.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 21 - 93/9/12

 

              بر اين باوريم كه عدم ظهور امام عصر (ع) موجب شده تا در عالم انواع ابتلائات به سراغمان بيايد. به همين جهت حاضريم تا براي رفع موانع ظهور نهايت سعي و تلاشمان را به كار گيريم و تمامي سرمايه‌هاي وجوديمان را در اين مسير صرف كنيم.

از اين رو با زبان حال و قالمان به امام زمان (ع) عرض مي‌كنيم:

بي همگان بسر شود بي تو بسر نمي‌شود                                                        بي دل و جان به سر شود بي‌ تو به سر نمي‌شود

***

رسول  اكرم (ص) مي‌فرمايند: «أَرْبَعَةٌ أَنَا الشَّفِيعُ‏  لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَوْ أَتَوْنِي بِذُنُوبِ أَهْلِ‏ الْأَرْضِ مُعِينٌ‏ لِأَهْلِ بَيْتِي وَ الْقَاضِي لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ عِنْدَ مَا اضْطُرُّوا إِلَيْهِ وَ الْمُحِبُ‏ لَهُمْ‏ بِقَلْبِهِ‏ وَ لِسَانِهِ وَ الدَّافِعُ عَنْهُمْ بِيَدِهِ‏»‌[1]

در قيامت چهار گروه هستند كه خودم شفاعتشان مي‌كنم و لو با گناهاني به اندازه ذنوب اهل زمين بر من وارد شوند:

1-  كسي كه به اهل بیت من کمک کند.

به جاست که مراقب باشیم هر صبح که در زیارت آل یاسین می‌گوییم:  « نصرتی معدۀ لکم » ، گفتارمان صرفاً لقلقه زبان و از سر تعارف نباشد. بلکه با جدیّت به امام عصر (ع) اعلام کنیم که با همه وجود آماده‌ایم که در خدمت مولایمان باشیم، با مال، با مقام، با آبرو، با اشک، با زبان و ... با همه هستی‌مان.

2-  کسی که هنگام نیاز و اضطرار حوائج اهل بیت مرا برآورده کند.

 رفع اضطرار همه اهل عالم با وساطت اهل بیت صورت می‌گیرد. امّا گاهی خدای سبحان برای ما صحنه آزمونی پیش می‌آورد  و رفع نیاز امام (ع) را به ما حواله می‌دهد.

امام عصر (ع) نیاز دارد شناخته شود. اگر بنایمان را بر معرفۀ‌الامام بگذاریم هم محبت خود را به حضرت نشان داده‌ایم و هم در جهت رفع نیاز امام به معروف شدن ، اقدام کرده‌ایم.

3-  کسی که هم قلباً اهل بیت مرا دوست داشته باشد و هم با زبان نسبت به آنها اظهار محبت کند.

4-  کسی که با قدرتش از اهل بیت من بلاها را دفع کند.

یک نمونه این دفع بلا ، همچون جانبازی ابوثمامه ساعدی است که هنگام نماز ظهر عاشورا، خود را سپر امام حسین (ع) کرد، و حتی با صورتش مانع برخورد تیرها با امام (ع)‌شد.

ما در زمان غیبت می‌توانیم با صدقه دادن‌های روزانه‌مان برای سلامتی امام زمان (ع) دافع بلا باشیم و با قدرت مالی‌مان اعانت خود را به امام عصر (ع) نشان دهیم. يا مي‌توانيم با ترويج معرفة الامام ، آزار و اذيت جهال را از حضرت دفع كنيم.

در قيامت ، شفاعت رده بندي دارد. گروهي را مؤمنين شفاعت مي‌كنند، بعضي را علما و ... دسته‌اي هم مستقيماً توسط وجود مقدس پيامبر اكرم (ص) مورد شفاعت قرار مي‌گيرند.

محوريت شفاعت پيامبر (ص)، اهل بيت (ع) هستند. هر كس به اهل بيت (ع) كمك كند، نيازشان را برطرف نمايد، دوستدارشان باشد و بلاها را از آنها دور كند، مورد شفاعت حضرت رسول (ص) قرار مي‌گيرد.

***

صاحب مكيال در ص 138 اين كتاب ، ذكر مي‌كند كه روايات بسياري نقل شده كه در آن امام عصر (ع) با عنوان «غريب» معرفي شده‌اند.

غربت به دو معناست: 1- كسي كه از وطن خود دور باشد در غربت به سر مي‌برد. امام زمان (ع) از اين جهت كه درمدينة‌النبي مستقر نيستند، غريبند.

2- به كسي كه معين و ناصر كمي دارد غريب مي‌گويند. نشان غربت امام زمان (ع) اين است كه هنوز 313 نفر يار واقعي ندارند تا به پشت گرمي آنها ظهور كنند.

روزي يكي از اهالي خراسان خدمت امام صادق (ع) رسيد و به حضرت عرض كرد: آقا ! چرا قيام نمي‌كنيد؟ امام صادق (ع) فرمود: نيرو نداريم. آن شخص اظهار تعجب كرد و گفت: با وجود اين همه اصحاب و شاگردان چطور چنين سخني مي‌گوييد؟ همان زمان يكي از اصحاب امام (ع) وارد شد و حضرت به او گفتند: داخل تنور شو. او بدون هيچ چون و چرايي رفت ودر تنور روشن نشست. امام صادق (ع) فرمود: مثل اين شخص ، يار نداريم.

امام عصر (ع) غريب است زيرا ياراني ندارد كه بتواند رويشان حساب باز كند. هر صبح و شب در زيارت آل ياسين با حضرت بيعت مي‌كنيم و مي‌گوييم: « نصرتي معدة لكم» امّا هر گاه ما را واسطه انجام كاري قرار دهد، بهانه مي آوريم و شانه خالي مي‌كنيم، حاضر نيستيم براي تحقق خواسته‌هايش از سرمايه‌هاي وجوديمان مايه بگذاريم و صادقانه جان و مالمان را برايش بذل كنيم.

***

اگر مي‌خواهيد به جايگاه و منزلت والاي امام عصر (ع) واقف شويد، كافي است كه اين روايت امام حسين (ع) را مورد توجه قرار دهيد:

امام حسين (ع) مي‌فرمايند: «لَوْ أَدْرَكْتُهُ‏ لَخَدَمْتُهُ‏ أَيَّامَ حَيَاتِي» « اگر من او ( مهدي ع ) را درك مي‌كردم حتماً‌ سراسر دوره عمرم در خدمتش بودم.»‌

همه خوبان عالم عشقشان به خادم الحسين بودن است، و امام حسين (ع) عشقش به اين است كه خادم المهدي باشد، آنهم در تمامي دوران زندگي نه بعضي زمانها و برخي روزها.

***

امام صادق (ع) مي‌فرمايد:  امام زمان (ع) سه روز بعد از ظهور براي مردم خطبه‌اي مي‌خواند و  در حالي كه در مسجد الحرام به كعبه تكيه زده است سخنراني‌اش را آغاز مي‌كند:

«يَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ‏ أَلَا وَ مَنْ‏ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى آدَمَ وَ شَيْثٍ، فَهَا أَنَا ذَا آدَمُ وَ شَيْثٌ. أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى نُوحٍ وَ وَلَدِهِ سَامٍ، فَهَا أَنَا ذَا نُوحٌ وَ سَامٌ. أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ، فَهَا أَنَا ذَا إِبْرَاهِيمُ وَ إِسْمَاعِيلُ. أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى مُوسَى وَ يُوشَعَ، فَهَا أَنَا ذَا مُوسَى وَ يُوشَعُ. أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى عِيسَى وَ شَمْعُونَ، فَهَا أَنَا ذَا عِيسَى وَ شَمْعُونُ. أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى مُحَمَّدٍ ص وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ص، فَهَا أَنَا ذَا مُحَمَّدٌ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص. أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ع، فَهَا أَنَا ذَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع. أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ ع، فَهَا أَنَا ذَا الْأَئِمَّةُ ع.»‌[2]

اي مردم ! آگاه باشيد هر كس مي‌خواهد به آدم بنگرد، من آدم هستم ، هر كس مي‌خواهد به موسي نگاه كند، من موسي هستم. هر كس مي‌خواهد عيسي را ببيند، من عيسي هستم ... هر كس مي‌خواهد به حسين بنگرد، من حسين هستم. هر كس مي‌خواهد به ائمه از فرزندان حسين نظر كند، من ائمه هستم... »‌

انبياء و اولياء‌ در امام عصر (ع) جلوه‌گرند. هرگاه سراغ امام زمان (ع) برويم گويا توفيق زيارت دوره نصيبمان شده است.

گويا همه معصومين در وجود مقدس امام عصر (ع) جمع شده‌اند. هر گاه براي امام حسين (ع)‌ دلتنگ شديم، دلمان هواي امام رضا (ع) را كرد، هر زمان خواستيم به امام باقر و امام صادق (ع) ابراز ارادت كنيم و ... امام زمان (ع) را مورد توجه قرار مي‌دهيم و با سلام و زيارت، به محضرش اظهار محبت مي‌كنيم.

***

صاحب مكيال در كتابش شباهت‌هاي حضرت ولي عصر (ع) و نوح نبي (ع) را بيان كرده است.

  • نوح (ع) عمري بسيار طولاني داشت و حدود 2500 سال زندگي كرد.
  • نوح (ع)‌ ساليان سال قومش را دعوت كرد، امّا تعداد بسيار قليلي ايمان آوردند. طبق روايات در طول 950 سال ، هشت يا هشتاد نفر به او گرويدند.
  • سالهاي متمادي ، قوم نوح (ع) بسيار او را آزار دادند، و نوح (ع)‌ صبورانه اذيتهاي آنها را تحمل كرد.
  • زماني كه نوح (ع)‌ صحبت مي‌كرد ، همه افراد سرزمينش صداي او را مي‌شنيدند، حتي از مسافت‌هاي بسيار دور.
  • با وجود نوح (ع)‌ ، زمين از كفار پاك شد. آنها كه به او و دعوت آسمانيش پشت كردند غرق شدند و تنها سكنه كشي نوح نجات يافتند.

وجود مقدس حضرت ولي عصر (عج) همچون نوح است. در دوره طولاني عمر مباركش صبوري بسيار دارد، كمتر كسي به نداي او پاسخ مي‌گويد، عدّه قليلي به كشتي او راه مي‌يابند و اهل نجات مي‌شوند و ...

عليرغم همه شباهت‌ها ، بين نوح (ع)‌ وحضرت ولي عصر (عج) تفاوت بزرگي است.

نوح (ع)‌ پس از سالها تلاش براي هدايت مردم، وقتي با عدم اجابت آنها مواجه شد، قومش را نفرين كرد و گفت: «رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى‏ الْأَرْضِ‏ مِنَ الْكافِرينَ دَيَّارا» [3] «پروردگارا، هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار،»

اما وجود مقدس حضرت ولي عصر درياي بي‌كران مهر وعطوفت است. اگر مردم هزار سال ديگر هم به او توجهي نكنند و از امامشان غافل بمانند، باز هم حضرت چشم انتظار مي‌ماند، دعايشان مي‌كند و تمام تلاش خود را به كار مي‌گيرد تا همه در كشتي امن او قرار گيرند.

از خداي سبحان تمنا مي‌كنيم ياريمان كند تا ما هم با قوم نوح (ع) متفاوت باشيم.

اگر قوم نوح (ع) گوشهايشان را مي‌گرفتند تا كلام او را نشوند ، ما همواره در طلب شنيدن  باشيم تا اماممان را بيش از پيش بشناسيم و به وظايفي كه نسبت به او داريم آگاه شويم. اگر قوم نوح (ع)‌روي صورتهايشان را مي‌پوشاندند تا او را نبينند، هر صبح درخواست كنيم: « اللهم ارني الطلعة الرشيده »‌

اگر غافلانه سرگرم زندگيهايمان شده‌‌ايم و اماممان را از ياد برده‌ايم، در ازايش هر گاه به مؤمني خدماتي مي‌رسانيم به نيت حضرت ولي عصر (ع) آن عمل را انجام دهيم.

***

اسماء‌الحسني بالاصاله مربوط به خداي سبحان (ع) است. اما عينيت اين اسامي به نحو اتمّ و اكمل درعالم، در حضرات معصومين (ع) جلوه‌گر است. به همين جهت، به عنوان راهي براي معرفت نسبت به ولي عصر (ع) به بررسي اسماء الحسني مي‌پردازيم.

«يا فالق الحّب »‌

در دعاي جوشن كبير، خداي سبحان را با عنوان « فالق الحّب » ، «شكافنده دانه »‌مي‌خوانيم.

خداوند دانه‌اي را كه در دل زمين پنهان است مي‌شكافد ، به آن اجازه رشد و رهايي از ظلمت خاك را مي‌دهد و آن را به درختي تنومند بدل مي‌كند.

حضرت ولي عصر (ع)  واسطه فيضي است كه به اذن حضرت حق ، تمامي استعدادهاي پنهاني ما به دست ولايت مآبي او شكافته مي‌شود، و توانمندي‌هاي بالقوه ما با وساطت وجود مقدس او به ظهور مي‌رسد. به حضرت عرض مي‌كنيم:

آقا جان !‌

استعدادهاي ما در حد دانه مانده و در وجودمان مدفون شده است. اگر دانه‌اي كه مي‌تواند رشد كند، از دل خال سر برآورد و به درختي پر منفعت بدل شود، هيچ گاه نشكافد،  خسارتي جبران نشدني است. مي‌خواهيم با عنايت شما دانه‌هاي وجودمان شكافته شود و استعدادهامان به ظهور برسد.

مولا جان !

براي شما امري سهل و راحت است كه در كوتاه‌ترين زمان دانه وجود ما را بشكافي. شما « ولي امر » هستي، و عالم امر عالم بي‌زماني است. «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ‏ لَهُ‏ كُنْ‏ فَيَكُونُ‏ » [4]

 

آقا جان !‌

با همه وجود دعاي شما و نگاه شما را تمنا مي‌كنيم، تا در پرتو لطف و عنايت شما استعدادهاي كمالي پنهانمان ، بروز كند. از شما طلب مي‌كنيم تا به زندگيهايمان قدم بگذاري و با شكافتن دانه‌هاي وجودي‌مان ، «فالق الحب » بودنت را به نمايش بگذاري.

چه شود گر به گدا اذن تماشا بدهي

                                                                     تا ببيند رخ زيبا و تماشاي تو

 


[1] بحار الأنوار (ط - بيروت) ، ج‏27 ،ص78

[2] ُ: مختصر البصائر ،ص 443

[3] سوره مباركه نوح ،‌آيه 26

[4] سوره مباركه يس ، آيه 82

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات