.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 9 - 92/11/9

 

        امام حسن عسكري (ع) به حضرت ولي عصر (عج) مي‌فرمايند: « اعلم أن‏ قلوب‏ أهل‏ الطاعة و الإخلاص‏ نزع إليك مثل الطير إذا أمت أوكارها» [1]« بدان قلوب اهل طاعت و اخلاص كنده مي‌شود به سوي تو، مثل پرنده‌اي كه قصد لانه خودش را مي‌كند.»‌

·       مؤمنيني كه اهل طاعت و اخلاص هستند، مايلند تا بعد از هر پرواز معنو‌يشان در كنار حضرت مأوا گيرند و براي پروازي ديگر مهيا شوند.

·       شيعيان راستين بايد همچون پرندگان بنايشان به پرواز باشد، و مايل نباشند كه زندگي زميني را در پيش گيرند.

براي رسيدن به حضرت رفتن به سوي لانه ذكر شده است، و لانه پرندگان در بلندي و بالاتر از زمين است.

كسي كه خواهان وصال امام زمان (عج) است، نمي‌تواند در لابلاي امور دنياي دني او را جستجو كند، بلكه بايد از عالم ماده اوج گيرد و در مراتب عالي ، حضرت را طلب نمايد.

***

بر اين باوريم كه كاملترين جلوه گري اسماء الله در وجود مقدس حضرات معصومين (ع) و در عصر ما در وجود امام زمان (ع) به نمايش گذاشته شده است.

مي خواهيم كبوتر دلمان را به سوي اماممان پرواز دهيم و با چند ويژگي ديگر حضرت آشنا شويم.

«متين»‌ و «ممكن»

خداي سبحان «متين» است ، به معناي «قدرتمند» ، «مقيم»، « ذاتي كه هيچ سستي در او راه پيدا نكرده و هيچ تغييري در او ايجاد نمي شود.»

«ممكّن» يكي ديگر از اسماء الهي است، يعني وجودي كه فرد را تمكين كرده و توانايي‌ها را براي او تثبيت مي‌كند.

وجود مقدس امام عصر (عج) به اذن حق در همه خيرات مقيم است، در امور خير ثبات دارد و قدرتمندانه اعمال خير را انجام مي‌دهد.

·       هيچ تغييري در امام (ع) راه پيدا نمي‌كند. اگر ارتباطش با ما متفاوت مي‌شود به خاطر تغييري است كه ما در رابطه‌مان ايجاد كرده‌ايم.

·       ما همواره نگران هستيم كه در گذر زمان اعتقاداتمان دستخوش شبهات گشته و متزلزل شود، وساوس شيطاني به درونمان راه يابد و ايمانمان سست گردد.

 «يُثَبِّتُ‏ اللَّهُ‏ الَّذينَ‏ آمَنُوا بِالْقَوْلِ‏ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَة»[2] «خدا كسانى را كه ايمان آورده‏اند، در زندگى دنيا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏گرداند، »  خداوند اهل ايمان را در دنيا و آخرت ثابت قدم نگه مي‌دارد.

امام عصر (ع) «متين» است و «ممكن». او امكاناتي در اختيار ما قرار مي‌دهد كه موجب مي‌شود در لغزشگاه دنيا، ثابت قدم بمانيم. با تمسك به اين دو نام حضرت،‌ ديگر فريب زرق و برق دنيا را نمي‌خوريم و مورد آسيب هوي و هوس واقع نمي‌شويم.

اگر با امام زمان (ع) ارتباط برقرار كنيم، او را واسطه فيضي مي‌يابيم كه اعتقادات حقّه ما را محكم مي‌كند و ما را از آفات شبهات مصون نگه مي‌دارد.

«حكيم»

در عبارات متعدد دعاي جوشن كبير، به حكيم بودن خداوند اشاره مي‌كنيم: «‌يا ذا لحكمه و البيان» « يا من في حكمته لطيف» « يا من في صنعه حكيم»‌.

خداي سبحان داراي حكمت است و امام زمان (ع) هم به عنوان جلوه تامه حضرت حق، مظهر نام حكيم اوست.

1-  حكيم كسي  است كه به حقايق امور آگاه است. خداوند حكيم است و «ولي» اش را هم به گونه‌اي قرار داده كه حقيقت امور  از او پنهان نباشد.

2-  حكيم از ريشه حَكم، به معناي «منع» ‌است. خداوند حكيم ما را از يك سلسله امور منع مي‌كند، و نتيجه اين امتناع، اصلاح ماست.

امام (ع) حكيمي است كه مانع دست يابي ما به بسياري از امور مي‌شود. و منع حضرت نه از سر قهر، كه در اوج لطف و مهر است.

ما سالهاست كه تمنا مي‌كنيم: «‌ للهم أرني‏ الطلعة الرشيدة و الغرة الحميدة»‌

امّا حضرت ما را از ديدار خود منع مي‌كند. بسياري از ما اگر به حضور حضرت شرفياب شويم ادب لازم را به جا نمي آوريم و آنگونه كه بايد در برابر ايشان تواضع نمي‌كنيم و ملاقات با امام زمان (ع) به ضررمان تمام مي‌شود.

بنابراين منعي كه از جانب حضرت صورت مي‌گيرد در جهت سازندگي و اصلاح ماست.

3-  حكيم معادل عادل است. خداي حكيم وجودي است كه هر كس را در جايگاه مناسب خود قرار مي‌دهد.

امام عصر (ع) نيز در نظام عالم چنين نقشي را ايفا مي‌كند. حكمت حضرت اقتضا مي‌كند كه محب خود را در جايگاه تسليم، اطاعت و بندگي قرار دهد. امام (ع) اجازه نمي‌دهد منتظرينش به معاصي آلوده شوند و حبّ دنيا قلبشان را فرا گيرد.

هر يك از ما، اگر در جايگاه شايسته خود نيستيم، نام «حكيم» حضرت را ناديده گرفته‌ايم و در زندگي پذيراي حكمت او نشده‌ايم.

4-  اگر حكيم را از حكم به معناي قضاوت و يكسره كردن در نظر بگيريم، خداي سبحان به عنوان قاضي زندگي ماست. با حُكم كردنش ، امور ما را فيصله مي‌دهد و كار را برايمان يكسره مي‌كند.

در شرايطي از زندگي كه قدرت تشخيص نداريم و نمي‌توانيم متوجه شويم امر مثبت و منفي كدام است، بايد به امام عصر (ع) به عنوان حكم دهنده مراجعه كنيم و از حضرت بخواهيم حق و باطل را برايمان مشخص نمايد و ما را از حيرت و سرگرداني نجات دهد.

به دنبال قضاوت امام (ع) ، متوجه مي‌شويم كه چه امر منفي‌اي را بايد از زندگيمان دور كنيم و كدام مورد مثبت را جايگزين آن نماييم.

·       «يا ذا الحكمته و البيان »‌: حضرت به گونه‌اي حكم مي‌كند كه برايمان واضح و قابل درك  است.

اگر از امري منع مي‌شويم علت منعش را برايمان تفهيم مي‌كند. اگر در رابطه با حق يا باطل بودن امري قضاوت مي‌نمايد، ما را متوجه مي‌كند كه دليل اين مدعا چيست.

به دنبال قضاوتهاي او، در مي‌يابيم كه در چه جايگاهي قرار داريم ، و به عنوان قبول يا رد از حضرت چه نمره‌اي مي‌گيريم .

اگر ارتباطمان را با نام حكيم امام (ع) افزايش دهيم ،قوه نظريمان به كمال مي‌رسد و داراي تفكري قوي مي‌شويم . درمورد هركس قضاوت كنيم ،‌حكم صحيح و بجا صادر مي‌كنيم ، و براي رد يا اثبات هر موردي با دليل و استدلال نظر مي‌دهيم .

·       يا من في حكمه لطيف:

«لطيف» هم به معناي دقيق است و هم به معناي پرلطف. حكم‌هايي كه امام عصر (ع) در مورد ما صادر مي‌كند بادقت نظر همراه است ، و قضاوتهايي است از سرمهر، نه از سر قهر. حضرت چون ما را دوست دارد مصالحمان را در نظر مي‌گيرد و مارا از بعضي امور محروم مي‌كند .

·       «وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ‏ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّه‏» «ما به لقمان حكمت داديم كه خدا را شكر كند.»

طبق اين آيه مباركه ،‌حكمت به معناي شكر است.

امام عصر (عج) ما را در جايگاه شايسته‌مان قرار مي‌دهد كه همان جايگاه شاكرين است . جايگاهي كه در آن نعمتها به چشممان بيايد ،هم نعمت را مشاهده كنيم و هم منعم را .

صداي شكر ما بازتابي از شكر امام عصر(عج) است. او شاكر نعمات خداي سبحان بوده و مارا نيز درموضع شكر قرار داده كه توانسته‌ايم سپاسگزار الطاف حضرت حق باشيم .

زمانهايي كه خداوند ما را از بعضي امور منع مي‌كند ،‌و ما محروميت‌هايمان را مصلحت نمي‌دانيم،‌به خود اجازه مي‌دهيم به ساحت مقدس حضرت حق اعتراض كنيم .

در اين مراحل زندگي كه از قوه درك پاييني برخوردار هستيم و قوه نظري فعالي نداريم ، شاكي وناسپاس مي‌شويم و از وادي شكر فاصله مي‌گيريم .اين زمانها ، همان مواقعي است كه در مقابل امام زمان(عج) قرار گرفته‌ايم و با حضرت درگير شده‌ايم.

«دافع البليات»:

«بليه» از ماده «بلوه» است و به غصه‌اي گفته مي‌شود كه بدن را فرسوده مي‌كند. خداي سبحان دافع البليات است و نمي‌خواهد غصه‌ها جسم مارا تحت تاثير قرار دهد و به آن آسيب بزند.

امام عصر(ع) وجودي است كه در بين مخلوقات اين نقش رابه عهده گرفته است .امام زمان (ع) نه تنها به قلب و فكر ما توجه خاص دارد، بلكه حتي اجازه نمي‌دهد در اوج مشكلات جسم ما صدمه بخورد و مندرس شود .بدن ، مركب روح است و نبايد جز در راه بندگي فرسوده گردد.

امام عصر (ع) بليات و غصه‌ها را از جسم ما دفع مي‌نمايد تا بدنمان با هموم دنيا آسيب نبيند . حضرت، انسان كامل است و مي‌خواهد ما هم از جسممان استفاده كمالي داشته باشيم . جسم كه در حال عبادت و عبوديت فرسوده شود ، قبراق ، بانشاط و سرحال است ، ولي جسم فرسوده شده در غصه‌ها ، در اوج كسالت و بي‌حالي است . امام (عج) ديدگاه ما را نسبت به زندگي دنيايي تغيير مي‌دهد و ياريمان مي‌كند تا تمام مشكلات و سختي‌هاي اين عالم را موقت و گذرا ببينيم. در اين صورت ديگر غصه امور دنيوي را نمي‌خوريم و گرفتار غم، كهنگي و فرسودگي نمي‌شويم.

«يا كاشف البلايا»

در وهله اول ، ذات اقدس احديّت كاشف بليه‌ها و غصه‌هاست و در درجه بعد كاملترين وجود در بين خلائق - امام عصر(عج)- اين نقش را برعهده دارد .

حضرت حجابها را براي ما كنار مي‌زنند و پشت پرده گرفتاري‌ها را نشانمان مي‌دهند . وقتي با حكمت مشكلات آشنا شديم و لطف‌ها ، عنايت‌ها و وصل‌هاي پس پرده را مشاهده كرديم ديگر خواستار مرتفع شدن سختي‌ها نيستيم .

«وفي»

«يا من هو في عهده وفي». وفي كسي است كه كار را به تمامه و كماله انجام مي‌دهد و هيچ نقصي در عمل باقي نمي‌گذارد .

خداي سبحان «وفي» است و براي قرار دادهايي كه با بندگان دارد ، بسيار كامل به تعهداتش عمل مي‌كند . وجود مقدس امام عصر(عج) به عنوان واسطه فيض بين ما و خداي متعال ، هر كاري براي ما انجام مي‌دهند ،‌بدون كوچكترين نقص و در اوج كمال صورت مي‌گيرد .

خداوند فرموده ‌است: «فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ‏ » «شما ياد من باشيد من هم به شما قول مي‌دهم به ياد شما باشم» باور داريم وجود مقدس حضرت ولي عصر (عج) نيز اينگونه است به ميزاني كه ما او را ياد مي‌كنيم بسيار كاملتر به ياد ماست و به امورمان توجه دارد .

خداي سبحان در قرآن قول داده است «وَ الَّذينَ‏ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»« اگر در راه ما جد و جهد كنيد حتماً راه‌هايمان را به شما نشان مي‌دهيم.»

هركس به جهت محبت و ارادت به حضرت اقدام كند و براي خدمت به ايشان جدو جهد نمايد، حتما به راههاي وصل و قرب رهنمون مي‌شود و به سُبُل نجات و فلاح راه مي‌يابد .

اگر كسي براي جلب رضايت امام (ع) پروپيمان كار كند، حضرت امور مادي و معنوي‌اش را تامين مي‌نمايد .

امامِ كامل ، كار ناقص انجام نمي‌دهد . اگر دريافت هايمان كم است و موقتي ، به جهت نقص خود ماست، كه كم مي‌گيريم و محدود بهره مي‌بريم .

« يا أَيُّهَا الْعَزيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْل»[3] «اى عزيز، به ما و خانواده ما آسيب رسيده است و سرمايه‏اى ناچيز آورده‏ايم. بنابراين پيمانه ما را تمام بده. »

به حضرت عرض مي‌كنيم:اي عزيز مصر وجود! همه ما و اهلمان گرفتاريم. با سرمايه‌اي ناچيز ،‌كه همان محبت قلبي ماست ، به سراغ شما آمده‌ايم، پس پيمانه‌هاي وجودمان را از خيرات و بركات لبريز سازيد و پرو پيمان به ما عطا كنيد.

آري، كار حضرت پروپيمان دادن است ، اگر ما نمي‌گيريم به خاطر موانعي است كه خود ايجاد كرده‌ايم .

«يَا مَنْ لَا مَفْزَعَ إِلَّا إِلَيْهِ » «  يَا مَنْ لَا مَقْصَدَ إِلَّا إِلَيْهِ » «‌ يَا مَنْ لَا يُرْغَبُ إِلَّا إِلَيْه‏»

« يَا مَنْ لَا مَقْصَدَ إِلَّا إِلَيْهِ»: ما در نظام عالم هيچ قصدي نداريم مگر رفتن به سوي خداي سبحان . گويا فطرت دائماً از ما سراغ خانه دوست را مي‌گيرد . هركس بخواهد قصد و اراده خداوند را كند، ‌بايد سراغ امام عصر(ع) برود، تاحضرت او را به سوي خدا ببرد .

«يَا مَنْ لَا مَفْزَعَ إِلَّا إِلَيْهِ»: «اي آنكه تنها به سوي تو جزع و فزع مي‌كنم .»

بناست تا آه كشيدنها و ناله‌هايمان براي خدا باشد.

از سوي ديگر به ما آموخته‌اند كه در زندگي هرگاه مي‌خواهيد درد دل كنيد ،‌حرفهايتان را به ولي عصر(ع) بگوييد . ترديد نداشته باشيد كه حضرت به ناله‌هايتان گوش مي‌دهد، حال زارتان را مي‌بيند و جزع و فزعتان را بي‌جواب نمي‌گذارد .

« يَا مَنْ لَا يُرْغَبُ إِلَّا إِلَيْه‏»: «اي آنكه رغبتم درحقيقت تنها به سوي توست.»

 ولي عصر(ع) وجودي است كه به عنوان واسطه فيض در عالم ، رغبت و اشتياق مارا ساماندهي مي‌كند .

خود حضرت، «خيرالمرغوبين» است، بهترين و كاملترين مخلوقي است كه جا دارد به او رغبت داشته باشيم و پرنده دلمان در هواي كوي او به پرواز درآيد .

بقيه «مرغوبين» مجازي‌اند و همچون سراب . تنها اوست كه اگر راغبش باشيم به آب حيات مي‌رسيم و نداي «هل من مزيد» سرمي‌دهيم .

 



[1] بحار الأنوار ،ج‏52 ، 35

[2] سوره مباركه ابراهيم ، آيه 7

[3] سوره مباركه يوسف ، آيه 88