.

تفسیر زیارت جامعه کبیره

جلسه 91

 

          «َ أَنْتُمُ السَّبِيلُ‏ الْأَعْظَمُ‏ وَ الصِّرَاطُ الْأَقْوَم‏»

در اين عبارت امام هادي (ع) حضرات معصومين (ع) را سبيل و صراط مي‌دانند. نه اين كه مردم از طريق اين بزرگواران به صراط مي‌‌رسند بلكه آنان صراط و سبيل‌اند، بنابراین محّب اين بزرگواران بايد سير داشته باشد چون سبيل يا صراط مسيري است كه افراد بايد در آن حركت كنند.

 نوعاً‌ افراد، بسياري از اعمال را مثل عبادت، انفاق و ... انجام مي‌دهند و تصور مي‌كنند به واسطه آن امور در مسیر و راه قرار مي‌گيرند در حالي كه اين پيش فرض غلط است و آنچه سبب مي‌شود تا انسان در مسير قرار گيرد ولايت نسبت به معصوم است و بقيه اسباب و لوازمي هستند كه سرعت سير رهروان را در مسير افزايش مي‌دهد. تفاوت اساسي ولايت با ساير اعمال عبادي و اعتقادي آن است كه هر يك از اعمال سبب مي‌شود تا ما به وليّ الله برسيم مثلا انفاق كمك مي‌كند تا ما در صراط قرار گيريم و همچنین صلاة از  لوازم صراط است امّا ولايت خود صراط است، همان گونه كه صراط وسيله‌اي است براي وصال به حق است.  

«أَنْتُمُ‏ الصِّرَاطُ الْأَقْوَم‏» شما صراطي هستيد كه هيچ انقطاعي در آن نيست.

در روايات متعدد صراط يا سبيل به ولايت اميرالمؤمنين (ع) تفسير شده بدون « الصِّرَاطُ الْأَقْوَم » و سبيل اعظم رسيدن به حق ممكن نيست و صراط با ارسال اوامر و نواهي الهي در انسان به گونه‌اي تصرف مي‌كند كه او مسير هدايت را به سهولت طي مي‌كند. حركت در مسير ولايت سهل و آسان است چون حضرات معصومين (ع) هر گاه بخواهند كسي را به مقصد برسانند با سهولت اين كار را انجام مي‌دهند و اگر كسي در محضر ولي الله سير داشته باشد همه موانع از او بر داشته مي‌شود و دشواري‌هايش تبديل به راحت مي‌شود زيرا او اوامر و نواهي را عالمانه و آگاهانه انجام مي‌دهد به همين جهت سلوك برايش آسان مي‌شود.

« شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ » حضرات معصومين (ع) در اين عالم كه دارالفناء و خانه‌اي است پايان پذير شاهد بر ما هستند.

شهود چند معنا دارد ، يعني :

اول، گواه بر ما هستند و در هر عرصه‌اي كه لازم است گواهي بدهند گواهي مي‌دهند:

دوم، شاهد به معناي كسي كه از عالم ماده به طور كامل اطلاع دارد حضرات معصومين (ع) از امور عالم كاملاً مطلع‌اند.

در روايتي در بصائر الدرجات ، صفحه 433 آمده است:‌ محمد بن مسلم و زراره ابن اعين دو شاگرد خاص امام صادق (ع) بودند مي‌گويند:‌ به امام صادق (ع) عرض كرديم : « سَأَلْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ‏ الْأَعْمَالِ‏ تُعْرَضُ‏ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ » ما درباره اعمالمان از امام سؤال كرديم و گفتيم: آيا اعمال ما در اين عالم بر پيامبر (ص) عرضه مي‌شود يعني پيامبر از اعمال ما اطلاع دارد؟

حضرت فرمودند: « مَا فِيهِ‏ شَك‏ » شكي در اين مسئله نيست؟ و اين آيه را قرائت كردند : « َ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ‏ وَ رَسُولُهُ‏ وَ الْمُؤْمِنُونَ»[1]‌ » َ  و بگو: «هر كارى مى‏خواهيد بكنيد، كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست‏ » « إِنَّ لِلَّهِ شُهَدَاءَ فِي أَرْضِهِ » خدا در زمين گواهان و شاهداني دارد كه عملها را ملاحظه مي‌كنند.

در روايت ديگري يكي از اصحاب امام رضا (ع) به حضرت عرض مي‌كند « إِنَ‏ قَوْماً مِنْ‏ مَوَالِيكَ‏ سَأَلُونِي أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ لَهُم‏ »[2] دسته‌اي از دوستان شما هنگام آمدن من خواستند كه از شما خواهش كنم براي آنها دعا كنيد. حضرت مي‌فرمايند:‌ » وَ اللَّهِ إِنِّي لَتُعْرَضُ عَلَيَ‏ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَعْمَالُهُمْ » به خدا قسم هر روز عمل آنها بر من عرضه مي‌شود به عبارتي من از اعمال آنها بي‌اطلاع نيستم تا كسي واسطه شود و بخواهد دعايشان كنم.

 فردي مي‌گويد: خدمت امام صادق (ع) مشرف شدم و عرضه داشتم « ُ جُعِلْتُ‏ فِدَاكَ‏ فَهَلْ‏ يَرَى الْإِمَامُ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِب‏ » آيا امام فاصله بين مشرق و مغرب را مي‌بيند يعني از امور جزئي ما اطلاع دارد؟ حضرت مي‌فرمايند: اگر اطلاع نداشته باشد چگونه حجه الله است او از جزئيات امور مطلع است كه حجت خداست.

در روايت ديگري آمده عمودي از نور مقابل امام قرار دارد آن ستون، نور اطلاع محض از همه موجودات دارد.

روايت ديگري : امام صادق (ع) مي‌فرمايد:‌ « مَا يَحْدُثُ‏ فِيكُمْ‏ حَدَثٌ إِلَّا عَلِمْنَاه‏ » هر چيزي در شما حادث شود ما اطلاع داريم يعني ما از جزئيات و كليات امور شما مطلع‌ايم.

شاهد بودن حضرات معصومين (ع) چيست؟

حضرات معصومين (ع) در اين عالم از همه امور اطلاع محض دارند تا در دنیا  گواه بر بندگان باشند و شهادت و گواهي را در قیامت اظهار كنند.

« شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ » اين فراز بيان مي‌كند وجود مقدس حضرات معصومين (ع) در هر زمان‌ از همه اعمال قلبي و قالبي و ظاهري و باطني بندگان اطلاع دارند، اطلاع از امور مستلزم آن است كه وقتي مي‌بينند كسي به شيعيانشان آسيبي وارد مي‌كند هر اقدامي را جهت دفع آسيب انجام مي‌دهند. هر كس ولايت پذير باشد حضرات معصومين (ع) اقدامات لازم را براي اصلاحش انجام مي‌دهند حتي گاهي اقداماتي مي‌كنند كه در نگاه ظاهري بندگان درست نيست امّا از نگاه ولايي آنها در اوج صحت و درستي  است.

نگاه معصوم نظر حق است و براي ساخت و ساز انسان هر تصميمي لازم باشد همان تصميم را مي‌گيرند و عمل مي‌كنند، یعنی آنان هم شاهدند و هم شهودي همراه با عكس العمل دارند.

وقتي كسي «شاهد بودن» حضرات معصومين (ع) را پذيرا باشد حتي در خلوت‌هايش به خود اجازه نمي‌دهد فكر نادرستي بر دلش خطور كند. چون اصلاً براي خود خلوتي نمي‌بينند حضرات معصومين (ع) در تنهايي ظاهري ، اين افراد هميشه حضور دارند مثلاً‌،  آنكس كه در اتاقي تنها نماز مي‌خواهند تنها نيست بلكه خود را در حضور معصوم مي‌بيند او حضرات معصومين (ع) را شاهد بر خود مي‌بيند مثلا اگر مادر در خانه نباشد کودک خانه را ريخت و پاش و نامرتب مي‌كند امّا چون حضور مادر را احساس مي‌كند به يقين به قوانين منزل احترام مي‌گذارد و گاه در مرتبي منزل مي‌كوشد مؤمن چنين است هميشه خود را در محضر مربي مي‌بيند فرقي نمي‌كند كجا زندگي مي‌كند ايران، عراق يا امريكا اصل آن است كه هميشه خود را همراه معصوم مي‌بيند به همين دليل تمام توجه‌اش به نيّت‌ها ، اعمال و اعتقاداتش جلب  است تا خطايي مرتكب نشود.

مؤمن شاهد است ميان او و حضرت حق حجابي نيست گرچه مؤمن ملزم به اظهار شهود نيست امّا امكان شهود براي او ميسر است و اگر زماني ضرورتش را لازم ببيند اظهار مي‌كند.

حضرات معصومين (ع) شاهد دائم‌اند و شهود مؤمن تالي تلو شهود حضرات معصومين (ع) است. امام نه تنها از ظاهر ما كه از باطن ما خبر دارد.

« و شفعاء دار الفناء » بحث شفاعت مربوط به عالم ديگر است. شفيع در لسان عرب به معناي جفت و همراه شدن دو امري است كه با يكديگر سنخيت دارند امّا شفاعت در معناي اصطلاحي آن  است كه كسي واسطه شود تا ديگراني كه با او سنخيتي دارند از ضرر در امان بمانند حضرات معصومين (ع) در قيامت شفيع‌اند و دوستان خود را از هراسها و هوسهاي قيامت حفظ مي‌كنند و در قيامت واسطه‌‌اي ميان خدا و خلق‌‌اند امّا اين شفاعت موجب شرک نیست، به توحید و وحدانيت حضرت حق آسيبي نمي‌زند.   

امام خميني (ره) در آداب الصلوة سير زيبايي را در رابطه با شفيع مطرح كرده‌اند و گفته‌اند: اول بايد ميان شفيع و مشفوع تجاذبي برقرار شود يعني مشفوع جذب شفيع شود يعني آنكس كه مي‌خواهد مورد شفاعت قرار بگيرد جذب اباعبدالله (ع) و ساير معصومين بشود و بعد شفاعت صورت گيرد ابتدا بايد پيوستي ميان مشفوع و شفيع برقرار شود و گام بعدي تجانس است مشفوع و شفيع آنقدر به هم نزديك شوند كه گويا از يك جنس شده‌اند و در مرحله بعدي تشافع صورت بگيرد. وقتي كسي 180 درجه با شفيع فاصله دارد جذبه‌اي حاصل نشده تا شفاعتي صورت گيرد  هر چه تأسي و اقتداي فرد به امام بيشتر باشد و بيشتر مشغول به اوامر و نواهي مولي گردد و فعل و قولش شبيه به امام ‌شود در اين صورت جذبه برقرار مي‌گردد و وقتي جذبه برقرار شد آهسته آهسته گويا انسان «منّا» مي‌شود و اذن ورود در حريم ولايت به او داده مي‌شود.

در اين فراز زائر به امام عرضه مي‌دارد من هستم ولي اعمالم ناقص و عملم اندك است و به اين مطلب علم دارم كه امر بندگي بر نقصان نيست بلكه بر كمال است و به جهت همين كمال است كه امام خودش را به انسان نزديك مي‌كند تا او را به كمال برساند او پيوست با كسي را طلب مي‌‌كند كه كمال طلب و كمال گرا باشد و در آن جهت حركت كند.  

به واسطه شفاعت بعضی از نواقص مرتفع مي‌گردد مثلاً‌، آن كس كه در امر بندگي نمره 14 را كسب كرده شفاعت او را تا چند نمره بالاتر سوق مي‌دهد  يعني بايد عملي و امتحاني و كسب نمره قبولي باشد كه با شفاعت ارتقاء بيابد امّا اگر كسي اصلاً در امتحان شركت نكرده و يا اگر شركت كرده نمره قبولي را كسب نكرده، ‌اين شخص اصلاً‌ نبايد چشم انتظار شفاعت باشد، انتظار شفاعت براي چنين فردي كار عبث و بيهوده است چون  نمره‌اي در كارنامه بندگي‌اش ثبت نشده تا تغييري پيدا كند و ارتقايي بيابد.

مراتب و مراحل شفاعت: در اولين مرحله ، حضرات معصومين (ع)  شفاعت مي‌كنند تا محاسبه فرد زودتر صورت گيرد و در قيامت معطل حساب و كتاب‌هاي قيامت نشود.

 دوم آنكه گروههايي را شفاعت مي‌كنند تا بدون محاسبه وارد بهشت شوند مانند شهداء.

مرحله سوم ، شفاعت مي‌كنند تا فرد وارد آتش نشود و در مرحله چهارم شفاعت مي‌كنند تا آنكس كه وارد آتش شده رها شود. مرحله پنجم براي ارتقاء شفاعت مي‌كنند به همان معنايي كه توضيحش گذشت اينكه افراد بندگي كرده‌اند  امّا نواقصي در پرونده عملشان ثبت شده و كه اين نواقص سهواً و ناخواسته صورت گرفته در اين حالت حضرات معصومين (ع) شفيع او مي‌شوند. مانند كسي كه در حين كار انگشتش را از دست مي‌دهد او را به بيمارستان مي‌رسانند تا پيوند كنند اگر زمان زيادي از اين امر نگذرد انگشت پيوند مي‌شود شفاعت انگشت جدا شده خود فرد است كه پيوند مي‌شود بنابراین بايد عملي باشد كه قابل پيوند باشد.

ولايت قدرت دارد عمل ناقص را كامل، خطاي سهويي را بپوشاند و يا كاستيها را پر كند زيرا حضرات معصومين (ع) جلوه عدل خداي سبحانند ، حكم اوليه خداي سبحان عدل است وعدل اقتضا مي‌كند كه هر كس اثر كار منفي خود را ببيند اگر كسي اين حكم اوليه را پذيرفت و خود را مستحق عذاب خداي سبحان ديد و گستاخي و بي‌پروايي نكرد امّا در عين حال سهواً و غير عمد به طور كامل به احكام الهي پايبند نبوده و عمل نكرده و نقيصه‌اي در اجرا داشته در اين مرحله شفاعت شامل حالش مي‌شود و شفيع وساطت مي‌كند كه او از صحنه اجراي حكم و از صحنه اجراي آثار حكم خارج شود.

 

 


[1] سوره مباركه توبه ، آيه 105

[2] بحار الأنوار (ط - بيروت) ، ج‏23 ،ص 348

هدیه به پیشگاه مطهر امام هادی علیه السلام صلوات







محتوای مرتبط