.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 8 - 92/10/25

 

            وجود مقدس حضرت جلوه « يا خيرَ معروفٍ‏ عُرف‏ » است. امام عصر (ع)‌ شناخته شده است، و اگر معرفت خاصي نسبت به او صورت نگرفته، به جهت موانعي است كه ما براي خود ايجاد كرده‌ايم.

هر چه هست از قامت ناساز بي‌اندام ماست                                                                     ورنه تشريف تو بر بالاي كس كوتاه نيست

بر اين باوريم كه تجلي كامل اسماء الحسناي حق در وجود مقدس حضرت ولي عصر (ع) به ظهور نشسته است و تجليات حضرت حق در امام (ع) جلوه‌گر است.

بر اين اساس ، به بررسي  اسماء الحسني مي‌پردازيم، تا جنبه خلقي اين نام‌ها را در امام عصر (ع) شناسايي كنيم.

***

«جبار»

جبار در زبان عرب به چند معناست:

1-  «نخله جباره اذا فاتت الايدي » جبار به نخلي گفته مي‌شود كه هر چه افراد دستشان را بلند كنند به آن نرسد. طبق  اين معنا، جبار وجودي غير قابل دسترس است. باور داريم كه دسترسي به معرفت حقيقي خدا نصيبمان نمي‌شود و شناخت كامل حضرت حق غير ممكن است.

امام رضا (ع) در مورد ائمه (ع) مي‌فرمايد:‌ « امام ذاتي است كه حقيقت و عمق وجودش قابل دستيابي نيست.» زماني كه ما با معصوم ارتباط برقرار مي‌كنيم، در واقع با فعل و وصف امام مرتبط شده‌ايم نه با ذات او. و اين گونه، امام (ع) جلوه‌اي از نام جبّار خداست. امام نیز که جلوه ی کامله حق است مسمّی به نام جبّار است.

2-  « نخلة لا تناله يد جائره » عرب به نخلي كه نمي‌گذارد به زور از آن خرما چيده شود،      « نخلة‌ جبارة » مي‌گويد.

امام (ع) جبار است و اجازه نمي‌دهد جائري به او تعدي نمايد. امّا دوستان و نزديكان را به راحتي در حريم خويش راه مي‌دهد اما به اجنبی اجازه ی وصال نمی دهند.

3-  «جبّار» به عنوان نام خداوند، به معناي وجودي است كه ما را بسيار به خيرات مجبور مي‌كند. امام عصر (ع) نيز بسيار واداركننده به خوبي‌هاست گويا دستي نامرئي در زندگي مي‌آيد و ما را به خيرات مجبور مي‌كند. اگر به خود واگذار مي‌شديم بسياري از امور مثبت را انجام نمي‌داديم. ولي با جبر امام (ع) به سمت كارهاي خير و ارزشمند مي‌رويم. جبري لذت بخش و گوارا كه در اوج لطف و مهر اِعمال مي‌شود.

امام عصر (ع) همچون پدري شفيق و مهربان است كه عليرغم ميل فرزند، او را وادار مي‌كند تا به مدرسه برود. ابتدا اين اجبار براي فرزند امري سخت و همراه با كراهت است. امّا پس از چند صباحي كه محيط درس و تحصيل را تجربه كرد، از پدرش ممنون مي‌شود كه با جبر و زور او را به مدرسه فرستاد.

بسياري از امور مثبت ما با وساطت جباريّت امام زمان (ع) صورت مي‌گيرد.

رشته‌اي بر گردنم افكنده دوست                                                               مي‌كشد آنجا كه خاطر خواه اوست

بسياري از مواقع براي انجام دادن يك امر خير مقاومت مي‌كنيم، امّا در آخر روز مشاهده مي‌كنيم خيرات متعددي از ما صادر شده، و اين زمانها نشاني از جباريّت امام (ع) است.

4-  «جبّار»‌ يعني شكسته بند. خداي سبحان وجودي است كه شكسته‌هاي ما را جبران مي‌كند.

بسياري از امور مثبت و كارهاي ارزشمند ما همچون تكه‌هاي شكسته، در زندگي ما متفرق شده‌اند. با نام «جبّار» امام عصر (ع) تفرّقات ما سامان مي‌گيرد، و پس از شكست‌هاي متعددي كه در زندگيمان صورت گرفته، اصلاحاتي قابل توجه انجام مي‌پذيرد.

به عنوان مثال، زمانهاي متفرق و پراكنده‌اي داريم، وقتي با جباريت امام (ع) وقتمان سامان مي‌گيرد به صورت يك واحد زماني در مي‌آيد كه تماماً صرف عبوديت مي‌شود. ديگر تفاوتي نمي‌كند كه در خانه باشيم يا سركار، در خلوت باشيم يا در جلوت، در زيارت باشيم يا مشغول سياحت.

5-  «جبّار» يعني بسيار جبران كننده. اگر لطفي در حق يكي از دوستان امام (ع) داشته باشيد، بارش لطف‌هاي حضرت به سمت شما مي‌آيد.

اگر يك سلام به محضرش عرض كنيد در مراحل مختلف و متعدد زندگي، پاسخش را دريافت مي‌نماييد. كوچكترين خدمت مالي، معنوي، ظاهري و باطني شما را بسيار جبران مي‌كند و در ازايش عنايات فراواني را شامل حالتان مي‌نمايد.

«حسيب»

كلمه حسيب در چند معنا به كار رفته است:

=حسيب از ماده حساب است، به معناي كسي كه حساب امور را دارد. خداوند «حسيب» ، و «نعم الحسيب» است. حتي شماز جزئي‌ترين امور زندگي ما، همچون تعداد نفس‌هايمان را دارد.

=درمعناي ديگر حسيب كسي است كه « يصرف بفضله بأسك»‌ با فضل خودش گرفتاري شما را منصرف مي‌كند.

=معناي ديگر حسيب، كسي است كه «يرجي خيره» «و يأ من شره» ، اميد به خير او هست و از شر او در امان هستيد.

معناي ديگر

=حسيب كفايت امور انسان را مي‌كند و براي انسان كافي است ، و وجود او نياز به احدي نيست.

=حسيب كسي است كه از خلق وحشت ندارد.

=حسيب كسي است كه « اذا حكم بقضيه ابرمها و امضاها » وقتي حكم به امري كند آن را محكم نموده و امضا مي‌كند.

 امام زمان (عج) جلوه نام حسيب خداست. شمار نفس‌هايي را كه به ياد او كشيده‌ايم، مي‌داند. حضرت تعداد دم و بازدم‌هايي كه با توجه به او، و دم و بازدم‌هايي كه هنگام غفلت از او داشته‌ايم مي‌شمرد. او مي‌داند چند بار با تفريق از او و چند بار در جمع با او نفس كشيده‌ايم.

=حسيب كسي است كه با فضل خود گرفتاري‌ها را بر طرف مي‌كند.

  • خداوند در تمام زندگي از سر فضل خود با ما معامله كرده و مشكلاتمان را مرتفع مي‌كند. امام عصر (ع) نيز نه عادلانه، كه فاضلانه با ما برخورد مي‌كند. بدون اينكه استحقاق لطفش را داشته باشيم گرفتاريهايمان را برطرف مي‌نمايد.

=«حسيب» يعني «كافي» . خداوند وجودي است كه براي انسان كافي‌ است و همه امورش را كفايت مي‌كند. امام عصر (ع) نيز حسيب است. اگر در عرصه زندگيمان قدم بگذارد، برايمان بس است، و با وجود او به هيچ كس نيازمند نيستيم. حضرت همه امور مادي، معنوي، عاطفي ، روحي و فكري‌مان را تأمين مي‌نمايد و احتياجمان را از خلق منقطع مي‌كند.

=حسيب كسي است كه از خلق وحشت ندارد ، خداوند هر امري را بخواهد در عالم جاري مي‌كند و به اعتراض يا شكايت خلق توجهي ندارد.

امام زمان (ع) نيز براي معطوف كردن الطاف و عناياتش به افراد، به مخالفت ديگران و سرزنشهاي آنان كاري ندارد.

=حسيب با قدرتش همه آفات زندگي را از انسان دور مي‌كند ، چه آفاتي كه بر فرد وارد شده و چه آفاتي كه هنوز به زندگي او نرسيده است، به لطف خداي حسيب بسياري از آفات كه مي‌توانسته به ما وارد شود دفع شده، و بسياري از آفاتي كه دامنگير زندگيمان شده، دور گشته و آثارش نيز از بين رفته است.

خداي سبحان در «ولي»‌اش جلوه‌گري مي‌كند و با ولايت «ولي» آفات را از زندگي ما دور مي‌نمايد.

=حسيب كسي است كه وقتي به امري حكم كرد، آن را امضا كرده و محكمش مي‌كند.

اگر روزي ولي عصر (ع) قبولمان كند، ديگر امر همين است و تغيير نمي‌كند. اگر زماني نام ما را در شمار دوستانش بنويسد،‌ انشاءالله براي هميشه جزو محبينش به حساب مي‌آييم، و در اين حكم جابجايي صورت نمي‌گيرد.

=حسيب كسي است كه به خيرش اميد دارند، و از شرش در امان هستند.

طالع اگر مدد كند دامنش آورم به كف

زماني كه مي‌خواهيم با امام عصر (ع) ارتباط برقرار كنيم، ابداً‌ نگران نيستيم كه شايد از سر قهر نگاهمان كند و برخوردي تند داشته باشد. ما جز خير، در مولايمان سراغ نداريم. هر چه از او مي‌رسد خير و بركت، و لطف و رحمت است. و از سوي ديگر مي‌دانيم از جانب او شري دامنگيرمان نمي‌شود و هيچ امر عدمي از سوي او به ما نمي‌رسد.

 

«الرقيب»

رقيب از ماده رقبه است و در چند معنا به كار مي‌رود:

  • «رقيب» به معناي حفيظ است و به كسي اطلاق مي‌شود كه گردن مي‌كشد تا نگاه كند و مواظب باشد مالي حفظ شود.

خداي سبحان حافظ سرمايه‌هاي وجودي بندگان است. امام عصر (ع) جلوه نام «رقيب» خداست. از آن جا كه نسبت به ما محبت و شفقت دارد، به زندگيمان رسیدگی خاص می کند، و مراقب است تا سرمايه ايمان و عمل صالحمان محفوظ بماند. او امامي است كه كثرت مأمومين موجب نمي‌شود فردی را مورد بی توجهی قرار دهد. تك تك محبينش را دوست دارد و با نگاه‌هاي دائميش ، امور زندگيشان را اصلاح مي‌‌كند.

  • «رقيب» يعني «راعي» ، چوپان. كسي كه دائم رعايت گله را مي‌كند تا هيچ كس جا نماند واز گروه جدا نشود.

 پيامبر (ص) داعي امّت بود، اگر سه روز كسي را نمي‌ديد، سراغش را مي‌گرفت.

امام عصر (ع) «ابن رسول الله» است و همچون او مراقب حضور ماست. اگر يك روز در محضرش نباشيم و از قافله ارادتمندان و خدمتگزارانش جا بمانيم، حضرت ما را طلب می کند و بابت غفلتمان به زحمت مي‌افتد.

اگر به نام «رقيب» حضرت توجه داشته باشيم عمرمان به بطالت و سرگرداني نمي‌گذرد، و همچون شيعه‌اي راستين، پشت سر اماممان حركت مي‌كنيم.

  • رقيب يعني منتظر و چشم به راه ، و در اين معنا به خداي سبحان اطلاق نمي‌شود.

ولي عصر (ع) همواره منتظر است تا كمالات وجودي ما بروز كند.

همانگونه كه پدري براي فرزندش تسهيلات لازم را فراهم مي‌كند تا او به رشد و بالندگي برسد، همچون لقمه حلال، محيط تحصيلي خوب، سرمايه كافي ، زمينه ازدواج مناسب و ... و در نهايت منتظر است تا شاهد موفقيتهاي روز افزون فرزندش باشد.

با هر كمالي كه از ما بروز كند، به همان ميزان امام عصر (ع) از چشم انتظاري در مي‌‌آيد.

زماني كه در مسير كمال گام بر مي‌داريم، گويا به نام «رقيب» حضرت لبيك مي‌گوييم. زيرا امام (ع) منتظر است تا با وساطت او استعدادهاي بالقوه ما به فعليت برسد و بذرهاي وجودمان با آبياري او به ثمر نشيند.

هر عمل مثبتي كه از ما صادر شود، امام (ع) را از چشم انتظاري در مي‌آورد و موجب انبساط خاطر حضرت مي‌گردد. به دنبال رضايت امام (ع) ، آرامش خاصي به زندگي ما حاكم مي‌شود. زيرا حضرت مصدر  عالم است و ما مشتق او هستيم. خوشي او بابت اعمال صالح ما،‌ موجب خوشي ما مي‌شود و راحت و لذّت را برايمان به ارمغان مي‌آورد.

«محيل»

  • «محيل» يعني دگرگون كننده. خداوند در ما تحول ايجاد مي‌كند و حالات ما را تغيير مي‌دهد. امام (ع) جلوه نام محيل خداست. حضرت با لطف و مهر ما را درجهت رشد و كمال دگرگون مي‌كند: ناقصي را كامل مي‌كند، فاسقي را مؤمن مي‌نمايد، بيماري را شفا مي‌دهد، فقيري را غني مي‌سازد، جاهلي را عالم مي‌كند و... .
  • «محيل» اسم فاعل از باب افعال است و بر ناگهاني انجام شدن امر دلالت مي‌كند.

امام عصر (ع) يكباره در ما تحول و دگرگوني ايجاد مي‌كند و انسان را به فرد ديگري تبديل مي‌نمايد.

  • اگر محيل از ماده «حول» به معناي «سال» در نظر گرفته شود، به معناي «گرداننده سال» است. خداي سبحان «محوّل الحول» است و سال را عوض مي‌كنند.

زماني كه امام عصر (ع) را با نام «محيل» مي‌خوانيم گويا به حضرت عرض مي‌كنيم آقا گردش سال من دست شماست، شما آن را بگردانيد.

«السلام عليك حين تصبح و تسمي »‌آقا !‌مي‌خواهم هر صبح و شبم با شما بگذرد،‌ هر 365 روز سالم به دست شما بچرخد. اگر سالم با شما بگذرد، زندگيم آبادي محض و نور محض خواهد بود، اگر نه كاشانه عمرم خرابه و ويرانه‌اي بيش نيست.

عمري كه بي‌حضورش بگذشت اهل دل را                                                             ماند به جوي بي‌آب، يا تن كه جان ندارد

 

  من تاج نمي‌خواهم، من تخت نمي‌خواهم                                                      عاشق شده‌‌ام جانا ، عاشق‌تر از اين خواهم

 

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات