.

در محضر امام هادی علیه السلام ( استاد محترم سرکار خانم زهره بروجردی )

جلسه 9


امام هادی (ع) معرفی زیبایی از خداوند در دعای بعد از نماز وتر دارند که به فرازهایی از آن اشاره می‌کنیم:

...یا مُونِسِي حِينَ تَجْفُونِيَ الْأَبَاعِدُ وَ تُمِلُّنِي الْأَقَارِبُ وَ مُنَزِّهِي بِمُجَالَسَةِ أَوْلِيَائِهِ وَ مُرَافَقَةِ أَحِبَّائِهِ فِي رِيَاضِهِ وَ سَاقِيَّ بِمُؤَانَسَتِهِ مِنْ نَمِيرِ حِيَاضِهِ وَ رَافِعِي‏ بِمُجَاوَرَتِهِ‏ مِنْ وَرْطَةِ الذُّنُوبِ إِلَى رَبْوَةِ التَّقْرِيبِ وَ مُبَدِّلِي بِوَلَايَتِهِ عِزَّةَ الْعَطَايَا مِنْ ذِلَّةِ الْخَطَايَا...»[1]

ای خدایی که مرا از بدی‌ها پیرایش می کنی و اجازه می‌دهی با دوستانت همنشین باشم، نشست و برخاست با دوستان تو سبب دور شدن من از بدی‌هایم می‌شود. خدایا تو مرا به وسیله نشست و برخاست با دوستانت از آلودگی‌ها دور می‌کنی.

ای خدا با تنزیه تو  از عیب پاک می‌شوم اما این تنزیه با ریاضت‌های سخت نیست بلکه در سایه لطفت نصیبم می‌شود گویا در سایه درختان بهشتی نشسته‌ام درختانی که هیچ خاری ندارند.«فی سدر مخضود». درخت سدر که درخت پرخاری است در بهشت هیچ خاری ندارد و من در سایه این درختان با لطف تو پیرایش می‌شوم.

گفتیم این دعایی است که وجود مقدس امام هادی(ع) بعد از نماز وتر آن را قرائت می‌کردند. اگر سؤال شود که نشست و برخاست با بزرگان چگونه برای ما ممکن است پاسخ می‌دهیم معمولاً سنّت ما بر این است که بعد از نمازهای واجب به حضرات معصومین سلام می‌دهیم و این سلام دادن به نوعی نشست و برخاست با اولیاء‌الله است.

اگر به اباعبدالله سلام می‌دهیم چون حضرت امیرالعشاق است و بندگی با وساطت ایشان میسر است و اگر به امام رضا(ع) سلام می‌دهیم باور داریم که وجود مقدس حضرت در مسیر سلوک عهده‌دار  و کاروان سالار  سیر صعودی ماست. در واقع به هادی طریق سلام می‌دهیم و در این سلامها به محضر حضرت عرضه می‌داریم مولا جان ما از مسیر سیر و سلوک به دور افتاده‌ایم و به بیراهه کشیده شده‌ایم. با سلام بر تو، راه را به ما می‌نمایانی و ما را از گم شدن نجات می‌بخشی و اگر به امام زمان سلام می‌دهیم چون وجود مبارک بقیۀ الله امام حاضرند و خلیفه ماست تا با ایشان ارتباط خاص برقرار کنیم . این ارتباط‌ها پیرایش عجیبی در زندگی هریک از ما ایجاد می‌کند و ما را از عیوب باطنی پاک می‌کند. وَ مُنَزِّهِي بِمُجَالَسَةِ أَوْلِيَائِهِ حضرت امام هادی (ع) در این فراز  از دعا  به ما آموزش می‌دهند تا از خدا به جهت ارتباطی که با اولیاء الله یمان میسر کرده است تشکر کنیم.

حضرت امام هادی (ع) در فرازهای بعد می‌گویند:« وَ مُرَافَقَةِ أَحِبَّائِهِ فِي رِيَاضِهِ » نوع دیگر پیرایش بنده آن است که حضرت حق اجازه می‌دهد من با دوستانش رفاقتی داشته باشم  در باغ‌های انس اجازه رفاقت با دوستانش را برای من صادر می‌کند.

رفاقت با نشست و برخاست متفاوت است زیرا نشست و برخاست ممکن است امری زودگذر باشد و ماندگاری و بقایی نداشته باشد اما رفاقت امری است ماندگار و مداوم ، امام رضا(ع) در حدیثی طولانی در معرفی حضرات معصومین می‌فرمایند: « امام نعم الرفیق» است بهترین رفیق هرکس امام زمان اوست حال امام هادی (ع) اگر این دو سخن را کنار یکدیگر بگذاریم می‌گویم: خدایا مرا با رفاقت دوستانت از هر آلودگی پیرایش کن و مرا در باغ‎های انس آنها وارد کن. خدا می‌داند اگر این دعا بعد از نمازها اجابت شود چه ملکوتی نصیب مصلی می‌گردد.

حضرت در ادامه می‌فرمایند:« وَ سَاقِيَّ بِمُؤَانَسَتِهِ مِنْ نَمِيرِ حِيَاضِهِ » ای خدا ! ای ساقی من(یاء متکلم است) تو را حمد می‎کنم به جهت آنکه اجازه می‌دهی با تو مأنوس شوم، تو مرا از سرچشمه حوض خودت سیراب می‌کنی(نمیر به معنای سرچشمه است)‌ خدایا تو را با این عنوان صدا می‌زنم که اجازه نمی‌دهی من تشنه معرفت،علم،اخلاق، اعتقاد، عمل صالح بمانم. باور دارم مرا بر سرچشمه‌های این امور می‌نشانی و علوم خاص در اختیارم قرار می‌دهی و مرا از معارف متفاوتی بهره‌مند می‌سازی.

« وَ رَافِعِي‏ بِمُجَاوَرَتِهِ‏ مِنْ وَرْطَةِ الذُّنُوبِ إِلَى رَبْوَةِ التَّقْرِيبِ » ای خدایی که بالابرنده من از گرداب‌های گناهی این دوری به سبب همنشینی و قرب با توست. خدایا تو مرا از ورطه ذنوب نجات می‌دهی و تا جایی بالا می‌بری که قرب به تو نصیبم شود.

« وَ مُبَدِّلِي بِوَلَايَتِهِ عِزَّةَ الْعَطَايَا مِنْ ذِلَّةِ الْخَطَايَا» ای خدایی که تبدیل کننده ای به سبب ولایت و دوستی با تو، ای خدایی که مرا تبدیل می‌کنی و انسان دیگری می‌سازی چندان عطایای گرانبخش به من می‌بخشی تا از ذلت دورم کنی ، خدایا با ولایتی که بر من داری مرا از ذلت الخطایا به رفعت عطایا ارتقا می‌بخشی، هرگاه بی تو هستم مملو از خطایم و چون با تو باشم دائماً دریافت عطایا دارم، خدایا اگر مرا در زندگی دنیا رها کنی زمانم در پی جیفه های دنیا می‌گذرد. خدایا به مجرد اینکه نور ولایت تو بر زندگیم بتابد تمام زندگیم جهت دار می شود ، اگر از پرتو نور ولایت تو محروم شوم گرفتار ذلۀ الخطایامی‌شوم ولی نور تو مرا به عزت العطایا می‌رساند.

***

 

·       سخن چه کسی را گوش بدهیم؟

امام هادی (ع) می فرمایند:« مَنْ‏ جَمَعَ‏ لَكَ‏ وُدَّهُ‏ وَ رَأْيَهُ فَاجْمَعْ لَهُ طَاعَتَكَ»[2]؛«هر كه دوستى و نظر خود را (خيرخواهانه) براى تو فراهم آورد (و تقديمت دارد) تو هم پذيرش خود را براى او آماده دار.» هریک از ما باید نسبت به بعضی از افراد مطیع محض باشیم، حضرت برای این اطاعت کد و مشخصه خاصی بیان می‌دارند، اول کسی است که به شدت به من علاقه دارد و دوم عاقل باشد.

اگر کسی نسبت به ما دوستی صادق دارد و اهل اندیشه است نظراتش را با میل و رغبت بپذیرم چون دشمن دوست اوست. دوست ما اگر دو کد داشته باشد می‌توان سخنان او را کاملاً پذیرفت ولی اگر هریک از این دو را نداشته باشند لازمه‌اش آن است که به سخنان یا پیشنهاداتش فکر کنیم و به همه آنها گوش نسپاریم.

***

·       خودپسند نباشیم

امام هادی (ع) می‌فرمایند:«مَنْ‏ رَضِيَ‏ عَنْ‏ نَفْسِهِ‏ كَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَيْه‏»[3] خودپسندی از عواملی است که رابطه افراد را  با دیگران محک می‌زند به میزانی که ما خودپسند  باشیم زمینه را برای دوری افراد از خود فراهم می‌کنیم، خودپسندی امری مربوط به عمل نیست ، در بسیاری از موارد خودپسندی فقط یک تفکر است و گاه فقط یک سخن یا حتی یک نگاه است ، مثلاً چنانچه کسی از ما سؤال کند و در نگاه ما سؤال او عاقلانه نباشد همینکه از ذهن بگذرد که واقعاً به عقلش نمی‌رسد چنین سؤالی می‌پرسد. این سؤال ذهنی به نوعی رضایت از خویش است و به خودپسندی کمک می‌کند.

***

امام هادی (ع) می‌فرمایند: «مَنْ‏ هَانَتْ‏ عَلَيْهِ‏ نَفْسُهُ‏ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّه»؛«هرکه خود را سبک شمرد از گزند او ایمن مباش» کسی که بر خودش اهانت کند از شرّش درامان نباش. اهانت بر خویش هر رذیله اخلاقی را دربرمی‌گیرد. اگر من گرفتار بی‌نظمی، غیبت، بداخلاقی هستم مردم از شرّ من درامان نیستند،برای اهانت به خویش نباید به راههای دور سفر کرد بلکه کوچکترین کارها می‌تواند در شمار اهانت به خود محسوب شود. مثلاً اگر مادری از باب بی‌توجهی به فرزندش القابی چون شیطون ، وروجک به او بدهد و دیگران تا مدتها او را با همین القاب صدا می‌کنند این القاب سبب می‌شود تا فرزندش یا بسیار ضعیف النفس گردد و یا پرخاشگر و بی‌پروا ، چون آن فرزند یا خود را شایسته آن می‌بیند و پرخاشگر و بی‌پروا می‌شود و یا به جهت مقابله با این القاب و اینکه نمی تواند دیگران را متقاعد کند که از این القاب استفاده نکنند دچار ضعف النفس می‌گردد چنین برخوردی اهانت شخص به خویش است زیرا این مادر خود فرزندش را در آستانه چنین شخصیتی قرار داده است و خود به او اهانت کرده است ، رفتارهای فرزند نشانگر تربیت مادر و پدر است. آیت الله جوادی آملی می‌گوید: اگر نفس اماره بالسوء را تربیت کنید می‌تواند اماره بالحسن شود پس بهتر است هرکس به جای بی‌توجهی به خویش و عزیزان خویش دائم به خود متذکر شود چنین تربیتی از تو بعید است، هرکس باید مراقب خطاهای خویش باشد.

 


[1]. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد،ج2،ص800 / بحارالأنوار،ج95،ص382

[2].تحف العقول،ص483

[3].بحارالأنوار،ج75،ص369