.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 17 - 93/7/16

 

                به لطف حضرت حق، با اين انگيزه و نيّت كلاس امام زمان شناسي را برگزار مي‌كنيم كه موانع معرفت نسبت به حضرت ولي عصر (عج) را مرتفع نماييم تا بيش از پيش از تابش نور ولايت بهره‌مند شويم. مهمترين مانع جهل است. به ميزاني كه از ظلمت جهالت دور شويم نزديكي ارتباط با ولي خدا را احساس مي‌كنيم. البته منظور از ارتباط، رابطه فيزيكي، صوري و ظاهري نيست بلكه به دنبال ارتباطي هستيم كه در آن تبعيت خاص مأموم از امام به نمايش گذاشته شود.

***

  لازم به ذكر است رواياتي كه در كلاس سال جاري مطرح مي‌كنيم، از كتاب دانشنامه امام مهدي (ع) است، كتابي ده جلدي كه توسط پژوهشگاه قرآن و حديث تهيه شده.‌ در مقدمه اين كتاب تصريح شده كه تمامي احاديث ذكر شده با بررسي سلسله سند انتخاب شده‌اند، و از طرح رواياتي كه سند ضعيفي داشته اجتناب شده است.

  • امام صادق (ع) نقل مي‌فرمايند: كه روزي امام حسين (ع) از پدرشان سؤال كردند: «مَتَى‏ يُطَهِّرُ اللَّهُ‏ الْأَرْضَ مِنَ الظَّالِمِينَ» [1] و اميرالمؤمنين (ع) فرمودند:‌ «يَقُومُ‏ الْقَائِمُ‏ الْمَأْمُولُ‏ وَ الْإِمَامُ الْمَجْهُولُ لَهُ الشَّرَفُ وَ الْفَضْلُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْن‏» حضرت اباعبدالله (ع) سؤال كردند: « خداوند كي زمين را از ظالمين تطهير مي‌كند؟»‌ و اميرالمؤمنين به جاي مطرح كردن وقت ظهور، به اصل تطهير به واسطه وجود حضرت مهدي (عج) اشاره مي‌كنند و پاسخ مي‌دهند: « آن قيام كننده كه آرزوي همگان است، و آن جلودار شناخته نشده كه شرافت و فضيلت خاص اوست، قيام مي‌كند، اي حسين ! او از فرزندان توست. »‌

در اين روايت ، عبارت « الْإِمَامُ الْمَجْهُولُ» جاي تأمّل دارد. حضرت امير (ع) ، امام عصر (عج) را به عنوان امام ناشناخته معرفي مي‌كنند، جلوداري كه عموم مردم نسبت به او جاهلند ولي جهل آنها موجب نمي‌شود از افاضه فيض حضرت محروم بمانند.

  • امام زمان (ع)‌ در معرفي خود مي‌فرمايند:‌ «أَنَا خَاتِمُ‏ الْأَوْصِيَاءِ وَ بِي يَدْفَعُ اللَّهُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِي وَ شِيعَتِي‏»[2] « من خاتم الاوصياء هستم و خداوند به واسطه من بلا را از خانواده‌ام و شيعيانم دفع مي‌كند.»‌

امام عصر (عج) طبق فرمايش خودشان ، دافع البليات هستند. اگر گرفتاري‌هاي عديده شيعه را محاصره كرده است، حضرت بلايا را دور مي‌كنند و اجازه نمي‌دهند به شيعه لطمه و آسيبي وارد شود.

  • در روايتي ، امام حسن عسكري (ع) از وجود مقدس ولي عصر (عج) با عنوان «غريم» ياد مي‌كنند. «غريم» در زبان عرب دو معناي كاملاً‌ متضاد دارد: «طلبكار»‌ و «بدهكار».

 در يك نگاه، امام (ع) از ما طلب‌هاي بسيار دارد. وقتي به خود مي‌نگريم سر تا پاي وجودمان را بدهي نسبت به حضرت مي‌يابيم. وظائف فراواني به عهده ما بوده، امام (ع) حقوق زيادي به گردن ما داشته كه ادا نكرده‌ايم و بدهكار اوييم.

از سوي ديگر، ولي عصر (ع)‌ خود را بدهكار امّت مي‌داند، به همين جهت تمام الطافي كه از او بر ما مي‌بارد، بي‌منت است.

امام (ع) دعاها، لطف‌ها و عنايت‌هايي كه در حق شيعه دارد، وظيفه خود مي‌داند.

او همچون بدهكاري است كه بدون تأخير ، بدهي‌هايش را ادا مي‌كند و درانجام وظائف امامتش ، ذره‌اي درنگ ندارد. زيرا تأخير در پرداخت ، ناشي از ناتواني و ضعف فرد است. امّا ولي عصر در اوج قوّت و قدرت قرار دارد و لحظه به لحظه ، به بهترين وجه وظائفش را نسبت به امّت انجام مي‌دهد. بنابراين نگاه امام به امت ، بدهكارانه است.

 امّا زماني كه ما به امام نگاه مي‌كنيم و مي‌خواهيم جايگاه خود را بيابيم ، بايد خود را بدهكار به حضرت بدانيم، نه اينكه جسارت كنيم و در مقام يك طلبكار زبان گله و شكايت داشته باشيم، و بگوييم :‌ پس كو؟ پس كِي ؟ چرا اينقدر كم ؟ و ...

  • روايات متعددي در دانشنامه امام مهدي (ع)‌آورده شده كه در آنها اين عبارت به چشم مي‌خورد: « ‏ يُزَيِّنَ‏ اللَّهُ‏ تَعَالَى‏ الْأَرْضَ‏ بِظُهُورِه‏ وَ ظُهُورِ دَوْلَتِه‏ » « خداوند تعالي با ظهور او و ظهور حكومت او، زمين را تزيين مي‌كند. »‌

زمين، آراستگي‌هاي فراواني دارد، ولي گويا اوج آرايش آن ، با وجود امام (ع) است. زماني كه خداوند مي‌خواهد زمين را مزّين و به چشم آمدني كند،  امام (ع) و حكومت امام (ع) را در آن ظاهر مي‌سازد.

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند:‌ « اي انسان ! مثل اين عالم در وجود تو هست.»‌ طبق فرمايش حضرت امير (ع) در درون ما يك زمين وجودي است. اگر بخواهيم اين زمين مزين شود، بايد ولايت امام (ع) در ما جلوه‌گر باشد، در اين صورت است كه وجودمان تزيين مي‌شود و در محضر حضرت حق جلوه مي‌كند.

هر چقدر ولايت حضرت بر وجود ما سلطه داشته باشد، آراسته‌تر مي‌شويم و درعرصه عبوديت و بندگي، بيش از ساير عباد، براي خداوند جلوه مي‌كنيم.

به چشم آمدن هر كدام از ما، به ميزاني است كه با اماممان پيوست داريم. نماز ، روزه ، انفاق ... و هر عمل واجب و مستحبي كه انجام مي‌دهيم، تنها در پرتو نور ولايت در محضر حق جلوه مي‌كند.

در غير اين صورت اعمال ما به چشم نمي‌آيد تا مورد قبول واقع شود.

  • در مفاتيح الجنان، در دعاهاي هر روز ماه مبارك رجب ، توقيعي از حضرت ولي عصر (ع) آورده شده كه در آن مي‌خوانيم: « فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتَّى‏ ظَهَرَ أَنْ‏ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا أَنْت‏ »‌[3] حضرت حجت در مورد حضرات معصومين (ع) مي‌فرمايند: « خدايا ! تو با آنها آسمان و زمينت را پر كردي تا توحيد ظهور كند و اين حقيقت آشكار شود كه جز تو معبودي نيست. »‌

عبارت فوق العاده عجيبي است! اگر از امام زمان (ع) سراغ خودش را بگيريم و بگوييم آقا كجا هستي؟ گويا حضرت در عالم معنا به ما پاسخ مي‌دهد همه جا هستم، در زمين خدا و در آسمان خدا، مهم اين است كه تو حاضر شوي و در محضر حق حضور داشته باشي.

«مَلاتَ» «پُر كردي» : خدايا !‌تو عالم را از امام (ع) پُر كردي ، در زمين و آسمان جايي نيست كه امام (ع) نباشد. گويا اگر از خداوند بپرسيم اماممان كجاست؟ مي‌گويد:‌ امامتان كجا نيست؟

«حَتَّى‏ ظَهَرَ أَنْ‏ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا أَنْت‏ »: چه وقت مي‌توانيم احساس كنيم كه همه عالم از امام (ع) پرُ است؟ زماني كه موحد شويم، و به جايي برسيم كه روي هيچ كس و هيچ چيز غير از خداي متعال حساب باز نكنيم.

آري با نور ولايت مي‌توانيم به توحيد برسيم، و با عبور از قلعه ولايت موحد مي‌شويم.

وقتي فقط و فقط به خدا اعتماد كنيم و به اين حقيقت برسيم كه «لا مؤثر في الوجود الاّ الله » ، آن زمان است كه فضاي اطرافمان را پُر از نور ولايت مي‌بينيم و پُر بودن همه جا را از امام (ع) درك مي‌كنيم.

«فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتَّى‏ ظَهَرَ» :‌ هر گاه احساس كرديم يكه شناس بودنمان ظهور كرده و موحد شدنمان ‌جلوه گر شده، متوجه باشيم كه با توان و توفيق خود به توحيد نرسيده‌ايم، تك تك مان امام و جلوداري داشتيم كه « دستم بگرفت و پا به پا برد.»‌

نور ولايت بر ما مي‌تابد كه مي‌توانيم حقيقت را ببينيم و به اين درك برسيم كه هيچ وجودي غير از خداوند در عالم مؤثر نيست.

مهمترين آموختن، و تخصصي‌ترين مبحث براي آموختن، يادگيري توحيد است، كه تنها از طريق امام (ع) محقق مي‌شود.

آن زمان كه در زندگي احساس مي‌كنيم نه حسب و نسب به كارمان مي آيد، نه مدرك و مقام كمكمان مي‌كند، نه مي‌توانيم روي دوست، همسر و فرزند حساب كنيم، آن زمان كه به اين بينش برسيم و تنها خداوند را در عالم همه كاره بيابيم، زماني است كه امام در عرصه حياتمان اوج جلوه‌گري را دارد كه مي‌توانيم به توحيد برسيم، و در حقيقت در پرتو نور ولايت زندگي مي‌كنيم.

با همين ملاك مي‌توانيم خود را محك بزنيم كه چه زمانهايي در زندگي مشرك هستيم. هر گاه روي خودمان حساب باز كنيم يا روي مقام، مدرك، همسر و فرزندمان ، يا حتي روي ذكرها و نذرهايي كه مي‌كنيم ،،، همان زمانهايي است كه از اماممان غايب هستيم ، و از او فاصله گرفته‌ايم.

  • بر اين باوريم كه اسامي حضرت حق (ع) در اين عالم به نمايش گذاشته شده، و تجلي كامل اين اسماء در حضرات معصومين (ع) است.

يكي از اسامي خداوند كه در ادعيه مي‌خوانيم «عائد»‌است ، كه دو معنا دارد:

اگر «عائد»‌ از عود به معني رجوع باشد، به كسي گفته مي‌شود كه دائم رجوع دارد. بالاصاله ، خداي سبحان «عائد» است و دائماً‌ به سراغ بندگانش مي‌آيد، و در ميان خلائق ، جلوه كامل اين نام ، در امام زمان (ع)‌ است.

«عائد» با «تواب»‌ تفاوت دارد ، عائد كسي است كه پشت سر هم مي آيد، پي در پي مي‌آيد، يعني آنقدر مي‌آيد و مي‌آيد تا شما را اسير محبتش مي‌كند.

«عائد» وجود مهربان و مشفقي است كه دائماً‌ به شما سر مي‌زند و رجوع پي در پي دارد.

امام همچون پدر رئوفي است كه هر چقدر فرزندش به او بي‌محلّي كند، به پاي جهالتش مي‌گذارد و او را رها نمي‌كند. هر چقدر سراغش برود و فرزند در را به رويش باز نكند، دلگير نمي‌شود و مي‌گويد:‌  به من نياز دارد، دوباره به سراغش مي‌روم. ‌ هر چقدر اظهار استغنّا كند و فاصله بگيرد ، پدرش او را به حال خود وا نمي‌گذارد و دائم جوياي احوالش مي‌شود. امامِ عائد آنقدر پشت سر و بي‌فاصله سراغتان مي‌آيد تا عاشق و سالكتان كند و شما را در مسير بندگي پيش برد.

معناي ديگر «عائد» ، «عيادت كننده »‌ است. همه ما بيماريم، يا درگير بيماري‌هاي جسمي هستيم و يا اسير بيماري‌هاي اعتقادي، روحي و اخلاقي. يكي مشرك است ، يكي ريا كار و ديگري حسود و حريص و ...

لازم نيست حضرت را دعوت كنيد، همين كه بيماريد و مشكل داريد، خودش براي عيادتتان مي‌آيد.  در عيادت‌هايش ، مخفيانه برايتان طبابت مي‌كند. در عيادتهايش آنقدر نوشيدني‌ها و خوردنيهاي معرفتي لازم را در اختيارتان قرار مي‌دهد تا اصلاح شويد.

نكته قابل توجه ديگر اينكه عيادت كننده با طبيب فرق مي‌كند. گاهي بيمار حوصله طبيب را ندارد، ولي براي عيادت كننده دل تنگ مي‌شود.

از سوي ديگر وقتي وجودي عزيز و شريف به عيادت مريض مي‌آيد، شادمان مي‌شود كه بيمار شده و چنين موقعيتي برايش پيش آمده تا متوجه شود نزد اين فرد، محبوب و مورد توجه است.

  • يكي ديگر از عناوين «حاضر»‌ است، به دو معنا:‌

1-  كسي كه حضور دارد.

2-  كسي كه از غذايي كه دارد به تنهايي استفاده نمي‌كند.

با تأمل در معناي دوم، از محبت و شفقت اماممان سرمست مي‌شويم. حضرت ولي عصر (ع) هيچگاه تنها خوري ندارد. او همچون پدري پر مهر است كه مي‌خواهد از هر چه دارد فرزندانش هم بهره‌مند شوند.

به همين جهت است كه هر چه خير بر امام وارد مي‌شود، بر زندگي‌هاي ما روانه مي‌كند.

امام عصر (ع) «حاضر» است، تنهايي چيزي نمي‌خورد. از هر كدام از ما دعوت مي‌كند كه سر سفره‌اش بنشينيم و از اطعمه و اشربه معرفتي و محبتي استفاده كنيم.

مراقب باشيم به دعوت اماممان لبيك بگوييم، و با اظهار بي‌ميلي خود را از فيوضات محروم نكنيم.

در آستانه عيد غدير هستيم.

آقا جان ! از شما تمنّا مي‌كنيم خودت برايمان «يا علي» بگويي و عيدي ما را قرب و وصالت قرار دهي.

مولا جان ! عالم از شما پُر است ، شما همه جا هستي. ما به دور خود ديوار كشيده‌ايم و نمي‌توانيم به تو راه يابيم، خودت برايمان «يا علي» بگو و با دستان مباركت ديوارها را بردار.

با «يا علي» شما غريبه‌ها آشنا مي‌شوند و آشنايان ماندني و مقيم مي‌گردند، دورها نزديك مي‌شوند و نزديك‌ها به وصال مي‌رسند.


 


[1] بحار الأنوار (ط - بيروت) ، ج‏52،ص 236

[2] الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة / النص / 246 / 2 - فصل الكلام في ولادة صاحب الزمان و إثباتها بالدليل و الأخبار

[3] بحار الأنوار (ط - بيروت) ، ج‏95،ص 393

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات