.

امام جلوه اسماء الله

جلسه19 - 93/8/16

 

          در كلاس امام زمان شناسي قرارمان بر اين است كه از جهل خود جدا شويم تا جلوه امام را در عالم دريافت كنيم. به ميزاني كه از جهالت و منيّت دور شويم ، وصل و قرب به امام را بيشتر ادراك مي‌كنيم. بر اين باوريم كه شناخت امام واجب عيني است نه واجب كفايي، يعني اگر گروهي به شناخت و معرفت امام بپردازند، حكم معرفة الامام از ديگران ساقط نمي‌شود و هر كس بايد خود براي رسيدن به اين معرفت اقدام كند.

معتقديم كه اين شناخت اگر از طريق تهذيب و تزكيه صورت بگيرد شناختي بسيار سهل و آسان خواهد بود، زيرا بر مبناي فطرت ماست. باور داريم از عهد الست خميره و گِل ما بر مبناي معرفة الامام سرشته شده است.

***

با توجه به اينكه حضرات معصومين (ع) جلوه كامل اسامي حضرت حق در عالم هستند، بر آنيم تا از طريق شناخت اسامي خداي سبحان، حضرات معصومين (ع) را شناسايي كنيم.

 در روايات مي‌خوانيم: «نزّلونا عن‏ الرّبوبيّة و قولوا فينا ما شئتم» [1] خود معصومين فرمودند: ما را از جايگاه خدايي پايين بياوريد و ما را به عنوان معبود نشناسيد، ديگر هر صفت كمالي را به ما نسبت دهيد.

با اين مقدمه ، به سراغ اسماء الله كه در ادعيه ذكر شده است مي‌رويم تا از اين رهگذر به شناخت بيشتري نسبت به امام عصر (ع) ‌نائل شويم.

«سند»‌

در دعاي مشلول خداوند را با عنوان «يا سند» مي‌خوانيم.

واژه «سند» در چند معنا به كار مي‌رود:‌ مدد كار و پشتيبان ، قابل اعتماد ، تكيه گاه.

بالاصاله خداي متعال در زندگي براي ما «سند» است. و در ميان مخلوقات ، انسان كامل زمان ما كه تجليگاه اسماء و صفات الهي است، وجود مقدس امام عصر (ع) است ، و حضرت به عنوان «سند» در زندگي ما ايفاي نقش مي‌كند.

  • هر گاه مي‌خواهيم كار مثبتي انجام دهيم، بالاصاله خداوند را به عنوان پشتيبان و نيروي امدادي خود مي‌دانيم، و در وهله بعد، به اذن حضرت حق در بين مخلوقات روي امام زمان (ع) حساب باز مي‌كنيم.

امام عصر (ع) مددكار و پشتيبان ماست. در خيرات ياريمان مي‌كند، و از سوي ديگر در آغاز ، در حين اجرا، و در پايان كار پشتيبان ماست تا دشمن نتواند به عملمان صدمه‌اي وارد كند.

  • كسي كه براي اعمال صالح و كارهاي مثبتش تكيه‌گاهي چون امام دارد، هر چقدر هم كار و مسئوليتش زياد باشد، احساس خستگي نمي‌كند.

وقتي در زندگي پشتمان به اماممان گرم باشد ، حضرت اجازه نمي‌دهد نه در حين كار خسته شويم و نه در پايان كار.

وقتي خستگي بر ما عارض مي‌شود كه خودمان به ميدان عمل برويم و فراموش كنيم كه بايد با پشتوانه اماممان هر اقدامي را انجام دهيم.

در كربلا ، در روز عاشورا، اصحاب امام حسين (ع) در شرايطي بس دشوار، با دشمن نبردي بي‌نظير داشتند و تا لحظه آخر هيچ يك از خستگي شكايت نكردند، زيرا تك تكشان با پشتگرمي به اباعبدالله (ع) به ميدان مي‌رفتند، و ظهير بودن امام ، مانع مي‌شد تا خستگي بر آنها حاكم شود.

  • زماني كه امام را به عنوان ظَهير و پشتيبان خود بدانيم، حضرت در طول انجام كار، هر آنچه نياز داشته باشيم در اختيارمان قرار مي‌دهد.

     حتي اين ايام عزاداري اباعبدالله (ع) ،‌اگر به پشتوانه امام عصر (ع) در مجالس سوگواري شركت كنيم، حضرت سر پرشور، سينه پرسوز و چشم پراشك نصيبمان مي‌كند.

«سند» به معناي «ته چك» هم آمده است.

  • ته چِك نماد مالكيت فرد نسبت به دسته چك است. او براي امور و افراد مختلف چك مي‌كشد، ولي ته چك نزد خودش مي‌ماند.

كارهاي خيري كه ما در زندگي انجام مي‌دهيم بالاصاله به اذن خداوند مي‌باشد ولي وقتي پايين بيايم چِكِش در مخلوقات از طريق ولي عصر رد و بدل مي‌شود. چك را او كشيده ، و در بين مخلوقات حضرت ولي عصر (ع) واسطه توفيقات ماست. امام زمان (ع) است كه براي همه امور مثبتي كه درعالم از ما صادر مي‌شود، چك مي كشد.

  • دسته چك خيرات در عالم به دست اوست. پس توجه داشته باشيم هر بار برايمان چك مي‌كشد و توفيق عمل صالحي نصيبمان مي‌شود، از حضرت تشكر كنيم.

امام عصر (ع) از خدا درخواست مي‌كند « اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المعصيه و ...» هر بار كه موفق به انجام طاعت يا ترك معصيتي مي‌شويم، دعاي امام شامل حالمان شده است.

تصور كنيد اگر در زندگي‌تان كسي چند بار براي شما چك‌هايي با رقم‌هاي ميلياردي بكشد، چقدر خود را مديون او مي‌دانيد! در صورتي كه بدانيد استحقاق اين همه لطف را نداشته‌ايد و قدرت باز پرداخت اين چك‌ها را هم نداريد، چقدر از آن بزرگوار ممنونيد و مرتب از او تشكر مي‌كنيد!

حكايت ما و امام عصر (ع) هم اينگونه است. براي همه خيرات زندگيمان مديون و ممنون او هستيم.

  • در زندگيمان هر كسب كمالي كه صورت مي‌گيرد، به واسطه حضرت است.

چك دست ماست، ولي اعتبارش به جهت مالك و صاحب چك است. پس هر عملكرد ارزشمندي كه انجام مي‌دهيم، به پشتوانه امام عصر (ع) قبول مي‌شود و به عالم ديگر منتقل مي‌گردد .

  • « وَ ما تَوْفِيقِي‏ إِلَّا بِاللَّهِ‏ » « توفيق من فقط به خداست.»‌

خداي سبحان به واسطه «ولي الله » به ما توفيق مي‌دهد، اگر وساطت امام نباشد، ما نزد خدا اعتباري نداريم . دسته چك خيرات و كمالات در اختيار اوست.

  • براي امام عصر (ع) در اعطا محدوديتي وجود ندارد. حضرت در عالم دستش باز است،‌برايش تفاوتي نمي‌كند چكي كه مي‌كشد، عددي چند رقمي داشته باشد يا چند صفر داشته باشد، براي او كم و زياد مطرح نيست.

توجه داشته باشيم كه وقتي سراغ حضرت مي‌رويم ، نظر بلند باشيم و از او كم نخواهيم. اگر خيري را طلب كرديم، براي دنيا، برزخ و قيامتمان تقاضا كنيم ،‌نه تنها براي زندگي فاني و دنيايي.

از حضرت مبلغ‌هاي سنگين درخواست كنيم، و نه تنها براي خود، بلكه براي تمام محبينش در عالم طلب خير و كمال داشته باشيم.

  • كسي كه صاحب چك است، براي دزد ، فاسق و فاجر چك نمي‌كشد.

امام عصر (ع) براي انجام معصيت، امكانات دراختيارتان نمي‌گذارد و برايتان آبرو خرج نمي‌كند. ولي يقيناً اگر بخواهيد دارائي و توانتان را صرف قرب و طاعت نماييد، با مبالغ سنگين برايتان چك مي‌كشد و توفيقات فراوان روزيتان مي‌كند.

***

«رجاء»‌

در دعاي مجير، خداوند را با نام «يا رجاء» مي‌خوانيم. «رجاء» يعني آرزومند، كسي كه خواهش و درخواست دارد.

خداوند صمد وغني مطلق است، پس چگونه مي‌شود خواهش و درخواست داشته باشد؟! واژه «رجاء»‌ (در مورد خداوند) بايد در كنار اين حديث قدسي در نظر گرفته شود « كنت‏ كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف‏ »[2] « من گنج ناشناخته‌اي بودم دوست داشتم شناخته شوم و خلق را آفريدم تا شناخته شوم.»‌

بنابراين خدا از خودش خواهش دارد، نه از خلقش. خداوند از خودش جلوه‌گري و پرده‌برداري را طلب مي‌كند.

به عقيده من «ال»‌ در «الخلق» ، «ال» جنس نيست، يعني خداوند نمي‌گويد مخلوقات را آفريدم تا شناخته شوم، بلكه منظور خلق خاصي است، مي‌فرمايد: وجود مقدس معصومين (ع) را خلق كردم تا از طريق آنها معرفي شوم.

«رجاء» را اگر به عنوان صفتي براي امام زمان (ع) در نظر بگيريم، مي‌توانيم با سه ديدگاه آن را بررسي كنيم.

  • امام عصر (ع) «رجاء» است، حضرت از خودش طلب مي‌كند كه بي‌مهري خلق، به بارش لطف و رحمت امام (ع) به آنها آسيب وارد نكند.

حضرت از خودش مي‌خواهد كه هر چقدر مردم از ياد او غافل ماندند و امامشان را مورد بي‌توجهي قرار دادند، او همچنان رابطه پر از مهر و شفقت خود را با امتش حفظ كند.

  • امام زمان (ع) «رجاء» است، دائماً‌ از خداوند خواهش مي‌كند كه به خاطر غفلت خلق، آنها را عقاب نكند.

مردم امامشان را رها مي‌كنند، سراغش نمي‌آيند، پاسخش را نمي‌دهند، فراموشش كرده‌اند و ... امام (ع) نگران است كه آنها مورد قهر الهي قرار گيرند پس از خداوند تقاضا مي‌كند كه از غفلت خلق چشم پوشي كند و آنها را گرفتار عذاب نگرداند.

  • امام عصر (ع) به عنوان «رجاء» از مردم درخواست دارد. او از امتش مي‌خواهد كه براي ترك معصيت ، طاعت روز افزون، استقامت، اتصاف به صفات الهي و ديگر كمالات بكوشند.

تحقق اين خواهش حضرت ، به جايگاه امامت او چيزي نمي‌افزايد. امام (ع) مي‌خواهد ما از خطرات مصون بمانيم و در مسير رشد و تعالي پيش رويم.

اگر امام (ع) از ما مي‌خواهد تا او را ياد كنيم و به سراغش برويم ، به اين جهت است كه ما به اين ارتباط نياز داريم. مگر نه حضرت حتي محتاج صدقه و دعاي ما نيست.

در مقاتل مي‌خوانيم كه حضرت اباعبدالله (ع) ، در آخرين لحظات به شمر مي‌گويد: اگر مي‌خواهي مرا بكشي قبلش كمي آب به من بده.

اين درخواست به جهت بي‌طاقتي امام حسين (ع) در برابر تشنگي نيست. امام (ع)‌ رحمت واسعه خداست، مي‌خواهد بار گناه شمر كمتر شود. اگر به عنوان قاتل امام محشور مي‌شود، لااقل امامش را لب تشنه شهيد نكرده باشد.

  • گاهي يك فرد در رتبه‌ي پايين‌ از فردي درخواست مي‌كند، گاه از كسي كه هم تراز اوست خواهش و درخواستي دارد، و زماني هم يك بزرگتر از او چيزي مي‌خواهد،،، در هر سه صورت ممكن است انسان به خواهش آن شخص پاسخ مثبت يا منفي بدهد.

امّا تصور كنيد شخص بزرگي كه به هيچ كس و هيچ چيز نيازي ندارد، و هيچ گاه به كسي رو نمي‌اندازد، از من خواهش كند. دراين صورت درخواست او تنها منت گذاشتن بر من است، نه زير بار منت من رفتن.

هر صبح با اين احساس روزمان را آغاز كنيم كه امام زمان (ع) از من خواهش‌هاي متعدد دارد، خواسته‌هايي كه هيچ سودي براي او ندارد و همه نفعش به زندگي خودم بر مي‌گردد.

***

در روايتي از دانشنامه امام مهدي ، ج 9، ص 324 ، چهل سال اول حكومت ولي عصر (ع) اينگونه ترسيم شده است:

«و يقول الرجل لغنمه و لدوابّه: اذهبوا فارعوا في‏ مكان‏ كذا و كذا، و تعالوا ساعة كذا و كذا، و تمرّ الماشية بين الزرعين لا تأكل منه سنبلة و لا تكسر بظلفها عودا، و الحيّات و العقارب ظاهرة لا تؤذي أحدا و لا يؤذيها أحد، و السّبع على أبواب الدور تستطعم لا تؤذي أحدا، و يأخذ الرجل الصاع أو المدّ من القمح أو الشعير فيبذره على وجه الأرض بلا حراث و لا كراب، فيدخل المدّ الواحد سبعمائة مدّ»[3]

در آن زمان گله‌‌دار به گوسفندان و چهارپايانش مي‌گويد:‌ به فلان مكان برويد و چرا كنيد، و فلان ساعت برگرديد. ( گويا حيوانات در آن زمان آنقدر هوشمند هستند كه مكان و زمان را مي‌شناسند.) حيوانات بين مزارع راه مي‌روند بدون اينكه در آنها چيزي بخورند يا ساقه‌اي را بشكنند. در آن روزگار مار و عقرب به كسي آزار نمي‌رسانند و از جانب كسي هم اذيت نمي‌شوند. حيوانات درنده به در خانه‌ها مي‌آيند و غذايي طلب مي‌كنند، و به كسي آسيبي وارد نمي کنند. كشاورز يك مشت يا يك پيمانه از گندم يا جو را روي زمين مي‌پاشد،‌ و بدون اينكه مزرعه‌اش را شخم بزند يا بذرها را آبياري كند‌، هنگام برداشت محصول هر بذرش هفتصد برابر شده است.

*گويا در آن روزگار انسان متوجه مي‌شود كه كار دست كس ديگري است و تنها به بازي گرفته شده است.

هوشياري حيوانات در آن زمان، به حيوانات باطني ما هم اشاره دارد. نفس حيواني ما در آن زمان مي‌داند كجا و با چه چيز تغذيه شود.

مار و عقرب ، رذائل اخلاقي ما هستند، هر يك از اين خلقيات نازيبا كه اصلاح نشده باشد، در آن روزگار به كسي آسيب نمي‌زند، و ديگران هم به جهت آن خلقيات، انسان را سرزنش نمي‌كنند.

به امام عصر (ع) عرض مي‌كنيم:

آقاي ما ! «انت الرجاء» ، تو اميد مايي، و به ما هم اميد بسته‌اي.

عاجزانه از محضرت تمنا مي‌كنيم هر اميدي كه به ما داري ، خودت براي تحققش ياريمان كن.

نگذار اميدت نسبت به ما نااميد شود.

تقصير ماست غيبت طولاني شما                                               بغض گلو گرفته پنهاني شما

بر شوره‌زار معصيتم گريه مي‌كنيد                                                جانم فداي ديده باراني شما

پرونده‌ام براي شما درد سر شده                                                وضع بدم، دليل پريشاني شما

اي واي من كه قلب شما را شكسته‌ام                                          آقا چه شد تبّسم رحماني شما

اي يوسف مدينه، مرا هم حلال كن                                               عفو و گذشت، سنت كنعاني شما

 

 


[1] منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح، مقدمه‏2،ص 33

[2] بحارالانوار، ج 84، ص 199

[3] التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ،ص 203

هدیه به پیشگاه مطهر بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات