.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 15 - 93/2/24

 

           خدای سبحان را سپاسگزاریم که توفیق جرعه نوشی از سفره معرفتی حضرت ولیعصر (عج) را نصیبمان فرموده است.

بر این باوریم بیش از اینکه ما بی‌تاب معرفت امام زمان (عج) باشیم، حضرت مشتاق معرفی کردن خود هستند. زیرا در این عالم اکثریت افراد وجود حضرت را فراموش کرده‌اند ، چه برسد به اینکه مایل به شناخت او باشند.

در این کلاس، برآنیم تا با بررسی اسماء الحسنای خداوند، به شناخت بیشتر نسبت به ولیعصر (عج) نائل شویم. زیرا در هر زمان جلوه‌گری کامل اسامی حق در وجود یک معصوم صورت می‌گیرد و در زمان ما به طور اتم و اکمل در وجود ختم اوصیاء- حضرت بقیه الله الاعظم (عج)-  متجلی گشته است.

البته آنچه از طریق آشنايی با این اسامی فرا می‌گیریم ، تنها قطره‌ای از اقیانوس بی‌کران وجود حضرت مهدی (ع) است.

«حفی»

بالاصاله خدای سبحان حفی است، و در میان مخلوقات ، حضرت ولی عصر (ع) مظهر این نام الهی است.

  • یکی از معانی «حفی» کسی است که بسیار جویای احوال فرد می‌شود.

در عالم ، ولیّ خدایی هست که دائم حال‌مان را می‌پرسد و ما را مورد تفقد قرار می‌دهد ، نه یک بار و دو بار، که مرتب سراغمان را می‌گیرد و با ما احوال پرسی می‌کند. حضرت می‌خواهد به این بهانه با او سخن بگوییم و او حرفهایمان را بشنود.

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق، لیک

                                                                            چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

خود امام عصر (ع) زیارت «آل یاسین » را به ما یاد داده‌اند . گویا «آل یاسین » نمادی از اسم «حفی» اوست، تا از طریق زیارت خواندن باب گفتگو را با حضرت باز کنیم، و او نیز از احوال ما سوال کند.

به امام زمان (ع) عرض می‌کنیم:

آقا! یاریمان کنید هر گاه از احوال ما جویا شدید به جای اظهار بد حالی ، زبانمان به الطاف و عنایات شما گویا شود.

اگر از ما احوالپرسی کردید ، در پاسخ بگوییم: چرا بد باشیم؟ وقتی امام و کارگزاری مثل تو داریم، مدبری مثل تو داریم ، صاحبی مثل تو داریم ... بهترین حال دنیا را داریم.

آقا ! به گونه‌ای تربیتمان کن که هر گاه شامل اسم «حفی» تو شدیم و حالمان را پرسیدی ، تنها کلاممان گزارش لطف‌ها و محبت‌های تو باشد.

 

  • معنای دیگر « حفی» نوازش کننده است.

بالاصاله خدای سبحان نوازش کننده است، و واسطه نوازش کردن او در عالم، ولی عصر (ع) می‌باشد. با تأمل در این نام حضرت، از خوشی سرمست می‌شویم. او مهربانی است که در میان این همه خلایق، تک تک ما به چشمش می‌آییم و مورد نوازشش قرار می‌گیریم. البته اینگونه نیست که رسما دستی بیاید و ما را نوازش کند ، بلکه محبت و توجه حضرت را نسبت به خود احساس می‌کنیم.

در بحث غضب، روایتی داریم که می‌فرماید: « هر گاه از ارحام خود عصبانی شدید ، او را لمس کنید تا خشمتان رفع شود.» به عنوان مثال ، هنگام غضب نسبت به فرزند، دستش را بگیریم تا آرام شویم.

به حضرت عرض می‌کنیم: آقا! نکند با قصورها و تقصیرهای مکرر مولایمان را به خشم آورده‌ایم، و تو دست نوازش بر سر و رویمان می‌کشی تا از عصبانیت خود بکاهی !

  • «حفی» یعنی « خوش آمد گو» ، فردی که ورود شما را امری عادی تلقی نمی‌کند و با خوش آمد گویی، اشتیاقش را برای دیدار شما اظهار می‌کند.

با توجه به این معنا، هر گاه «آل یاسین» می‌خوانیم و با ورود به وادی محبت حضرت ، به او عرض ادب می‌کنیم ، امام عصر (ع) به ما خوش آمد می‌گوید.

در حقیقت اینکه سراغ امام (ع) برویم یا نه و به ایشان سلام بدهیم یا نه برای حضرت فرق می‌کند، و این امر حاکی از بها دادن امام (ع) به تک تک ماست.

  • «حفی» به فرد مهربانی گفته می‌شودکه عیوب انسان را به او گوشزد می‌کند.

وجود مقدس حضرت ولی عصر «حفی» است، مولایی است که از سر لطف و محبتی که نسبت به ما دارد، عیوبمان را متذکر می‌شود. هرگاه فکری نامناسب، کلامی نازیبا، نگاهی بد و برخوردی نابجا داشته باشیم، ما را متوجه می‌کند، زیرا دوستمان دارد و به اصلاحمان بها می‌دهد.

به همین جهت است که بسیاری مواقع بعد از زیارتها و حالات خوش وصلی که تجربه می‌کنیم، متوجه برخی عیوب و نواقصمان می‌شویم.

  • «حفی» به کسی اطلاق می‌شود که خوشحالیش را ابراز می‌کند.

امام عصر (ع) حفی است، و هر گاه نسبت به ما رضایت داشته باشد، سرورش را ابراز می‌کند.

درک این خوشی و سرور، صوری و ظاهری نیست. هرگاه کار خالصانه‌ای انجام دهیم، به شیعه گرفتاری کمک کنیم، انفاق پنهانی داشته باشیم و ... با احساسی باطنی، متوجه سرور و رضایت امام زمان (ع) می‌شویم.

  • «حفی» یعنی عطا دهنده و اکرام کننده.

حضرت ولی عصر (عج) از ما احوالپرسی می‌کند، هر گاه سراغش رویم خوش آمد می‌گوید، دست نوازش بر سرمان می‌کشد، پنهانی عیبهایمان را متذکر می‌شود، از عملکردهای مثبتمان اظهار خوشحالی می‌نماید و به طرق متعدد ما را تکریم می‌کند.

حضرت عطایایی خاص در اختیار ما می‌گذارد که از جای دیگری نمی‌توانیم دریافت کنیم. تنها نگرانی ما این است که به خاطر موانع فراوانی که بین خود و امام (ع) ایجاد کرده‌ایم نتوانیم از عطایای او برخوردار شویم و از الطاف خاصش بهره‌مند گردیم.


«منیل»

بالاصاله خدای سبحان «منیل » است و امام (ع) به عنوان انسان کامل، مظهر اسم منیل خداست.

«منیل» یعنی نائل کننده، رساننده . «منیل» آنچه که قرار است به ما برسد، به گونه‌ای می‌رساند که حتما آن را دریافت کنیم.

امام عصر (ع) ، به عنوان واسطه فیض، آنچه باید در اختیار ما قرار گیرد، از لایه‌های مختلف عبور می‌دهد، و به گونه‌ای مقدمات امر را فراهم می‌کند که حتما آن مورد را به دست بیاوریم و به کسب آن نائل شویم.

نباید منیل بودن حضرت برایمان امری غیر قابل باور باشد.

همانگونه که آب از همه سنگهای بین راه عبور می‌کند تا خود را از دل زمین به چشمه برساند، امام (ع) نیز رساننده است و با وجود همه موانع، آنچه مقدر شده ، به ما می‌رساند. گاه حصول به مطلوبمان در خوشی‌هاست و گاه در ناخوشی‌ها، منتها باید توجه داشته باشیم هر زمان امام منیل خواست چیزی در اختیار ما قرار دهد ، به حضرت عرض کنیم:

ما از تو نداریم به غیر تو تمنّا

                                                               حلوا به کسی ده که محبت نچشیده

به مولایمان بگوییم: آقا ! ما نمی‌خواهیم تنها از طریق شما به خواسته‌هایمان برسیم، بگیریم و برویم، بلکه طالب معیت و همراهی دائم با شما هستیم.

روز و شب با تو بودنم هوس است

                                                                  بی تو بودن ، نبودنم هوس است

در دعای جوش کبیر، با دو نام به معنای «رساننده » آشنا می‌شویم : منیل و منوّل.

«منوّل» از باب تفعیل است و نشان از تدریج دارد، و «منیل» از باب افعال بوده و ناگهانی و یکباره انجام می‌شود.

امام عصر (ع) در هر حال آنچه که باید به دستمان برسد، در اختیارمان قرار می‌دهد، منتها بعضی امور به تدریج و در مراحل مختلف زندگی به ما می‌رسد، و برخی دیگر، یکباره و ناگهانی.

«راصد»

یکی از اسامی خدای سبحان اسم راصد است ، یکی کمین کننده. «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصاد »[1] « زيرا پروردگار تو سخت در كمين است.»  خداوند در کمین ما نشسته تا صیدمان کند و ما را از آنِ خود نماید.

امام عصر (ع) نیز به عنوان خلیفه کامله خداوند، رصد کرده و در کمین است تا ما را به دام خود بیاندازد.

  • معنای دیگر «راصد» ، «چشم انتظار» است.

حضرت حجت (ع) راصدی است که انتظار می‌کشد تا ما به او رو کنیم و سراغش برویم.

هیچ شکارچی‌ای به دنبال صید سوسک و ملخ نمی‌رود، هر صیادی در پی شکاري قیمتی و ارزشمند است. اینکه امام عصر (ع) در کمین است ، چشم انتظار ماست و می‌خواهد ما را صید کند ،،، به این معناست که ما را ارزشمند و قیمتی می‌داند،،، و باور این حقیقت برای عمری سرمستی کافی است.

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را

                                                           که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمی‌گیرد

  • معنای دیگر «راصد» ، نگهبان و مراقب است.

امام عصر (ع) راصدی است که هر کجا باشیم چشم از ما بر نمی‌دارد. جانهای ما به فدای آن دو چشم نازنینی که همواره نگاهش برماست. « السلام علیک یا عین الله ناظره»

او نگهبان است، دائما مراقب است که در دام دنیا نیفتیم، حضرت آنقدر غریب است که باید برایمان دام پهن کند تا سراغش برویم و با گرفتاری حب دنیا، از او غافل نمانیم. آنقدر از اماممان دور افتاده‌ایم که حضرت باید برایمان تور بیندازد، آب و دانه بگذارد تا به سمتش برویم و صیدش شویم.

عاجزانه از مولایمان بخواهیم زمانی که در دامش افتادیم، به گونه‌ای ما را نگه دارد و  اسیر خود کند که تنها پرنده کوی او باشیم، همانجا آب و دانه بخوریم و جای دیگری نرویم.

«سارّ»

این اسم بالاصاله مربوط به خدای سبحان است ، و از آنجا که معصومین (ع) جلوه تامه اسماء الحسنی هستند نام‌های الهی در آنها جلوه‌گری می‌کند. در زمان ما جلوه کامله این اسامی وجود مقدس حضرت ولی عصر (عج) است.

  • «سارّ» از ماده سر، به کسی اطلاق می‌شود که پنهانی نیکی می‌کند و الطافش مخفیانه است.

اگر بخواهیم شامل لطف‌های خاص حضرت شویم، باید به او نزدیک باشیم. زمانی که با عرض ارادت‌ها و ابراز محبت‌ها به ساحت مقدسش ، قرب او نصیبمان می‌شود می‌توانیم از الطاف پنهانی‌اش بهره‌مند شویم.

آن زمان که در نماز متقلب می‌شویم، هنگام دعا حال خوشی نصیبمان می‌شود، در زیارت به درک حقیقت جدید دست می‌یابیم و .... ، همان زمانی است که مورد عنایت خاص حضرت قرار گرفته‌ایم و از الطاف پنهانی، آن مولای «سار» برخوردار شده‌ایم.

  • «سارّ» از ماده سرّ ، به معنای نجوا هم آمده است.

بعضی اوقات اموری را دریافت می‌کنیم که دیگران از آن غافلند، گویا در این زمانها حضرت ، نجوا می‌کنند و حقایقی را در گوش جانمان زمزمه می‌نمایند.

به عنوان مثال ، یک زمان سر سوزنی از درد دوران غیبت و انتظارش را برای ظهور ، درک می‌کنید.

زمانی دیگر ، با مشاهده منکری ، غیرت دینی‌تان به جوش می‌آید و به حضرت می‌گویید: آقا ! شما چقدر دل پردردی دارید که همیشه و همه جا شاهد جهالت‌ها و معصیت‌های شیعیانتان هستید...

حضرت گاهی اسرار مربوط به خوشی‌های اهل بیت (ع) را در اختیارتان می‌گذارند و گاهی اسرار ناخوشی‌ها و رنج و دردهای آل الله را.

  • «سارّ» از ماده سرور، به معنای مسرور کننده و خوشحال کننده است.

امام عصر (ع) مولای مهربانی است که طاقت اشک دیده و سوز سینه ما را ندارد.

بسیار تجربه کرده‌ایم که بعد از غمهای بزرگ و سنگین، انبساط خاطری شیرین وجودمان را فرا می‌گیرد و آرامشی عمیق در جانمان می‌نشیند. این همان توجه امام «سار» و شادمان کننده است که نمی‌گذارد ناخوش بمانيم و به سرعت دلخوشمان می‌کند.

دلخوشی‌های حقیقی و پایدار ، همان توفیقاتی است که با وساطت حضرت نصیبمان می‌شود و موجب شادمانی ‌مان می‌شود.

هر گاه که توفیق اشک ریختن ، نماز شب خواندن، ذکر گفتن، توفیق خدمت به خلق، توفیق حسن خلق ، و .... روزیمان می‌شود، در واقع امام عصر (ع) واسطه شده است تا مسرورمان کند و دلهامان را شاد نماید.

«نفّاح»

«نفحه» و «ریح» به معنای باد است. «نفحه» به ابتدای وزش می‌گویند، و ادامه وزش ، «ریح» نام دارد.

  • ابتدای هر حسنه و کار مثبت، امام (ع) بوی خوش خود را پخش می‌کند. هر گاه در عبادتی سرحالیم ، و حس وصل و قرب داریم، هر زمان که در امور معنوی حال خوشی داریم، گویا امام عصر (ع) نظر و گذری داشته و بوی او فضا را معطّر کرده است.

امام زمان (ع) بوی خوشی دارد که هر جا یادش، کلامش و پیامش باشد، بوی حضرت نیز آنجا هست.

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید 

                                                                   از یار آشنا سخن آشنا شنید

·       « یا مرتاح»

زمانی که بوی امام (ع) فضای زندگی ما را عطرآگین کند، راحت هستیم. همه قبض‌ها و تنگناهای ما به خاطر عدم ارتباط با امام زمان (ع) است. زمانی که به حضرت رو کنیم ، او را به عرصه زندگی خود بیاوریم و با وجود نازنینش ارتباط برقرار کنیم نگرشمان به زندگی تغییر می‌کند و دغدغه‌هامان متفاوت می‌شود. و آن زمان است که قلب و دل، روح وجان و جسم و روانمان به راحتی می‌رسد.

  • امام عصر (ع) نفاح است، و آن هنگام که ظهور کند بوی خوشش در همه عالم می‌پیچد و همگان را سرمست می‌کند.

«خفیر»

واژه «خفیر» دارای چند معنی است. با دو معنای «نگهبان» و «وفا کننده به عهد» در رابطه با اسم‌های «راصد» و «وفی» آشنا شدیم. دو معنای دیگر هم برای خفیر ذکر شده است:

1-  «خفیر» به معنای «بسیار شرمگین»

فرد کریم هر چه عطا کند و بخشش نماید به چشمش نمی‌آید. امام عصر (ع) از آن رو «خفیر» است که با وجود تمام الطاف و عنایاتش ، باز هم از ما شرمنده است.

اجداد طیبین و طاهرینش نیز همینگونه بودند. در روایات نقل شده که امیرالمومنین (ع) و امام حسین (ع) هم پس از عطای فراوان به افراد، از آنها عذر خواهی نموده و اظهار شرمندگی می‌کردند.

به امام عصر (ع) عرض می‌کنیم : آقا ! ما باید شرمنده باشیم نه شما، ما باید از خجالت آب شویم که مولای کریمی مثل تو را تنها گذاشته‌ایم و به سراغت نمی‌آییم.

2-  «خفیر» به معنای بدرقه کننده.

می‌دانیم مهمان باید خیلی عزیز باشد که صاحبخانه بدرقه‌اش کند. زندگی ما سراسر قصور و تقصیر است. امّا مولایی کریم داریم ، بنابراین به خود اجازه می‌دهیم به حضرت عرض کنیم:

بی همگان به سر شود ، بی تو به سر نمی‌شود

                                    داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمی‌شود

ای آقای بدرقه کننده! منت بگذار و برای هر امر عبادی و معنوی بدرقه‌مان کن. نه تنها در طول زندگی، که در لحظه مرگ و خروج از این عالم به بدرقه ما بیا و در تشیع جنازه ما نیز حاضر شو.

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

                                                  هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام

 

 


[1] سوره مباركه فجر ،‌آيه 14