.

تفسیر زیارت جامعه کبیره

جلسه 99

 

 

به حول و قوه حق در زيارت جامعه رسيديم به اين فراز:

«سَلِمَ‏ مَنْ‏ صَدَّقَكُمْ‏ وَ هُدِيَ‏ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُم‏»

***

« سَلِمَ‏ مَنْ‏ صَدَّقَكُمْ » سالم ماند هر كسي كه تصديق شما را كرد. در اين فراز هم بايد « سَلِمَ‏ »‌ مورد بررسي قرار گيرد و هم « صَدَّقَكُمْ» كه آيا اين جمله خبري است يا انشايي.

« صَدَّقَكُمْ »

هر كس شما معصومين را تصديق كند سالم می ماند و از شبهات فكري و عملي در امان مي‌ماند.

هر كس شما معصومين را تصديق كند از رفيق و همراه نامناسب در امان مي‌ماند ، با توجه به اين معاني جمله خبري است. امّا در سياق انشايي آن گفته‌ شده:

« سَلِمَ‏ مَنْ‏ صَدَّقَكُمْ » مي‌تواند معناي دعا داشته باشد يعني امام هادي (ع) دعا كردند كه در سلامت بماند هر كس كه معصومين را تصديق بكند.

تصدیق کردن به چه معناست:

تصديق ، باب تفعيل است و يكي از معاني تفعيل نسبت دادن است، تصديق يعني نسبت صدق دادن به طرف مقابل، اگر ما به معصومين نسبت صدق بدهيم چه در مورد گفتاري كه از آنها مي‌شنويم و چه جايگاهي كه از آنها مي‌بينيم در اين صورت سلامت در زندگي ما حاكم مي‌شود.

تصديق در گفتار به چه معناست :‌

نسبت صدق دادن به گفتار معصومين مدارجي دارد، اول آن كه حرف معصوم را با عقل سازگار بدانيم و آن را قلبا باور داشته باشيم «و صدق رسوله النبي‏ الكريم‏ » آنچه با عقل سازگار است به يقين صدق است زيرا عقل مخلوق خداست، البته گاهي انسان سخن يا گفته‌اي را مي‌شنود كه با عقل ظاهري ادراك نمي‌شود در اين زمان نبايد گفته شود سخن اشكال دارد و به دنبال رد آن باشد بلكه گاه از درك آن سخن عاجز است همين كه انسان صدق حضرات معصومين (ع) را باور دارد و آن را تأييد مي‌كند سلامت فكري ، خلقي، خُلقي خاصي نصيبش مي‌شود.

تصديق سلامت زا يعني بيماريهاي رواني چون حرص و حسد و بدبيني و ... را درهم مي‌شكند و از بين مي‌برد. همچنین شيطان نمي‌تواند بر صادق مسلط شود چون فضا براي ورود شيطان آماده نيست شخص صادق تحت عنايت خدای سبحان است و در حصارهای مختلفي قرار دارد كه شيطان راه نفوذ به انها را ندارد. «ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنينَ »« [به آنان گويند:] «با سلامت و ايمنى در آنجا داخل شويد.»

تصديق معصوم سلامت زا است.

گاهي تصديق، تصديق فعل معصوم است نه تصديق قول آنها مثلاً اگر كسي نسبت به بيست و پنج سال سكوت اميرالمؤمنين (ع) سخني نمي‌گويد و قلباً‌ باور دارد كار درست همان بوده كه اميرالمؤمنين (ع) انجام داده و مرحله ديگري از تصديق را داراست.  

مرحله ديگر تصديق ،  تصديق قلبي است. روايت مي‌گويد: كسي خدمت امام صادق (ع) رسيد و حضرت اناري را نصف كردند. او گفت: من چندان شما را قبول دارم كه اگر بگوييد يك طرف انار پاك و طرف ديگرش نجس است، يك طرف حلال و طرف ديگرش حرام است مي‌پذيرم. امام فرمودند: تو بر دين حقي كه تا اين اندازه ما را قبول داري.

بعضي از شارحين زيارت جامعه مي‌فرمايند: تصديق ولايت معصومين به اين معناست كه حضرات معصومين (ع) را به عنوان بزرگتر فكري خويش بپذيريم و در مقابل اين پذيرش همه امور زندگي خود را به معصوم واگذار كنيم و باور داشته باشيم هدايت يك بزرگتر الهي ما را از هر گونه نگراني و دلواپسي در امان مي‌دارد.

روايتي مي‌گويد: ابوهاشم به خدمت امام هادي (ع)‌ رسيد ( ابوهاشم مردي است كه چهار يا پنج امام را درك كرده است. )‌ و عرض كرد: آقا !‌ من قرض دارم، حضرت يك مشت ريگ از جلوي خودشان بر داشتند و به او دادند و سنگها به محض آنكه در دست ابوهاشم قرار گرفت به جواهر تبديل شد عمل معصوم نبايد جايي براي تعجب به جا بگذارد تصديق آن است كه معصوم مسئوليت زندگي ما را به عهده بگيرد و انسان در حمايت خاص حضرات معصومين (ع) زندگي كند چنين تصديقي با پذيرش كامل ولايت مساوي است و سبب عاقبت به خيري انسان مي‌شود. «سَعِدَ مَنْ وَالاكُم‏».

استاد بروجردي مي‌گويد: علت عاقبت به خيري و سعادت انسان آن است که بر عصمت مطلقهی معصومین تکیه کند ، آنان در عین عصمت و طهارتند و كمترين ترك اولايي مشاهده نشده در حالي كه در زندگي هر يك از پيامبران الهي ترك اولي هایی وجود دارد. ‌ يونس با قوم خود قهر كرد، يوسف خوابش را براي برادرانش تعريف  نمود، نوح قومش را نفرين  كرد و ... .

استاد بروجردي مي‌گويد: ترك اولاي پيامبران الهي مربوط به زماني است كه از حضرات معصومين (ع) فاصله گرفته‌اند و لحظه‌اي از آنان غافل شدند.

همچنین تصدیق حضرات معصومین رنگ بلاهای دنیا را کم می کند، روایت می گوید: « من الدنيا دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ » دنيا پوشيده شده از گرفتاري‌هاست امّا همراهي و تصديق معصوم گرفتاري‌ها را آسان مي‌كند. مفسرين مي‌گويند: « سَلِمَ‏ مَنْ‏ صَدَّقَكُمْ » يعني گرفتاري‌های دنیا كمترين آسيبي به اعتقادات افراد وارد نمی كند.

ثمره تصديق معصوم از مرزهاي دنيا مي‌گذرد و در برزخ و قيامت و قبر همراه انسان مي‌شود. به همين دليل است كه وقتي جنازه‌اي وارد قبر مي‌شود همه «يا علي » مي‌گويند چون اگر انسان‌ با بزرگتر معنوي خودش وارد فضايي بشود به يقين از آسيب‌هاي آن فضا در امان مي‌ماند. « سَلِمَ‏ مَنْ‏ صَدَّقَكُمْ » تصديق صداقت معصوم سبب مي‌شود كه از فشار قبر در امان بمانيم البته مفسرین می گویند فشار قبر ،فشار كم‌كاريهاي دنياي ماست

شارحين سالم ماندن از عذاب دنيوي و اخروي را پذيرش ولايت معصوم مي‌دانند.  

در توضيح تصديق معصوم مثالي مي‌زنيم: مرحوم آيت الله محسني ملايري از افرادي بود كه استخار‌هاي عجيب و غريبي داشت، آدم عجيبي بود بچه نداشت ، چهار سال در مدرسه نواب مشهد شبها نمي‌خوابيد و بسيار عبادت مي‌كرد و بعد از اين چهار سال شبي امام رضا (ع)‌ را در خواب ديد كه حضرت بشقاب پلويي به ايشان دادند و ايشان همه بشقاب پلو را ‌خوردند از فرداي آن روز علم استخاره نصيب ايشان گشت.

ايشان  به خدمت آيت الله ميلاني مي‌رسد و مي‌گويد: آقا !‌ حضرت علي بن موسي الرضا (ع) را در خواب ديدم كه بشقاب پلويي به من دادند، آيت الله ميلاني مي‌گويند: اگر خورشت هم بود خيلي بهتر بود يعني يك بشقاب پلو كه علم استخاره را مي‌دهد، اگر خورشت هم بود به يقين عنايات بيشتري نصيبت مي‌شد.

بیان مثال از آن جهت است که بگویم تصديق حضرات معصومين امري نيست كه بي‌‌توجه و به يكباره حاصل شود بلكه براي رسيدن به آن بايد زحمت كشيد همچنین تصديق آنان نبايد براي رسيدن به دنيا و يا آخرت آباد باشد بلكه بايد خالصانه خالصانه صورت گيرد همچنان كه مرحوم آيت الله محسني ملايري عبادت خود را خالصانه به جا آورد و از عنايات خاص امام رضا (ع) برخوردار شد. امام رضا (ع) اين مرد را واسطه خير گروه كثيري قرار داد كه با استخاره‌هاي ايشان مردم از تحير و سرگرداني نجات می یافتند

« وَ هُدِيَ‏ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُم » كسي كه به شما اعتصام جُست هدايت شد به هدايت الهيه؛ هدايت الهيه با هدايت مخلوق فرق دارد. اينكه انسان خودش به دنبال هادي و هدايت كنند باشد و با عقل بشري به دنبال راهنما باشد بسيار متفاوت است با كسي كه به عنايت حضرات معصومين (ع) در مسير زندگي قرار مي‌گيرد و در جاده بندگي حركت مي‌كند.

راهي كه معصوم براي انسان مشخص مي‌كند و راهنمايي كه او معلوم مي‌نمايد انسان را از هر گونه خطا و اشتباهي محفوظ مي‌دارد.

جاده‌اي كه معصوم راهنماي آن است راه بي‌بازگشت و مسير قرب الي الله است و وصال در اين جاده قطعي است مفسري مي‌گويد: « هُدِيَ‏ » يعني وصل ، وصال به حق نصيب كسي مي‌شود كه « اعْتَصَمَ بِكُم » را داشته باشد هر چه اعتصام به معصومين بيشتر باشد ميزان هدايت شديدتر است.

در عبارت « مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ وَ مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاه‏ » هر كس تابع شما شد بهشت جايگاه اوست و « وَ مَنْ خَالَفَكُمْ » هر كس با شما مخالفت كرد « فَالنَّارُ مَثْوَاه‏ » آتش جايگاه اوست مأواه و مثواه، هر دو به معني جايگاه است امّا مأواه بار مثبت دارد و مثواه بار منفي دارد. مأواه جايگاه بهشتيان و مثواه جايگاه جهنميان است.  

شارحين در باره« مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ » مي‌گويند: اين فراز «مَن» (كسي كه ) به كار بردن كلمه (مَن) حكايت از آن مي‌كند كه هر كس بخواهد مي‌تواند وارد جاده تبعيت از معصوم شود و به سابقه‌اش توجهي نمي‌شود سابقه‌اش هر چه مي‌خواهد باشد، باشد انتخاب او كافي است.

‌ «اتَّبَعَكُم» اتباع باب افتعال و پذيرش تبعيت است به اين معنا كه تبعيت شما معصومين بر همه كس عرضه مي‌شود امّا گروهي پذيراي تبعيت شما هستند و گروهي از آن روی گردانند.

هر كس تبعيت از معصوم را بپذیرد فوراً‌ در جايگاه امن و راحت قرار مي‌گيرد زيرا نتيجه پذيرش تبعيت ، قرار گرفتن در بهشت ولايت و قرار گرفتن در جمع خوبان و در فضاي كمال است.

چنين نيست كه افراد تا قیامت براي ورود به چنين فضايي معطل بمانند بلكه هر تابعي در همين عالم از امنيت برخوردار است و چنان زندگی می کند که گویا در بهشت است، البته اين بدان معني نيست كه او در قيامت وارد بهشت نمي‌شود بلكه هم در دنيا در بهشت زندگي مي‌كند هم قدم به آخرتي مي‌گذارد كه بهشت است.

من كه امروزم بهشت وصل حاصل مي‌شود

                                                                             وعده فراي زاهد را چرا باور كنم

مثلاً، وقتي به كسي در همين عالم توفيق کسب معرفت و عمل صالح به او داده مي‌شود، توفيق انس با حق نصيبش شده ، توفيق قرار گرفتن در جمع خوبان را پیدا می کند ، توفيق ازدياد علم به او هبه می شود ، توفيق ترك معصيت و انجام طاعت براي او رقم می خورد هر كدام از اينها بهشتي است كه حاصل مي‌شود تفاوتي كه اين بهشت‌ها با قيامت دارند آن است كه در قيامت همه كمالات نامحدود است چون قيامت از حصار مكان وزمان خارج است ولي دراين دنيا دست يابي به چنين كمالاتي محدود است.

« مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ وَ مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاه »  اين فراز بيان مي‌دارد افراد دو دسته‌اند يا موافق تبعيت از معصوم‌اند و يا مخالف، انسان يا تابع است يا مخالف ، افراد يا اتبعكم‌اند يا خالفكم، حد وسطي وجود ندارند، رنگ يا سياه است و يا سفيد خاكستري در ميان نيست.

پس بايد گفت :‌تبعيت از معصوم انسان را در بهشت قرار مي‌دهد لازم نيست فرد از خدا بهشت طلب كند ، اگر تبعيت داشته باشد خود به خود بهشتش از همين عالم شروع مي‌شود. قرآن مي‌گويد: « وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقين‏»‌ « و [آن روز] بهشت براى پرهيزگاران نزديك مى‏گردد. » بهشت خودش را به متقين نزديك مي‌كند، لازم نيست متقي به سراغ بهشت برود متقي كافي است تبعيت از معصوم داشته باشد تا بهشت در اختيارش قرار ‌گيرد.

استاد بروجردي درباره « الْجَنَّةُ » مي‌گويد: لام الجنه ، الف و لام عهد است يعني همان بهشتي كه خودتان مي‌دانيد وقتي آدم تبعيت كند همان بهشتي كه خوب مي‌شناسد مأواي او مي‌شود اين بهشت ، بهشت وصال و بهشت در خدمت معصوم قرار گرفتن است.

« مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاه » آتش جايگاه ابدي كسي است كه ازتبعيت شما سرپيچي كرد. از اين فرد هيچ خيراتي باقي نمي‌ماند بلكه هر آنچه كسب مي‌كند مي‌سوزد و از بين مي‌رود. هر خير و هر كمالي كه نصيبش مي‌شود دائم از بين مي‌رود او مادام در نگراني و اضطراب و غصه است آتش به او هيچ رحمي نمي‌كند و چيزي برايش باقي نمي‌‌گذارد. امام باقر مي‌گويد: « إِنَ‏ عَدُوَّ عَلِيٍ‏ ع‏ لَا يَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يَجْرَعَ جُرْعَةً مِنَ الْجَحِيم‏ » دشمن علي از دنيا نمي‌رود مگر اينكه در همين دنيا جرعه‌اي از آب داغ جهنم را بنوشد

قرآن مي‌گويد: « عامِلَةٌ ناصِبَة» « كه تلاش كرده، رنج [بيهوده‏] برده‏اند. » مفسرین می گویند مخاطبین آیه کسانی هستند که به ولایت پشت کرده اند که بهره ای از دنیای خود نمی برند و ثمره تلاش او چون به امضای مقام ولایت نمی رسد ماندگاری ندارد و از میان می رود « مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاه » خالف باب مفاعله است يعني وقتي كسي پشت به ولايت كرد گويا ولي الله هم به او پشت  كرده، خالفاً به معني خلف است و خلف به معناي پشت است البته ولي الله به طور طبيعي و قانوني به كسي پشت نمي‌كند چون :

 

نقش وفا مي‌كند

                                                                                               پشت به ما كي كند

پشت ندارد چو شمع

                                                                                        او همگي روست روست

اما اگر كسي پشت به امام كرد گويا امام هم به او پشت كرده است.

 

 


 سوره مباركه حجر، آيه 46

 سوره مباركه شعراء ، آيه 90

 سوره مباركه غاشيه ، آيه 3

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم







محتوای مرتبط