.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 12 - 92/12/21

 

           در كلاس امام زمان شناسي بنا داريم با جدّ ‌و جهدي قلبي به شناخت بيشتر حضرت ولي عصر نائل شويم و باور داريم كه اين جد و جهد هم نگرش ما را متحول مي‌كند و هم كيفيت عمل ما را.

افزايش معرفت ما نسبت به امام زمان (عج) جايگاه ما را از فراق به وصال ، و از مطرود بودن به مقبول بودن تغيير مي‌دهد و در واقع همين عالم را برايمان بهشت مي‌كند.

من كه امروزم بهشت وصل حاصل مي‌شود

 

                                                                       وعده‌ي‌ فرداي زاهد را چرا باور كنم

زماني كه نسبت به وجود قدسي حضرت ولي عصر به معرفت صحيح‌تري دست يابيم و باور كنيم كه آن وجود مقدس امام، پدر، ولي، فرمانده و سيد و سالار زندگي ماست ، قطعاً اين ديدگاه نگراني‌هاي ما را مرتفع مي‌كند و در پرورش ، آموزش و نظريات ما تأثير مي‌گذارد.

زماني كه زندگي وادي امن و مملو از آرامش شود، اطرافيانمان متحول شوند، آتش خُلقيات فاسد خاموش گردد و دود اعتقادات فاسد از ميان برود، همين عالم برايمان دارالسلام شده و بهشتي در اختيارمان قرار مي‌گيرد.

***

همچون جلسات قبل، به مرور برخي از فرازهاي دعاي جوشن مي‌پردازيم تا از اين رهگذر به شناخت عميق‌تري نسبت به جلوه كامله اسماء حق - حضرت ولي عصر (عج)- دست يابيم.

«يا سرور العارفين» « اي خدايي كه خوشي و سرور عارفان هستي.»

هر چقدر انسان خدا را بيشتر بشناسد، سرورش افزون مي‌شود. در مورد مولي «ولي خدا» نيز بالتبع همين امر جاري است.

سرور، خوشي‌اي است كه باطن فرد را فرا مي‌گيرد، و در نتيجه در ظاهر هم نشان داده مي‌شود.

همانگونه كه هر چقدر خداشناس‌تر باشيم، خوش‌تر خواهيم بود،،،‌ با شناخت بيشتر نسبت به ولي عصر (عج) هم خوشي و سروري پنهاني، دروني و قوي در زندگيمان جاري مي‌شود.

«منوّل» از اسامی خدای سبحان است این عبارت اسم فاعل نول و نواله مصدر آن می باشد

«نواله» در زبان عرب دو معنا دارد:

1-  كسي كه خلعت و لباس مي‌دهد.

2-  جامه‌اي است از جامه‌هاي رضا كه خداوند آن را بر تن اهل قرب مي‌پوشاند.

بالاصاله، كار خدا جامه بخشيدن است. جامه‌اي كه به شخص داده مي‌شود موجب مي‌گردد فرد عريان نماند، زيباتر جلوه كند، و با توجه به نوع جامه، شخصيتش نشان داده شود.

خداي سبحان منوّل است و بالاصاله جامه بخشيدن كار اوست. و امام عصر (عج) به عنوان وجودي كه تجليگاه صفات حق است، در ميان مخلوقات نقش منوّل را به عهده دارد.

زماني كه به اذن حضرت حق ، جامه دهنده كاملترين انسان در اين عالم باشد، جامه و لباسي خاص و ويژه به شما داده مي‌شود. جامه‌اي كه وقتي آن را پوشيديد ، خدا شما را مي‌پسندد.

 خدا منوّل است و جامه رضا را بر تن اهل قرب مي‌كند. «ولي خدا» هم زماني كه واسطه مي‌شود و مي‌خواهد لباسي در اختيار انسان قرار دهد ، در وهله اول آن فرد را مرضي و پسنديده مي‌كند و سپس مقدمات قربي خاص را برايش فراهم مي‌نمايد.

خداوند در قرآن مي‌فرمايد:‌ « لِباسُ‏ التَّقْوى‏ ذلِكَ‏ خَيْر »[1]‌« و[لى‏] بهترين جامه، [لباس‏] تقوا است. »‌

آيا منظور از «نواله» همان لباس تقواست؟ خير. لباس تقوا را خودمان آماده مي‌كنيم ، يعني خداوند توفيق مي‌دهد تا لحظه به لحظه خودمان تار و پود لباس تقوايمان را ببافيم. امّا «نواله» لباسي است كه «منوّل» به ما مي‌دهد، روزي «  مِنْ‏ حَيْثُ‏ لا يَحْتَسِبُ‏  »[2] است و نسبت به لباس تقوا برتري دارد.

نواله لباسي است كه پس از پوشيدنش ، نفس مطمئنه مي‌شويم و مورد خطاب قرار مي‌گيريم: « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ‏ الْمُطْمَئِنَّة ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ‏ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »[3]‌ « اى نفس مطمئنّه، خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد،»

گويا اهل قربي كه اين لباس رضا بر تنش پوشيده مي‌شود با زبان حال و قال مي‌گويد:‌ «مژده بده ، مژده بده يار پسنديد مرا.»

اگر حواله‌ي نواله به دست ما برسد ظاهر و باطنمان ، روح و جسممان ، قول و فعلمان ، خُلق و نيت‌مان و همه لايه‌هاي دروني و بروني وجودمان مورد پسند حضرت حق قرار مي‌گيرد.

مبادا نااميد باشيد و تصور كنيد چنين لباسي به شما داده نمي‌شود.

همين مگو ما را بر آن در بار نيست                              با كريمان كارها دشوار نيست

در آستانه سال نو قرار داريم . هر كدام به نوبه خود درصدد رفع نياز مستمندان هستيم و مي‌خواهيم واسطه شويم تا فقرا در سال جديد لباس نو بر تن كنند.

آيا قابل باور است خدا، و بالتبع «ولي خدا » ، به ما بندگان محتاج توجه نداشته باشند و لباس رضا و قرب بر ما نپوشانند! آن هم در تحويل سالي كه با ايّام فاطميه همراه است و اشك چشم و سوز سينه وجودمان را پاك كرده و دلهامان را صفا داده!

اميدوارم به بركت ايامي كه با نام و ياد امّ الائمه سپري مي‌كنيم، براي سال نو از عالم ديگر لباسي بر ما بپوشانند كه جمالش از حدّ باورمان فراتر باشد.

بسياري از بچه‌‌ها لباس عوض كردن را دوست ندارند. بعضي از آنها هنگام تعويض لباس خيلي مقاومت مي‌كنند و بعضي هم فرار را ترجيح مي‌‌دهند.

به حضرت ولي عصر (عج) عرض مي‌كنيم: آقا شما «مذلل» هستي، ما را رام كنيد، تا آن هنگام كه مي‌خواهيد لباس قرب و رضا بر ما بپوشانيد فرار نكنيم و به راحتي پذيراي اين جامه شويم.

نكند كسي بگويد:‌اي لباس شايستگي مي‌خواهد و به همچون مني داده نمي‌شود! آقاي قرائتي در ذيل « وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي‏ الْعُقَدِ »[4] مي‌فرمايد: «منظور دم‌هايي است كه هر كس در خود مي‌دمد، تلقين منفي مي‌‌كند و مي‌گويد:‌ اين نمي‌شود و آن نمي‌شود!» تحقق هيچ امري براي خداي سبحان سخت نيست، او مسبب الاسباب است و سبب دريافت نواله را براي ما فراهم مي‌كند.

يكي از اسامي خداوند «باريء» است ، يعني اشيائي را كه خلق كرده جدا مي‌كند. پس از جداسازي ، هر كس سهميه جداگانه‌اي دارد و اينطور نيست كه يك نفر بتواند آنچه سهم چند نفر است را بگيرد و به خود اختصاص دهد.

بايد هر كدام خودمان مراجعه كنيم و جامه قربمان را دريافت نمائيم.

«سلام»

يكي از اسامي حضرت حق «سلام» است. سلام بر وزن فعال بوده و يكي از مصادر باب تفعيل به شما‌ر مي‌رود. زماني كه براي وجودي مصدر به عنوان اسم به كار مي‌رود نماد مبالغه است، يعني اين صفت در آن فرد به ميزان زيادي يافت مي‌شود.

«سلام» بودن خداي سبحان ، به اين معناست كه خداوند از هر گونه عيب و نقصي منزه است ، هم ذات، هم صفات و هم افعال او منزه از نقص بوده و همه اموري كه از خدا صادر مي‌شود كمال محض است.

حضرت ولي عصر (عج) به عنوان «ولي خدا» جلوه كامله اسم «سلام» بوده و از هر نقصي مبّراست.

جلوه نام «سلام»‌ ، معطي « سلام » هم هست و عطيه سلامت را در اختيار افراد قرار مي‌دهد.

امام (ع) واسطه مي‌شود تا ما از قلب سليم برخوردار شويم. « يَوْمَ‏ لا يَنْفَعُ‏ مالٌ وَ لا بَنُون‏ »  «إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ‏ سَليم‏»‌[5]   « روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمى‏دهد،»  روزي در پيش داريم كه نه مال و نه فرزند نفعي ندارد و تنها قلب سليم برايمان نافع است.

امام صادق (ع) در معرفي قلب سليم مي‌فرمايند: « ليس‏ فيه‏ أحد سواه‏ »[6] قلب سليم قلبي است كه در آن هيچ كس غير خدا نيست، به عبارت ديگر، قلب سليم يعني دل موحّد.

كسي كه از قلب سليم برخوردار باشد دو ويژگي دارد:‌

-       به اندازه‌اي كه قلب فردي سليم باشد، در برابر اوامر خداوند تسليم است و نسبت به هيچ يك از احكام الهي اعتراض نمي‌كند.

-       با سليم بودن قلب ، باطن فرد پاك و سالم مي‌شود و سلامت باطن به ظاهر او هم سرايت مي‌كند. بنابراين كسي كه قلبي سليم دارد از بيماري‌هاي اعتقادي و رذائل اخلاقي به دور مي‌ماند و شرك ، ريا ، حسد،‌ حرص ، كينه و ... در وجودش جايي ندارد. فكر و خُلق و عمل چنين فردي اصلاح شده و همين عالم برايش دارالسلام مي‌شود. « لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ‏ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ‏ »[7] « براى آنان، نزد پروردگارشان سراى عافيت است، و به [پاداش‏] آنچه انجام مى‏دادند، او يارشان خواهد بود. »

«شافي»‌

در حقيقت به كسي كه داراي قلب سليم است، دلي عاشق عطا شده.  با عشق به حق، عشق همه خوب‌ها و خوبي‌ها در قلب انسان جاي مي‌گيرد و بدون زحمت و تكلف، از بديها و نازيبائيها فاصله مي‌گيرد و در شمار خوبان رقم مي‌خورد.

فرد عاشق تحت نام شافي خداوند قرار مي‌گيرد و از بيمارهاي اعتقادي و اخلاقي و عملي جدا مي‌شود.

شفا دادن خداي سبحان ، همراه با عافيت است. به عنوان مثال كسي كه مبتلا به بيماري كينه‌ورزي است زماني كه از خدا شفا بگيرد، بدون اذيت و دفعتاً‌ اصلاح مي‌شود. اينگونه نيست كه در گذر زمان به ابتلائات خاص دچار گردد و پس از تجربياتي تلخ از كينه جدا شود.

امام عصر (ع) نيز به اذن حق، شافي است ، و بدون ابتلا و بلا،‌ عافيت را روزيمان مي‌‌كند.

حضرت، «ولي امر» است . عالم امر، برتر از عالم زمان است و در يك آن امر مورد اراده محقق مي‌شود. « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ‏ فَيَكُون‏ »[8] « چون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه مى‏گويد: «باش»؛ پس [بى‏درنگ‏] موجود مى‏شود. »‌

اگر گرفتار رذيله‌‌اي اخلاقي باشيم. در يك لحظه ، با يك نگاه حضرت، از آن صفت مذموم جدا مي‌شويم و بدون گرفتاري و سختي ، شفا مي‌گيريم.

«طبيب »

زماني كه دو نام «سلام» و«شافي» را كنار هم بگذاريم، در مي‌يابيم كه خداوند «طبيب» ماست. «يا طبيب القلوب » ، «اي خدايي كه بيشتر از جسم ، دلم را درمان مي‌كني.»

« يا طبيب‏ من‏ لا طبيب‏ له‏ »‌ اي خدايي كه طبيب كساني هستي كه طبيبي جز تو ندارند.  وقتي اين حقيقت را درك كنيم كه هيچ كاري از خودمان ساخته نيست و فقط لطف حق درمان دردهاي ماست، خداوند شفايمان مي‌دهد.

امام عصر (عج) نيز طبيب ماست. اگر بخواهيم از طبابت او بهره‌مند شويم بايد از همه خلق قطع اميد كنيم و از غير  او دل ببرُيم. بايد باور داشته باشيم كه اگر قرار باشد قلب و دلمان درمان شود ، تنها بايد به وساطت امام عصر (ع) اميد داشته باشيم و روي هيچ چيز و هيچ كس ديگر حساب باز نكنيم.

علامه مجلسي مي‌گويد:‌در كودكي دستم زخم شده بود. مادرم گفت: دست زخمي‌ات را تنها در حضور طبيب باز كن و به هيچ كس نشان نده. زيرا ديگران تنها برايت دل مي‌سوزانند و كاري از دستشان بر نمي‌آيد، ولي طبيب با دين زخم، فوراً‌ درمانت مي‌كند.

به امام زمان (عج) عرض مي‌كنيم:‌

مولي جان! از غير تو دل بريده‌ايم و دردهامان را تنها به تو نشان مي‌دهيم.

چشم اميدمان به لطف و عنايت توست. مي‌خواهيم تحت نام «سلام» ، «شافي» و «طبيب» قرار گيريم واز سلامت دل، سلامت عقل و سلامت خلق برخوردار شويم.

شما را همچون جدّ بزرگوارتان پيامبر اكرم (ص) به عنوان «طبيب‏ دوار بطبه‏ » مي‌شناسيم. به ما آموخته‌اند لازم نيست سراغ شما بياييم تا شفا بگيريم، كافي است دردهامان را ابراز كنيم ، آمادگي‌مان را اعلام نماييم و منتظر باشيم، تا شما بياييد و طبيب جان و دلمان شويد.

«حفي»

يكي ديگر از اسامي حضرت حق ، نام «حَفّي» است . در سوره مباركه مريم آيه 47 حضرت ابراهيم (ع) خطاب به عمويش مي‌گويد:‌ « قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ‏ رَبِّي‏ إِنَّهُ‏ كانَ بي‏ حَفِيًّا » [9]« سلام بر تو به زودي از مربي خودم برايت طلب استغفار مي‌كنم كه او نسبت به من حفيّ است. »

«حَفّي» داراي چند معناست :‌

1-  بسيار مهربان

2-  عالم

3-  لطيف

-       بالاصاله خدا «حَفّي» و «بسيار مهربان » است. ودر بين مخلوقات در زمان ما نام «حَفّي» خداوند به كاملترين وجه در وجود مقدس ولي عصر (عج) متجلي شده.

خداوند در حديث قدسي مي‌فرمايد:‌«  لو يعلم المدبرون عني كيف انتظاري لهم و رفقي بهم و شوقي الى ترك معاصيهم لماتوا شوقا اليّ و تقطعت اوصالهم في محبتي»‌ « اگر كساني كه به من پشت كرده‌اند مي‌دانستند چقدر منتظر آنها هستم، و چقدر با آنها مدارا مي‌كنم و چقدر مشتاق ترك معصيت‌شان هستم ، حتماً  از شدت اشتاق به من مي‌مردند و استخوانهاي مفاصلشان در راه محبت من از هم جدا مي‌شد.

خداي «حفي » آنقدر بنده‌اش را دوست دارد كه مشتاقانه منتظرش مي‌شود تا بنده به سراغ او برود.

در حديث قدسي ديگر مي‌خوانيم خداي سبحان به حضرت عيسي (ع) مي‌گويد: « يا عيسى‏ كم‏ أطيل‏ النظر و أحسن الطلب و القوم في غفلة لا يرجعون‏ » «عيسي ! چقدر نگاهم را طولاني مي‌كنم و طالب هستم. در حالي كه مردم در غفلت به سر مي‌برند و به سوي من بر نمي‌گردند. »

اين گونه در كلام خداوند، حفي بودن نسبت به بندگانش مطرح مي‌شود. امام عصر (عج) مظهر نام «حفي» خداست، همه ما را دوست دارد و نسبت به ما بسيار مهربان است.

به حضرت عرض مي‌‌كنيم:‌ آقاي ما! ابراهيم (ع) مهرباني خدا را به كسي اعلام مي‌‌كند كه بت پرست است و در مقام مخالفت با حق قرار دارد. مگر مي‌شود شما مهرباني‌تان را به جمعي كه لباس موافقت بر تنشان است ابراز نكنيد و برايشان استغفار ننمائيد؟

منتظرين شما عمري است كه با زبان حال و قال مي‌گويند:‌» انيّ سلم لمن سالمكم و حربٌ‌ لمن حاربكم »

آقاي مهربان! اگر شما برايمان استغفار كني، قطعاً گناهان و معاصيمان محو شده و تطهير از همه ناپاكي‌ها برايمان صورت مي‌گيرد.

عاجزانه تمنا مي‌كنيم محبتتان را شامل حال ما كرده و براي تك تك‌مان استغفار نمائيد، كه طلب مغفرت شما، آرام بخش دل‌هاي ماست.

« يا أبانا استغفر لنا ذنوبنا- إنا كنا خاطئين‏ »‌[10]

 

آقا! با همه وجود باور داريم « إِنَّهُ كانَ بي‏ حَفِيًّا »‌ [11]مي‌دانيم نسبت به ما بسيار مهرباني. چشم بصيرتي به ما ارزاني كن تا بتوانيم در جاي جاي زندگيمان «حفي» بودنت را مشاهده كنيم.

 آن دل كه به ياد تو نباشد دل نيست                                                                       قلبي كه به عشقت نتپد جز گل نيست

آن كس كه ندارد به سر كوي تو راه                                                                         از زندگي بي ثمرش حاصل نيست

 

 


[1] سوره مباركه اعراف‌، آيه 26

[2] سوره مباركه طلاق،‌  آيه 3  آ    آيه

هدیه به پیشگاه مطهر صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات

[3] سوره مباركه فجر، آيات 27 و 28

[4] سوره مباركه فلق ‌،آيه 4

[5] سوره مباركه شعراء ،‌آيات 88 الي 89

[6] كافي ، ج 2 ، ص 16

[7] سوره مباركه انعام ، آيه 127

[8] سوره مباركه يس ،‌آيه 82

[9] سوره مباركه مريم، آيه 47

[10] سوره مباركه يوسف آيه 97

[11] سوره مباركه مريم ،‌آيه 47