.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 14 - 93/2/10

 

              خداي سبحان را سپاسگزاريم اين توفيق را نصيب ما فرموده كه از طريق اسماء الحسناي خداوند به معرفت امام عصر(ع) راه يابيم.

اسامي حضرت حق گرچه بالاصاله مربوط به وجود خداي سبحان است اما همه اين اسماء در حضرات معصومين(ع)‌ جلوه‌گر شده ، و در زمان ما اين اسامي به طور كامل در وجود مقدس حضرت ولي عصر تجلي دارد.

در دعاي جوشن كبير مي‌خوانيم :

«یَا مَنْ لَهُ ثَنَاءٌ لا یُحْصَى » [1] «خدايا! تو وجودي هستي كه ثناگوئيت قابل شمارش نيست.»

« یَا مَنْ لَهُ جَلالٌ لا یُکَیَّفُ» « خدايا! تو وجودي هستي كه جلالت كيفيت خاصي را ندارد و اصلاً به كيفيت درنمي‌آيد.»

« یَا مَنْ لَهُ کَمَالٌ لا یُدْرَکُ»  «خدايا! براي تو كمالي است كه قابل ادراك نيست.»

همه اين امور در وجود مقدس حضرت ولي عصر جلوه‌گر است. ثناي او قابل شمارش نيست، جلال او در كيفيتي قرار نمي‌گيرد و كمال او قابل ادراك نيست.

 در عين اينكه معترفيم شناخت كامل امام زمان(ع) ممكن نيست اما بر اين باوريم كه :

آب دريا را اگر نتوان كشيد                                  

                                                      هم به قدر تشنگي بايد چشيد

« يا قبيل »

یکی از اسامی خدا « قبیل» است به معناي «رو در رو» ، «ضامن» و «قابل و پذيرنده».

«ولي خدا» جلوه‌گاه اسامي خداست و دربين خلائق ، وجود مقدس امام عصر(ع) مظهر اسم قبيل خداوند مي‌باشد .

  • « قبیل» به معناي «رو در رو»: اگر در عالم خوب بنگريم، هرجا نظر كنيم حضرت حجت درمقابل ماست. ما هستيم كه به امام(ع)‌توجه نمي‌كنيم مگر نه او رو در روي خلق است و هيچگاه به ما پشت نمي‌كند .

نقش وفا مي‌كند ، پشت به ما كي‌كند             پشت نداردچو شمع،او همگي روست،‌روست

توجه به اين معنا هم گواراست و هم دردناك ، هم وجودمان را سرشار از شعف و شادي مي‌كند و هم حياي خاصي را بر ما واجب مي‌نمايد .

  • « قبیل» به معناي «ضامن»است : ‌ضامن كسي است كه وقتي فردی دچار خسارتي مي‌شود ، از سر لطف به حمايت او برمي‌خيزد، و خسارت وارد شده را جبران مي‌كند .

ما با قصورهاو تقصيرهايمان، با معاصي و غفلتهايمان دائم در عالم خسارت وارد مي‌كنيم .

به زمين و زمان ، به خودمان ،‌اطرافيانمان وهمه كساني كه به گردنمان حق دارند آسيب مي‌زنيم.

حال اگر ولايت ولي عصر(ع) را بپذيريم و او را به عنوان بزرگتر خود قبول داشته باشيم ، حضرت ضامن ما مي‌شوند و پرداخت خسارت‌هاي مارا به عهده مي‌گيرند .

  • در زبان عرب، به قابله‌اي كه نوزاد را از رحم گرفته و قبول مي‌كند « قبیل» مي‌گويند .

= هنگام تولد، حتي قبل از اينكه مادر چشمش به فرزند بيافتد يا با دستش او را لمس كند، ‌قابله نوزاد را مي‌گيرد.

زماني كه قدم در اين عالم گذاشتيم ، امام عصر(ع) اولين وجودي بوده كه با ما ارتباط برقرار كرده است. حتي قبل از اينكه با مادرمان مرتبط شويم، حضرت ما را پذيرفته‌اند .

امام(ع) مظهر «هو الاول و الاخر» است . آغاز و پايان زندگي ما با اوست. و اين امر حقيقتي است كه انسان با تصورش ،‌از شوق در پوست خود نمي‌گنجد .

= قابله نسبت به بچه‌هايي كه به دنيا مي‌آورد احساس خاصّي دارد، و گويا تك تك آنها را به گونه‌اي فرزند خود مي‌داند .

امام رضا(ع) ، وجود امام را به عنوان «اباالرحيم» ،‌»پدر مهربان» معرفي مي‌نمايند.

حضرت حجت نه تنها «قابل» ماست، بلكه در همه امور ساري و جاري زندگي ، همراهيمان مي‌كند. بسياري از ما تجربه كرده‌ايم زماني كه مي‌خواهيم به محيط جديد و فضاي غريبي وارد شويم ، نگرانيم . اگر كسي به ما بگويد :« نترس، فلان بزرگ كه خيلي به تو لطف دارد دم در ايستاده تا از تو استقبال كند و در ادامه هم همراهت شود و ...»، اين نويد موجب مي‌شود آرامش يابيم و بدون هيچ هراسي راهي مقصد شويم .

امام عصر(عج) آن عزيز مهرباني است كه هنگام ورود به اين دنياي تاريك، هراسناك و پرخطر ، به استقبال ما مي‌آيد .

امامِ « قبیل» اولين وجودي است كه در اين عالم با او مواجه مي‌شويم . گويا مي‌خواهد به اين باور برسم كه در اين دنياي دني تنها نيستيم و پدري مهربان داريم كه در تمامي مراحل حيات همراه و حامي ماست .

=امام « قبیل» است، ‌كودكي و كوچكي ما را ديده و در ادامه زندگي هم با همان چشم به ما نگاه مي‌كند. حضرت شاهد دوران عجز و ناتواني ما بوده ،‌و مي‌داند كه در تمام مراحل زندگي همچنان محتاج عنايت و حمايت او هستيم .

=نوزاد هنگام تولد ،‌آلوده و ناپاك است . قابله پذيرايش مي‌شود ، او را مي‌گيرد و شستشو مي‌دهد، و تطهير بچه به عهده قابله است .

امام عصر (عج)‌ «قبیل» است و با وجود همه ناپاكي‌ها و آلودگي‌هايمان ، باز هم ما را قبول مي‌كند.

 به حضرت عرض مي‌كنيم : آقاي ما ! آن روزي كه سرتاپا آلوده بوديم ما را پذيرفتي، اكنون كه كدورت‌ها و ناپاكي‌ها قلب و دلمان را هم فراگرفته ، پذيرايمان باش ، زيرا جز ارتباط با شما،‌ راه ديگري براي طهارت خود نمي‌يابيم .

باور داريم شما آنقدر رحيم و شفيقي كه براي طهارت وجودي ما مراجعه به خود را شرط قرار نمي‌دهي،‌ شما آنقدر كريم و بزرگواري كه خود سراغ ما مي‌آيي، همانگونه كه بچه به قابله‌اش رجوع نمي‌كند ،بلكه قابله مي‌آيد و به انتظار نوزاد مي‌نشيند.

=قانونا ًبچه بايد با سر به دنيا بيايد، اگر با پا متولد شود لطمه‌ها و آسيب‌هاي زيادي پيش مي‌آيد .

زماني كه ما را براي ديدار بزرگي دعوت مي‌شويم ، براي نشان دادن اشتياقمان به او، مي‌گوييم «با سرمي‌آيم» .

امام عصر(ع) «قبیل» است و در ابتداي ورود به اين عالم ، قبل از هركس ديگر، باوجود مقدس او مواجه مي‌شويم گويا با سر متولّد شدن ، نماد عشق و خضوع در مقابل اوست .

به اماممان عرض مي‌كنيم : آقاي ما ! آن هنگام كه تو منتظرمان بودي و مي‌خواستي قبولمان كني، با سر آمديم . عاشقانه و خاضعانه به اين دنيا پاگذاشتيم، زيرا شما به استقبالمان مي‌آمدي.

حال كه روزگاران را سپري كرديم گاه استكبار مي‌ورزيم ، در برابر شما تواضع لازم را نداريم، وبه خواستها و نظراتتان اعتراض مي‌كنيم .

خضوع در برابر ولي خدا ذاتي ما بوده، اين سركشي و استكبارعَرَضي را از ما بگيريد و همان تواضع و خضوع ذاتي را به ما برگردانيد.

***

آري، امام زمان (ع) « قبیل» است و ما را قبول مي‌كند . حضرت نسبت به ما پذيرشي عجيب و غريب دارد، پذيرشي كه در تصور ما نمي‌گنجد .

يكي از علما نقل مي‌كند: زماني كه مشهد ، حرم امام رضا(ع) مشرف شده بودم  با پريشان خاطري در صحن‌ها مي‌چرخيدم و نمي‌توانستم وارد شوم . ناگاه از پشت، دستي به شانه‌ام خورد . برگشتم ، علامه طباطبايي را ديدم ،‌ايشان به من گفت : «چرا اينقدر در صحن قدم مي‌زني  و وارد حرم نمي‌شوي؟»

«گفتم: آنقدر پريشانم كه نمي‌توانم به زيارت بروم.» علامه گفتند: «طبيب در مطبش ر ا باز مي‌كند تا بيماران به سراغش  بروند ، امام همچون طبيبي است كه منتظر مي‌نشيند تا پريشان حالها سراغش بروند . داخل شو، سراغ امام برو و بدحالي و پريشانيت را براي حضرت بگو، تا دردهايت درمان شود.»

امام عصر(ع) به مانند طبيبي است كه منتظر تك تك ماست تا قبولمان كند . بيش از اين در اتاق انتظارهاي دنيا معطل نشويم ،‌امام درهاي ارتباط را گشوده و گويا به يكايك ما مي‌گويد : بيا تا پذيرش شوي.

***********

«يا مرتّب»

در فراز 98 دعاي جوشن كبير بانام «مرتّب» خداي سبحان آشنا مي‌شويم .

  • خداي متعال مرتّب است ، و ترتيب و ساماندهي امور ما را به عهده گرفته است .

امام زمان (ع) خليفه كامله خدا ، و جلوه تامّه اسامي اوست . امام عصر(ع) ‌در زندگي ما نقش «مرتب» را دارد.

همانگونه كه براي به هم ريختگي ظاهري و آشفتگي زندگيمان از كسي كمك مي‌گيريم،‌ بايد زماني كه عمل آشفته، فكر آشفته و قلب ودل آشفته داريم، سراغ حضرت برويم و از ساحت مقدسش تمنا كنيم تا به وجودمان سامان بدهد و امورمان را مرتب كند.

زماني كه از امام (ع) طلب ياري كنيم ، حضرت مقدمه‌ها و مؤخره‌ها را برايمان مشخص مي‌نمايد، به امورمان نظم و ترتيب داده و از آشفتگي نجاتمان مي‌دهد.

به عنوان مثال، امام (ع) به ما مي‌آموزد مشكلات دنيا را همراه خود به عرصه نماز نبريم ، شلوغي ذهن و به هم ريختگي فكرمان را قبل از نماز نگهداريم و با آشفتگي وارد حريم عبادت نشويم ، مگر نه در برابر خداوند نامرتبّيم .

  • در فرازهاي پاياني دعاي افتتاح مي‌‌‌‌ خوانيم : «اللَّهُمَ‏ الْمُمْ‏ شَعَثَنَا» «خدايا! پراكندگي‌ها و پريشاني‌هاي ما را به واسطه وجود امام زمان (ع) جمع كن. »

« لَمَم‏» به جمع آوري‌اي گفته مي‌شود كه تكرار مي‌گردد. هر بار جمع آوري شده، پراكندگي پيش آمده ، و مجدداً جمع‌آوري صورت گرفته است.

«شعث» يعني موي بسيار آشفته . زماني كه مو شانه مي‌شود، لمم حاصل مي‌گردد. با توجه به اين مطلب، معناي ديگر«مرتب» ،‌»آراسته كننده» است .

تمام نازيبايي‌هاي ما از بي‌نظمي‌ها و نامرتب بودنهايمان نشأت مي‌گيرد.

اگر كاري را در زمان خود انجام ندهيم ، حرفي را نابجا مطرح كنيم و آنچه از وجودمان تراوش مي‌كند، به جاو مرتب نباشد ، شخصيتي ناآراسته داريم و از محبوبيت و مقبوليت ساقط مي‌شويم . «ترتيب» با «تزيين» متفاوت است . زماني كه چيزي به موهاي خود اضافه كنيم تا جلوه‌اش بيشتر شود، آن را تزيين كرده‌ايم ، اما وقتي موهايمان را شانه بزنيم و مرتبشان كنيم ، آنها را آراسته‌ايم.

يكي از جلوه‌هاي آراستگي‌اي كه امام عصر(ع) در ما ايجاد مي‌كند، نظم و ترتيب است ، ‌چه در درون و چه در بيرون .

به عنوان مثال كسي كه صاحب صدق است و همان حرفهاي صادقانه را در موقعيتي مطرح مي‌كند كه جاي آنها نيست ، يا فردي كه كار درستي را انجام مي‌دهد، ولي در زمان و مكان نامناسبي به انجام آن مبادرت نمي‌كند، ‌نياز به نظم و ترتيب در امورش دارد.

امام عصر(ع) اين نقش را در زندگي ما به عهده مي‌گيرد،‌ و بدون اينكه چيزي بر وجود ما اضافه كند،‌ آراسته‌مان مي‌نمايد. با مرتب شدن امور دروني، ‌بسياري از جنبه‌هاي فكري و شخصيتي‌مان جلوه مي‌كند و موجب درخشش ما مي‌شود. مانند خانه‌اي كه بدون اضافه كردن چيزي به وسائل و اثاثيه، ‌دكورش را عوض مي‌كنند. همين كه با چيدماني مناسب، هروسيله در جاي مناسب قرار مي‌گيرد، ‌خانه بسيار بزرگتر و زيباتر به نظر مي‌آيد .

  • معناي ديگر«مرتب»، «ثابت كننده» است .

يكي از نگراني‌ها و دغدغه‌هاي بزرگ ما اين است كه خوبيها و كمالات در زندگيمان تثبيت نشده است، همواره با غفلت‌ها و معصيت‌ها مي‌لغزيم و سرمايه‌هاي وجوديمان را از دست مي‌دهيم .

امام عصر(ع) به عنوان «مرتب» در زندگي ما نقش ايفا مي‌كند، و كمالاتمان را برايمان تثبيت مي‌نمايد .

  • در زبان عرب به كسي كه حقوق ماهانه مي‌دهد،‌»مرتّب» مي‌گويند .

به حضرت عرض مي‌كنيم : آقا جان! حقوق حق كسي است كه كاري انجام دهد،‌ ما دائماً در عرصه حيات خراب كاري مي‌كنيم و خسارت به بار مي‌آوريم . ولي به صرف استغفار كردن، باز هم مشمول لطف شما مي‌شويم،‌ و نه ماهانه،‌ كه روزانه به ما مزد مي‌دهيد.

آقا جان! بدون اينكه در نظر بگيريد كارمان را درست انجام مي‌دهيم يا نه ، آنچه كه ماه و روز گذشته به ما داده‌ايد خوب و بهينه مصرف كرده‌ايم يا نه ، باز هم حقوق مي‌دهيد و زندگي ما را از الطاف خود لبريز مي‌كنيد .

آقاجان! آنچه شما در اختيار ما مي‌گذاريد، حقوق نيست ، حق ما نيست، فضل شماست. ما همه عمربر سر سفره كرامت شماييم. نيازهاي ظاهر و باطن ، و دنيا و آخرتمان با عنايات شما تأمين مي‌شود .

                                                          ***

ما خود را مستحق هيچ لطفي نمي‌دانيم،‌ ولي گويا حضرت قائل‌‌‌اند كه يكايك ما به گردنشان حق داريم.

تصور كنيد جايي مي‌رويد كه كاملاً غريب و تنهاييد . ناگاه كسي شما را مي‌شناسد و با اسم صدايتان مي‌زند. بدون اينكه شما را به خانه ببرد يا خدمات ويژه‌اي ارائه دهد از او ممنونيد. و احساس مي‌كنيد همينكه شما را از غربت درآورده و مايه دلگرمي‌تان شده،‌ برگردنتان حق دارد.

حكايت ما و امام زمان (ع) ‌نيز چنين است. امام عصر(ع) غريبي است كه عموم مردم او را از ياد برده‌اند ، به حضرت توجهي نمي‌كنند و حتي صدايش نمي‌زنند .

در اين دنياي غفلت زده ،‌ اگر كسي امام (ع) را ياد كند و نام او را بر زبان آورد، گويا آشنايي است كه حضرت را از غربت درآورده . امام زمان(ع) كريم است ، كريم ابن الكريم است ،‌و همين توجه ساده را بهانه قرار مي‌دهد، خود را مديون مي‌داند و در اِزاي اين نام و ياد، انسان را شامل الطاف و عنايات بي‌حدو حسابش مي‌نمايد .

به همين جهت است كه در دعاي افتتاح مي‌گوييم :«اللَّهُمَ‏ إِنَّا نَرْغَبُ‏ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَة... و تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة  » و از خداوند درخواست مي‌كنيم به واسطه دولت كريمه امام زمان (ع) ،‌ كرامت دنياو آخرت را نصيبمان كند . امام عصر(ع) كريمي است كه دنيا و آخرتمان با اكرام او آباد مي‌شود.

‌در شبهاي ماه مبارك رمضان،‌ در دعاي افتتاح مي‌خوانيم : «وَ اشْعَبْ‏ بِهِ‏ صَدْعَنَا» ، «خدايا! به واسطه وجود مقدس امام زمان (ع) از هم گسيختگي‌هاي ما را جمع ساز.»

«صدع» يعني «گسيختگي» و «شعاب» به دو معناست: «كاسه بندزن»،‌ «رفوكننده» . در قديم وقتي ظرف چيني يا كاسه‌اي مي‌شكست ، آن را دور نمي‌انداختند. ميان شكستگي ميله‌اي قرار مي‌دادند و ظرف را بند مي‌زدند و سالها از آن استفاده مي‌كردند.

امام زمان(ع) «مرتب» است . در طول زندگي ، هر امري كه شكسته شود، قسمتي يك طرف بيافتد و قسمتي طرف ديگر، امام (ع) به ميدان مي‌آيد عملكردهاي تكه تكه ما را مرتّب مي‌كند، بندمي‌‌زد، و براي يك عمر استفاده آنها را قابل بهره‌برداري مي‌كند .

وقتي پارچه لباس پاره شود، آن را به گونه‌اي رفو مي‌كنند كه به هيچ وجه پارگيش ديده نمي‌شود.

از حضرت تمنا مي‌كنيم «شعاب» بودنشان را شامل حالمان نمايند و با رفو كردن پارگي‌هايي كه گناهان در لباس تقوايمان پديد آوردند، برايمان آبروداري كنند. مي‌خواهيم در برابر خداي سبحان مرتّب باشيم و بالباسي آراسته در ميدان بندگي پيش رويم .

                    ***

آقاي ما ، مولاي ما ، همه كس ما ، همه چيز ما، «قبيل» ما،«مرتب» ما !

منتظرانت را در حريم خود بپذير ، و ما را با عشق و معرفت خود آراسته نما.آشفتگيهاي اعتقادي و عملي‌مان را سامان بده ما را در وادي وصل و قرب ثابت قدم نما.

طبيب عشق بيا مرهمي به زخم گذار                      

                                                                             سواد شوق بر اين صفحه سپيد نگار

عزيز!پركن از اين بازمانده پيمانه                           

                                                                                 غريم، رسم وفاداري و اميد بدار

توديدي و تو پسنديدي و فراخواندي                               

                                                                              دگر نظر نفكندي به اين سياه عذار

مرا كه غربت پاييز بال و پر بشكست                      

                                                                              تو راه دادي و بردي به آشيان بهار

سري كه شور تو دارد، دلي كه خانه توست               

                                                                        كرم نما و همه عمر دست خود بسپار


[1] زاد المعاد - مفتاح الجنان ،ص  438

                                                                                                 هدیه به پیشگاه مطهر بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات