.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 23 - 93/10/10

 

            امروز سالگرد شهادت امام حسن عسكري (ع) است. به همين مناسبت كلاس را با نقل حكايتي از ايشان آغاز مي‌كنيم.

جعفربن شريف جرجاني مي‌گويد: سالي بعد از انجام اعمال حج به سامرا رفتم و خدمت امام حسن عسكري (ع) رسيدم. امام به من گفتند: تو در بازگشت از اين سفر، روز جمعه به شهرت جرجان مي‌رسي (گرگان فعلي). من درعصر همان روز به ديدنت مي‌آيم. اهل شهرت را خبر كن تا هر كس مي‌خواهد در منزلت حاضر شود و با امامش ملاقات كند.

طبق فرمايش امام حسن عسكري (ع) در تاريخ موعود به جرجان رسيدم و به دوستان و آشنايان خبر دادم كه امام (ع) به منزل من مي‌آيند. بعد از ظهر همه در خانه من جمع شدند و امام عسكري (ع)‌همان گونه كه وعده داده بودند به ديدنم آمدند.

حضرت به حاضران گفتند: هر كس سؤال يا درخواستي دارد مطرح كند. فردي بلند شد و گفت:‌ مدتهاست بينائي‌ام را از دست داده‌ام ،دعايي بفرماييد تا چشمانم بينا شود. حضرت فرمودند: چشمانت را نزديك بياور. «ِ فَمَسَحَ بِيَدِهِ عَلَى عَيْنَيْهِ فَعَادَ بَصِيراً» امام (ع) بر چشمانش دست كشيدند و او بينا شد. ‌ بقيه مردم نيز يك به يك به حضرت مراجعه كردند پاسخ سؤالهايشان را گرفتند و نيازهايشان را با درخواست از امام (ع) بر طرف كردند.

امروز به حضرت ولي عصر (عج) عرض مي‌كنم پدر شما دست بر چشمي كشيد و آن را بينا كرد.

تمنّا مي‌كنيم شما هم به تأسي از پدرتان دستي بر چشم دل ما بكشيد و دلهاي عاشقاني كه طالب معرفت شما هستند مسح كنيد، به گونه‌اي كه در مورد تك تك‌شان گفته شود « ِ فَعَادَ بَصِيراً».

***

پيامبر اكرم (ص) در مورد امام عصر (عج) مي‌فرمايند:‌«يَفْتَحُ‏ حُصُونَ‏ الضَّلَالَةِ وَ قُلُوباً غُلْفا»[1]‌ «قلعه‌هاي ضلالت و دلهايي كه در غلاف است فتح مي‌كند.»‌  

  • قلعه ، دژي است كه ديوارهاي بلند و نفوذناپذير دارد.

با فرمايش پيامبر (ص) به هدايت خود و ديگران اميدوار مي‌شويم. وجود مقدس امام عصر (ع) فاتح قلعه‌هاي ضلالت است. يعني اگر ديوارهاي گمراهي به دور زندگي انسان كشيده شده باشد،‌ به گونه‌اي كه ديگران تصور كنند هيچ گاه نمي‌تواند از اين ضلالت رها شود، امام عصر (ع) اين قلعه را باز مي‌كند، ديوارها را درهم مي‌شكند و هدايت را به زندگي او روانه مي‌كند.

مشكل گمراهي گمراهان ، جدائي و دوري از امام زمان (ع) است. اگر با امامشان مرتبط شوند، نور وجود او بر ظلمات همه ضلالتها غالب مي‌شود.

  • هر شمشير غلافي دارد كه به اندازه خود شمشير است، فضاي خالي و اضافي ندارد كه چيزي غير از آن واردش شود.

قلبي كه غلف شده،‌ تنها خودخواهي‌ها و خودبيني‌هاي فرد را در خود جاي مي‌دهد، و براي او امر الهي و ارزشهاي آسماني پذيرش ندارد.

امام عصر (ع) براي دلها عمليات فتح المبين انجام مي‌دهد. حضرت در قلوب تصرف كرده و آنها را از غلاف در مي‌آورد. كافي است كه قلب و دلمان را به او بسپاريم.

***

در روايت ديگري مي‌فرمايد:‌ »وَ لَا يَمْرَضُ‏ أَحَدٌ إِلَّا عَادُوهُ وَ لَا يَمُوتُ أَحَد» [2] در زمان ظهور تا 40 سال نه بيماري هست و نه مرگ.

علاوه بر دريافت مطلب ظاهري حديث، با درايت در روايت مي‌توانيم نكات ديگري را دريابيم.

چهل عددي كمالي است، و چهل سال نشان از يك عمر كامل است. اينكه مي‌فرمايد:  در طول چهل سال كسي نمي‌ميرد، گويا بيانگر  اين است كه در زمان ظهور كه وجود مقدس امام (ع) بدون هيچ حجابي نور افشاني مي‌كند، هيچ كس اهل جهل، معصيت و غفلت نمي‌شود، و دلش نمي‌ميرد.

از سوي ديگر مي‌فرمايد:‌ كسي بيمار نمي‌شود، يعني بيماري‌هاي رواني مانند بدبيني ، بخل ، حرص ، حسد و ... بر افراد عارض نمي‌شود.

در پرتو وجود امام (ع)‌ ، و تحت عنايات و الطاف او، افراد به گونه‌اي پرورش پيدا مي‌كنند كه مرگ و بيماري به زندگيشان راه ندارد.

آيت الله الهي ( برادر مرحوم علامه طباطبايي) مي‌فرمايد:  جداي از ظهور اجتماعي امام عصر (عج) كه هنوز محقق نشده، هر كس مي‌تواند در قلب و دلش شاهد ظهور انفرادي امام (ع) باشد.

اگر با لطف حضرت حق براي هر يك از ما ظهور انفرادي صورت بگيرد ديگر گرفتار بيماري‌هاي اخلاقي ، فكري و روحي نيستيم. ديگر مرگ با جهالت و معصيت نداريم و انسانيت خود را دفن نمي‌كنيم.

***

در روايت ديگري پيامبر اكرم (ص) در ترسيم زمان ظهور مي‌فرمايند: « ترفع‏ الشحناء و التباغض» [3] « در آن زمان كينه‌ها و دشمني‌ها مرتفع مي‌شود و كسي از ديگري بدش نمي‌آيد. »

  • حضرت رسول (ص) مي‌فرمايند: «ترفع» يعني كينه و بغض بوده، امّا رفع مي‌شود.

گويا در زمان ظهور كه شخصيت امام عصر (ع)‌ جلوه‌گر مي‌شود آنقدر مردم از بودن با حضرت لذت مي‌برند و سرمست حضور در محضراو هستند كه ديگر جايي براي بغض و كينه باقي نمي‌ماند. تصور كنيد كنار كعبه در حال بوسيدن حجر الاسود باشيد، اگر كسي كه به شما خيلي بد كرده در آن حال بيايد و بگويد مرا حلال كن، مسلماً بدون اينكه احساس كدورت و كينه‌اي داشته باشيد، مي‌گوييد:‌ حرفش را هم نزن، از تو چيزي به دل نگرفته‌ام!‌

زمان ظهور هم آنقدر افراد در فضاي نور و عشق و عدل سرمستند كه هر گونه كينه‌اي را از قلب و دل خود دور مي‌كنند.

  • لفظ «بغض» وقتي به كار مي‌رود كه كسي از ديگري بدش مي‌آيد. علت نفرت ما از يكديگر به جهت باطن حيواني ماست. به ميزاني كه از انسانيت فاصله بگيريم و بر اساس حيوانيت با ديگران برخورد كنيم، از هم متنفر مي‌شويم.

در زمان ظهور ، در پرتو ولايت امام عصر (ع)‌ تنها انسانيت افراد اظهار مي‌شود و انسانها باهم اُنس دارند.

پيامبر اكرم (ص) در ادامه روايت مي‌فرمايند:‌ «و تنزع حمة كلّ دابّة حتى يدخل‏ الوليد يده‏ في‏ فم الحنش فلا يضرّه‏»‌ «زهر هر زهرداري از او جدا مي‌شود آنقدر كه كودك دستش را در دهان مار مي‌كند و به او ضرري نمي‌رسد.» در زمان غيبت به ميزاني كه افراد به امام زمان (ع) نزديك باشند، زبان نيش‌دار ندارند. اگر با زبانمان ديگران را مي‌آزاريم و به آبرو و شخصيتشان لطمه مي‌زنيم به جهت عدم ارتباطمان با امام (ع) و عدم معرفت و پيوست با اوست.

«و تلقى الوليدة الأسد فلا يضرّها»‌ «دختربچه شير را مي‌راند و شير به او آسيبي نمي‌رساند.»‌

شير نماد قدرت و قوه غضبيه ماست، به ميزاني كه در زندگيمان پذيراي ولايت امام عصر (ع)‌ باشيم غضب تحت اختيارمان قرار مي‌گيرد و راممان مي‌شود، و ديگر قدرت نمي‌تواند بر ما بتازد و ما را اسير خود كند.

«و يكون الذئب في الغنم كأنّه كلبها،» « گرگ در ميان گوسفندان است، به گونه‌اي كه گويا سگ گله مي‌باشد.»‌

گرگ كه هميشه با نهايت درنده خويي به گوسفندان آسيب مي‌زند، در زمان ظهور همچون سگ گله، از آنها محافظت مي‌كند.

اگر با امام زمان (ع)‌مرتبط شويم ، نيروهاي مهاجم و درنده‌‌اي كه درونمان هستند و به قواي ما آسيب مي‌زنند، در پرتو نزديكي به امام (ع) به نيروهايي محافظ و مراقب تبديل مي‌شوند كه اجازه نمي‌دهند امور مختلف به ما لطمه‌اي بزند.

«و الحيّات‏ و العقارب‏ ظاهرة لا تؤذي أحدا و لا يؤذيها أحد،»‌ [4]« مار و عقرب‌ها روي زمين راه مي‌روند امّا نه كسي را اذيت مي‌كنند و نه كسي آنها را اذيت مي‌كند.»‌

پس از ظهور بديهاي وجودي افراد تأثير گذار نيست، نه اينكه همه افراد كاملاً‌ اصلاح شوند، بلكه جايي براي به فعليت رساندن بديهاي خود ندارند.

بنابراين نه اذيت مي‌كنند و نه اذيت مي‌شوند.

نكته قابل تأمل ديگر اين است كه در زمان ظهور ، افراد به سابقه بد ديگري توجهي ندارند، با جنس افراد درگير نمي‌شوند.

اگر كسي قبلاً نيش زبان داشته ، لطمه مي‌زده و آسيب مي‌رسانده، وقتي كه ديگر آسيب نمي‌رساند، با توجه به وضعيت و هويت جديدي كه دارد با او برخورد مي‌شود.

***

در صفحه 248 در جلد 9 دانشنامه امام مهدي (ع) آمده كه فردي خدمت امام صادق (ع) مي‌رسد و به حضرت عرض مي‌كند:‌  مي‌ترسم كه مؤمن نباشيم. امام (ع) مي‌فرمايند: چرا چنين مي‌گويي؟ پاسخ مي‌دهد: به اين دليل كه برادران ديني‌مان را به درهم ودنيار ترجيح نمي‌دهيم. ( مال نزد ما از برادران دينيمان ارزشمند‌تر است.) طلا و نقره نزد ما از برادراني كه محبت اميرالمؤمنين (ع)‌ ما را با هم جمع كرده، ترجيح دارد. ( حاضريم از محبّ اميرالمؤمنين (ع) بگذريم تا به مال و منال برسيم، ولي حاضر نيستيم مالمان را خرج كنيم تا به محبّ اميرالمؤمنين (ع)‌ برسيم.)

امام صادق (ع)‌ فرمودند:‌ »كَلَّا إِنَّكُمْ مُؤْمِنُون‏وَ لَكِنْ لَا تُكْمِلُونَ إِيمَانَكُمْ حَتَّى يَخْرُجَ قَائِمُنَا فَعِنْدَهَا يَجْمَعُ اللَّهُ أَحْلَامَكُمْ فَتَكُونُونَ مُؤْمِنِينَ كَامِلِينَ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِنَّ فِي الْأَرْضِ فِي أَطْرَافِهَا مُؤْمِنِينَ مَا قَدْرُ الدُّنْيَا كُلِّهَا عِنْدَهُمْ تَعْدِلُ جَنَاحَ بَعُوضَة»‌

« اينگونه نيست. شما حتماً‌ مؤمنيد. امّا ايمان شما كامل نمي‌شود تا زماني كه قائم ما ظهور كند. آن زمان خداوند عقل شما را جمع مي‌كند و شما مؤمنان كامل الايمان مي‌شويد.

قسم به آنكه جانم دردست اوست آن زمان در اطراف زمين مؤمنيني هستند كه نزد آنها همه دنيا به اندازه بال پشه‌‌اي ارزش ندارد.»‌

كلام، كلام صادق آل محمد (ع) است، پس ذره‌اي اغراق و غلوّ در آن راه ندارد.

در دوران ظهور ، تصرف ولايي امام عصر (ع) در قلب و دل مؤمنين به گونه ايست كه تمام ثروت دنيا در نظرشان به اندازه بال پشه‌اي نمي‌ارزد.

در دوران غيبت اماممان حي و حاضر است. اگر در اين زمان هم با امام عصر (ع) نزديك شويم،‌ حضرت در ديد و ديدگاه ما تصرف مي‌كنند و ديگر دنيا و امور دنيائي به چشممان نمي‌آيد.

زماني كه براي ماديات ارزشي قائل نباشيم به خاطر مال دنيا با كسي درگير نمي‌شويم،‌ با توقعات و انتظارات مادي خود را آزار نمي‌دهيم، با تفاخر يا تحقير كردن، ديگران را اذيت نمي‌كنيم و ... با هم روابطي سالم و لذت بخش داريم.

«َ إِذَا قَامَ‏ الْقَائِمُ‏ أَذْهَبَ‏ اللَّهُ‏ عَنْ كُلِّ مُؤْمِنٍ الْعَاهَةَ وَ رَدَّ إِلَيْهِ قُوَّتَهُ»[5] « زماني كه قائم قيام كند خدا از هر مؤمني نقاهت را مي‌برد و قوتش را به او بر مي‌گرداند.»‌

در روايت داريم كه در آن زمان هر نفر، به اندازه چهل نفر قدرت دارد. در طول زندگيمان چقدر توان‌هاي از دست رفته داريم! همانگونه كه در زمان ظهور ، قدرت و قوت افراد به آنها بر مي‌گردد، در زمان غيبت هم با معرفت امام و پيوست به او مي‌توانيم ظهوري انفرادي را درك كنيم و توان‌هاي از دست رفته‌مان را باز يابيم.

آري، راه به دست آوردن همه امور يك راه است:‌ ارتباط با امام عصر و شناخت او.

آميرزا جواد آقاي تهراني مي‌گويد: دواي همه دردها التجاء به امام زمان (ع)‌است.

***

اسماء الحسني بالاصاله براي خداي سبحان است،‌ و امام (ع)‌ جلوه كامل اين اسامي در ميان مخلوقات است. با همين باور، از طريق بررسي اسماء الله براي شناخت امام عصر (ع)‌ گام بر مي‌داريم.

«بديء»‌

خداي سبحان «بدي» و آغازگر  است، و خليفه او نيز همين نقش را دارد.

به محضر مولايمان عرض مي‌كنيم.

آقا جان!‌

اگر ما به سراغ تو نمي‌آييم، مثل هميشه خودت آغازگر ارتباط باش.

ما آنقدر با امور دنيايي سرگرميم و آنقدر به زندگي روزمره مشغوليم كه فراموش مي‌كنيم تو چشم به راهمان هستي.

تو همواره آغازگر همه الطاف بودي، هستي و خواهي بود. اين بار هم منتظر ياد و كلام و نگاه ما نباش و خودت رابطه را آغاز كن.

«مجزل»‌

يكي از اسامي خداي سبحان «مجزل»‌ است، به معناي شيرين زبان.

امام عصر (ع)‌ مي‌خواهد با كلامش ما را جذب كند.

او بدئ و آغاز كننده‌اي است كه براي برقراري ارتباط با ما از هر جاذبه‌اي استفاده مي‌كند، با نگاه، با كلام، با لطف.

آقا جان!‌

آنقدر مهربان و پر لطفي كه بد عادتمان كردي. هر چقدر به تو بي‌‌اعتنايي كرديم، باز هم سراغمان آمدي و زندگيهامان را لبريز از لطف و عنايت نموده‌اي.

مولا جان !

عمري ممنون و مديون مهرباني هايت هستيم و به عنوان سپاس، تنها مي‌توانيم دعاگوي وجود مقدست باشيم.

 

 


[1] دانشنامه امام مهدي (ع)‌، ج 9 ، ص 242

[2] دانشنامه امام مهدي (ع) ، ج 9 ، ص 324

[3] التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ، 299

[4] دانشنامه امام مهدي (ع) ، ج 9 ، ص 126

[5] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏52 ،ص 364

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم