.

تفسیر زیارت جامعه کبیره

جلسه 111

« محقّق لما حقّقتم،»

هر چيزي را كه شما حق بدانيد ما هم به آن نسبت حق مي‌دهيم ( عبارت محقق باب تفعيل و يكي از معاني آن نسبت است ما نسبت حقانيت مي‌دهيم به هر چيزي كه شما حق بدانيد و هر چيزي را كه شما باطل بدانيد ما هم آن را باطل مي‌دانيم و نسبت باطل به آن مي‌دهيم اگر شما بهشت و جهنم را حق بدانيد ما هم آن را حق مي‌دانيم اگر شما همه اعتقادات و  اخلاقيات ناصحيح را باطل مي‌دانيد ما هم نسبت باطل به آن مي دهيم مثلاً اگر معصوم عزت فاني را باطل مي‌داند و يا مشتبهات باطل را بد مي‌‌داند من هم آنرا باطل مي‌دانم.)

«، مبطل لما ابطلت»

همه ما بايد در امور فوق مشترك باشيم: در  عرصه اجرا با ميل و رغبت اوامر معصوم را بكار گيرم. اطاعت فقط انجام تكليف نيست بلكه انجام كار با رغبت است. طوع در زبان عرب به معني با رغبت كار كردن است. من با ميل و رغبت فرامين شما را اجرا مي‌كنم نه با زور و تكليف. مي‌دانم كه اوامر شما به نفع من است و تحقق انسانيت من است لذا با ميل و رغبت انجام مي‌دهم.

كتاب بصائر الدرجات از قول امام صادق (ع) در ذيل آيه «...آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً » «...، ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم، و به آنان ملكى بزرگ بخشيديم.» آل ابراهيم پيامبر و آل پيامبر است.

امام صادق (ع) فرمودند: مُلك عظيمي كه به آل ابراهيم داده شده و  اين سلطنت گسترده كه به ما داده شده اين است كه خدا اطاعت ما را بر همه واجب كرده است. اين اطاعت واجب مُلك عظيم است كه به حضرات معصومين عطا شده است.

اطاعت از معصوم شاه كليد ويك مرتبه بالاي معرفتي است. چنانچه مي‌فرمايند: «َ ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْيَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمَنِ الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ » يك كليد بزرگ و دري كه همه انبياء از آن وارد شدند و چيزي كه موجب رضايت خداست اول معرفت امام سپس اطاعت امام است.

اينكه شكي در بيانات معصوم نمي‌كنيد با ميل و رغبت انجام مي‌دهيد ، نعمت بسيار بزرگي است كه مشگل گشا است.

در اين عبارت كلمه مطيع آمده اين كلمه اسم فاعل است و دلالت بر حال و آينده دارد به اين معنا كه من از حال تا آخر عمر قصد اطاعت از معصوم را دارم اين سخن نشان از يك برنامه‌ريزي كلي دارد .

و من براي فرمان درست شما و اجراي خودم هرگز منتي بر شما نخواهم گذاشت بلكه منت شما را مي‌كشم و طلبي از شما به جهت اطاعت ندارم.

«عارف بحقّكم، »

به حضرات معصومين (ع) گفته مي شود من حق و حقوق شما را مي‌شناسم و مي‌دانم كه شما چه حقي بر گردن من داريد و من چه وظيفه‌اي در قبال شما دارم. امّا اگر كاري در رابطه با حقوقي كه شما بر من داريد انجام نمي‌دهم اين امر به دليل عدم شناخت نيست بلكه به دليل تسلط هواي نفس و نفوذ شيطان است مثلاً ‌اگر موجوديم را براي شما خرج نمي‌كنم و محبّتم را به شما ابراز نمي‌كنم به دليل اين نيست كه حقوق شما را نمي‌شناسم بلكه شيطان بر من مسلط شده است.

1-من اگر حضرات معصومين (ع) را نشناسم خود را نخواهم شناخت.

2-من جايگاه ولايتي شما (حضرات معصومين ) را مي‌شناسم.

3-من مقام واسطه فيض بودن حضرات معصومين (ع) را مي‌شناسم. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: اگر ما نبوديم خدا شناخته نمي‌شد و مردم او را بندگي نمي‌كردند.

4- هر لحظه‌اي از لحظات بندگي و فضيلت‌هاي اخلاقي را مديون شما هستم.

يكي از شارحين زيارت جامعه مي‌گويد: در نماز اگر وصل صحيحي دارم اگر در اذكار حال خوشي دارم اگر در زيارات موفقم با وساطت معصومين است.

تعبير ديگر : هر كمالي كه از خزانه غيب الهي به سوي ما سرازير مي‌شود ، بواسطه معصوم صورت مي‌گيرد و هر عملي كه از ما بالا مي‌رود با وساطت معصوم مورد قبول خدا قرار مي‌گيرد.

«مقرّ بفضلكم، »

دين ما را در سخن گفتن توانا مي‌كند . من هميشه به فضل شما اقرار مي‌كنم اين اقرار در محضر عموم است نه تنها در نفس خويش. من اقرار مي‌كنم امتيازات شما معصومين را هيچ كس حتي انبياء الهي ندارند. ابراهيم و سليمان و موسي و عيسي هم افتخار مي‌كنند كه خدمتگزار شما هستند.

با اين فراز برقراري ارتباط با معصوم آموزش داده مي‌شود و درونگرايي و ذكر نكردن فضايل معصومين مردود است وظيفه ما بيان فضايل و اقرار به آن در بين مردم است.

مُقِرُ و اقرار و اعتراف هم لساني است و هم قبلي. به عبارتي ديگر زينت مجالس، ذكر اولياء الله و فضايل آنان را بايد با زبان اقرار كرد.

فضايل معصومين از ادراك عقول بسيار بالاتر است امّا:

آب دريا را اگر نتوان كشيد         

                                                                          هم به قدر تشنگي بايد چشيد

« محتمل لعلمكم،»

ميان عبارات اين فراز  ارتباط است وقتي ما به فضايل اهل بيت (ع) اقرار مي‌كنيم، ظرف وجودي‌مان گسترش مي‌يابد و در پي آن علم را از معصوم دريافت مي‌كنيم يعني وسعت وجودي منجر به توانايي ما در كسب علم از معصوم مي‌شود.

علت اينكه به ما در زيارات توصيه مي‌شود كه در زيارت اقرار به بندگي كنيد گسترش وجودي است كه با  اين اقرار پيدا كنيم‌، و به تبع قدرت حمل علوم حضرات معصومين (ع) را بيشتر پيدا مي‌‌كنيم.

احتمال به معناي قبول حمل، باب افتعال است.

من قبول مي‌كنم حمل علم شما را.

معناي ديگر :

1-من تصديق مي‌كنم علم شما را باور دارم كه خدا علم اولين و آخرين را به شما داده است و علم بي‌نهايت شما را تصديق مي‌كنم.

2-وقتي من به خدمت شما مي‌آيم و علمي به من عرضه مي‌كنيد، همه را مي‌پذيرم و هرگز رو گردان نيستم يعني در خودم توانايي حمل علوم شما را به اذن حق مي‌بينم.

امام سجاد (ع) مي‌فرمايد: اگر ابوذر مي‌دانست كه در دل سلمان چيست ؟ حتماً سلمان را مي‌كشت در حالي كه پيامبر (ص) بين مسلمان و ابوذر عقد اخوت برقرار كرده است. علمي كه علي به سلمان داد با علمي كه به ابوذر داده شد قابل قياس نيست.

روزي سلمان ديگي را در حال جوشش آب ديد سلمان آن را برگرداند و چيزي از آن نريخت و آن را سر اجاق گذاشت و چند بار اين كار را تكرار كرد.

ابوذر اين صحنه را ديد متعجب شد ، اميرالمؤمنين (ع) از او علت را پرسيد؟ ابوذر صحنه را تعريف كرد . امام فرمودند: اگر چيزهايي كه سلمان مي‌داند تو مي دانستي، مي‌گفتي : خدا قاتل سلمان را رحمت كند!!

سلمان باب الله در زمين است اگر كسي سلمان را شناخت مؤمن به خدا و مؤمن به ما محسوب مي‌شود «سلمان منا اهل البيت»

سلمان چندان از علم حضرات معصوم نوشيده بود كه ابوذر هرگز از آن نچشيده امّا اين تفاوت‌ها در ميان مخلوقات سبب نمي‌شود كه كسي از پذيرش ولايت و در خدمت حضرات معصومين بودن سرباز زند. با هر كس بايد به حضرات معصومين (ع) قلباً اعلام كند به ميزاني كه شما علم در اختيار ما بگذاريد ظرف وجوديمان را در مقابل شما قرار مي‌دهيم و آن  علوم را به اذن حق مي‌پذيريم و هرگز نخواهيم گفت: توانايي پذيرش آنها را نداريم.

 

 


 سوره مباركه نساء ،‌آيه 54

 الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏2 / 19 / باب دعائم الإسلام .....  ص : 18







محتوای مرتبط