.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 1 - 92/7/3

 

         در كلاس امام زمان شناسي مي‌خواهيم با وجود مقدسي آشنا شويم كه گاه پدر است و گاه معلم ، گاه رفيق است و گاه انيس، گاه محّول حال ماست و گاه مدبر امر ما، گاه به اذن حضرت حق واسطه درمان بيماري‌هاي جسم ماست و گاه التيام بخش دردهاي روح ما.

درصدد شناخت امام زماني هستيم كه در كل مسير زندگي دليل راه ماست، چه در زمينه‌هاي فردي و چه جمعي، چه عبادي، چه اخلاقي و چه سياسي.

همين امر دليلي بر ضرورت شناخت نسبت به ولي عصر (عج) است. همانطور كه براي حيات مادي‌مان به آب و هوا نياز داريم، به همان ميزان براي زندگي حقيقي نيازمند معرفة‌الامام هستيم، و بدون اين شناخت في الواقع زنده نيستيم.

به اندازه‌اي كه براي زندگي روحمان اهميت قائليم، بايد براي اين معرفت بها بپردازيم.

جهت آشنايي با ضرورت اين معرفت، به چند روايت اشاره مي‌كنيم:

*پيامبر (ص) مي‌فرمايد:‌ « اجْعَلُوا أَهْلَ‏ بَيْتِي‏ مِنْكُمْ مَكَانَ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ مَكَانَ الْعَيْنَيْنِ مِنَ الرَّأْسِ فَإِنَّ الْجَسَدَ لَا يَهْتَدِي إِلَّا بِالرَّأْسِ وَ لَا يَهْتَدِي الرَّأْسُ إِلَّا بِالْعَيْنَيْنِ» « بايد جايگاهي كه براي اهل بيت من در زندگيتان قائل مي‌شويد، همچون جايگاه سر نسبت به بدن باشد ( همانطور كه بدون سر، فرد مي‌ميرد، بايد باور كنيم كه بدون شناخت اين بزرگواران ، زندگي حقيقي برايمان متصور نيست.) و جايگاه چشم نسبت به سر ( كه مهمترين و شريف‌ترين عضو آن است.)‌ *امام صادق (ع) مي‌فرمايد:‌ « إِنَّ حُبَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يُنْزِلُهُ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ‏ خَزَائِنَ‏ تَحْتَ‏ الْعَرْشِ‏ كَخَزَائِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ لَا يُنْزِلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ وَ لَا يُعْطِيهِ إِلَّا خَيْرَ الْخَلْق‏» « حب ما اهل بيت را (كه پيامد معرفت است) خداوند از آسمان و از خزائن تحت عرش نازل مي‌كند. ( از خزائني كه تحت قدرت خاص حضرت حق است) اين محبّت به اندازه نازل مي‌شود و به بهترين‌هاي خلق عطا مي‌گردد. »

معرفت و محبّت اهل بيت (ع) امري نيست كه از طريق خود ما كسب شود، بلكه نازله‌اي آسماني است كه از ناحيه حضرت حق عطا مي‌شود.

*پيامبر (ص) مي‌فرمايند: « فَوَ اللَّهِ‏ مَا أَحَبَّهُمْ‏ أَحَدٌ إِلَّا رَبِحَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.» « به خدا قسم اگر محبّت اهل بيت نصيب كسي شود در دنيا و آخرت سود و منفت مي‌برد. ‌

ما بنا داشتيم لزوم معرفت حضرات معصومين (ع) را مطرح كنيم، ولي از اين جهت به احاديث مربوط به حبّ مي‌پردازيم كه محبّت مولود معرفت است. به ميزاني كه معرفتمان عميق‌تر و وسيع‌تر باشد، حقايق بيشتري برايمان تبيين مي‌شود، كه رهاوردش محبتي افزون‌تر خواهد بود.

*رسول اكرم (ص) مي‌فرمايد:‌ « وَ الَّذِي‏ نَفْسِي‏ بِيَدِهِ‏ لَا يَنْفَعُ‏ عَبْداً عَمَلُهُ إِلَّا بِمَعْرِفَةِ حَقِّنَا» « قسم به آن كسي كه جانم در دست اوست عمل هيچ بنده‌اي برايش نافع نيست مگر اينكه حق ما را بشناسد.»

اگر طالب نفع دنيايي و اخروي اعمال صالحمان هستيم، بايد در پی معرفة الامام باشيم.

*اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد: « كسي كه نسبت به حق خداي سبحان، پيامبر (ص) و اهل بيتش (ع) معرفت داشته باشد، و لو در بستر بميرد ( و در عرصه رزم حضور نداشته باشد ) ، با شهادت از دنيا رفته است. *امام صادق (ع) مي‌فرمايد:‌ « مَنْ‏ أَحَبَّنَا أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏ وَ حَقَّقَ‏ حُبَّنَا فِي قَلْبِهِ جَرَى يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ عَلَى لِسَانِهِ وَ جُدِّدَ الْإِيمَانُ فِي قَلْبِهِ» « هر كس ما اهل بيت را دوست داشته باشد و محبّت ما را در دلش محقق كند ( محبتش سطحي و ظاهري نبوده و عشق اهل بيت در قلبش تثبيت شده باشد ) چشمه‌هاي حكمت بر زبانش جاري مي‌شود، و ايمان در دلش نو مي‌گردد .

= اگر گفتارمان حكيمانه نيست و مطالب ناصحيح و الفاظ نازيبا بر زبانمان جاري مي‌شود، ناشي از مشكلي بنيادي است، نه مسئله‌اي سطحي و ظاهري. مشكل، كاستي معرفت است.

 

اگر شناختمان نسبت به اهل بيت افزون شود، به همان ميزان محبتمان هم افزايش مي‌يابد و موجب جوشش چشمه‌هاي حكمت مي‌گردد. بنابراين اگر از زبانمان شكايت داريم، به خاطر كم بودن عشقمان است، و اين عشق با معرفت افزون مي‌شود. پس اگر مي‌خواهيم سخنان نادرست بر زبان نياوريم، براي تحقق اين امر گريزي نيست جز شناخت بيشتر و بهتر حضرات معصومين (ع).

= نكته ديگري كه در روايت قابل تأمل است تأكيد امام (ع) بر « تحقق محبّت در قلب »‌ است. شرط جاري شدن چشمه‌هاي حكمت اين است كه دلمان حقيقتاً معدن عشق اهل بيت (ع) باشد، دوستي آنها به گونه‌اي در قلبمان رسوخ كند كه ديگر برايمان تفاوتي نداشته باشد كه حاجتمان را بدهند يا ندهند، نگاهمان كنند يا ما را از درگاهشان برانند،،، در هر حال به آنها عشق بورزيم.

عاشقم بر مهر و بر قهرش به جد                                                                وين عجب من عاشق اين هر دو ضد

بايد عاشق خودشان باشيم، نه طالب عطايشان.

= نقش ديگري كه حبّ اهل بيت (ع) در زندگي ما ايفا مي‌كند، تازه كردن ايمان ماست. هر چيز تازه‌اي موجب نشاط و شادابي ما مي‌شود. « في كلّ جديدٍ لذّة »‌ وقتي با عشق اهل بيت (ع) ايمانمان نو مي‌شود، ديگر احساس كهنگي و فرسودگي آزارمان نمي‌دهد، بلكه تازگي‌ ايمان، با نشاطمان مي‌كند و در زندگيمان لذّتي دائمي را حاكم مي‌‌نمايد.

*پيامبر اكرم (ص) در ذيل آيه مباركه « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ‏ تَطْمَئِنُ‏ الْقُلُوب‏ »[1] «آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد.» مي‌‌فرمايد:‌ « ذَاكِرُ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهَ تَعَالَى وَ رَسُولَهُ وَ أَحَبَّ أَهْلَ‏ بَيْتِي‏ صَادِقاً غَيْرَ كَاذِب‏ ‏» «ذاکر خدا دوست دارد خداوند سبحان و رسولش را و دوست دارد اهل بیتم را صادقانه »‌ آري، كسي كه در درياي مواج مشكلات و در اوج طوفانهاي زندگي، ناخدا بودن اهل بيت (ع) را دريابد و به كشتي نجات آنها راه يابد، هيچ نگراني و دغدغه‌اي تهديدش نمي‌كند. *امام صادق (ع) مي‌فرمايد:‌ « إِنَ‏ فَوْقَ‏ كُلِ‏ عِبَادَةٍ عِبَادَةٌ وَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ أَفْضَلُ عِبَادَةٍ.» « بالاتر از هر عبادت، عبادت ديگري است ، و عشق ما اهل بيت بالاترين عبادت است. »

در عرصه عبادات، حبّ معصومين از بالاترين امتياز برخوردار است و ساير عبادات زير مجموعه محبت اهل بيت (ع) محسوب مي‌شود.

امام صادق (ع) مي‌فرمايد:‌ « مَنْ‏ عَرَفَ‏ حَقَّنَا وَ أَحَبَّنَا فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالى‏» « اگر كسي معرفت حق ما نصيبش شد و ما را دوست داشت، حتماً‌ عاشق خداوند تبارك و تعالي شده است. »

خداوند مي‌فرمايد:‌ « سَخَّرَ لَكُمْ‏ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض‏» [2]« آيا نديده‏اى كه خدا آنچه را در زمين است به نفع شما رام گردانيد.» اگر كسي محبّ خدا باشد، خداوند همه عالم را برايش خرج مي‌كند. و محبّ خدا ، كسي است كه عارف به اهل بيت و عاشق آنها باشد.

***

در روايات دو تعبير را ملاحظه مي‌كنيم« مَنْ‏ عَرَفَنَا» و « مَنْ‏ عَرَفَ‏ حَقَّنَا» . معرفت حقيقي چيست كه اگر نصيب كسي شود محبّ خدا محسوب مي‌شود، و اگر در بستر بميرد مقام شهيد را دارد و ...؟

اين معرفت ، شناخت خاصّي است كه براي به دست آوردنش بايد مراحلي را به عنوان پيش‌نياز، پشت سر بگذاريم.

 

در وهله اول ، بايد قلب و دلمان را كه قرار است جايگاه اين معرفت باشد، از آلودگي‌ها تطهير كنيم.

آيينه شو جمال پري طلعتان طلب                                                          جاروب كن خانه و پس ميهمان طلب

بايد درونمان را غبار‌روبي كنيم و زنگار معصيت و غفلت را از قلبمان بزداييم، سپس طالب محبت و معرفت خوبان عالم شويم.

در مرحله بعد، براي كسب معرفت بايد با استمداد از معصومين (ع) چشم و گوشي قرض كنيم.

با چشم خودي جمال او نتوان ديد

در آغاز حديث كساء مي‌خوانيم كه حضرت زهرا (س) مي‌فرمايد:‌ پدرم را ديدم كه گويا همچون ماه شب چهارده جلوه‌گري داشت.

بنابراين براي معرفة الرسول، بايد به دخترش مراجعه كرد و از طريق ام ابيها، پدر را شناخت. در مورد حضرت ولي عصر (عج) هم بر اين باوريم كه بايد از وجود مقدس حضرت زهرا (س) استمداد بطلبيم تا به حق معرفت اماممان نائل شويم و به شناختي دست يابيم كه عميق و وسيع بوده و دائماً‌ در زندگيمان ساري و جاري باشد.

اگر بخواهيم خودمان حضرت حجّت را بشناسيم، شناختي سطحي، موقّت ،‌ و محدود و مختصر نصيبمان مي‌شود.

معتقديم كه هميشه بايد معرِّف اجلاي از معرَّف باشد، كسي كه معرفي مي‌كند بايد نسبت به چيزي يا كسي كه معرفي مي‌شود كامل‌‌تر بوده و جلوه‌گري‌اش بيشتر باشد.

به همين دليل معرفي امام از عهده ما بيرون است. اگر بخواهيم به معرفتي صحيح دست يابيم بايد از طريق قرآن يا اهل بيت (ع) آن را كسب كنيم.

بر اين باوريم كه حضرات معصومين (ع) جلوه كامل اسامي حضرت حق هستند ، و تعين اسماء الله در آنها به ظهور مي‌رسد. امّا بايد توجه كنيم كه بين اسم و مسمّي تفاوت قائل شويم.

در دعاي جوشن كبير هزار و يك اسم خدا را مي‌خوانيم و بر اين باوريم كه تك تك اين اسامي در همين عالم، در وجود انسان كامل جلوه‌گر است. انسان كامل هر زمان يك نفر بيش نيست، و در زمان ما كاملترين وجود، حضرت ولي عصر (عج) است.

به عنوان مثال در دعاي جوشن كبير خداي سبحان را به عنوان « مهيمن» صدا مي‌زنيم، ( يعني مسلط بر امور)

خداوند به عنوان واجب الوجود بر همه امور مسلط است. ولي در بين مخلوقات يك نفر به اذن حق اين مقام را داراست ( نه استقلالا بلكه بالتبع)

معصوم در بلندترين جايگاه بندگي است واز همه مخلوقات به خداي متعال نزديك‌تر است. از سوي ديگر خداوند فرموده:‌»عبدى‏ اطعنى‏ حتى‏ اجعلك مثلى» « بنده من، مطيع من شو تا تو را  مثل خودم قرار دهم. »‌ پس معصوم - بالتبع نه بالاستقلال، به عنوان ممكن الوجود نه واجب الوجود- اين جايگاه را داراست، يعني به اذن حق مسلط بر زندگي ما است.

حضرات معصومين (ع) اسماي حق هستند و اسم خدا غير از خدا است. اينها باب الله‌اند، زماني كه سراغ اهل بيت برويم مورد عنايت حق قرار مي‌گيريم با وساطت حضرات معصومين (ع) مشمول فيوضات والطاف خداوند مي‌شويم.

در مورد امام معصوم مي‌خوانيم « الْبَابُ‏ الْمُبْتَلَى‏ بِهِ‏ النَّاسُ‏» « بَابُ‏ اللَّهِ‏ الَّذِي‏ مِنْهُ‏ يُؤْتَى‏» در خانه غير از خانه است، اگر بخواهيم وارد خانه شويم بايد از درش بگذريم، خدا شناسي بدون امام شناسي امكان پذير نيست، اگر بخواهيم به وادي توحيد راه يابيم، بايد ابتدا وجود مقدس امام را بشناسيم.

با همين انگيزه ، كلاس امام زمان شناسي را دنبال مي‌كنيم، و با همه وجود سر تعظيم فرود آورده و در پيشگاه خداوند سجده شكر به جا مي‌آوريم كه لطفش شامل حالمان شده، و با وجود همه موانعي كه داريم،‌در نهايت حلم با ما معامله كرده، و توفيق گاه برداشتن در مسير شناخت امام زمان (عج) را ارزانيمان نموده است.

مرحوم حاج ملا آقا جان- كه تشرّف‌هاي متعددي خدمت امام عصر (عج) داشته- مي‌فرمايد:‌ امام زمان (عج) ظهور صغري دارند. همانگونه كه خورشيد از ابتداي طلوع تا زماني كه همه جا را روشن كند زمان مي‌برد، امّا آهسته آهسته اين امر صورت مي‌گيرد،،، ما هم اگر در وادي معرفت امام زمان (عج) گام بگذاريم ، هر چه پيش رويم، خورشيد وجود او بيشتر در ما جلوه‌گر مي‌شود، تا جايي كه اين ظهور سراسر زندگي ما را روشن مي‌كند.

نور ابتداي صبح با روشنايي سر ظهر متفاوت است. امّا اگر باور داشته باشيم نور شديد و وسيع ظهر ادامه همان روشنايي ملايم آغاز صبح است، قدر معارف محدودي را كه كسب مي‌كنيم، مي‌دانيم. مهم اين است كه خداوند به ما توفيق داده تا باب معرفة‌الامام برايمان باز شود. و اميدواريم زماني برسد كه همه عرصه حياتمان با نور معرفت او منور گردد.

يكي از علما نقل مي‌كند صبح جمعه اي در مجلس دعاي ندبه در خدمت آيه الله بهجت بودم وقتي خواننده دعا به اين فراز رسيد كه : «لَيْتَ‏ شِعْرِي‏، أَيْنَ‏ اسْتَقَرَّتْ...‏» «كاش مي‌دانستم كجايي ... » آقاي بهجت به من رو كردند و گفتند:‌ كاش مي‌دانستم كجا نيستي.»

 آري، امام همه جا حضور دارد. وقتي انسان نسبت به امامش شناخت پيدا كرد، ديگر او را در گوشه‌اي از زندگي، يا تنها در زمانهاي اضطرار و بيچارگي نمي‌يابد.

امام همچون روح در جسم‌ جاري است. او دائم با ماست، از ما جدا نيست كه بخواهيم حضورش را تمنا كنيم، اگر او را نمي‌بينيم به خاطر شدت تابش وجود اوست.



[1] سوره مباركه رعد،‌آيه 28

[2] سوره مباركه لقمان،‌آيه 20


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم