.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 13 - 93/1/27

 

           به لطف حضرت حق در کلاس امام زمان شناسی قرار را بر این گذاشتیم که از باب « هَلْ‏ جَزاءُ الْإِحْسانِ‏ إِلاَّ الْإِحْسانُ »[1] « مگر پاداش احسان جز احسان است؟» ، در ازای عنایات دائم حضرت ولی عصر(عج) ما نیز به وجود مقدس او توجه کنیم و با کسب معرفت خاص نسبت به امام (ع) عدم غفلتمان را ماندگار و پایدار نمائیم.

در ابتدا به ذکر چند مقدمه می ‌پردازیم:

  • بر اين باوريم که وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) علی الدوام در حال جلوه گری است و اگر ما شاهد بر این جلوه گری او نیستیم به جهت موانعی است که با معاصی و نافرمانی‌های خود ایجاد کرده‌ایم ، زیرا مطیعان حضرت دائماً شاهد جلوه‌گری او در زندگیشان هستند.
  • امام صادق(ع) فرمودند: «إذا احببت رجلا فأخبره بذلک فأنّه أثبت المودّة بینکما»[2]«وقتی کسی را دوست داری، او را از این محبّت آگاه کن تا مودّت بین شما تثبیت شود.»

اگر به مولایمان عشق می ورزیم و او را دوست داریم ، باید محبت مان را به ساحت مقدسش اظهار کنیم تا مودت و صمیمت مان ثابت تر شود.

  • امام عصر(عج) برایمان پیام داده اند که : «فلیعمل کل امریء منکم بما یقرب به من محبتنا و یتجنب ما یدنیه من کراهتنا»[3]«هریک از شما باید عملی انجام دهد که به واسطه‌ی آن به محبّ ما نزدیک شود و پرهیز نماید از چیزی که موجب کراهت ما شود.»

یکی از اموری که ما را به محبّت حضرت حجّت(ع) نزدیک می‌کند ، کسب معرفت نسبت به امام (ع) است، و از سوی دیگر ، جهالت نسبت به حضرت، ما را از ایشان دور می‌نماید.

امام صادق(ع) می فرماید : « ما نبئ نبی قط إلا بمعرفة حقنا و بفضلنا علی من سوانا»[4]«هرگز هیچ پیغمبری پیغمبر نشد مگر اینکه حق ما را شناخت و ما را بر دیگران ترجیح داد.»

همانگونه که معرفت به وجود مقدس معصومین، موجب امتیاز پیغمبران نسبت به دیگر مردم شده و آنها را به مقام ثبوت رسانده است، ما هم به میزانی که به وجود مقدس امام عصر(عج) معرفت پیدا کنیم،از سایر مردم ممتاز می‌شویم.

نبی، وجودی است که از عالم غیب مطلع است. بر این باوریم که معرفت به امام زمان(ع) برای ما، دریچه‌ی ورود به عالم غیب خواهد بود.

  • یقین داریم بیش از اینکه ما طالب وصول به امام (ع) باشیم، حضرت مشتاق جلوه گری برای ما هستند، علیرغم اینکه ذره ای به این جلوه گری نیاز ندارند.

خدای سبحان در حدیث قدسی می‌فرماید: «لو علم المدبرون بی کیف انتظاری بهم و شوقی الی توبتهم لماتوا شوقا الی و لتفرقت اوصالهم من اجل محبتی»«اگر کسانی که به من پشت کردند می‌دانستند که چقدر چشم به راه آنها هستم و چقدر برای رجوع آنها اشتیاق دارم، از شوق وصال من جان مي‌دادند و استخوانهایشان در راه دوستی من جدا می‌شد».

این امر در مورد ولی خدا هم صدق می‌کند، امام عصر(عج) ظل الله است، و همچون خداوند در انتظار کسانی است که به او پشت کرده اند و چشم به راه است تا غافلان نسبت به او ، روزی به سویش برگردند.

 

سکه شاه ولایت هر كجا رود پس آید

اگر باورمان شود امام زمان (ع) با وجود اینهمه یاران عاشق و دوستان خالص، تک تک ما را دوست دارد ، به توجهمان بها می دهد  و منتظر است تا به او رجوع کنیم،،، از شوق جان می دهیم. آری، جای یکایک ما در کنا ر حضرت خالی است و او چشم به راه تک تک ماست.

در حدیث قدسی دیگری خدای سبحان به حضرت عیسی می‌فرماید: «یا عیسی کم أطیل النظر و أحسن الطلب و القوم فی غفلة لایرجعون»[5]«ای عیسی!چقدر نگاهم را طولانی کنم و طلب زیبا را از خودم به نمایش بگذارم، در حالی که مردم در غفلت و بی‌خبری هستند و برنمی‌گردند.»

 ولی خدا هم ـ به اذن حق ـ چشمش به ماست تا از غفلت به درآییم و به سوی او بازگردیم.

***

برای شناخت بیشتر امام زمان(عج) بنا را بر این گذاشتیم که اسماءالله را در دعای جوشن کبیر بررسی نماییم. این اسامی بالاصاله نام‌های خداوند سبحان است، که در زمان ما جلوه‌ی کاملشان در وجود مقدس حضرت ولی‌عصر(عج) متجلی شده است.

«یا فخر من لا فخر له»

 خداوند مایه‌ی افتخار کسی است که چیز دیگری موجب فخر او نیست. امام عصر(عج) نیز اینگونه است زمانی می‌توانیم دوستی با حضرت را فخر خود بدانیم که به افتخارات دیگر بها ندهیم. اگر بابت علم، مال، مدرک، مقام و حسب و نسب خود فخرفروشی داشته باشیم، دیگر ارتباط با امام عصر(ع) برایمان افتخار نیست.

اگر امور دیگر به چشممان بیاید و برای اعتبارات ظاهری ارزش قائل شویم، نمی‌توانیم امام عصر(ع) را فخر خود بدانیم.

گویا حضرت می‌گویند: یا مرا در عرصه افتخارات خود جای دهید و همه چیز و همه کس را بیرون کنید، یا تنها دیگران را انتخاب نمایید.

آری، برای اینکه امام(ع) فخر ما باشد غیر از ارتباط با او ، نبايد هیچ ارزش ديگري در عالم به چشم ما ارزش بیاید، هیچ ارزشی.

اگر بعضی به حضرت اظهار ارادت می‌کنند ولی از طریق ایشان ارزشی نصیبشان نمی‌شود به جهت این است که امور دیگر را هم موجب مباهات و افتخار خود می‌دانند.

کسانی که فخرشان، ارتباط با امامشان بوده به گونه‌ای خاص درخشیدند و نسبت به دیگران ممتاز شدند.

علامه طباطبایی می‌فرماید:« من در بین علما نسبت به دو نفر خیلی ارادت دارم، یکی سید بن طاووس و دیگری سید بحر علوم، زیرا این دو ظهورشان در تشرف است.»

این دو عالم بزرگوار به اهل علم بودن، اهل مراقبه بودن و ... تفاخر نمی‌کردند، تنها افتخارشان اظهار عشق و ارادت به ساحت حضرت حجّت (ع) و ارتباط با امام(ع) بوده است.

باید تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم. اگر می‌خواهیم امام زمانی بودن در دو عالم موجب فخر ما باشد باید همه افتخارات دیگر را موهوم بدانیم و هیچ امر دیگری را مایه‌ی مباهات نبينيم.

«لا» در عبارت «یا فخر من لا فخر له» لای نفی جنس است، یعنی هیچ فخری نباید به میان بیاید تا ارتباط با امام زمان(ع) فخر ما شود.

در عبارت دیگری می‌خوانیم: «یا من به یفتخر المحبون» اگر قرار باشد عاشقان امام زمان(ع) در عالم بابت چیزی فخرفروشی کنند تنها موردی که در پرونده‌ی اعمالشان شایسته فخرفروشی است ارتباط با امام عصر(ع) می‌باشد.

 رابطه با امام عصر(ع) امری است که به راحتی میسر می‌شود.

در جلد 1 مکیال،ص509 روایتی است که می‌فرماید: «صلوا ارحامکم و لو بتسلیم» «صله رحم کنید و لو با یک سلام کردن»

امام (ع) در حکم رحم ماست، چرا که پدر ما محسوب می‌شود. خداوند به ما توفیق داده است تا هر صبح با آل یاسین خواندن، به محضر مبارک امام (ع) چهل سلام بدهیم، صله ارحام کنیم و با حضرت ارتباط برقرار نماییم.

باید قدر این توفیق را بدانیم ، در این عالم به افراد محدودی اجازه‌ی عرض سلام به امام داده می‌شود و اکثریت از این لطف محرومند. حتی بسیاری از مؤمنین، اهل خواندن زیارت آل یاسین نیستند.

در شرح حال مرحوم دستغیب آمده است: شخصی نقل می‌کند: سالهای اول طلبگی‌ام خدمت مرحوم دستغیب رفتم، گفتم:آقا! چه کنم به جایی برسم؟ گفتند: «آل یاسین بخوان». اواخر عمر آقای دستغیب، بیشتر از سی سال از طلبگی‌ام گذشته بود، مجدداً خدمت ایشان مشرف شدم. دوباره سؤال کردم آقا چه کنم به جایی برسم؟ ایشان گفتند: « باز هم می‌گویم آل یاسین بخوان».

یعنی حرف اول و آخر یکی است: ارتباط با امام عصر(ع). زیرا هرچه برکات و کمالات نصیب ما می‌شود از همین طریق است.

«یا فخر من لا فخر له»: اگر قرار است به اماممان افتخار کنیم باید تمامی فخرهای دیگر را از پرونده  اعمالمان خط بزنیم، تدریس‌ها، عبادت‌ها، محبوبیت‌ها، موقعیت‌ها و ... . یقین داریم در پرتو ارتباط با امام زمان (ع) به کسب همه‌ی کمالات نائل می‌شویم و از همه‌ی نواقص مصون می‌مانیم. و اگر خدای ناکرده این رابطه از زندگی‌مان حذف شود ، هیچ عرصه‌ای برای نمایش کمالات و مشاهده‌ی آنها نداریم.

«یا من به یفتخر المحبون»: اگر عاشق امام زمان(ع) هستیم، لااقل باید باطناً به او افتخار کنیم. در زندگی هر ارزش کاذبی که موجب افتخارمان باشد محدود به همین دنیاست و نمی‌توانیم با خود به عالم دیگر منتقل کنیم. حتی بسیاری از این فخرها به ضررمان تمام می‌شود.

به عنوان مثال کسی که به علمش تفاخر می‌کند، همین علم می‌تواند حجتی علیه او باشد، و گفته شود تو که می‌دانستی چرا عملکرد درست نداشتی و در زمره‌ی صلحا نیستی؟

تنها یک افتخار است که همیشه به ما نفع می‌رساند و آن هم افتخار به عاشقی است. باور کنیم حبّ حضرت، امتیاز خاصی است که نصیب هرکسی نمی‌شود.

خداوند بر ما منّت گذاشته و دلمان را که امیرالامرای وجودمان است جایگاه عشق ولیّ خود قرار داده است و این عاشقی ، موهبت بزرگی است که جای فخرفروشی دارد.

«أَلْهاكُمُ‏ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ‏ الْمَقابِرَ » [6] « تفاخر به بيشترداشتن، شما را غافل داشت.  تا كارتان [و پايتان‏] به گورستان رسيد.»

چقدر افراد هستند كه به خانه، ماشين ، جواهر ، وصلت با خانواده‌اي‌ مشهور و ... افتخار مي‌كنند، حتي پاي حسب و نسب را پيش مي‌كشند، سراغ مردگان خود مي‌روند و با اجدادشان فخرفروشي مي‌كنند. خدا را شكر ، افتخار ما به امامي است كه دائما ً ولايت ما را به عهده دارد و حي‌اي است كه همواره امور زندگيمان را ساماندهي مي‌كند.

يكي از اسامي خداوند در جوشن كبير « سرور العارفين » است. «ولي خدا» هم كه تجليگاه اسماء اوست، مايه سرور عارفان مي‌باشد.

سرور يعني خوشي باطني. هر كس امام زمانش را بشناسد و نسبت به او معرفت داشته باشد، باطناً خوش است. برخي سفر مي‌روند، خريد مي‌كنند، مهماني مي‌دهند و ... باز هم دلشان خوش نيست. امّا افرادي كه با امامشان ارتباط دارند، عليرغم محروميت از لذتهاي ظاهري، بسيار دل خوش‌اند.

زماني كه محبّ حضرت شويد دلخوش هستيد، بنابراين هيچ امتياز ديگري غير از اين عاشقي به چشمتان نمي‌آيد، پس مي‌توانيد به عشقتان فخرفروشي كنيد.

براي اينكه بدانيد چگونه بايد به اين امر افتخار كنيد، روايتي را عرض مي‌كنم:

در ذيل آيه 10 سوره مباركه جمعه « فَإِذا قُضِيَتِ‏ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْض وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ...‏»‌ « و چون نماز گزارده شد، در [روى‏] زمين پراكنده گرديد و فضل خدا را جويا شويد...»‌

امام باقر (ع) مي‌فرمايد: « منظور از صلاه بيعت با اميرالمؤمنين (ع) است يعني زماني كه بيعت شما با علي (ع) به پايان رسيد سراغ بقيه معصومين (ع) برويد. »

سپس مي‌فرمايد:  « منظور از ارض اوصياء هستند، همان اوصيايي كه خداوند دستور داده مطيع آنها باشيد. » ‌ زماني كه سراغ معصومين رفتيد از فضل خدا و زياده‌هاي او طلب نماييد. »

وجوه شباهت بين امام (ع) و زمين، قابل تأمل است.

صاحب مكيال المكارم مي‌فرمايد:

1-  زمين مايه آرامش و قرار اهل زمين است ، امام (ع) هم اينگونه است و معيتش موجب راحت و آرام مردم مي‌باشد.

2-  زمين واسطه‌اي است كه بركات سمائيه را قبول مي‌كند و به شكل ديگري به اهل زمين برمي‌گرداند.

آسمان مي‌بارد، زمين باران را قبول مي‌كند، از طريق رويش گياهان بركات را به انسان تحويل مي‌دهد. امام (ع) نيز واسطه نزول بركات است. فيوضات را از خداي سبحان مي‌گيرد و به شكل ديگري در اختيار ما قرار مي‌دهد.

3-  زمين انواع گياهان و ميوه‌ها را در اختيار انسان قرار مي‌دهد و حتي برخي گياهان تنها براي استفاده حيواناتي است كه به ما خدمات مي‌رسانند.

امام (ع) هم انواع علوم و انواع حكمت‌ها را در اختيار انسان قرار مي‌دهد حتي علومي كه صرفاً براي جسم مادي و مركب خاكي انسان لازم است، از طريق امام (ع) آموخته مي‌شود.

علاوه بر مطالب صاحب مكيال، وجوه شباهت ديگري بين امام(ع) و زمين به نظر مي‌رسد، كه خدمتتان عرض مي‌كنم:

4-  خداي سبحان در آيه 6 سوره مباركه نباء مي‌فرمايد: « أَ لَمْ نَجْعَلِ‏ الْأَرْضَ‏ مِهاداً »[7]‌ « آيا زمين را گهواره‏اى نگردانيديم؟»‌

«مهاد» يعني مكان آسايش و استراحت، مقدمه، محل رشد. امام (ع) وجودي است كه با نزديكي به او، به آرامش و راحتي مي‌رسيم.

وجود مقدس امام (ع) باب  الله است، ما را به مطلوب و مقصود حقيقي‌مان مي‌رساند و موجب رشد ما مي‌شود.

5-  همواره زمين سنگيني وجود ما را تحمل مي‌‌كند، و بابت اين امر نه اعتراضي دارد و نه منتي مي‌گذارد.

امام (ع) در تمام طول زندگي زحمات ما را متحمل مي‌شود، و بي‌منت در همه زمينه‌هاي مادي و معنوي به ما خدمات مي‌رساند.

6-  زمين نماد تواضع است امام (ع) هم نسبت به مأمومينش تواضعي خاص دارد. قانوناً بايد مأموم به امام عرض ادب كند و در برابر او خضوع داشته باشد. امّا امام با نهايت تواضع به مأمومش سر مي‌زند و نيازهاي او را برآورده مي‌كند. بدون اينكه قبول يا عدم قبول، و ارادت يا غفلت مأمومش را در نظر بگيرد، به او لطف مي‌كند.

***

به ساحت مقدس حضرت عرض مي‌كنيم:

آقاي ما ، مولاي ما، همه كس ما، همه چيز ما، آسمان ما، امير ما، ولي ما ، سيد ما، سالار ما ، صاحب ما، مالك ما، دوست صميمي ما، رفيق دائمي‌ما ، جليس هميشگي ما، نزديكتر از همه به ما ، « يا فخر من لا فخر له » آقا جان! به گونه‌اي خود را به ما بشناسان كه غير از عشق و معرفت تو هيچ امتياز ديگري به چشممان نيايد.

 

يار با ماست چه حاجت كه زيادت طلبيم

                                                                دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

 

آقا جان !

ياريمان كن با امتياز معرفت تو زندگي كنيم، با امتياز معرفت تو بميريم و با امتياز معرفت تو مبعوث شويم. همه امتيازات اين  عالم فاني است، و امتياز معرفت به تو، امري است باقي. اين امتياز از دنيا به برزخ، از برزخ به قيامت و از قيامت به بهشت قابل انتقال است.

آقا جان ! مي‌داني ما چقدر به ارتباط با تو محتاجيم. مي‌دانيم تو محتاج ما نيستي ، ولي مشتاق  ما هستي. مي‌دانيم كه دوست داري صف منتظرانت شلوغ باشد، عاشقان به سراغت بيايند و بي‌پرده برايشان جلوه‌گري كني.

آقا جان!‌ راضي نشو روزگارمان را بدون تو سپري كنيم. با نگاهي ما را آن كن كه مي‌پسندي : عاشق صادق، منتظر خالص ، عارف كامل ‌، ناصر و ...

 

بي‌ همگان به سر شود بي تو به سر نمي‌شود

                                                             داغ تو دارد اين دلم جاي ديگر نمي‌شود


[1] سوره مباركه  الرحمن، آيه 60

[2] الاحتجاج علي أهل اللجاج ، ج 2 ، ص 498

[3]. الاحتجاج علی اهل اللجاج(طبرسی)، ج2، ص498

[4]. بحار الأنوار،ج26،ص281

[5]. الکافی،ج8،ص134

[6] سوره مباركه تكاثر ، آيات 1 و 2

[7] سوره مباركه نبأ‌،‌آيه 6

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات