.

تفسیر زیارت جامعه کبیره

جلسه 92

 

 

        نقش شفاعت چيست؟

گروهي مي‌گويند: اگر خداي سبحان حاكم است و حكم كرده به عتاب فردي اين حكم يا عادلانه است و يا ظالمانه، اگر حكم عادلانه است كه نبايد برداشته شود و اگر ظالمانه است كه خدا منزه است از آنكه به كسي ظلم كند پس در اين ميان نقش شفيع چيست؟

جواب داده مي‌شود:‌ اولاً‌ مسلّم است كه اوامر الهي و احكام الهي عادلانه است و جاي هيچ بحثي در اين ميان نيست که در شفاعت سخني از فضل خداي سبحان است.

يعني آن كسي كه به دليل معاصي مستوجب بعضي از عقوبات شده ، با شفاعت يا تخفيفي در عقوبات او ايجاد مي‌شود و يا معصيت اندك او با شفاعت محو مي‌شود اين امر به عدالت خداي سبحان هيچ صدمه‌اي وارد نمي‌‌كند.

اشكال دومي كه وارد شده آن است كه گاه وعده شفاعت سبب گستاخي افراد مي‌شود و با استناد به شفاعت معصيت آنها ادامه مي‌يابد و اين امر با غرض مولا منافات دارد خداي سبحان شريعت را به گونه‌اي مقرر كرده كه همه بندگي كنند جريان بندگي با جريان معصيت تغاير دارد وقتي كسي دائماً تكيه بر شفاعت دارد معصيت كار باقي مي‌ماند و بندگي نمي‌كند و به انتظار شفاعت مي‌نشيند در حالي كه خدا از بندگان بندگي طلب كرده و حضرت حق با شفاعت حكم خود را نقض نموده در حقيقت هم اصالتاً‌ از بنده بندگي خواسته و هم با شفاعت مجوز معصيت صادر نموده است.

در جواب گفته شده :‌ جريان شفاعت و وعده شفاعت تنها زماني موجب گستاخي مي‌شود كه انسان يقين داشته باشد او مورد شفاعت قرار مي‌گيرد در حالي كه هيچ كس در اين عالم يقين به شفاعت ندارد زيرا اگر يقين حاصل مي‌شد درخواست بندگان از حضرات معصومين (ع)‌ و خداي سبحان معنايي نداشت در حالي كه هر كس بارها و بارها درخواست مي‌كند :‌ » يَا وَجِيها عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّه ».

از سوي ديگر به هيچ گروهي و دسته‌اي وعده شفاعت داده نشده تا با اين وعده آن گروه وادار به معصيت شوند اگر جايي هم اين بحث مطرح شده قطعاً‌ آن را مقيد به قيودي كرده‌اند به همين جهت عقوبت ظاهراً قطعي است و در مورد تك تك افراد عقوبت و عذاب باقي است همين سبب مي‌شود كه هر عاقلي از گناه دوري كند.

شايد بتوان كلام را به گونه‌اي ديگر توضيح داد اينكه قرآن هيچ گاه مجرمين را در يك جايگاه خاص قرار نداده كه مثلاً ، كساني كه در فلان جايگاه هستند حتماً‌ بخشودگي به آنان تعلق مي‌گيرد حتي گناهان در شريعت دسته بندي نشده است تا گفته شود فلان گناه شامل بخشودگي مي شود يا نه و آن كس كه مرتكب چنين گناهي شده مستوجب شفاعت مي‌شود. با آنچه بيان شد در مي‌يابيم هيچ تصوير روشني از شفاعت وجود ندارد تا كسي به خود جرأت دهد بر آن تكيه كند.

در خصال شيح الصدوق و در جلد 8 بحارالانوار صفحه 34 آمده است : پيامبر (ص) فرمودند:‌ هر نبي مي‌تواند يك درخواست از خداوند سبحان داشته باشد و يك دعاي مستجاب نيز دارد. پيامبر (ص) فرمودند: من درخواستم را براي شفاعت امتم ذخيره كرده‌ام و در اين عالم چيزي از خداوند سبحان طلب نمي‌كنم و امّا يك دعای مستجابم را براي شفاعت امتم در نظر گرفته‌ام. « لِكُلِّ نَبِيٍّ دَعْوَةٌ، قَدْ دَعَا بِهَا وَ قَدْ سَأَلَ سُؤَالًا وَ قَدِ اخْتَبَأْتُ دَعْوَتِي لِشَفَاعَتِي لِأُمَّتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ. »‌[1] در روايت ديگري اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند:‌ « لَا تُعَنُّونَا فِي الطَّلَبِ وَ الشَّفَاعَةِ لَكُمْ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ فِيمَا قَدَّمْتُمْ‏ » « در قيامت به اميد شفاعت ما مباشيد بلكه خود نيز نيكى كنيد، » ما را براي شفاعت به زحمت نياندازيد در مثالي روزمره مي‌توان گفت: اگر كسي براي گرفتن گذرنامه به اداره مربوط مراجعه ‌كند و كپي مدارك را با خود نبرده باشد امكان تهيه كپي ميسر است شايد آشنايي پيدا شود و اين كار را براي او انجام دهد امّا اگر اصل گذرنامه را با خود نبرده باشد ممكن نيست بتواند ويزاي خروج بگيرد.

قانون شفاعت جداي از قوانين دنيايي نيست اگر در قيامت بندگان ثمره اعمال خير خود را برده باشند و گوشه‌اي از آن اعمال ناقص باشد شايد شفاعت معصومين آن كسري و نقص را جبران كند امّا اگر هيچ عملي در پرونده فرد نباشد از شفاعت بهره‌اي نخواهند برد.

در جايي ديگر گفته شده :‌ شما به سراغ ما نيايد كه بخواهيد ما شما را شفاعت كنيم بگذاريد خود ما به سراغ شما بيايم چون بنده بايد از كمبود عمل در پرونده‌‌اش چندان شرمگين باشد كه سرش را پايين بيندازد و بلند نكند خود حضرات معصومين (ع) در صحنه قيامت مي‌چرخند و هر گناه‌كار شرمنده‌اي را پيدا مي‌كنند و از او سؤال مي‌كند چرا شرمگيني و سرت پايين است.

فرد مي‌گويد:‌ مولايم ! پرونده عملم ناقص است. روايت ديگري داريم كه حضرات زهرا (س) مثل مرغي كه دانه بر مي‌چيند در صحنه قيامت راه مي‌رود و محبين خود را جدا مي‌كند.

آيا غير معصومين هم شفاعت دارند؟

مي‌گويد:‌ هر مؤمني مي‌تواند اهل خود را شفاعت كند و اين حداقل شفاعتي است كه مي‌تواند داشته باشد. همچنين امام باقر (ع)‌ مي‌فرمايد:‌ « إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ ص الشَّفَاعَةَ فِي‏ أُمَّتِهِ» بنابراین حتماً پيغمبر در كل امت مي‌توانند شفاعت كنند. «‏ وَ لَنَا شَفَاعَةً فِي‏ شِيعَتِنَا» امام باقر مي‌فرمايند: ما هم در بين شيعيانمان شفاعت مي‌كنيم. « وَ لِشِيعَتِنَا شَفَاعَةً فِي أَهَالِيهِم‏ »‌[2] شيعيان ما هم در ميان خاندان و بستگانش شفاعت مي‌كنند، اهل هر كس به تعداد عيالواري اوست بستگي دارد هر كس چند نفر را اهل خود مي‌داند به همين ميزان اهل هر كس گسترده مي‌شود. حضرت در ادامه مي‌فرمايند:  « إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَشْفَعُ فِي مِثْلِ رَبِيعَةَ وَ مُضَرَ» به درستي كه مؤمن مي‌تواند مانند افراد قبيله ربيعه و مضر را شفاعت كند، اين قبايل از قبايل بسيار شلوغ بودند. «وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَشْفَع‏ حَتَّى لِخَادِمِهِ » مؤمن شفاعت مي‌كند حتي براي خدمتكار خودش همچنين امام باقر (ع)‌ مي‌فرمايند:‌ « يَا رَبِّ حَقَّ خِدْمَتِي كَانَ يَقِينِي الْحَرَّ وَ الْبَرْد »‌ [کان یقینی ، نون آن نون وقايه است،] حضرت مي‌فرمايند:‌ مؤمن مي‌تواند آنكس كه او را از سرما و گرما حفظ كرده شفاعت كند به عبارتي آنكس كه كوچكترين خدمتي به شما كرده مي‌تواند مورد شفاعت شما قرار گيرد حضرت از فعل كان يقيني استفاده مي‌كند فعل ماضي استمراري است ، ماضي استمراري فعلي است كه از گذشته شروع شده و هنوز ادامه دارد از اين فعل مشخص مي‌‌گردد شفاعت فقط مربوط به اين عالم نيست بلكه در عالم ديگر نيز ادامه دارد البته بايد يادآور شد لطف معصوم در اين عالم شفاعت ناميده نمي‌شود بلكه اصطلاح شفاعت فقط مربوط به قيامت است در عالم مثال بيان مي‌كنيم اگر شما سالهاي گذشته خدمتكاري داشته‌ايد و چند سال است از او بي‌خبريد و حال مجدداً‌ از حالش آگاه شده‌ايد در حالي كه او  مريض است قطعاً از روي لطف به او خدمتي خواهيد كرد و سفارش او را به صاحبان امرش خواهيد كرد آنچه حضرات معصومين (ع) براي دوستان خود در اين عالم انجام مي‌دهند سهولت در امور است و آنچه در قيامت انجام مي‌‌دهند شفاعت است.

« وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاء » ‌ به معصومين گفته مي‌شود:‌ شما شفعاء‌ دار البقا هستيد شما در قيامت شفيع‌ايد اينكه روايات مي‌گويد:‌ حضرات معصومين (ع) در برزخ از مؤمن دلجويي مي‌كنند و به سراغ او مي‌روند آيا منافاتي با عبارت « شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاء » ‌ندارد؟ حتي شنيده مي‌شود كه ائمه (ع) در سكرات موت به ديدار مؤمن مي‌آيند.

جواب داده مي‌شود: ورود در سكرات موت و ورود به برزخ اسمش شفاعت نيست در دنيا و برزخ تصرف مي‌كنند با لسان عاميانه خودي نشان مي‌دهند اين دلجويي و تفقد هم از باب شايستگي بنده نيست بلكه از لطف و كرامت معصوم است.

اگر حضرات معصومين (ع) لحظات احتضار حاضر مي‌شوند تا حضرت عزرائيل آرام و لطيف قبض جان مؤمن را بكند و يا اگر در برزخ مؤمن را تنها نمي‌گذارد از بُعد ولايتي آنهاست و نه از باب شفاعت زيرا ظرف شفاعت فقط قيامت است در توضيح گفته مي‌شود : وجود مقدس اميرالمؤمنين (ع) در عالم امر چندان قدرت دارد كه شق القمر كند و صاحب همين دستان توانا چندان قدرت دارد كه از عزرائيل بخواهد با دوستانش زمان احتضار مدارا كند اگر ارتباط ما با اين بزرگواران تا آخرين لحظه بماند آنان از ولايتشان استفاده مي‌كنند هم سكرات موت مؤمن با سهولت طي‌ مي‌شود و هم برزخ آنان.

امام صادق (ع)‌مي‌فرمايند:‌ ما در برزخ براي شما شفاعت نمي‌كنيم ، امّا كارهاي بسياري مي‌كنند كه آن هم لطف و رحمت و عنايت است ، ولي شفاعت نيست.

در بحث ديگري مربوط به شفاعت آمده است آيا شفاعت به مجرمين مي‌رسد آيا آنان بعد از آنكه عذاب شوند از شفاعت حضرات معصومين (ع)‌ بهره‌مند مي‌شود به اصطلاح عاميانه آيا حضرات معصومين (ع) شفاعت مي‌كنند تا نمره چهارده گنهكار به حد فاصل 18 تا 20 برسد.

قبل از آنكه بحث شفاعت را پاسخ  دهيم مي‌گوييم:  خود عذاب انواعي دارد گاه عذاب براي مجرمين به منزله كوره‌‌‌اي است كه درآن قرار مي‌گيرند تا از آلودگي‌هاي پاك شوند همانطور كه حمام فرد را پاك مي‌كند آتش جهنم نيز آلودگي‌هاي انسان را مي‌سوزاند و فرد را آماده شفاعت مي‌كند و گاه عذاب براي تلخيص است يعني گنهكار.

مرحله تطهير را گذرانده و به مرحله تلخيص در عمل و نيت رسيده است آتش جهنم اعمال و نيّات فرد را پاكسازي مي‌كند و پس شفاعت نصيبشان مي‌شود.

امّا عذاب گروه ديگر آن است كه ديدن نمره 20 ديگران و جايگاه ديگران نزد خداي سبحان  براي آنها عذاب است اين گروه لازم نيست وارد جهنم شوند ديدن جايگاه ديگران براي آنها كافي است شفاعت حضرات معصومين (ع) نسبت به اين گروه آن است كه به سرعت به حساب آنان رسيدگي مي‌شود و حسابشان حل و فصل مي شود شفاعت آنان را از انتظار قيامت رها مي‌كند. با توضيح بيان شده تكليف مجرمين مشخص مي‌شود تمام آنان كه در قيامت حاضر مي‌شوند در شمار همين گروهها هستند البته جداي از كفار كه از شفاعت هيچ نصيبي نخواهند برد.

« ِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاء » يكي از شارحين مي‌گويد: در جايگاه شفاعت ، انسان معرفت معصوم نصيبش مي‌شود چون ظرف اين عالم براي شناخت حضرات معصومين (ع)  بسيار كوچك است و ممكن نيست كسي بتواند از حقيقت معصومين باخبر شود. مثلاً‌ ، اگر در همين عالم شما شخصي را مي‌شناسيد كه آدم بسيار محترم و كار راه‌اندازي است و توانايي‌هاي فردي فراواني دارد امّا شناخت شما در رابطه با او همين حد است تا اينكه روزي به كشور ديگري سفر كنيد و در آنجا با مشكل مواجه شويد كه به يك سفارش خاص نياز دارد اگر بنا به دلايلي با اين فرد مشكل را مطرح كنيد و او از قدرت خود استفاده كند تا در فاصله زماني كوتاهي مشكلتان مرتفع شود آن زمان در مي‌يابيد كه از ميزان نفوذ اين فرد تا چه اندازه است كه شما بي‌خبر بوده‌ايد و قبل از آن روز هرگز او را چنين صاحب نفوذ نمي‌شناختيد حكايت ما و معصوم جداي از اين مثال نيست در اين عالم عنايت خاص معصوم لحظه به لحظه شامل حال ما مي‌شود. امّا اين ميزان لطف با آنچه در قيامت براي ما پرده‌برداري مي‌شود قابل قياس نيست.

تصرفات معصومين (ع) در اين عالم  قابل قياس با قيامت نيست. چون ظرف دنيا براي شناخت معصوم محدوديت دارد معرفي آنان بايد در فضايي خارج از فضاي عالم ماده صورت گيرد تا حقيقت ولايتشان براي همگان آشكار شود، در حقيقت يكي از دلايل اصلي شفاعت معرفي و پرده‌برداري از شخصيت شفيع است، شفيع در دنيا شناخته نمي‌شود البته همچنان فرمايش حضرت امام خميني (ره) را يادآور مي‌شويم كه گفته‌اند: بايد تجانسي ميان معصوم و ما باشد تا تجاذبي حاصل شود و شفاعتي صورت بگيرد. يعني اول جنس من از جنس دوستان اهل بيت شود تا شفاعت اهل بيت در قيامت شامل حالم بشود و از شخصيت معصوم برايم پرده‌برداري شود.  

به فرازي از زيارت جامعه اشاره مي‌كنيم كه مي‌گويد:‌« اجسادكم في الاجساد ارواحكم في الارواح انفسكم في النفوس‌» جنس بنده بايد نزديك به معصوم باشد تا تجاذب ايجاد شود،‌ مولوي مي‌گويد:‌

                                         نوريان مر نوريان را طالبند

« وَ الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ » شما رحمتي رسيده شده هستيد وصول شده‌ايد لازم نيست منتظر وصولتان بمانيم. خداي سبحان دو نوع رحمت دارد يك رحمت موصوله و ديگري رحمت غير موصوله ، رحمت غير موصوله شامل حال همگان مي‌شود حتي شامل كفار و فاسق و همه بي‌دينها از اين ، رحمت فاني و سوري بهره‌مندند امّا اين رحمت گذرا است، باطن اين رحمت عذاب است در دعاي كميل آمده است «رحمتي وسعت كل شيئي » اين رحمت غير موصوله همه چيز را مي‌‌گيرد.

اما رحمت دوم ، رحمت حقيقي است، رحمت واقعي و رحمت باقي است، و رحمتي است كه نقمتي در آن نيست و عذابي با آن نيست اين رحمت موصوله است.

با يك نگاه ديگر خداي سبحان در اين عالم يك رحمت موقت را به نمايش مي‌گذارد و يك رحمت دائم را، رحمتي موقت رحمتي است كه مربوط به ظرف زماني اين دنياست و در آخرت استمرار ندارد كه همان رحمت، رحمت غير موصوله است.

اگر سؤال شود خدا باقي است و آنچه از خدا صادر مي‌شود بايد باقي باشد در حالي كه اين رحمت موقت است؟ پاسخ چيست؟

 گفته مي‌شود: سبب موقت بودن اين رحمت اعمال العباد و نيات العباد است بندگان درست بندگي نكرده‌اند كه اين رحمت در اين عالم به پايان رسيده است يعني نقص از طرف رحت كننده نيست زيرا خدا كامل علي الاطلاق است و  رحمت نازل شده از سوي او كامل است امّا بندگان به دليل نقص در بندگي اين نعمت را محدود به ظرف زماني دنيا مي‌كنند.  در فرازهاي پيشين عرض كرديم هر فرازي جداي از آنكه امام شناسي است درخواستي از سوي زائر است در اين فرار مي‌گوييم: شما رحمت دنباله‌دار زندگي من هستيد كه وجودتان فقط براي دنيايم نافع نيست بلكه وجود مباركتان برزخ و قيامت مرا تحت پوشش قرار مي‌دهد خدا هرگاه اراده كند رحمت حقيقيش را به كسي برساند به واسطه پيوست به شما منتقل مي‌كند شما معصومين رحمت دائمي خداي سبحانيد خود اين عبارت يعني خدا به من لطفي كرده كه سازگار با من بوده و بقاء و سازگار با من نه فناء ، سازگار با من رحمت دائم است و نه رحمت موقت.

معناي « الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَة »  ، يعني رحمت به مؤمن وصل شده است از دنياي مؤمن به آخرت مؤمن وصل مي‌شود مؤمن دنيا و‌ آخرتش را با حضرات معصومين (ع) مي‌گذراند و هيچ گاه ميان  اين بزرگواران و مؤمن انفكاك و جدايي نيست. يعني گويا برگه بيمه‌اي براي مؤمن امضا شده كه اگر مؤمن دنيايش را درست و دقيق در محضر اهل بيت (ع)‌ سپري كند قيامت از بركت اين بيمه نامه برخوردار است.  

در تعبير ديگر «الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَة» يعني رحمت وصل شده، موصول يعني وصل شده، در اين رحمت تفرقه نيست هر چه هست اتصال است شيعه به معصوم وصل مي‌شود و معصوم به پيامبر و پيامبر در ذّل غايت حضرت حق است. خوشي اين اتصال آن است كه مؤمن در حلقه‌اي جا دارد كه سرحلقه اصلي آن خداست در مسير طولي به سمت پايين اولين نفر عالم امكان پيامبر  (ص) است و به تبع حضرات معصومين (ع) در طول آنها مؤمن جاي دارد حضور در محضر اهل بيت(ع) خوشي غيرقابل وصفي دارد. كسي در اين صف جداي از ديگري نيست امام صادق (ع)‌مي‌فرمايند: «شِيعَتَنَا يَنْصُرُونَنَا وَ يَفْرَحُونَ‏ بِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ بِحُزْنِنَا»[3]

 


[1] الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل) / ج‏1 / 359 / باب 79 - ان الانبياء و الأئمة و المؤمنين يشفعون لمن اذن الله لهم في الشفاعة فيه من فساق المسلمين .....  ص : 358

[2] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏8 / 38 / باب 21 الشفاعة .....  ص : 29

[3] تحف العقول / النص / 123 / آدابه ع لأصحابه و هي أربعمائة باب للدين و الدنيا .....  ص : 100

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات







محتوای مرتبط