.

تفسیر زیارت جامعه کبیره

جلسه 90

 

 

«مَنْ وَالاكُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ وَ مَنْ عَادَاكُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّه‏»

هر كس شما را ولي خود قرار داد حتماً‌ ولايت خدا را پذيرفته، و هر كس دشمني با شما كرد، حتماً‌ عداوت با خدا كرده است هر كس محّب شما شد حتماً‌ محّب خداست و هر كس بغضي در باطن نسبت به شما دارد. حتماً‌ بغض نسبت به خداي سبحان دارد و هر كس تمسك به شما دارد حتماً‌ متمسك به خداي سبحان گشته است.

شارحين زيارت جامعه با ذكر چند مثال اين عبارت را براي ما ملموس مي‌كنند و مي‌فرمايند:‌ اگر آفتاب‌‌پرست خورشيد را دوست دارد براي آن است كه نور خورشيد را دوست مي‌دارد و خورشيد را مظهر اسم منّور خدا مي‌بيند نور از طريق خورشيد در عالم منتشر مي‌شود به همين دليل خورشيد را دوست دارد و اگر شب‌پره از خورشيد امتناع مي‌كند و در شب پرواز مي‌‌دارد به اين دليل است كه از نور خورشيد دوري مي‌جويد.

مثال ديگر كه البته خود بنده تطبيق اين مثال را با حضرات معصومين (ع) قبول نداريم، امّا براي تقريب به ذهن مطرح مي‌شود این شعر است:

گِلي خوش بوي در حمام روزي

                                                                      رسيد از دست محبوبي به دستم

بدو گفتم:‌ كه مشكي يا عبيري

                                                                            كه از بوي دل‌آويز تو مستم

بگفتا من گِلي ناچيز بودم

                                                                             و ليكن مدتي با گُل نشستم

كمال همنشين در من اثر كرد

                                                                       و گرنه من همان خاكم كه هستم

عرضه شد: اين مثال صرفاً براي تقريب به ذهن است و اصلاً بر حضرات معصومين (ع) قابل انطباق نيست.

در فراز مذكور آمده است:‌ هر كس ولايت حضرات معصومين (ع) را قبول كند ولايت خدا را قبول دارد اين سخن به اين معنا نيست كه هرگاه ما ولايت معصومين (ع) را قبول كنيم بالتبع ولايت خدا را قبول خواهيم كرد بلكه پذيرش ولايت خدا قبل از پذيرفتن ولايت حضرات معصومين (ع)‌است زيرا اگر ولايت خدا را قبول نداشته باشيم اصلاً‌ ولايت معصوم نصيب ما نخواهد شد ، اگر محبت حضرات معصومين (ع) در دل كسي باشد حتماً‌ او محبّ خدا بوده كه توفيق محبت اهل بيت (ع) نصيبش شده است.  

امّا از منظر ديگر بررسي مطلب چنين مي‌شود كه اگر كسي ولايت معصوم را قبول داشته باشد  آیا پذيرش اين ولايت او را به طرف ولايت خدا سوق مي‌دهد یا آنکه حضرات معصومين (ع) افراد را در خود حبس مي‌كنند و آنان  را به خدا ارجاع نمي‌دهند.

در پاسخ گفته مي‌شود: پذيرش ولايت معصوم بدون قبول ولايت اجمالي خداوند سبحان ممكن نيست فرد اجمالاً ولايت خدا را قبول داشته و بعد از پذيرش ولايت معصومين (ع)‌ تفصيلاً به آن دست مي‌يابد.

پيشنياز ارتباط با معصوم ولايت و محبّت خداست، گر چه بعد از اين ارتباط هم ولايت خاص و محبّت خاصي نسبت به حضرت حق نصيب انسان مي‌شود.

بحث را تخصصي بررسي كنيم.

« مَنْ وَالاكُمْ » كلمه والا ، يوالي ، موالات باب مفاعله است و باب مفاعله طرفيني است براي غير خدا نيز به كار مي‌رود.

« وَالاكُمْ»‌ نمايانگر آن است رابطه بين انسانِ ولايي و حضرات معصومين (ع) رابطه‌اي دو جانبه است به همان اندازه‌اي كه انسان محبّت خاص نسبت به حضرات معصومين (ع) دارد اهل بيت (ع) بيش از او به فرد توجه دارند. حضرات معصومين (ع)‌ خيلي بيش از ما به ما محبّت دارند اين رابطه دو طرفه است. دو طرفه بودن به معناي يك اندازه بودن نيست محبت امام نسبت به بنده تفاوت اساسي با محبت بنده نسبت به امام  دارد، امام كامل زمان است و لطف ايشان نيز كامل است بنده ناقص است و حبّ او نسبت به امام ناقص است لطف امام نسبت به مأموم قابل قياس با لطف مأموم به امام نيست.

«وَلَيَ»‌ معناي مختلفي دارد:‌ يكي از معاني آن نزديك شدن است، وقتي ما به معصوم نزديك مي‌شويم حضرات معصومين (ع) ‌هم به ما نزديك مي‌شوند يعني چنين نيست كه ما خودمان را به معصوم نزديك كنيم و آنها از ما دور شوند.

معناي ديگر «ولي» كمك كردن است اگر ما كمكي به معصوم داشته باشيم معصوم نيز به ما كمك مي‌كند.

« مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ»‌ به ميزاني كه اظهار محبت و ارادت بندگان به حضرات معصومين (ع)‌ نشان داده شود به همان اندازه بنده نزد خدا عزيز مي‌شود.


« عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَنْبِيَاءِ وَ رِضَى الرَّحْمَنِ الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ‏  بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ‏ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ‏»[1]

« : زراره از حضرت باقر ع نقل مى‏كند كه فرمود مهمترين پايگاه دين و قله‏ى بلند آن و كليد و راه بسوى پيامبران و رضاى خدا همانا اطاعت امام است پس از شناختن او ؛ سپس فرمود: خداوند مى‏فرمايد:« مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ‏ »[2]‌ « هر كس از پيامبر فرمان بَرَد، در حقيقت، خدا را فرمان برده‏. » حضرت در ادامه مي‌گويند: اگر شخصي تمام شبهايش به عبادت و روزها به روزه بگذرد و تمام ثروتش را در راه خدا انفاق نمايد و هر سال تا آخر عمر به حج برود ولي آشنا به ولايت ولي خدا نباشد كه او را دوست بدارد و تمام اعمالش به راهنمايي آن امام باشد پاداشي نزد خداوند ندارد، در مقابل اعمالش و نه از اهل ايمان شمرده مي‌شود آنهايي كه مستضعفند و نيكوكار خداوند به فضل و رحمت خود ايشان را داخل بهشت مي‌كند.

اگر كسي در عالم جايگاه حضرات معصومين (ع)‌ را بپذيرد حتماً‌ ولايت خدا را پذيرفته است امّا عكس اين جريان صادق نيست زيرا افراد زيادي هستند كه ولايت خدا را پذيرفته‌اند امّا ولايت معصومين (ع) را قبول نكرده‌اند. به همين جهت است كه هر گاه بنده ولايت خداي سبحان را از طريق پذيرش ولايت حضرات معصومين (ع)‌ به نمايش مي‌گذارد پاداش او به صورت تصاعدي بالا مي‌رود روايت مي‌گويد: زيارت اباعبدالله (ع)‌ برابر با هزار حج و هزار عمره مقبوله است.  

آنچه از مطالب بيان شده معلوم مي‌شود آن است كه در نظام عالم تبعيت از امام و تسليم شدن در مقابل حضرات معصومين (ع) از اهم واجبات است زيرا آنانكه امام حسين (ع) را به شهادت رساندند با وضو به اين امر دست زدند در حالي كه «الله اكبر» و «لا اله الا الله » مي‌گفتند و حافظ كل قرآن بودند امّا عبادت ظاهري نتوانست راه نجاتي برايشان ايجاد كند زيرا از ولي الله روگردان بودند.

شايد لازم باشد همين جا متذكر شويم: شركت در مجالس عزاداري و ميلاد حضرات معصومين (ع) نمايش محبت نسبت به آنهاست. حتي اطعام‌هايي كه در اين راه صورت مي‌گيرد و  قدمهايي كه برداشته مي‌شود، اشك‌هايي كه ريخته مي‌شود همه و همه نمايش محبّت نسبت به اهل بيت (ع)‌ است، نمايش محبّت دو پشت پرده دارد:

1-  اولاً ، آنكه انسان بايد ولايت خدا را قبول داشته باشد تا ولايت معصوم را به نمايش بگذارد.

2-  ثانياً ،‌ نمايش ظاهري جلوه‌اي از حبّ باطني است ممكن است گفته شود افرادي هستند كه ظاهراً سياه مي‌پوشند و براي امام حسين (ع) روضه مي‌گيرند امّا باطناً اثري در آنها ديده نمي‌شود و‌ حبّ باطني ندارند. گفته مي‌شود: مطمئناً چنين نيست حب باطني دارند امّا شايد اين حب به اندازه‌اي نيست كه در آنان تغيير اساسي ايجاد كند.  

خداي سبحان وجود حضرات معصومين (ع) ‌را در عالم جلوه‌گر نموده تا مردم بواسطه محبت آنان خدا را بشناسند شهريار (ره) مي‌گويد: به علي شناختم من به خدا قسم خدا را. اگر حضرات معصومين (ع) در مرتبه‌ي نورانيت جلوه‌گري نداشتند هيچ كس خدا را نمي‌شناخت و حضرت حق در مرتبه خفا و مقام هوّيت باقي مي‌ماند و هيچ ظهوري نداشت.

 جريان عاشورا معرفت الله است و حسين ثارالله.

اهل دل مي‌گويند: « مَنْ وَالاكُمْ» يعني:

در ‌دل دوست به هر حيله رهي بايد كرد

به واسطه حسين (ع) بايد به خدا رسيد.

 « مَنْ وَالاكُمْ» بروز و اظهار محبت بنده نسبت به حضرات معصومين (ع) است امّا اگر كسي توان بروز و اظهار محبت را نداشته باشد و محبتش نسبت به اهل بيت (ع) مكنون و قلبي  باشد

همچنان نزد حضرات معصومين (ع) از جايگاه خاصي برخوردار است چنين فردي در گروه « مَنْ أَحَبَّكُمْ»‌ جاي مي‌گيرد زيرا باطناً‌ عاشق است هر چند كه ابراز زباني ندارد.  

اهل دل مي‌گويند:‌ اگر قلبي حبّ  به معصوم دارد بايد قدر آن دل دانسته شود چون صاحب اين دل حقيقتاً‌ عاشق خداست. قلبي كه براي معصوم مي‌تپد نزد حضرت حق بسيار عزيز است آنان كه قلباً‌ بر مصيبت اباعبدالله (ع) اشك مي‌ريزند در حقيقت عاشق خداي حسين‌اند آنان نزد خداي سبحان جايگاه ويژه‌اي دارند.

  عالِمي مي‌گويد:  شبي حبيب‌بن مُظاهر را در خواب ديدم كه جايگاه بسيار فوق العاده‌اي دارد همان جايگاهي كه قرآن مي‌‌گويد: « يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ‏ مُخَلَّدُون‏»[3] « بر گِردشان پسرانى جاودان [به خدمت‏] مى‏گردند، » او مي‌گويد: رو به حبيب كردم و از او پرسيدم حبيب چگونه شكر اين جايگاه را به جا مي‌آوري كه در جواني در ركاب پيامبر (ص) جنگيدي و پيري در ركاب پسر پيامبر به شهادت رسيدي و حال در اين جايگاه قرار داري.

او مي‌گويد: از حبيب پرسيدم آيا آرزوي ديگري داري؟ حبيب در جواب گفته است فقط آرزو دارم روزي به دنيا برگردم و در صف عزادران امام حسين (ع) قرار بگيرم چون من خودم از پيغمبر شنيدم هر كس در مجلس مصيبت فرزندم حسين (ع) حاضر شود و از روي معرفت گريه كند خداي سبحان ثواب صد شهيد را به او عطا مي‌كند و درجات او را در بهشت بالا مي‌برد حال اينكه من ثواب يك شهيد را دارم  در حالي كه اگر در شمار گريه كنندگان با معرفت  اباعبدالله (ع) باشم ثواب صد شهيد را به من خواهند داد.

« مَنْ وَالاكُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ وَ مَنْ عَادَاكُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ»هر كس دست توسل به سوي حضرات معصومين (ع)‌ دراز كند اعتصام به ريسمان ولايت پيدا كرده است و هر كس پناهنده به ريسمان ولايت شود دستگيره اين ريسمان را محكم بگيرد وصال حق نصيبش خواهد شد. « فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّه»‌ البته جاي هيچ شبهه‌اي نيست كه مراجعه زياد مردم به حضرات معصومين (ع) سبب نمي‌شود تا به موحد بودن آنها صدمه وارد شود بلكه اين مراجعه به موحد بودن آنان كمك مي‌كند زيرا حضرات معصومين (ع)  محبين و دوست داران خود را هرگز در خود نگه نمي‌دارند بلكه آنها را به سوي خدای سبحان ارجاع مي‌دهند.

حضرات معصومين (ع) عايق نيستند رسانا هستند و همه را به سوي حضرت حق راهنمايي مي‌كنند البته گاهي كساني مثل حُر و زهير راه رسيدن به اين بزرگواران را كوتاه مي‌كنند خوش سابقه نيستند امّا انتخاب مي‌شوند و آنان خود انتخاب مي‌كنند كه راه ميانبر بروند مي‌روند و مي‌رسند و محبت خود را اظهار مي‌كنند و ولايت حضرات معصومين (ع) را با جان و دل مي‌پذيرند.

«أَنْتُمْ‏ السَّبِيلُ‏ الْأَعْظَمُ‏ وَ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ» « شمائيد آن گسترده ترین راه بسوى خدا، و شاهدان سراى فنا، و شفيعان دار بقاء » شما حضرات معصومين (ع)‌ راه هستيد شما صراط‌ايد اينكه هر نمازگزاري در نمازهاي روزانه خود مي‌گويد:  «اهدنا الصراط المستقيم» خدايا !‌ ما را به صراط راهنمايي كن در حقيقت از خدا  خواسته تا او را به سراغ آل الله ببرد او دست‌يابي به باب الله را طلب كرده زيرا در اين طلب تكليف بندگي‌اش معلوم مي‌شود.  

ميان سبيل و صراط تفاوتي است:

سبيل راه خصوصي و فردي است و صراط شاه راه است و راه‌ها به آن منتهي مي‌شود. « أَنْتُمْ‏ السَّبِيلُ‏ الْأَعْظَمُ » شما حضرات معصومين (ع)‌گسترده‌ترين راه‌ها هستيد، نه بزرگترين راه‌ها زيرا، در گستردگي بحث طولي نيست بلكه بحث عرضي است وقتي راه وسيع شد كسي در راه با ديگري برخورد نمي‌كند همه بدون هيچ تنشي به سوي هدف در حركتند راه براي همه باز باز است هيچ كس نمي‌گويد: در امر سير سلوك فلان كس رفته و جايي براي ما نيست زيرا اگر چنين بود هرگز امام حسين (ع)‌در گودال قتلگاه صدا نمي‌زند « هل من ناصراً‌ ينصرني» يعني همه مي‌توانند مانند اصحاب من به ما حضرات معصومين (ع)‌ كمك كنند.

وقتي به حضرات معصومين (ع) گفته مي‌شود: شما سبيل  و صراط‌ايد يعني هر كس بخواهد به شما برسد بايد سلوك داشته باشد براي رسيدن به شما توقف جايز نيست نمي‌توان سكون داشت و نمي‌توان  عقب گردي كرد و توقف نمود.

«الصراط» در  زبان عربي هم با سين و هم با صاد آمده است كه در هر دو به معناي بلعنده است صراط به معناي راهي كه مي‌بلعد زائر در اين فراز به حضرات معصومين (ع) عرضه مي‌دارد: هر كس قصد رسيدن به خداي سبحان را از طريق شما داشته باشد به واسطه شما جذب مي‌شود شما و به لطف شما صيدشان مي‌گردد چنانكه نمي‌تواند روزگارش را با غير شما سپري كند خوشي واقعي او با شماست.

اصحاب اباعبدالله (ع) با يك نگاه حضرت صيد شدند و براي هميشه ماندگار شدند با آنكه حضرت اجازه مرخص شدن به آنان داد امّا هر يك تك تك گفتند:‌ آقا !‌ اگر ما هزار بار در ركاب تو كشته شويم باز هم با تو مي‌مانيم اين در راه ماندن و در پي معصوم حركت كردن است.



[1] بحار الأنوار (ط - بيروت) ،ج‏23 ،ص294

[2] سوره مباركه نساء ، آيه 80

[3] سوره مباركه واقعه، آيه 17

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 







محتوای مرتبط