.

تفسیر زیارت جامعه کبیره

جلسه 93

در ادامه «الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ »   چند روايت بيان مي‌شود: روايت اول در ذيل آيه « يَوْمَ‏ لا يُغْنِي‏ مَوْلًى‏ عَنْ‏ مَوْلًى‏ شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ. إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّه‏ ‏»[1]« همان روزى كه هيچ دوستى از هيچ دوستى نمى‏تواند حمايتى كند، و آنان يارى نمى‏شوند،» قيامت است قيامت روزي است كه هيچ چيزي براي كسي فايده‌اي ندارد مگر آنكه خدا به او رحم كند، امام صادق (ع) در جلد 24 ، بحارالانوار، صفحه 205 مي‌فرمايند:  به خدا قسم ما و مردم هم به واسطه ما در قيامت بي‌نياز از بقيه امور مي‌شويم.

روايت دوم در ذيل اين آيه « يُدْخِلُ‏ مَنْ‏ يَشاءُ في‏ رَحْمَتِه» است ، خدا هر كس را بخواهد در رحمتش داخل مي‌كند. روايت مي‌گويد:‌ رحمت ولايت علي بن ابيطالب و ولايت حضرات معصومين (ع) است.

در روايت ديگري مي‌‌گويد: رحمت اطاعت الامام است. نكته قابل توجه «الرحمه‌ الموصوله» آن است كه اين رحمت موصوله است يعني ولايت به همه مردم رسيده است امّا گروهي از پذيرش ولايت سرباز زده‌اند و گروه ديگر پذيراي ولايت شدند. ميان مردم و ولايت فصلي نيست مگر آنكه مردم خود فصل را ايجاد كنند. اگر مانعي ميان مردم و ولايت هست از جانب مردم است و گرنه رحمة الموصوله است.

امام هادي (ع) با قيد موصوله رحمت غير موصوله را خارج نموده است.

« وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة »‌ مخزونه از ماده خزانه است ، شما حضرات معصومين (ع) آيه‌اي هستيد كه در خزانه نگه داشته شده‌ايد. كلمه آيه چند معنا دارد: معناي اول علامت و نشانه است و معناي دوم به هر امر عجيب آيه مي‌گويند. همچنين اين كلمه در قرآن براي زمين و آسمان و ساير مخلوقات به كار رفته است. آيه هر كلامي است كه بين او و كلام بعدي فاصله افتاده باشد مثلاً، گفته مي‌شود ميان آيات فاصله است، آيه هر چيزي است كه «يحسن السّكوت عليه» سكوت بر آن حسن باشد.

همچنين گفته‌اند: آيه يعني «جماعة من الحروف » يك دسته از حروف و كلمات است كه كنار يكديگر قرار گرفته، آيه به معني عبرت نيز به كار رفته است قرآن در رابطه با داستان حضرت يوسف (ع) مي‌فرمايد: «‌ لَقَدْ كانَ في‏ يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آياتٌ لِلسَّائِلين‏ »[2]  به راستى در [سرگذشت‏] يوسف و برادرانش براى سوال کنندگان عبرتهاست.»‌ حضرات معصومين (ع) آيه هستند يعني هم به معناي علامت‌اند و هم به معناي چيز عجيب و غريب و  هم به معناي عبرت، علامت عظمت خداي سبحان در معصوم ظهور دارد علامت قدرت خدا و لطف خدا در معصوم مشاهده مي‌شود حضرات معصومين (ع) تجلي همه كمالات و همه جلال حضرت حق‌اند

فراز « الْآيَةُ الْمَخْزُونَة » را در رابطه با ولي عصر بررسي مي‌كنيم و مي‌گوييم :  حضرت ولي عصر (عج) به اعتباري علامت‌اند و به اعتبار ديگر شگفتي در نظام آفرينش‌اند به اعتباري عبرت‌اند يعني وجود مقدس بقية الله  در حال حاضر در جايي حضور دارند كه ما در آنجا حاضريم همچنين در مسجد الاقصي هستند و هم در مسجد الرسول ، هم در مسجد الحرام و ... يك وجود و اين همه حضور خود نوعي شگفتي است. به اعتبار همين شگفتيها آيه هستند همچنين به اعتبار آنكه علامت و جلوه‌گاه خداي سبحانند آيه‌‌اند همچنين حضرت حجت ، به اعتبار عبرت بودنشان نيز آيه‌اند، اين سخن بدين معناست كه نبايد در وجود معصوم توقف كرد بلكه بايد از ايشان عبور نمود. عبرت به معني عبور است يعني بايد از باب عبور كرد نمي‌‌توان در باب متوقف شد بلكه باب محل عبور است نه ماندن، از باب معصوم بايد وصال حق صورت گيرد

حالا مي‌گوييم: « وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة » شما حضرات معصومين (ع) آياتي هستيد که در خزانه نگه داشته شده‌اند، اين فراز را از چند ديدگاه بررسي مي‌كنيم:

1-  « وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة» فقط صاحب خانه از آنچه در خزانه نگهداري مي‌شود خبر دارد و لا غير، وقتي به حضرات معصومين (ع) گفته مي‌شود « وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة» يعني شما در خزانه خداي سبحان هستيد و فقط خدا از حقيقت وجودي شما خبر دارد و آنچه بندگان در رابطه با شما مي‌دانند اجمالي از حقيقت شماست زيرا وجود معصوم و حقيقت ايشان قابل شناسايي نيست و حقيقت او در خزانه علم حق محافظت مي‌شود تنها خدا شما را مي‌شناسد و بس ، وجود حقاني معصوم در اين عالم براي بندگان در خزانه است و شناخته شده نيست تا در قيامت از حقيقت وجوديشان پرده‌برداري شود.

اگر هر يك از ما به مهماني‌اي دعوت شويم چنانچه صاحب‌‌خانه بخواهد از یک مهمان پذيرايي خاصی كند او را از پشت پرده داشته‌هايش باخبر مي‌كند در عالم معنا نيز چنين است وقتي خداوند سبحان اراده كند بنده‌اي را اكرام كند او را از پشت پرده و از خزانه خويش باخبر مي‌سازد.

و يا آنكس كه زيارت اميرالمؤمنين (ع) نصيبش مي‌شود واقعاً خود را در عرش خدا مي‌بيند گويا خدا از هفت آسمان او را عبور داده و زيارت حضرتش را نصيب او كرده.

2-  نكته ديگر آن است كه صاحب خانه هر آنچه قيمتي و با ارزش است در خزانه نگه‌‌داري مي‌كند و آنچه قيمتي ندارد ريخت و پاش مي‌كند حضرات معصومين (ع) آيه مخزونه خداي سبحانند و حضرت حق آنها را در خزانه خود نگهداري كرده تا قيمتي بودنشان را به واسطه نوع نگهداريشان اعلام كند. گويا اصل حقيقت از شدت گرانقدري قابل جلوه‌گري نيست.

يك روايتي داريم : « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ضَنَائِنَ يَضَنُ‏ بِهِمْ عَنِ‏ الْبَلَاء فَيُحْيِيهِمْ فِي عَافِيَةٍ، وَ يَرْزُقُهُمْ فِي عَافِيَةٍ، وَ يُمِيتُهُمْ فِي عَافِيَة »[3]  « همانا خداوند بندگان خاصى دارد كه از بلا آنها را نگهدارد، پس در عافيت آنان را زنده بدارد، و در عافيت روزيشان دهد، و در عافيت بميراند، »‌ با توجه به معناي دوم در خزانه بودن حضرات معصومين (ع) نماد گرانقيمتي آنهاست آنان مشابهي در اين عالم ندارند.

3-  « وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة » حقيقت وجودي معصوم براي مردم قابل تحمل نيست همچنانكه اگر كسي به خورشيد نزديك‌ شود مي‌سوزد و تحمل شعاع خورشيد براي او ميسر نيست معصوم نيز چنين است كسي توانايي ندارد از حقيقت معصوم در اين عالم آگاه شود به همين دليل خدا حقيقتشان را در خزانه‌اي خود قرار داده تا مردم از شعاع آنها در عالم برخوردار شوند اين شعاع چندان پر انرژي و اثرگذار است كه در زمان ما كسي وجود مقدس اباعبدالله (ع) را نمي‌بيند در حال حاضر حقيقت وجودي امام حسين (ع) پوشيده است و آنچه از جريان كربلا و محبت حسين (ع) مي‌شنويم سر سوزني از نور حسين (ع) است امّا چندان قدرت دارد كه انسان را جذب خود مي‌كند، از همين روست كه گفته مي‌شود اگر حقيقت معلوم شود همه مي‌ميرند يعني مردم طاقت ادراك حقيقت را ندارند به همين دليل خدا حقيقت خود را كه همان حضرات معصومين (ع) هستند را در خزانه‌اي قرار داده است.

مولوي مي‌گويد:‌

احمد ار بگشايد آن پر جليل                                                                    تا ابد مدهوش ماند جبرئيل

مولوي مي‌گويد:‌ اگر جبرئيل حقيقت وجودي پيغمبر را مي‌ديد تا ابد از هوش مي‌رفت جبرئيل با آن قوت و قدرتي كه خداي سبحان به او عطا كرده كه قرآن درباره او مي‌گويد:‌ « ذي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي‏ الْعَرْشِ‏ مَكين‏»‌[4]  امّا اين ملك مقرب نيز توان مشاهده حقيقت پيامبر (ص) را نداشت.

4-  « وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة » هيچ وجودي ظرف اين بزرگواران نيست تنها وجودي كه مي‌تواند ظرف آنان باشد خود خداي سبحان است چون اگر معصومين در خزانه‌اي غير خدا جا بگيرند دليل آن است كه خزانه بزرگتر از وجود آن بزرگواران است كه در آن جا گرفته‌اند و در عالم هيچ وجودي بزرگتر از حضرات معصومين (ع) نيست آنان در خزانه غيب حق‌اند رفعت و مقامي دارند كه قابل تصور و قابل احاطه و دسترسي نيستند.

5-  «وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة» خداي سبحان حضرات معصومين (ع) را حفظ كرده تا نظام عالم از طريق آنان محفوظ بماند براي بقاي نظام عالم بايد اين آيات مستور بمانند. نكته مهم آن است كه هر چيز زماني كه اصلش جلوه‌گر شود و حقيقتش ديده شود زيباييش كم و عظمتش از ميان مي‌رود. بايد روي هر زيبايي يك  غشايي قرار گيرد تا عظمتش محفوظ بماند و اگر كاملاً عريان شود زيبايي و جمالش كم مي‌شود ، خداي سبحان مي‌خواهد عظمت حضرات معصومين (ع) باقي بماند، و جمالشان هميشگي باشد كه آنها را در خزانه‌اي غيب خود محفوظ داشته است.

6-  « وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة»  يكي از شارحين زيارت جامعه مي‌گويد: خداي سبحان حضرات معصومين (ع) را در خزانه خود جاي داده تا فقط اهل دل و اهل معرفت با آنان ارتباط برقرار كنند. خداي سبحان هر گاه اراده كند بنده‌اي را مورد احترام خاص قرار دهد او را به حضرات معصومين (ع) ارجاع مي‌دهد مثلاً بنده را ، به سوي امام رضا (ع) هدايت مي‌كند، اگر اراده كند تا جايگاه بنده را از ديگران ممتاز كند او را واصل به معصومين مي‌كند ، پس هر گاه گفته مي‌شود مخزونه، يعني حضرات معصومين (ع) براي بهترين‌ها محفوظ مانده‌اند براي كساني كه قدر و ارزش آنان را بدانند و براي گروهي هميشه ناشناخته باقي مي‌مانند.

به عبارتي ديگر حضرات معصومين (ع) براي غير عارفين مخزونه‌اند، يا آنكه بگوييم خدا معصومين را مخصوص عارفين محفوظ داشته است. همين شارح مي‌گويد:‌ حضرات معصومين (ع)  براي عارف از خزانه خارج مي‌شوند و ظهور دارند بنابراین خروج از خزانه براي عارف مخزونه نيست امّا در حقيقت معصوم براي غير امين و غير عارف مستور است.

7-  مفسرين در رابطه با « وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة» مي‌گويد: حقيقت معصوم را فقط خدا مي‌داند. روايت مي‌گويد:‌» قال رسول الله يَا عَلِيُّ مَا عَرَفَ‏ اللَّهَ‏ إِلَّا أَنَا وَ أَنْتَ‏، وَ مَا عَرَفَنِي إِلَّا اللَّهُ وَ أَنْتَ، وَ مَا عَرَفَكَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَا »[5] يا علي كسي خدا را نشناخت به غير از من و تو، و كسي من پيغمبر را نشناخت به غير از تو و خدا، و كسي علي را نشناخت به غير از خدا و من، با توجه به اين روايت اصلاً‌ حقيقت معصوم مستور است به همين دليل مي‌گويند: پيامبر (ص) يك سكه دو رو است كه يك روي آن سكه رسالت است و روي ديگرش ولايت ، مردم پيامبر را مي‌شناسند امّا در پشت سكه كه مقام ولايت است كسي پيامبر را نمي‌شناسد مقام ولايت باطن رسالت است و اين باطن مستور است و افراد آن را نمي‌شناسند ظاهر حضرت به عنوان رسول شناخته مي‌شود و باطن ايشان مخزون است.

امّا در رابطه با آيه بودن حضرات معصومين (ع) همچنين تعبير زيبايي را يكي از شارحين در ذيل آيه اول ، سوره مباركه نبأ مطرح مي‌كند « عَمَ‏ يَتَساءَلُون‏ عَنِ النَّبَإِ الْعَظيمِ» [6] « درباره چه چيز از يكديگر مى‏پرسند؟ »‌ « از آن خبر بزرگ،»‌ او مي‌گويد:‌ اميرالمؤمنين (ع) در رابطه با اين آيه مي‌فرمايند:‌ « «مَا لِلَّهِ‏ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّي‏ »‌[7] براي خداوند سبحان خدا هيچ آيه‌اي بزرگتر از من وجود ندارد حال با فراز « وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة »‌ بايد گفت: حقيقت اين آيه در خزانه غيب خداست در دنيا آيات فراواني وجود دارد كه خدا همه را به نمايش گذاشته از جمله آسمان و زمين ، اختلاف رنگها ، اختلاف لهجه‌ها ، و مودت بين زوجين و حضرت حق فقط يك آيه دارد كه بزرگترين آيه است و آن را در خزانه خود محفوظ نگه داشته است.

هر كس در اين عالم با حضرات معصومين (ع)‌ ارتباط دارد و خود را در محضر ايشان قرار مي‌دهد بايد بداند تنها لطف خدا از سوي حضرت حق به او رسيده براي ارتباط با بزرگ بايد بزرگ شد. انسان بايد به در‌جه‌اي خاصي از بزرگي برسد كه به او اجازه داده شود با اكبر در ارتباط قرار گيرد براي قرار گرفتن در محضر اكبر بايد كبير شد.

بزرگترين آيه در نظام عالم حقيقت ولايت است يعني عرش خدا، سماوات، هفت آسمان زمين و زمان همه و همه در مقابل ولايت معصوم بزرگي ندارد بزرگترين آيه ولايت معصوم است بايد قدر خود را بداند كه اجازه ارتباط با ولايت به او داده شده به همين دليل بايد با تمام وجود حفظش كند.

 اينكه در ادعيه آمده است.

« بِأَبِي أَنْتُمْ‏ وَ أُمِّي‏ وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي‏ » « «پدر و مادرم،اهل و عيالم، مال و ثروتم، قوم و قبيله و خاندانم همه و همه فداي شما باد؛ اي اهل بيت رسول خدا» آنان كه حضرات معصومين (ع) را مي‌شناسند حاضر‌اند همه دارايي خود را براي حفاظت از معصوم بپرازند تا آيه‌اي كه در دستان آنها قرار گرفته از دستشان نرود. در تفسير سوره مباركه « انا انزلنا» در آداب الصلاة‌ حضرت امام آمده است: سوره مباركه قدر شناسنامه اهل بيت است و قرائت این سوره مباركه تأكيد شده زيرا قاري با حقيقت معصوم بيشتر ارتباط برقرار كند به آنكس كه اجازه قرائت اين سوره داده شده نزد حضرت حق بسيار عظيم و بزرگ است كه خدا شناسنامه اهل بيت (ع) را در اختيارش قرار داده.

امام صاددق (ع) فرمودند: هر که سوره قدر را در يکي از نمازهاي واجب قرائت نمايد منادي ندا مي دهد : اي بنده خدا ! گناهان گذشته تو را آمرزيده است پس اعمالت را از سر بگير.

« وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَة»‌ در روايتي آمده است تمام علامات پيغمبران گذشته نزد حضرات معصومين (ع) نگهداري مي‌شود که در زمان ما در دستان مبارك حضرت ولي عصر است.

از همين روست كه حضرت زمان ظهور به 313 نفر اصحاب خود مي‌فرمايند: هيچ چيز با خود همراه نكنيد چون حضرت عصاي موسوي خود را بر سنگ مي‌زند و از آن آب مي‌جوشد و غذا نازل مي‌شود.

در انتهاي بحث بايد گفت: ‌وقتي خداوند سبحان كسي را با حضرات معصومين (ع) آشنا كرد در حقيقت هر آنچه در دو دنيا لازم داشته به او عطا كرده.

 


[1] سوره مباركه دخان ، آيه 41

[2] سوره مباركه يوسف ، آيه 7

[3] الكافي (ط - الإسلامية) ،ج‏2 ،ص 462

[4] سوره مباركه تكوير ،‌ آيه 20

[5] مختصر البصائر /   / 336 / باب في أئمة آل محمد صلوات الله عليهم أجمعين و أن حديثهم صعب مستصعب .....  ص : 331

[6] سوره مباركه نبأ ،‌ آيات 1 الي 2

[7] تفسير القمي / ج‏1 / 309 / [سورة يونس(10): الآيات 1 الى 19] .....  ص : 308

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم







محتوای مرتبط