.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 20 - 93/8/28

 

شباهت حضرت ولیعصر با پیامبران

بحثمان را با مقدمه‌اي روايي آغاز مي‌كنيم و سپس ، براي شناسايي بيش از پيش امام زمان (ع) به بررسي اسماء الحسني حق مي‌پردازيم.

در روايات متعدد، به شباهت‌هاي حضرت ولي عصر (عج) و پيامبران اشاره شده است. به عنوان نمونه، به بيان حديثي كه در صفحات آغازين دانشنامه امام مهدي (عج) ذكر شده ، مي‌پردازيم.

*      شباهت امام عصر (عج) با موسي (ع) در ويژگي « خائف يتّرقب» بودن است. حضرت موسي (ع)‌ زماني كه از مصر خارج شد هم نگران بود و هم منتظر.

*      حضرت ولي عصر (عج) همواره نگران ماست كه دوره غيبت را چگونه سپري مي‌‌كنيم، و از سوي ديگر چشم انتظار زمان ظهور خويش است.

*      يونس (ع) بعد از دوره‌اي كه از امتش دور بود، مجددا به سوي آنها بازگشت . حضرت ولي عصر (عج) هم پس از يك دوره طولاني غيبت به امت رجوع مي‌كند در حالي كه با وجود عمر طولاني و سن زياد، جوان هستند « وَ هُوَ شَابٌّ بَعْدَ كِبَرِ السِّن‏»‌

*      شباهت حضرت به ايوب (ع) اين است كه پس از ابتلائات و گرفتاريهاي فراوان، براي ولي عصر (عج) فرج و گشايش مي‌شود.

*      امام زمان (ع)‌از جهت عمر طولاني‌شان همچون حضرت نوح و حضرت آدم عليها السلام هستند.

*      امام عصر (عج) از دو جهت مانند حضرت ابراهيم (ع) هستند. هم ولادتشان مخفيانه صورت مي‌گيرد، و هم مانند ابراهيم (ع)  كه در نوجواني دوره عزلتي داشت، امام (ع) هم در دوره غيبت از مردم كناره گيري دارند.

*      شباهت حضرت به وجودمقدس پيامبر (ص) در مقابله با دشمن، جنگيدن و شمشير برداشتن است.

*      حضرت از جهت حبس شدن در زندان، شبيه يوسف (ع) هستند. گويا سالهاي طولاني غيبت ، دوره حبسي است كه امام (ع) سپري مي‌كنند بنابراین بايد همواره براي آزادي اين عزيز در زندان دعاگو باشيم.

*      امام عصر (ع) در دوران غيبت ، حتي از خواص هم مخفي ماندند. يوسف (ع) نيز اينگونه بود بين او و پدرش، يعقوب (ع) که پیامبر خدا بود سالهاي طولاني فراق و جدائی بود.

در دانشنامه امام مهدي (ع) در صفحه 10 روايتي نقل شده كه در آن تعبيري بسيار دردناك از امت زمان غيبت آورده شده است.

امام صادق (ع) مي‌فرمايند:‌ «صاحب الامر (عج) به يوسف (ع) شباهت دارد. همچون او هم زنده است و هم غايب. امّا امتي كه شبيه خوك هستند ( اشباح الخنازير) ، او را انكار مي‌كنند. باورشان نيست كه مي‌شود امامي هم زنده باشد و هم غايب. »

خوك مظهر هوسراني و شهوت پرستي است. مي‌شود مسلماني آنقدر توجهش به شهوات نفساني زياد شود كه فراموش كند امامي حيّ و زنده دارد.

مراقب باشيم در زندگيمان عملاً منكر امام (ع) نباشيم تا در زمره هوسران‌ها قرار بگيريم.

امام صادق (ع) در ادامه روايت مي‌فرمايند: «برادران يوسف پيغمبر زاده بودند، ولي با يوسف تجارت كردند و او را فروختند. يوسف برادر آنها بود و آنها برادر يوسف، ولي ( در مصر) او را نشناختند تا زماني كه خود را معرفي كرد وگفت:‌ » انا يوسف» پس از اينكه يعقوب و پسرانش يوسف را شناختند، مسيري كه بين آنها و يوسف بود و هجده روز طول مي‌كشيد، نُه روزه طي شد.»

امام صادق (ع) در بخشي از اين روايت مي‌فرمايند:‌ »يوسف در بازارها راه مي‌رفت، و در خانه‌هاي مردم قدم مي‌گذاشت، ولي او را نمي‌شناختند.»

امت مورد توجه امام عصر (ع) هستند. حضرت برايشان دعا مي‌كند و به زندگيهايشان سر مي‌زند. وجود مقدس امام زمان (ع) در توقيعي كه براي شيخ مفيد دارند، مي‌فرمايند: « ُ نَحْنُ وَ إِنْ كُنَّا ثَاوِينَ بِمَكَانِنَا النَّائِي عَنْ مَسَاكِنِ الظَّالِمِين‏ وَ لَا يَعْزُبُ‏ عَنَّا شَيْ‏ءٌ مِنْ أَخْبَارِكُمْ »‌[1] ما از خانه‌هاي ظالمين دوريم، ( نه از همه جا) ، و هيچ خبر شما از چشم ما دور نيست ( اطلاع ما از شما ، بيشتر و دقيق‌تر از اطلاع شما از خودتان است.»

« وَ مَعْرِفَتُنَا بِالزَّلَلِ الَّذِي أَصَابَكُمْ مُذْ جَنَحَ كَثِيرٌ مِنْكُمْ إِلَى مَا كَانَ السَّلَفُ » مي‌دانيم از آن زمان كه دسته‌اي عهد و پيمانمان را دور انداختند چقدر شما خوار و ذليل شديد.

« إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ » ما در مراعات شما مسامحه‌اي نداريم ( نسبت به شما رعايت خاص اعمال مي‌كنيم. اينگونه نيست كه گاهي مورد توجه ما باشيد و زمان ديگري به شما توجه نكنيم. ) ما هميشه به ياد شما هستيم.

« َ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ‏ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَكُمُ الْأَعْدَاء »[2] اگر چنين نبود شما زندگي سختي داشتيد ، در فشار و تنگنا قرار مي‌گرفتيد و دشمنان شما را قطع مي‌كردند و مي‌بريدند ( هم شما را از ما جدا مي‌كردند، و هم خودتان از يكديگر جدا مي‌شديد. )‌

اي امام مهربان!

ممنون كه دعايت را بدرقه راهمان مي‌كني و همواره به يادمان هستي.

اي امام شفيق!

ياريمان كن حق الطاف و عناياتت را ادا كنيم، و در سراسر زندگيمان به تو وفادار باشيم.

***

«الكتاب المنشور»

«الكتاب المنشور» يكي  از القاب امام عصر (ع) است كه در زيارات با اين عنوان به حضرت سلام مي‌دهيم. امام زمان (ع) همچون قرآني است كه باز است.

وقتي قرآن باز است، يعني آنقدر در دسترس و در اختيار است كه براي بهره‌ بردن از آن حتي نياز نيست بازش كنيد و ورق بزنيد.

وقتي قرآن باز است ، از كنارش رد نشويد. یعنی قرآن خودش را به شما نشان مي‌دهد، آن را ببينيد، همين صفحه‌اي كه باز است بخوانيد و برايش احترام قائل شويد. قرآني كه باز است ، در حال خودنمايي است. اگر آن را رها كنيم و مورد توجه قرار ندهيم، بسيار غافليم.

***

« يَا جَامِعَ‏ الشَّتَات‏» : « اي خدايي كه جمع كننده امور پراكنده هستي.»‌

خداي سبحان امور متفرق را يكجا جمع مي‌كند و بينشان جذب و انجذاب برقرار مي‌نمايد. امام زمان (ع) مظهر اين نام خداست و در زندگي ما چنين نقشي ايفا مي‌كند. از حضرت مي‌خواهيم تا جلوه‌گري نام « يَا جَامِعَ‏ الشَّتَات‏»‌ را برايمان به نمايش بگذارد.

بين ما و اماممان تفرقه و جدايي افتاده. از حضرت مي‌خواهيم تا بين ما و او جمع حاصل شود.

از سوي ديگر بسياري از ما در زندگي‌هايمان بي‌سر و سامان شده‌ايم،‌ كارهاي پراكنده‌ انجام مي‌دهيم و نقطه عطف و نقطه وصلي نداريم. از امام عصر (ع) تقاضا مي‌كنيم پراكندگي‌هايمان را سامان دهد تا عمر و انرژيمان در امور متفرق هدر نرود.

امام زمان (ع) « جَامِعَ‏ الشَّتَات‏» است و مي‌تواند پراكندگي‌هاي وجودي ما را هم جمع كند. اگر حسنات ما كنار هم جمع شود، بسيار توانمند مي‌شويم. از سوي ديگر اگر بين ما با خوبان و صالحان جمعي صورت گيرد، قدرتي بي‌نظير نصيبمان مي‌شود، بر بسياري از نازيبائيهاي زندگيمان غالب مي‌شويم و بر بسياري از مشكلات و سختيهاي سلوك فائق مي‌آييم.

«يا مقلب القلوب ، يا طبيب القلوب، يا منور القلوب ، يا انيس القلوب »

در فرازي از دعاي جوشن كبير ، به جلوه‌گري خداوند در قلوب و دلها اشاره شده است. بالاصاله اين امور فعل خداست، ولي به واسطه وجود مقدس امام زمان (ع) اين تصرفات در قلبهاي ما انجام مي‌شود.

«يا مقلب القلوب» :‌امام عصر (ع) يكباره در دل شيعه‌اش انقلابي ايجاد مي‌كند، دلي كه عاشق دنيا بوده منقلب مي‌نمايد، و به جاي حبّ دنيا ،حبّ مولا را در آن جاي مي‌‌دهد.

امام زمان مقلب القلوبي است كه وقتي در وجود ما جلوه‌گر شود، دلهامان را به سوي خودش بر مي‌گرداند.

«يا طبيب القلوب» چشم براي ديدن است، زبان براي سخن گفتن و ... دل‌، براي عشق ورزيدن. مهلك‌ترين بيماري دل اين است كه عاشق نباشد. اگر «طبيب القلوب» به وجود ما نظر كند، دلهامان درمان مي‌شود و زندگيمان از عشق به خدا و اولياء‌خدا لبريز مي‌گردد.


«يا منور القلوب»‌: خداي سبحان به دلها نور مي‌دهد، يعني خودش را در دلها جاي مي‌دهد «الله نور السماوات و الارض» . اگر به اذن حضرت حق، دلهامان از پرتو نور ولايت منور شود «ولي خدا» در آن جاي مي‌گيرد.

 

 


[1] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏53 / 175 / باب 31 ما خرج من توقيعاته ع .....  ص : 150

[2] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏53 / 175 / باب 31 ما خرج من توقيعاته ع .....  ص : 150

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات