.

در محضر امام هادی علیه السلام ( استاد محترم سرکار خانم زهره بروجردی)
جلسه 13

  • فقير كيست؟

«إن‏ رجلا جاء إلى‏ سيدنا الصادق‏ ع فشكا إليه الفقر فقال ليس الأمر كما ذكرت و ما أعرفك فقيرا قال و الله يا سيدي ما استبنت و ذكر من الفقر قطعة و الصادق ع يكذبه إلى أن قال خبرني لو أعطيت بالبراءة منا مائة دينار كنت تأخذ قال لا إلى أن ذكر ألوف دنانير و الرجل يحلف أنه لا يفعل فقال له من معه سلعة يعطى هذا المال لا يبيعها هو فقير؟.»[1]

«-امالى شيخ: بسندش از امام كاظم عليه السلام كه مردى نزد آقاى ما امام صادق عليه السلام آمد و از فقر بدو شكايت كرد، فرمود: مطلب چنان نيست كه تو گوئى، و من تو را فقير نشناسم، گفت: اى آقايم بخدا خوب وانرسيدى و شمه‏اى از فقر و نياز را يادآور شد و امام صادق او را دروغگو ميشمرد- تا فرمودش- بمن بگو: اگر صد اشرفى طلايت دهند كه از ما بيزارى‏جوئى ميگيرى؟ گفت: نه تا هزارها اشرفى فرمود، و آن مرد سوگند ميخورد كه: نه، فرمودش كسى كه متاعى با خود دارد كه به اين همه پول نمي فروشد، او فقير است؟ 2- بصائر الدرجات (ص 81) فردی می گوید: از ابى يوسف بزاز كه امام صادق عليه السلام بر ما خواند (74- الاعراف)[2] ياد كنيد نعمتهاى خدا را، فرمود: ميدانى نعمتهاى خدا چه‏اند: گفتم: نه، فرمود بزرگتر نعمت خدا بر خلقش، و آن ولايت ما است.»

امام هادي (ع) در معرفي فقير، روايتي را از امام صادق (ع) نقل مي‌كند فردي سراغ جدم امام صادق (ع) آمد و از فقر شكايت كرد حضرت فرمودند: اين امر چنان كه تو مي‌گويي نيست من تو را به عنوان فقير نمي‌شناسم، گفت: به خدا من دروغ نگفتم و فقرش را برشمرد، پس حضرت فرمودند: اگر به تو صد دينار داده شود تا از ما اعلام برائت كني اين كار را مي‌كني؟

گفت: نه، حضرت فرمودند: اگر پانصد دينار باشد چطور؟ گفتند: نه، هفتصد يا ده هزار دينا چطور؟ گفت: نه، هرگز اعلام برائت نمي‌كنم. حضرت فرمودند: كسي كه الان ده هزار دينار ثروت دارد از نگاه تو فقير است؟  گفت: ابداً ، مطابق فرمايش حضرت ، كسي كه ولايت اهل بيت (ع) را پذيرفته و حاضر نيست آن را با چيزي تعويض كند هر چند ثروت و دارايي خاصي نداشته باشد غني است.و برعكس كسي كه از اموال و دارائيهاي بسياري برخوردار است ولي از نعمت ولايت اهل بيت (ع) بي‌بهره است فقير محسوب مي‌شود.

  • اگر مي‌ترسيد اين آيه را بخوانيد

«حدثني‏ الإمام‏ علي‏ بن‏ محمد العسكري‏، قال: حدثني أبي محمد بن علي، قال: حدثني أبي علي بن موسى، قال: حدثني أبي موسى بن جعفر (عليهم السلام)، قال: كنت عند سيدنا الصادق (عليه السلام) إذ دخل عليه أشجع السلمي يمدحه فوجده عليلا، فجلس و أمسك، فقال له سيدنا الصادق (عليه السلام): عد عن العلة، و اذكر ما جئت له. فقال له:

ألبسك الله منه عافية

 

في نومك المعتري و في أرقك‏

يخرج من جسمك السقام كما

 

أخرج ذل السؤال من عنقك‏

فقال: يا غلام، أيش معك قال: أربعمائة درهم. قال: أعطها للأشجع. قال:

فأخذها و شكر و ولى، فقال: ردوه، فقال: يا سيدي، سألت فأعطيت و أغنيت، فلم رددتني قال: حدثني أبي، عن آبائه، عن النبي (صلى الله عليه و آله) قال: خير العطاء ما أبقى نعمة باقية، و إن الذي أعطيتك لا يبقي لك نعمة باقية، و هذا خاتمي فإن أعطيت به عشرة آلاف درهم و إلا فعد إلي وقت كذا و كذا أوفك إياها.

قال: يا سيدي، قد أغنيتني، و أنا كثير الأسفار، و أحصل في المواضع المفزعة،

فتعلمني ما آمن به على نفسي.

قال: فإذا خفت أمرا فاترك يمينك على أم رأسك و اقرأ برفيع صوتك‏ «أ فغير دين الله يبغون و له أسلم من في السماوات و الأرض طوعا و كرها و إليه يرجعون».

قال الأشجع: فحصلت في واد تعبث فيه الجن فسمعت قائلا يقول: خذوه، فقرأتها فقال قائل: كيف نأخذه و قد احتجز بآية طيبة»[3]

روايتي از امام هادي (ع) آمده كه حضرت سلسله سند را به امام صادق (ع) مي‌رسانند و مي‌فرمايند: فردي به نام اشجع سلمي وارد بر امام صادق (ع) شد و شروع به مداحي و تعريف از حضرت كرد ، حضرت به غلامشان فرمودند: چهارصد درهم برايش بياورند فرد عطيه را گرفت تشكر كرد و رفت.

حضرت فرمودند: او را برگردانند او برگشت. و به حضرت گفت: از شما درخواستي كردم و شما عطايي كرديد و عطايي بيش از حد به من داديد ، حال چرا من را برگردانديد؟ حضرت فرمودند: پدرم از پدرش از پيامبر (ص) نقل كردند: « خير العطاء ما أبقى نعمة باقية » بهترين عطيه، عطيه‌اي است كه نعمت پايداري را در اختيار انسان قرار دهد، پولي كه به تو دادم به عنوان نعمت باقيه باقي نمي‌ماند انگشترم را به تو مي‌دهم، اگر كسي اين انگشتر را ده هزار درهم از تو خريد آن را بفروش و الا نزد من بيا تا من اين مقدار را به تو دهم.

گفت: من را با اين مبلغ غني كرديد ، من زياد سفر مي‌كنم و در جاهاي هولناك منزل مي‌كنم به من چيزي آموزش دهيد كه با آن از آزار و اذيت اجنه و شياطين در امان باشم، حضرت فرمودند:  هر گاه از چيزي ترسيدي از سمت راستت به سمت مقابلت برو و با صداي بلند اين آيه را بخوان: «أَ فَغَيْرَ دينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ‏ مَنْ‏ فِي‏ السَّماواتِ‏ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ» [4] « آيا جز دين خدا را مى‏جويند؟ با آنكه هر كه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است، و به سوى او بازگردانيده مى‏شوند.»‌ اين فرد مي‌گويد: در بيابان‌ها اجنه زياد بودند و من از آنها اذيت مي‌شدم. امّا بعد از اين كه به فرمايش حضرت عمل كردم و آيه را خواندم، جايي وارد شدم ، گروهي مي‌گفتند: او را بگيريد ، عده ديگر گفتند: وقتي اين آيه را خوانده است چطور او را بگيريم؟!

هر يك از ما در معرض وسوسه شياطين قرار داريم مثلاً‌ ممكن است بدگمان يا عصباني شويم به فرموده حضرت خواندن اين آيه برايمان ايجاد امنيت مي‌كند و ما را از اين وساوس در امان قرار مي‌دهد.

اگر مشرف به زيارت هر يك از حضرات معصومين (ع) شديد به آنها بگوييد از شما هديه‌اي باقي مي‌خواهم، هديه‌‌اي كه تا قيامت برايمان بماند. هديه‌اي كه در روزي كه «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ‏ وَ لا بَنُونَ‏ »[5] هيچ مال و فرزندي نافع نيست. نافع و نجات بخش باشد.

هديه‌‌اي كه آن را به هيچ كس نفروشم، و با چيزي تعويض نكنم، هديه معرفت، محبت و ارادت خالصانه و ...

  • حرام رشد و نمو ندارد

از امام هادي (ع) روايت شده كه فرمودند:‌ « يا داود إن‏ الحرام‏ لا ينمي‏ و إن‏ نمى‏ لا يبارك له فيه و ما أنفقه لم يؤجر عليه و ما خلفه كان زاده إلى النار »‌[6] حضرت به داود صرمي مي‌فرمايد: اي داود! حرام رشد و نمو ندارد اگر هم رشدي داشته باشد ماندگار نيست و بركاتي نخواهد داشت و اجري به آن تعلق نمي‌گيرد و هر مقدار از آن كه بعد از مرگ باقي بماند توشه آتش جهنم است.

مال حرام نه براي دنياي انسان مفيد است نه براي آخرت. در مورد مال حرام داريم كه مثلاً‌ بعضي اهل خمس و زكات و پرداختهاي واجبشان نيستند امّا مثلاً‌ مقيد هستند در مراسم سوگواري حضرت اباعبدالله (ع) از آن مال انفاق كنند. مالي كه خمس آن به عهده ماست متعلق به ما نيست و ما مالك آن مال محسوب نمي‌شويم بلكه يك پنجم آن متعلق به امام معصوم (ع) و سادات است بنابراين هر گونه مصرف از آن معامله فضولي محسوب مي‌شود يعني معامله‌اي كه بدون قيمت مالك صورت گيرد.

البته حضرت عنوان مال را استفاده نكردند بلكه فرمودند: حرام . حرام فقط به مال اطلاق نمي‌شود و دامنه‌‌اي فراتر از مال را در بر  مي‌‌گيرد به عنوان مثال علم سحر نيز يكي از مصاديق حرام است بدون آنكه مال محسوب شود آموزش امور حرام. فرا گرفتن آن حرام محسوب مي‌شود و هيچ خير و منفعتي را براي فرد در بر ندارد. اين محرمات ، در مكاسب محرمه كه از كتب فقهي است به تفصيل عنوان شده است.

  • جزاي هر كس چيست؟

« لما كلم الله عز و جل موسى‏ بن‏ عمران‏ ع‏ قال‏ موسى‏ إلهي‏ »[7]

روايتي از عبدالعظيم حسني مردي است كه حضرت عبدالعظيم از امام هادي (ع) از اميرالمؤمنين (ع) نقل كردند: در مكالمه‌ حضرت موسي بن عمران با خداي سبحان [‌حضرت موسي سؤالاتي را از خداوند كردند و خداي سبحان جواب‌هايي را به موسي دادند، اين مجموعه سؤالات ، معيار ارزشيابي بعضي امور است كه حضرت موسي (ع) قيمت و ارزش بعضي امور را از خدا سؤال مي‌كند. حضرت مي‌فرمايد: خدايا ! پاداش كسي كه در مقابل تو به نماز مي‌ايستد چيست؟

 خداوند فرمودند: با نمازگزار بر ملائكه‌ام افتخار مي‌كنم در حالي كه او به ركوع رفته و به سجده رفته و در قيام نماز قرار دارد و كسي كه به وسيله او مباهات و فخرفروشي به ملائكه كردم، او را عذاب نمي‌كنم.

« راكعا و ساجدا و قائما و قاعدا » كه در فرمايش حضرت به كار رفته حاكي از اين است كه نمازگزار براي خداوند چنان قدر و منزلتي دارد كه خداوند به يكايك حالات او جداگانه نظر مي‌كند.

موسي سؤال مي‌كند: خداوندا ! پاداش كسي كه اذيت خود را از مردم دور مي‌كند و خيراتش را به مردم روانه مي‌كند چيست؟

خداوند مي‌فرمايد:  روز قيامت ، آتش خطاب به چنين فردي مي‌گويد: با خيراتي كه به مردم رساندي و آزاري كه از آنان دفع كردي من راهي به سوي تو ندارم.

بنابراين اذيت و آزار نرساندن به ديگران موجب مصونيت از آتش جهنم است.

موسي از خداوند سؤال مي‌كند: پروردگارا ! پاداش كسي كه در پنهان و آشكار ، حكمت تو را تلاوت مي‌كند چيست؟

خداوند مي‌فرمايد:‌ اي موسي ! چنين فردي همانند برق از صراط عبور مي‌‌كند.

تعبد و تسلیم نسبت به احكام و قوانين شرع موجب سهولت عبور از پل صراط مي‌شود‌، پلي كه به فرموده روايت از مو باريك‌تر است و از شمشير تيزتر.

موسي مي‌پرسد‌: پروردگارا ! پاداش كسي كه در راه تو بر آزار و سرزنش مردم صبر پيشه كند چيست؟ حضرت فرمودند:  او را بر هول و فزع قيامت كمك مي‌كنم.

در مسير حق،‌ اگر صبور باشيم و صدق سرلوحه زندگي ما باشد خداوند نگراني و اضطراب قيامت را از ما مرتفع مي‌كند.

موسي پرسيد:  خداوند! جزاي كسي كه به جهت حياي حضور، در محضر تو خيانت نمي‌كند چيست؟

خداوند فرمود:‌ جزايش اين است كه روز قيامت در امنيت و آرامش به سر مي‌برد.

موسي پرسيد : جزاي كسي كه نمازش را به وقت بخواند چيست؟ (در وقت مي‌تواند حاوي سه معنا باشد، وقت فضيلت نماز- اولين وقت نماز- وقت شرعي نماز ... )

خداوند فرمود: هر چه از من بخواهد به او مي‌دهم ( به تعبيري او را مستجاب الدعوة مي‌كنم.) و بهشتم را بر او مباح مي‌سازم.

« قال إلهي فما جزاء من‏ دعا نفسا كافرة إلى الإسلام قال يا موسى آذن له في الشفاعة يوم القيامة لمن يريد»[8]

موسي گفت: خدايا ! پاداش كسي كه كافري را به اسلام دعوت مي‌كند چيست؟ (منظور از كافر مي‌تواند انسان كافر باشد و مي‌تواند نفس اماره بالسوء باشد.)

خداوند فرمود: به او اذن مي‌دهم در قيامت شفاعت هر كس را بخواهد بکند.

  • دعا جهت رفع دل درد

حضرت فرمودند:  سوره مباركه حمد و ناس و فلق و توحيد را در ظرفي بنويسيد و بعد بنويسيد «أعوذ بوجه‏ الله‏ العظيم‏ و عزته‏ التي لا ترام و قدرته التي لا يمتنع منها شي‏ء من شر هذا الوجع و شر ما فيه و مما أحذر»[9] و سپس در قسمت پايين‌تر بنويسيد «جعله شفاء من كل داء» و روي آن آب باران بريزيد و هر صبح و شب بنوشيد.

اين آيات و ادعيه را مي‌توان بر روي استخوان گوسفند يا چوب نوشت امّا بايد آب باران روي آنها ريخته شود وسپس آن آب صبح و شب نوشيده شود.

 


[1] بحارالانوار،‌ج64،ص147

[2] - وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدينَ (74)

و به ياد آوريد هنگامى را كه شما را پس از [قوم‏] عاد جانشينان [آنان‏] گردانيد، و در زمين به شما جاى [مناسب‏] داد. در دشتهاى آن [براى خود] كاخهايى اختيار مى كرديد، و از كوهها خانه‏هايى [زمستانى‏] مى‏تراشيديد. پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد و در زمين سر به فساد برمداريد.»

 

[3] الامالي، ص 281

[4] سوره مباركه آل عمران، آيه 83

[5] سوره مباركه شعراء ،‌آيه 88

[6] كافي ،‌ج5 ، 125

[7] امالي شيخ صدوق،‌ ص 207

[8] بحارالانوار، ج 13، ص328

[9] بحارالانوار، ج92 ، ص 111

هدیه به پیشگاه امام هادی علیه السلام صلوات