به گونه‌اي مي‌شود که خلق زبان به تعريف از او مي‌گشايد البته خدا آنها را به اين امر دعوت مي‌كند كه خلق از محب ولايت تعريف كند تزكيه يعني نسبت رشد و زكات به كسي دادن.

هرچه اسم پیامبر و آل پیامبر علیهم السلام و سیره پیامبر و آل پیامبر علیهم السلام در زندگی ما بیشتر جریان یابد اثر آن در سرشت و سرنوشت و خَلق و خُلق ما بیشتر نمایان می‌گردد.

الحمدلله ربّ العالمین

 


 . سوره مبارکه قلم، آیه 4

. سوره مبارکه هود ، آیه 114

. بحار الأنوار، ج65،ص100

. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 5، ص335

 . عیون اخبار الرضا ، ج2، ص57

 . سوره مبارکه فتح ، آیه 1و 2

 . بحار الأنوار، ج17،ص76 : رَوَى عُمَرُ بْنُ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ‏ مِنْ‏ ذَنْبِكَ‏ وَ ما تَأَخَّرَ قَالَ مَا كَانَ‏ لَهُ‏ ذَنْبٌ‏ وَ لَا هَمَّ بِذَنْبٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ حَمَّلَهُ ذُنُوبَ شِيعَتِهِ ثُمَّ غَفَرَهَا لَهُ.

 

 







محتوای مرتبط