.

تفسیر زیارت جامعه کبیره 

جلسه 101

 

 

در محضر حضرات معصومين (ع)‌ با فرمایش حضرت امام هادی (ع) رسیدم به این فراز «وَ أَنَّ أَرْوَاحَكُمْ وَ نُورَكُمْ وَ طِينَتَكُمْ‏ وَاحِدَة » اعتراف می‌کنیم که ارواح شما و نور شما معصومین و گِل شما معصومین یکی است، «ٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ‏ »  طینت و روح و نور شما طیّب و طاهر است «بَعْضُها مِنْ بَعْض‏»  بعضی از بعض دیگر است.

اولین نکته‌اي كه در این قسمت از زيارت جامعه مورد بررسی قرار می‌‌‌گیرد اتحادی است که در خلقت نوري و در طینت حضرات معصومین (ع) وجود دارد. ما در این عالم به حضور چهارده معصوم معتقدیم و هر یک را جلوه یکی از اسامی خدای سبحان بیش از دیگري می‌‌دانيم، مثلاً شما جلوه جُود و بخشندگي خدای سبحان را در وجود مقدس حضرت جواد الائمه (ع) ملاحظه می‌کنید امّا این میزان جُود را در وجود مقدس موسی بن جعفر (ع) نمی‌‌بینید، ظاهراً این فراز از زيارت جامعه به این ذهنیت پایان می‌دهد و اعلام می‌کند حضرات معصومین (ع) در جبنه روحانی یکی هستند امّا در جلوه‌گري‌ها متفاوتند  « اولنا محمد ، اوسطنا محمد ، و آخرنا محمد و كلنا محمد » که روح و نور و طینت حضرات معصومين (ع) یکی است در عالم نوري هیچ تمایزی بين حضرات معصومين (ع) نيست ، ما در این عالم ظاهر ميان اميرالمؤمنين و اباعبدالله (ع) تمايز مي‌بينيم، بین اباعبدالله و علی بن موسی الرضا (ع) تمایز می‌بينیم ، بين امام رضا و امام حسن عسكري (ع) تمايز مي‌بينيم ،  اما در این فراز اشاره می‌شود که در  عالم نور و در عالم روح از جهت طینت همه معصومين یکی هستند.

 نکته دوم در ضمن يك سؤال پاسخ داده مي‌شود اگر كسي بپرسد روح چیست؟

جواب داده مي‌شود روح حقیقت اولیه معصوم است همان حقیقتی منشاء و مأوای همه کمالات است در اين فراز به حضرات معصومین (ع) عرض می کنیم منشاء همه کمالات شما یک امر است  حقيقت كماليه شما يك امر است.

امام باقر (ع) می‌فرمایند: که «  يَا جَابِرُ إِنَّ فِي الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ وَ رُوحَ الْحَيَاةِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ يَا جَابِرُ عَرَفُوا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى ثُمَّ قَالَ يَا جَابِرُ إِنَّ هَذِهِ الْأَرْوَاحَ‏ »  اي جابر! در انبیاء و اوصیاء پنج روح وجود دارد: روح القدوس و روح الایمان و روح الحیات و روح القوه و روح الشهوه ، بعد حضرت می‌فرمایند:‌« فَبِرُوحِ الْقُدُسِ يَا جَابِرُ عَرَفُوا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى ‏» اي جابر! ‌ به واسطه روح القدوس آنچه را در زیر زمین ما تا در زیر عرش قرار دارد ما مي‌دانيم مقام روحانیت همه معصومین یکی است . « وَ أَنَّ أَرْوَاحَكُمْ وَ نُورَكُمْ ْ وَ طِينَتَكُمْ وَاحِدَة »  شراح زیارت جامعه در رابطه با نور مي‌گويند:‌

1-« نُورَكُمْ » را تفسیر ارواح دانسته‌اند و توزیع ارواح با كلمه نورکم صورت گرفته. بعضی می‌گویند: نورکم عمود نوری است که در روایات آمده و اين عمود در مقابل همه حضرات معمصومین (ع) قرار دارد كه با آن عمود ، همه چیز را می‌‌بینند و همه چيز را می‌دانند در این مرحله علم امیرالمؤمنین با علی بن موسی الرضا (ع) و ساير ائمه یکی است آن جام جهان نمایی که در مقابل اميرالمؤمنين (ع) است با جام جهان نمايي كه در مقابل علي بن موسي الرضا (ع)‌  و سایر حضرات معصومین (ع)  قرار دارد يكي است و روايات متعددي هم در اين زمينه داريم.

مفسرين « طینت‌»  را به معنی جبلت و سرشت دانسته‌اند و همچنين آن را ماده اولیه گرفته‌اند آنان مي‌گويند:‌ طینت همه حضرات معصومین (ع) یکی است، امام صادق (ع) می‌فرمایند: « إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مُحَمَّداً مِنْ طِينَةٍ مِنْ جَوْهَرَةٍ تَحْتَ‏ الْعَرْشِ‏ »[1]  خدا پیامبر را از گِلی آفرید که این گل از گوهری در زیر عرش بود، « وَ إِنَّهُ كَانَ لِطِينَتِهِ نَضْحٌ » « نضح ، به معني جزء‌ است»،  به اين معنا كه طينت پيامبر (ص) جزئی است. « فَجَبَلَ طِينَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع مِنْ نَضْحِ طِينَةِ رَسُولِ اللَّه‏»  خدا از جزئی از طینت پیامبر را(ص)  آفريد طینت امیرالمؤمنین (ع) را سرشت، « وَ كَانَ لِطِينَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع نَضْحٌ »  و طینت امیرالمؤمنین هم جزئی داشت « فَجَبَلَ طِينَتَنَا مِنْ فَضْلِ طِينَةِ اميرالمؤمنين» پس سرشت، طینت ما را از زیاده گِل امیرالمؤمنین آفريد طینت حضرات معصومين (ع) از زیاده گِل امیرالمؤمنین (ع) آفريده شده، « وَ كَانَتْ لِطِينَتِنَا نَضْحٌ »  طینت ما معصومین هم جزئی داشت، « فَجَبَلَ طِينَةَ شِيعَتِنَا مِنْ نَضْحِ طِينَتِنَا »پس خدای سبحان سرشت، طینت شیعیان ما را از زیاده گِل ما آفريد« فَقُلُوبُهُمْ تَحِنُّ إِلَيْنَا » قلوب شيعيان ما به سوي ماست. « قُلُوبُنَا تَعْطِفُ عَلَيْهِمْ » و  قلوب ما هم به شیعیان مان پيوست دارد چون گل ما يكي است شيعيان ما  از زيادي گِل ما سرشته شده‌اند.

 پيوست قلوب ما به شيعيانمان « تَعَطُّفَ الْوَالِدِ عَلَى الْوَلَد » مانند پیوستی است که پدر به فرزندش دارد. « وَ نَحْنُ خَيْرٌ لَهُمْ وَ هُمْ خَيْرٌ لَنَا »‌ ما منتخب شده‌ايم برای شیعیانمان و شیعیان مان براي ما برگزیده شده‌اند ، « وَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَنَا خَيْرٌ وَ نَحْنُ لَهُ خَيْرٌ »  در حالی که پیامبر برای ما برگزیده شده است و ما هم برای پیامبر برگزیده شده‌‌ایم. این روایت بيان مي‌دارد که طینت معصوم از زیاده طینت پیامبر است و از زیاده طینت معصوم هم شیعیان سرشته شده‌اند.

در روايت ديگري آمده است جابرن یزید جُعفي که يكي از خواص اصحاب امام باقر (ع) است می‌فرماید: من روزی با امام باقر (ع) بودم و حضرت فرمودند:  « يَا جَابِرُ خُلِقْنَا نَحْنُ‏ وَ مُحِبُّونَا مِنْ طِينَةٍ وَاحِدَةٍ بَيْضَاءَ نَقِيَّةٍ مِنْ أَعْلَى عِلِّيِّينَ »[2] ما و دوستان مان از یک گِل آفریده شده‌ایم یک گل سپید پاک از بالاترین قسمت عالم وجود،  « فَخُلِقْنَا نَحْنُ مِنْ أَعْلَاهَا » ما از بالاترین قسمت این گل آفریده شده‌ایم ، « خُلِقَ مُحِبُّونَا مِنْ دُونِهَا »و دوستان ما از قسمت پایین آن گِل خلق  ( آفريده )‌ شده‌اند. حالا آن چيزي كه به تصوير كشيده مي‌شود براي ما اين  است « فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَة الْتَحَقَتِ الْعُلْيَا بِالسُّفْلَى » روز قیامت عليا به سفلی توجه می‌کند « فَضَرَبْنَا بِأَيْدِينَا إِلَى حُجْزَةِ نَبِيِّنَا »  و ما دستمان را به دامان پیامبر می‌گیریم « وَ ضَرَبَتْ شِيعَتُنَا بِأَيْدِيهِمْ إِلَى حُجْزَتِنَا »  و شیعیان ما دستشان را به دامان ما می‌گیرند و بعد حضرت سوال می‌کنند ، « فَأَيْنَ تَرَى يُصَيِّرُ اللَّهُ نَبِيَّهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ  وَ أَيْنَ تَرَى يُصَيِّرُ ذُرِّيَّتَهُ مُحِبِّينَا »  جابر کجا می‌بینی که خدا پیامبر و ذریه پیامبر را ببرد و کجا می‌بینی که ذریه پیامبر محبینشان را ببرند یعنی محبین اهل بیت با وساطت اهل بیت به نظر تو در آن روز در چه جایگاهی قرار می‌گیرند ،  « َفضَرَبَ جَابِرُ بْنُ يَزِيدَ عَلَى يَدِهِ وَ قَالَ دَخَلْنَاهَا وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ » جابر دستانش را بر هم می زند و سه مرتبه می‌گوید: به خدا قسم ما وارد بهشت شدیم.

حرف اول در اين فراز اين بود كه در عالم نور ارواح و نور و طینت معصوم یکی است ، «طابت و طهرت» طینّت آنها طیّب و طاهر است ، ‌ در جلوه نوري معصومين همه یکی هستند . در این عالم چگونه‌‌اند؟ « طَابَتْ وَ طَهُرَتْ‏ بَعْضُهَا مِنْ‏ بَعْضٍ‏ »  وقتی بحث گِل می‌شود یعنی دیگر بحث عالم مادي است اهل بیت و حضرات معصومین (ع) طیب و طاهر هستند ، طاهر یعنی هیچ نجاستی در وجود آنها نیست ، اين معني طاهر است، طیّب یعنی علاوه بر آنكه نجاستي نیست طهارت محض‌اند طهارتشان بسیار درخشان و لذت بخش است چون طيّب در مقابل خبيث است، در اين فراز به حضرات معصومین (ع) عرض مي‌شود در طول تاریخ نطفه شما در اصلابي قرار گرفته كه همه پاک و طیب و طاهرند، و در ارحامي واقع شده كه طيب و طاهرند.  روایات متعدد مي‌گويد:‌ پیامبر (ص) فرموده است :  خدا ما را از صلب طاهری به رحم طاهري منتقل كرد تا منتقل شد به عبدالمطلب، ابوذر نقل مي‌كند كه من از پیامبر شنيدم حضرت فرمودند: « ْ يَنْقُلُنَا اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَصْلَابٍ طَاهِرَةٍ إِلَى أَرْحَامٍ طَاهِرَةٍ حَتَّى انْتَهَى بِنَا إِلَى عَبْدِ الْمُطَّلِبِ »[3] تا زماني كه رسيد نطفه ما به عبدالمطلب، « فَقَسَمَنَا بِنِصْفَيْن‏ » ‌ و ما را دو قسمت کرد زماني كه نطفه در کمر عبدالمطلب قرار گرفت آن را دو قسمت كرد، « فَجَعَلَنِي فِي صُلْبِ عَبْدِ اللَّهِ وَ جَعَلَ عَلِيّاً فِي صُلْبِ أَبِي طَالِب‏»  من را در صلب عبدالله قرار داد و علی را در صلب عبدالمطلب قرار داد « وَ جَعَلَ فِيَّ النُّبُوَّةَ وَ الْبَرَكَة » و نبوت و بركت را در من قرار داد و « وَ جَعَلَ فِي عَلِيٍّ الْفَصَاحَةَ » و فصاحت را در علی قرار داد « شَقَّ لَنَا اسْمَيْنِ مِنْ أَسْمَائِه‏ » خداي سبحان  برای ما دو اسم از اسامي خود را گذاشت ، « فَذُو الْعَرْشِ مَحْمُودٌ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ » خدای صاحب عرش نامش محمود است و من را محمد نامگذاری کرد « وَ اللَّهُ الْأَعْلَى وَ هَذَا عَلِي‏ » اسم خدا اعلی است و آن اسم را بر روي علي قرار داد.   

حال يك سؤال مطرح مي‌ شود كه آيا در اين عالم بين معصومين فرقي هست ؟

این قسمت از زیارت جامعه مي‌گويد: خلقت نوری آنها یکی است ، يعني اگر من الان به حضرت اباعبدالله توسل پيدا كردم مثل اين است كه به اميرالمؤمنين توسل جسته‌ام مانند اينكه كسي ظاهراً به زيارت يكي از حضرات معصومين مي‌رود امّا باطناً زيارت جامعه مي‌خواند در اين زمان هيچ يك از معصومين او را زير سوال نمي‌برند كه بر من جفا شده كه تو به سراغ پدرم و يا پسرم رفته‌اي و مرا ترك كرد‌ه‌اي اين است كه آنان در خلقت نوري يك وجود واحدند.

فردي مي‌گويد:  در محضر امام صادق (ع) بودیم شخصي از آفریقا وارد شد و به حضرت عرض کرد:‌ » السلام عليك يا اميرالمؤمنين و رحمة الله و بركاته،»  امام صادق (ع) جواب او را خیلی زیبا دادند و فرمودند: « و عليك السلام و رحمة‌الله و بركاته» بعد امام «ثُمَ‏ اجْتَذَبَهُ‏َ أَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ »[4] حضرت او را به طرف خودشان كشاندند و کنار خودشان نشاندند و كساني كه در كنار امام بودند به يكديگر گفتند: هيچ يك از ما تاكنون به امام صادق (ع) با عنوان امیرالمؤمنین سلام نكرده‌ بوديم، اين تازه وارد چه كسي است  كه به امام با عنوان اميرالمؤمنين (ع) سلام داد و حضرت نه تنها او را رد نكردند بلكه او را در كنار خودشان نشاندند و امام صادق (ع) فرمودند: «إِنَّهُ لَا يَجِدُ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَعْلَمَ أَنَّ مَا لآِخِرِنَا مَا لِأَوَّلِنَا»  ، هیچ کس حقیقت ایمان را نمی‌یابد مگر اینکه بداند آنچه که برای اولی ما بوده است برای آخرین ما هم هست یعنی هم فضايلي که امیرالمؤمنین داشته همه ما داریم « لآِخِرِنَا مَا لِأَوَّلِنَا »  برخورد اين تازه وارد براي اطرافيان حضرت عجیب و غریب بود بالاخره در همان جمع  كسي به خودش اجازه داد تا  از حضرت سوال ‌کند « قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الْأَئِمَّةُ يَتَفَاضَلُونَ‏ »معصومین با هم فرق دارند. يتفاضلون يعني فرق هست ميان معصومین. حضرت فرمودند:  « أَمَّا فِي الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ فَعِلْمُهُمْ فِيهِ سَوَاءٌ » در دانستن یکسان هستند در حلال و حرام یکسان هستند، « وَ هُمْ يَتَفَاضَلُونَ فِيمَا سِوَى ذَلِكَ » امّا با هم فرق دارند در غير از دانستن.

روایت دیگری اضافه بر حلال و حرام تفسیر قرآن را نيز ذکر كرده و مي‌فرمايند: همه معصومین در حلال و حرام و تفسیر قرآن یکسان هستند و هیچ فرقی با هم ندارند یعنی در این زمینه اعلميتي بین آنها نیست، و همه مساوي‌اند اما در غیر از این فرق دارند.

 روایت دیگری داریم پیامبر به سلمان می‌گویند: نقباء من را می‌شناسی ، نقبائي كه خدا به عنوان امامت بعد از من انتخاب كرده ؟ سلمان می‌گوید: خدا و رسول آشناتر هستند؟ بعد پيامبر (ص) فرمودند: خدا مرا از نور خودش آفريد و من را فراخواند و من اطاعت كردم و علی را از نور من آفريد، و فاطمه را از نور من و علي آفرید، حسنین را از نور ما سه تا آفرید، و بقیه معصومین را از نور ما پنج نفر آفرید در توضيح مي‌گوييم: اينجا يك تفاضل و درجه‌اي وجود دارد امّا جمع بندی کردن و همه اين روايات را کنار يكديگر گذاشتن چنين استنباط مي‌شود كه معصومین در مقام نوری و در علم و در طينت يكي هستند، امّا در نوع جلوه گری و شدت جلوه‌گری فرق دارند.

 

 


[1] بحار الأنوار (ط - بيروت) ، ج‏15 ،ص 22

[2] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏65 / 42 / باب 15 فضائل الشيعة .....  ص : 1

[3] بحار الأنوار (ط - بيروت) ، ج‏15 ،ص11

[4] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏25،ص 360

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم







محتوای مرتبط