.

در محضر امام هادی علیه السلام (استاد محترم سرکار خانم زهره بروجردی )

جلسه 12

 

     درخواست تثبيت بر ولايت و محبت و ديانت حضرات معصومين (ع)‌

« فثبتني‏ الله‏ أبدا ما حييت‏ على موالاتكم و محبتكم و دينكم »‌

در زيارت جامعه كبيره امام هادي (ع) به ما آموزش مي‌دهند، هر كس بايد به تنهايي براي خود اموري را درخواست كند از جمله آن امور دعا براي تثبيت نعمات و دانسته های ماست. ما از خدا درخواست مي‌كنيم كه ما را بر ولايت، محبت و ديانت حضرات معصومين (ع) تثبيت كند. محبت در كنار ولايت يعني دوستي و حب اهل بيت (ع)‌ هميشگي باشد.

·       درخواست توفيق طاعت

 « و وفقني‏ لطاعتكم »

خدايا ! به ما توفيق بده مطيع حضرات معصومين (ع) باشيم يعني با ميل و رغبت، فرمان و دستورات حضرات معصومين (ع) را اجرا كنيم نه از روي ترس و تهديد.

·       درخواست شفاعت

       « و رَزقني‏ شفاعتكم »

خدايا ! پيوست دائم به حضرات معصومين (ع) را رزق ما كن، شفاعت آنان را از ما دريغ مكن. هر كس در همين دنيا براي آنكه مورد شفاعت معصوم قرار بگيرد دعا مي‌كند. شفع، به معناي چسبيدن دو چيز به يكديگر است، شفع نسبت به حضرات معصومين (ع) بايد از همين عالم آغاز شود تا در آخرت مورد شفاعت آنها قرار گيريم.

 

« و جعلني‏ من‏ خيار مواليكم‏ »

در اين فراز آموزش‌ مي‌گيريم كه هر كدام از ما بايد در درجه اول دغدغه خودرا داشته باشيم زيرا اگر هر يك از ما خوب شويم طيف وسيعي از اطرافيان ما خوب مي‌شوند.

خدا مرا از بهترين دوستان اهل بيت قرار دهد. «خيار افضل التفضيل» است. دوستاني كه تبعيت محض دارند « التابعين‏ لما دعوتم‏ اليه » و هيچ گونه چون و چرا و غفلتي در هنگام اجراي فرمان ندارند.

·       پا  جاي پاي معصوم بگذاريم

« و جعلني‏ ممن‏ يقتص‏ آثاركم‏ »

خدايا ! مرا در شمار گروهي قرار بده كه ردپاي معصومين را پيگيري مي‌كنند آنان نظري از خود ندارند و پيرو نظرات حضرات معصومين (ع) هستند و نظرات آنها را نه فقط تحسين مي‌كنند بلكه اجرا مي‌نمايند وقتي گفته مي‌شود پا جا پاي فلاني گذاشتن يعني مثل او عمل كردن.

خدايا ! ما مي‌خواهيم شبيه معصومين عمل كنيم.

«و يسلُك سبيلكم»

خدايا ! مرا هم مسير و همراه با ائمه (ع) كن نه آنكه خداي ناخواسته گرفتار بدعت گذاري شوم و چيزي را بگويم يا عمل كنم كه از قوانين شريعت بيرون است.

·       هدايت با معصومين (ع)

« يهتدي‏ بهداكم‏ » 

خدايا ! مرا در شمار كساني قرار بده كه واسطه فيض‌شان را فقط معصومين مي‌دانند و آنان را مايه هدايت خود مي‌شناسند چنين كساني بواسطه معصومين (ع) هدايت پذير مي‌شوند.

·       جا گرفتن در گروه حضرات معصومين (ع)

« و يحشر في زمرتكم‏»‌

خدايا ! مرا در گروهي قرار بده كه در قيامت با حضرات معصومين (ع) محشور مي‌شوند اين درخواست فقط منوط به قيامت و حشر قيامت نيست، بلكه در همين دنيا بايد در زمره و گروه حضرات معصومين (ع) بود كه در قيامت با آنان محشور شد بسياري گمان مي‌كنند چون نام حضرات معصومين (ع) را به نام مي‌شناسند این شناخت برای شفاعت و همراهی با معصومین کافی است اما باید بدانند این ارتباط برای محشور شدن در قیامت با معصومین كافي نيست.

خدايا ! مرا به گونه‌اي قرار بده كه در دنيا در خدمت معصومين (ع) باشم و در قيامت در گروهي محشور شوم كه سردمداران آن گروه معصومين‌اند.

« و يكر في رجعتكم »

خدايا ! مرا در شمار كساني قرار بده كه در دوره رجعت باز مي‌گردند ، در دوره رجعت دو گروه باز مي‌گردند مؤمنين حقيقي به اصطلاح خيلي خوب‌ها و منكرين و زشتكاران حقيقي به اصطلاح خيلي بدها و گروه ميانه‌رو كه نه در گروه مؤمنين واقعي هستند و نه در شمار زشتكاران واقعي بر نمي‌گردند.

در اين فراز از خداي سبحان درخواست مي‌كنم خدايا ! مرا در گروه و دسته مؤمنيني واقعي قرار بده تا در دوره رجعت كه شما باز مي‌گرديد من نيز در ركاب شما باز گردم.

 

·       فرمانروا شويم

خدايا !‌ ما را در شمار كساني قرار بده كه نه تنها در دوره رجعت باز مي‌گردند بلكه در دولت حقه زمان رجعت به فرمانروايي خاص دست مي‌يابند و در دولت عصر رجعت مأموريت خاصي بر عهده مي‌گيرند لباس فرمانروايي لباسي است كه فقط بر قامت خوبان عالم دوخته‌ شده.

خدايا ! مرا چنان لايق و با عرضه و توانا قرار بده كه در آن زمان گوشه‌اي از آن دولت به من سپرده شود.

·       شرافت خاص

« و يشرف‏ في‏ عافيتكم‏ »

خدايا ! ما را در شمار كساني قرار بده كه در زمان ظهور يعني دوره عافيت معصومين (ع) از شرافت خاصي بهره‌مند شوم و فرد بزرگي باشم، در دسته گروه، متوسطين جامعه نباشيم.

خدايا ! مي‌خواهيم تا در دوره ظهور شرافت خاصي به ما عطا شود.

·       در دوره ظهور متمكن گردم

«و يمكن‏ في‏ أيامكم‏ »

معصومين (ع) ايام را روز ظهور معنا كرده‌اند و گفته‌‌اند: اين عالم ليل و كل قيامت روز است. همچنین در بعضی از روایات زمان ظهور امام زمان را روز دانسته اند با این معنا می توان گفت: «ايامكم» زماني است كه حضرات معصومين (ع) بر عالم تسلط كلي دارند، البته در عصر غيبت امام زمان مسلط بر كل عالم اند امّا دست ايشان به جهت غيبت بسته است ، مردم به ایشان اجازه نمي‌دهند تا امام مستقیم ولایت خود را به عرصه ظهور بگذارند اما در عصر ظهور هيچ مانعي در مقابل امام نيست، «ايامكم» يعني دوره دوره شما حضرات معصومین است و ظالمي قدرت قد برافراشتن در مقابل شما را ندارد در اين فراز درخواست مي‌كنيم :

خدايا ! به ما امكان بده تا از امكاناتمان سوء استفاده‌اي نكنيم و آنها را در جهت اثبات ولايت حضرات معصومين (ع) مصرف كنيم و به کار گیریم.

 

·       مي‌خواهيم امام را ببينيم

«  و تقر عينه‏ غدا برؤيتكم »

 خدايا ! ما را در شمار كساني قرار بده كه در زمان ظهور امام خود را مي‌بينند، زيرا همه كس در زمان ظهور اجازه رؤيت امام را ندارد و همه توفيق شهود نصيبشان نمي‌شود.

خدايا ! مرا در شمار كساني قرار بده كه چشمشان با ديدن امام آرام مي‌شود ابتدا توفيق حضور دارند و با اين حضور به آرامش مي‌رسند زيرا گاهي توفيق حضور هست امّا آرامش و سكوني نيست. خدايا !‌مرا در شمار كساني قرار بده كه هم توفيق حضور دارند و هم با اين حضور به سكون و آرامش مي‌رسند آنچه مهم است « تقر » است يعني نگران نبودن و دل به آرامش رسيدن.

خدايا ! توفيقي نصيبم كن كه در هر ملاقات و حضور نگران تأديب جلالي حضرت نباشم و به اصطلاح نگران تازيانه عدل نباشم حضرت جلوه کامله اسامی خداي سبحانند و بي‌جهت تربيت جلالي ندارد مگر آنكه از بنده خطايي سربزند. در اين فراز درخواست مي‌كنم، خدايا ! مرا از كساني قرار بده كه در دوره ظهور ظرفيت ملاقات با امام زمانی را داشته باشم و چشمم با ديدن امام آرامش بگيرد چشم از هر ماسوي اللهي ببندم خدايا ! اگر مي‌خواهم  چشمم با دیدن معصوم قرار بگیرد.

·       اعلام موالات اهل بيت (ع)

« أعلى‏ كعبي‏ بموالاتكم »

كعب در لغت عرب به معني برجستگي است عرب به روي پا كعب مي‌گويد چون برجسته است و كعبه از آن رو كعبه است كه برجسته است ، « أعلى‏ كعبي »  يعني خدايا ! از من برجستگي‌هايي را بالا ببر و اموري را نمايش بده اما اين برجستگي و نمايش فقط از طريق معصوم باشد مثلاً‌ كسي سربلندي و افتخارش آن است كه پير غلام امام حسين (ع)‌و يا امام رضا (ع) است.

خدايا ! اگر امتيازات من به وسيله معصوم باشد ماندگار  است و در غير آن هيچ چيز ماندگار و ثابت نيست.

·       تلاشهاي خالصانه ديده مي‌شود

« شكر سعيي بكم‏ »

خدايا ! ما را در شمار كساني قرار بده كه سعي و تلاشهايمان جهت دار و خالصانه باشد. خدايا ! اگر تلاشهاي ما خالصانه باشد در نظر حضرات معصومين (ع) پر و زياده جلوه مي‌كند زيرا شكر در لسان عرب به معناي زياده‌بيني و پر بيني است.

خدايا ! اگر تلاشها خالصانه باشد كم و اندك آن زياد جلوه مي‌كند زيرا تو زياد كننده آني در ادعيه آمده است. «يا من يقبل السير  يا من يشكر السير »

خدايا ! اي كسي كه كم را مي‌پذيري و كم را كامل و پر مي‌بيني در نگاه تو ميزان كميت نيست بلكه آنچه سخن هست كيفيت است اعمال اگر خالصانه نباشد «هَباءً مَنْثُوراً » است مانند غباري در هوا پراكنده و نابود مي‌شود و هيچ چيز از آن باقي نمي‌ماند.

خدايا ! مرا هم به گونه‌اي قرار بده كه زعامت حضرات معصومين (ع) را در تربيت خود ببينم و شاگرد آنها باشم مرا شاگرد واسطه‌هاي فيض خود كن.

·       در پي عزت

« أعزني بهداكم‏ »

خدايا ! ما را در شمار كساني كه تو به آنها عزت عطا كرده‌اي قرار بده، خدايا !  تو به هر كس علم و تقوا اخلاقيات درست عطا كرده‌اي عزت داده‌اي اين عزت فقط بواسطه معصوم به آنان عطا شده است. خدايا ! من عزت علم و تقوايي مي‌خواهم كه با هدايت معصوم باشد آنان هادي و راهنماي من باشند و دستم در اين هدايت در دست آنان باشد خدايا ! عزتي كه از طريق ولايت نصيب من شود يعني من سرنشين كشتي ولايت شوم.

«و أوجب‏ لي‏ المغفرة و الرحمة و الخير و البركة »

خدايا ! از تو عملي را پر بركت تقاضا مي‌كنم و عملي كه اثر آن ماندگار باشد اين ماندگاري فقط منوط به خلوص عمل است هر چه عمل و نيتم خالصانه باشد به همان ميزان با بركت خواهد بود.

خدايا ! هم توفیق خلوص در دستان توست و هم بركت.

« و النور»

خدايا ! هميشه نور را بر من واجب كن ، خدايا !‌ نور علم و نور قلب و نور محبت اهل بيت را به من ارزاني دار. خدايا ! اعضا و جوارحم را با نور خود جهت ببخش تا در طاعت خود به كار گرفته شوند.

« و حسن‏ الاجابة »

خدايا ! حسن اجابت را طلب مي‌كنم ، گاه به معناي نشان دادن و ديدن است و گاه به معناي پاسخ‌گويي است در بعضي از ادعيه آمده است.

آية الله بهاء الديني دو سال آخر عمر فلج شده بودند يكي گفت: دعا كنيد براي خودتان گفتند:‌خواستم دعا كنم امّا مادرم زهرا (س) به من فرموند:‌ ما دوست داريم تو را اينگونه ببينيم و چون دوست دارند من درمقابل درخواست ايشان درخواستي ندارم. آية الله بهاء الديني به اين وضعيت راضي هستند در پاسخي كه به ايشان داده شده حكمتي نهفته است و حضرت آية الله بهاء الديني به اين حكمت راضي هستند.

 

 

بررسي فرازهاي پاياني زيارت جامعه ديگر از لسان مطهر امام هادي (ع)

«فاجعل‏ نفسي‏ مطمئنة بقدرك راضية بقضائك»

اين فراز با فرازهاي امين الله مشترك است

ما در عالم يك قدر و يك قضا داريم قدر قابل تغيير است امّا در قضا حكم نهايي صادر مي‌شود. خدايا ! درباره اموري كه قابل تغيير است و اندازه دارد نفس مرا به گونه‌اي قرار بده كه به اطمينان كامل رسيده باشد. در مورد قضا قابل تغيير نيست نفس مرا به گونه‌اي قرار بده كه آن را بپسندد و با حكم نهايي‌‌ات درگير نشود.

« مولعة بذكرك‏ و دعائك‏»

نفس من را چنان كن كه به ذكر تو ولع داشته باشم، هر چه ذكر بگويم از اين گفتن خسته نشوم. خدايا !‌ مي‌خواهم صدا زدن تو را دوست داشته باشم.

« محبة لصفوة أوليائك‏»

خدايا ! نفسم را به گونه‌اي قرار بده كه برگزيدگان و اولياي تو را دوست بدارد و به آنان عشق بورزد. در رأس اولياي الهي حضرات معصومين (ع) هستند در اين عشق ورزيدن دوست داشتن اجباري در كار نيست.

« محبوبة في أرضك و سمائك‏ »

خدايا ! مي‌خواهم بنده‌اي باشم كه زمين و آسمان مرا دوست بدارند خداوند سبحان تو به آسمان و زمين دستور داده‌اي كه بنده‌ات را دوست بدارند امّا اين بنده بايد يك كد و مشخصه اصلي داشته باشد مي‌خواهم عبد و بنده باشم تا آسمانيان و زمينيان مرا دوست بدارند. تنها دوست داشتن مردم كافي نيست بلكه آسمانيان از آن رو كه عرشي‌اند اگر مرا دوست بدارند به آسمان نزديك‌تر مي‌شوم و اگر زمين مرا دوست بدارد و حضور مرا بر خود تحمل ‌كند و از تحمل من نه تنها آزار نمي‌بيند بلكه مرا دوست دارد در روايت آمده است: هر گاه مؤمني از دنيا برود هر قسمت از زمين جنازه او را به سوي خود مي‌خواند و چنانچه جنازه‌اش بر زمين فرود آيد آن زمين به ديگر زمين‌ها فخرفروشي دارد.

« صابرة على‏ نزول‏ بلائك، ‏»

خدايا !‌مي‌خواهم در گرفتاري‌ها جزع و فزع و شكايتي نداشته باشم و در بندگي مقاومت داشته باشم.

« مشتاقة إلى فرحة لقائك‏ »

خدايا !‌ نفس مرا به گونه‌اي قرار بده تا به ملاقات تو خشنود شود و به ديدار تو اشتياق داشته باشم. يعني سكرات موت آغاز خوشي‌ام باشد، در دنيا سپري داشته باشم كه وقت مرگ خوشحال باشم.

« متزودة التقوى ليوم جزائك‏»

خدايا ! با لطف تو من مي‌توانم توشه تقوي جمع كنم زيرا جمع‌آوري اين توشه بسيار پر زحمت است به همين دليل فعلي كه براي جمع كردن تقوي به كار رفته در باب تفعل است و تفعل باب تكليف است و تكليف با سختي چيزي را جمع ‌آوري كردن است.

 

 

·       به شيوه دوستان تو

« مستنة بسنن أوليائك،»

خدايا ! كمكم كن تا به شيوه دوستان تو عمل كنم. بسياري از افعال و اعمال من بر شيوه اولياء تو نيست .

خدايا ! مرا به گونه‌اي قرار بده تا سنت پذير باشم و به سنت‌هاي الهي با رضايت تن در دهم ، مثلاً‌ اولياء‌ الله چون مريض شوند كمترين شكايتي ندارند زيرا آن را آزمايش محبوب مي‌دانند و معتقدند اگر محبوب با من ميلي نداشت مرا به اين آزمايش مبتلي نمي‌كرد آنان خود را در چشم  محبوب مي‌بينند كه بيماري را نشاني  از سوي او مي‌دانند.

·       هر آنچه نازيبايي است اخلاق اعداء توست

« مفارقة لأخلاق أعدائك،»

خدايا !‌ مرا در شمار كساني قرار بده كه نيرنگ ، بي‌توجهي  به مردم و خدعه داشتن و قسم به دروغ خوردن و خيانت كردن و ... همه و همه اخلاق اعداء توست خدايا !‌مرا از اين‌ها به دور دار.

ميان من و خلق سوء‌ چنان مفارقت و فاصله‌‌‌اي ايجاد كن كه من هرگز به سراغ آنها نروم يعني بستر وجودي من آماده نباشد براي اين كه خُلق نامناسبي داشته باشم.

گاه متأسفانه ظرف وجوديم را چنان آماده مي‌كنم كه خُلق منفي در آن مستقر شود.

« مشغولة عن الدنيا بحمدك و ثنائك»

خدايا ! مي‌خواهم دنياي من به گونه‌اي بگذرد كه فقط نعمت بين شوم زيرا نعمت ديدن خوش‌گذراني كردن است نعمت مرا با تو همراه مي‌كند و جلوه خدايي تو را براي من شكوفا مي‌كند چنانچه چشم به نعمت بدوزم در پشت پرده نعمت‌هايم منعم بين مي‌شوم.

و چون منعم بين شوم خدايي را مي‌بينم كه براي بنده‌اي چون من از هيچ لطفي دريغ نكرده است.

و در اين ميان هيچ مشغوليتي از دنيا مرا به خود مشغول نسازد زيرا اشتغال به دنيا و حمد و ثناي تو مانعة‌الجمع‌اند.

 

 

 

 

 

 


 سوره مباركه فرقان ، آيه 23