.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 24 - 93/10/93

 

           امام زمان (ع) وجود معروفي است كه براي همه معرفي شده است. اگر براي ما نكره و ناشناخته مانده به دليل غبار معاصي است كه بر وجود ما نشسته و توفيق معرفت حضرت را از ما سلب كرده. بايد دائماً‌ از وجود مقدس امام عصر (عج) طلب كنيم تا خودش ياريمان كند باطنمان را تطهير نماييم و موانع را رفع كنيم تا نور ولايت حضرت بر وجودمان بتابد و شناختمان نسبت به او روز افزون شود.

بر اين باوريم كه معرفت از بزرگ‌ترين سرمايه‌هايي است كه خداوند در اختيار بنده قرار مي‌دهد، و اگر از اين موهبت محروم بمانيم در زمره خاسرين قرار مي‌گيريم.

معرفت موجب محبت مي‌شود، محبت تبعيت ايجاد مي‌كند، و تبعيت ميزان قرب انسان را به امامش افزون مي‌كند.

به لطف حضرت حق ، بنا داريم تا از طريق اسامي خداي سبحان، شناساي وجود مقدّس امام زمان (ع) ‌شويم. اين اسامي بالاصاله مربوط به خداوند است، اما اگر بخواهد در عالم امكان در وجود مخلوقي جلوه‌گر شود، در كامل هر زماني تجلي مي‌كند، و در زمان ما وجود مقدس امام عصر (عج) تجليگاه اين اسماء است.

« يا كنز البائسين»

در «مناجات المفتقرين» خداوند را با عنوان«كنز البائسين» مي‌خوانيم، يعني «گنج درماندگان». تصور كنيد زماني كه فقير و درمانده‌اي يك گنج پيدا كند، چقدر در زندگيش تغيير و تحول ايجاد مي‌شود و يافتن گنج چقدر با سرعت به گرفتاري‌هاي او خاتمه مي‌دهد.

بالاصاله خداي سبحان «كنز البائسين» است امّا در ميان مخلوقات، گنجي كه بيچاره‌ها مي‌توانند روي آن حساب باز كنند ، با يافتن آن گرفتاري‌هاي خود را از ياد ببرند و زماني كه به آن مي‌رسند زندگي برايشان مفهوم تازه‌اي پيدا كند،،، وجود مقدس حضرت وليعصر است.

آن زمان كه در اوج گرفتاري قرار مي‌گيريم و درمانده مي‌شويم، به جاي اينكه براي رفع مشكل به توان و تدبير خودمان تكيه كنيم، بايد روي امام زمان (ع) و لطف و عنايت او حساب كنيم.

از سوي ديگر گنج، مخفي است ، سرمايه‌اي عظيم است كه ظاهر نيست و بايد آن را جستجو كرد.

آن زمان كه در ميان امواج سختيها و گرفتاريها اسير مي‌شويم به جاي غصه خوردن و نااميد شدن بايد به دنبال اماممان بگرديم و او را جستجو كنيم و اميدوار باشيم كه « طالع اگر مدد كند ، دامنش آورم به كف.»

 خدا مي‌داند كه با يافتن او چگونه انسان گرفتاريهايش را فراموش مي‌كند و زندگيش سرشار از فرح و سرور مي‌شود.

«يا ذخر المعدمين»

عنوان ديگري كه در مناجات المفتقرين با آن آشنا مي‌شويم « ذخر المعدمين» است، يعني «ذخيره بي‌چيز ان». «معدم» از ماده عدم است و به فقيري گفته مي‌شود كه هيچ چيز ندارد.

خداي سبحان خود را ذخيره فقيران قرار داده است.

افراد هميشه روي ذخيره‌هايشان حساب مي‌كنند، حتي وقتي هيچ چيز ندارند. وگاهي انسان با ذخيره‌‌اش مي‌تواند بسياري از نيازمنديهايش را برطرف كند.

 همه ما فقير و بي‌چيزيم « انتم الفقراء الي الله» و حتي حسناتي كه داريم، از آن ما نيست.

«ما أَصابَكَ‏ مِنْ‏ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّه‏» [1] « هر چه از خوبيها به تو مى‏رسد از جانب خداست‏.» وقتي در محضر قرآن قرار مي‌گيريم مي‌يابيم كه هر حسنه‌اي كه از ما صادر شده مال خودمان نيست، مال خداست. پس هيچ خير و كمالي را نمي‌توانيم به خودمان نسبت دهيم و با اتكاء به آن خود را غني حساب كنيم.

خداي سبحان ذخيره  معدمين است و به اذن او ، در زمان ما، امام عصر (ع) ذخيره ندارهاي عالم است.

آن زمان كه مي‌بينيم هيچ نداريم و دستمان خالي خالي است ، روي آبروي امام زمانمان حساب باز مي‌كنيم.

 به عنوان مثال مي‌دانيم كه در طول عمرمان حتي يك نماز مقبول نداريم كه مورد پذيرش خداي متعال قرار گيرد. به همين جهت در زيارت آل ياسين به نماز امام زمان (ع) سلام مي‌دهيم، حتي به زماني كه در حال قنوت و ركوع و سجود است ، سلام مي‌كنيم. « السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ حِينَ‏ تُصَلِّي‏ وَ تَقْنُتُ‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُد »

خداي سبحان ذخيره‌اي براي ما قرار داده است كه با وجود آن ذخيره هيچ وقت ناتوان محض و فقير محض نمي‌شويم، و هيچ گاه افسردگي و دل مردگي سراغمان نمي‌آيد. زيرا مي‌دانيم ذخيره‌اي داريم كه تا قيامتمان را كفايت مي‌كند.

«يا ذخر المعدمين»: ما وجودي حيواني داريم، ولي در نظام عالم بهره‌مان از وجود انساني و وجود حقاني بسيار كم است.

در اين زمينه هم از امام عصر (ع) استمداد مي‌طلبيم و روي ذخيره‌اي حساب باز مي‌كنيم كه به اذن حق ، از كمال وجود برخوردار است.امام عصر (ع) هر چقدر از موجوديت خود به ما افاضه كند از وجود الهي و حقاني‌اش كاسته نمي‌شود.

«َ يَا مَنْ‏ سَعِدَ بِرَحْمَتِهِ‏ الْقَاصِدُون‏»

 در « مناجات الراجين » به خداي سبحان عرض مي‌كنيم « اي كسي كه قصد كنندگان به سبب رحمت تو سعاتمند شدند. »‌

بالاصاله اين عنوان را براي خداي سبحان در نظر مي‌گيرم و بالتبع ، به عنوان اينكه خليفه خدا وجود مقدس حضرت ولي عصر است، اين عنوان را به امام زمان (ع)‌ نسبت مي‌دهيم.

عبارت خيلي جاي تأمل دارد. به صرف اينكه انسان قصد امام عصر (ع) را كند، خوشبخت مي‌شود، قصد معرفت او، محبت او، اقبال او، قصد اجابت در خواست او، ياري او .... خود اين قصد موجب سعادت فرد مي‌شود.

قصد با عمل فرق مي‌كند. اگر قصد كنيم كه هر چقدر از دستمان بر مي‌آيد به امام زمان (ع) ياري برسانيم، ولو اين قصد به مرحله ظهور نرسد، سبب خوشبختي ما مي‌شود.

اگر در بازار شلوغ دنيا ، در ميان مشغله‌‌هاي متعدد زندگي، در مشكلات و گرفتاريهاي دنيايي ، اماممان را از ياد نبريم‌، برايش جايگاهي خاص قائل شويم و قصد معرفت و محبت او را داشته باشيم، به لطف حضرت حق از سعادتمندان خوهيم بود.

« بِرَحْمَتِهِ‏ »: تصور نكنيم به صرف قصد، استحقاق سعادت را پيدا مي‌كنيم. خداوند نه با عدلش ، كه با لطفش ما را در شمار خوشبختان عالم رقم مي‌زند.

«‏ سَعِدَ »: فعل به صورت ماضي آمده و گوياي اين حقيقت است كه اگر در زمان حال قصد اماممان را كرديم از گذشته سعيد بوده‌ايم.

از قديم خداوند ما را در شمار خوشبختان روزگار قرار داده، و اكنون با اين قصد ، سعادتمان به نمايش گذاشته شده است.

«لَا يَجِدُ الْقَاصِدُونَ‏ أَرْحَمَ مِنْه‏ »  « اي خدايي كه قصد كنندگان مهربان‌تر از تو را نيافتند.»‌

در عصر ما، در ميان مخلوقات، مهربان‌تر ، كامل‌تر و كريم‌تر از وجود مقدس امام عصر (ع) يافت نمي‌شوند. امّا همه افراد نمي‌توانند اين امر را ادراك كنند، تنها قصد كنندگان او را چنين مي‌يابند. در هر زمان كه قصد ارتباط با امام را داشته باشيم، محبت و معرفتش را طلب كنيم و به محضرش عرض ارادت نماييم، در نظرمان مهربان‌تر از او در عالم يافت نمي‌شود.

«وَ حِجَابُهُ‏ مَرْفُوعٌ‏ لِرَاجِيه‏ » 

«در مناجات الراجين» به خداوند عرض مي‌كنيم « اي كسي كه براي اميدوار به او، حجاب و مانعش برداشته شده است.»‌ آنقدر انسان اميدوار به خدا نزديك مي‌شود كه گويا هيچ مانعي بين او و حضرت حق وجود ندارد.

در بين مخلوقات اين امر در وجود مقدس امام عصر ، جلوه‌گر است.

آن زمان كه اميدوار باشيم با وساطت حضرت برايمان گشايش صورت مي‌گيرد، توسلمان نتيجه مي‌دهد و امام (ع) بين ما و خدا شفيع مي‌شود،،، ديگر فاصله بين ما و حضرت برداشته شده و قرب به او برايمان حاصل مي‌شود.

آري، با اميد صادقانه و خالصانه به لطف و مهر امام (ع)‌ ‌، موانع مرتفع مي‌گردد و حضورش در عرصه زندگيمان احساس مي‌شود.

با اميد به اين باور مي‌رسيم كه :

پرده را از روي ماه خويش بالا مي‌زند

                                                              غمزه را سر مي‌دهد غم از دل و جان مي‌رود

حضرت را با چشم ظاهر نمي‌بينيم، امّا با همه وجود احساس مي‌كنيم كه امور زندگيمان به دست «ولي خدا» اداره مي‌شود.

مراقب باشيم قبل از اينكه بخواهيم روي خلق خدا حساب باز كنيم، به واسطه فيض خدا اميدوار باشيم. در اين صورت موانع كنار مي‌رود و فاصله‌ها برداشته مي‌شود. پس از اين مرحله ، يا امام (ع) حاجت ما را برآورده مي‌كند و مشكلمان حل مي‌شود، يا ما را به اين درك مي‌رساند كه در حال حاضر صلاح نيست نيازمان برطرف شود، و ما را به صبر و رضا دعوت مي‌كند.

در مناجات الراجين به خداوند عرض مي‌كنيم: «وَ كُلُّ طَالِبٍ‏ إِيَّاهُ‏ يَرْتَجِي » « هر طلب كننده‌اي تنها به تو اميد بسته است.» ، گويا هر كس به دنبال هر چه هست، در حقيقت خدا را مي‌خواهد و به او اميد دارد.

نقل است كه در زمان حضرت ابراهيم (ع)‌ روزي فردي در بتكده بتها را صدا مي‌زد، و خداي سبحان به او «لبيك» مي‌گفت: جبرائيل عرض كرد خدايا !‌ او بتها را مي‌خواند چرا پاسخش را مي‌دهي؟

خداوند فرمود: او نمي‌داند بايد چه كس را صدا كند، من كه مي‌دانم به چه كسي بايد جواب دهم.

حكايت ما  و «ولي خدا » هم اين چنين است. در بسياري مراحل زندگي، در پي افراد مختلف و چيزهاي متفاوت مي‌رويم تا نيازهايمان را تأمين كنيم،‌ و از امام عصر (ع) غافل مي‌شويم.

اما حضرت مي‌داند كه ما در واقع به دنبال او هستيم و راهمان را گم كرده‌‌ايم. اگر گاهي عليرغم اينكه در گرفتاريها به سراغ مردم مي‌رويم، حاجت روا مي‌شويم و مشكلاتمان مرتفع مي‌شود ،،، به اين جهت است كه لطف و عنايت امام زمان (ع)‌به ميدان آمده است. حضرت مي‌داند كه « طالب » در جستجوي او بوده و به اشتباه سراغ ديگري رفته . « وَ كُلُّ طَالِبٍ‏ إِيَّاهُ‏ يَرْتَجِي»

***

امام باقر (ع) در توصيف ياران و نزديكان امام زمان (ع)‌مي‌فرمايد: «يَمْسَحُ‏ بُطُونَهُمْ‏ وَ ظُهُورَهُمْ‏ فَلَا يَشْتَبِهُ عَلَيْهِمْ حُكْمٌ.» آنها برگزيدگان ، دين شناسان ، حاكمان و قاضي‌هايي هستند كه ( مهدي (ع) ) به شكم‌ها و پشت‌هاي آنها دست مي‌كشد، و ديگر هيچ حكمي براي آنها مشتبه نمي‌گردد. »[2]

به حضرت عرض مي‌كنيم : مولاي ما !‌ در دوره غيبت ،‌اين امتياز يارانت را نصيب ما هم بفرما ، دستي بر ما بكش و قدرت تشخيص حق و باطل به ما ارزاني كن تا هيچ امري برايمان مشتبه نشود.

اگر لايق نيستيم دست مباركت به ما بخورد، لااقل از نگاهت محروممان نكن.

آقا !‌ بر ما نظري بينداز تا با آن يك نظر در يابيم كجا هستيم، بايد چه كنيم، چگونه براي آخرتمان توشه‌اي در خور فراهم نماييم ، با اطرافيانمان چگونه تعامل داشته باشيم و ... .

آقا ! با يك نگاه ياريمان كن تا هيچ مسئوليتي بر ما مشتبه نشود و در انجام هيچ وظيفه‌اي كوتاهي نداشته باشيم.

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «لَوْ قَامَ قَائِمُنَا بَدَأَ بِكَذَّابِي‏ الشِّيعَةِ فَقَتَلَهُمْ»‌ عبارت بسيار دردناكي است. در زمان ظهور اولين گروهي كه حق حيات از آنها سلب مي‌شود و حضرت آنها را مي‌كشد دروغگويان شيعه هستند، نه كفار و منكرين.

امام عصر (ع) در دوران ظهور با شيعه دروغگو برخوردي فوق العاده و جدّي و سريع دارند و به او فرصتي نمي‌دهند. و اين امر حاكي از اين است كه اين افراد فرصتهاي زيادي براي توبه در اختيار داشتند كه از آنها استفاده نكرده‌اند.

دروغ مانع پيوست به امام عصر (ع) است. مراقب باشيم زندگيمان رنگي از دروغ به خود نگيرد. نكند دروغ‌هاي كوچك وگاه به گاه ما ، تا آخر عمرمان آنقدر زياد شود كه در شمار كذّاب شيعه قرار بگيريم!‌

اگر مي‌خواهيم در زمره نزديكان حضرت باشيم در زندگيمان نهضتي از صدق راه بيندازيم و از هر گونه دروغ شوخي ، جدي ، علني و غير علني اجتناب كنيم.

امام رضا (ع) مي‌فرمايد: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ، يَأْمُرُ اللَّهُ‏ الْمَلَائِكَةَ بِالسَّلَامِ‏ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ، وَ الْجُلُوسِ مَعَهُمْ فِي مَجَالِسِهِم‏ فَإِذَا أَرَادَ وَاحِدُ حَاجَةً أَرْسَلَ الْقَائِمُ مِنْ بَعْضِ‏ الْمَلَائِكَةِ أَنْ يَحْمِلَهُ، فَيَحْمِلُهُ الْمَلَكُ حَتَّى يَأْتِيَ الْقَائِمَ، فَيَقْضِيَ حَاجَتَهُ، ثُمَّ يَرُدَّهُ» [3] « زماني كه قائم قيام كند ، خداوند به ملائك امر مي‌كند كه به اهل ايمان سلام كنند و در مجالسشان با آنها همنشين باشند. وقتي يكي از آنها حاجتي داشته باشد،‌ »قائم« ملكي مي‌فرستد تا او را حمل كند، پس ملك او را به محضر قائم مي‌برد، نيازش برآورده مي‌شود و سپس او را بر مي‌گرداند. »‌

در زمان ظهور ، عموم مؤمنين به حدّي از رشد مي‌رسند كه مي‌توانند با عالم ملكوت مرتبط شوند، ملك همنشين آنها شود و همچون مركبي آنها را حمل كند.

در آن زمان مؤمنين به اندازه‌اي از كمال برخوردار شده‌اند كه مي‌توانند در هنگام نياز بلافاصله به محضر امامشان شرفياف شوند.

آنچه ذكر شد وضعيت عموم مؤمنين بود. در ادامه روايت امام رضا (ع) در مورد خواص اهل ايمان مي‌فرمايد:

«وَ مِنَ‏ الْمُؤْمِنِينَ‏ مَنْ‏ يَسِيرُ فِي السَّحَابِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَطِيرُ مَعَ الْمَلَائِكَةِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي مَعَ الْمَلَائِكَةِ مَشْيا» [4] « بعضي از اهل ايمان ( با همين قالب مادي و جسم خاكي ) در ابرها سير مي‌كنند، و بعضي از آنها با ملائك راه مي‌روند. »‌

« وَ مِنْهُمْ مَنْ تَتَحَاكَمُ الْمَلَائِكَةُ إِلَيْهِ؛ » بعضي از مؤمنين در جايگاهي هستند كه ملائك از آنها حكم مي‌گيرند ( آنقدر اين مؤمنين را قبول دارند كه در مواردي كه بينشان اختلاف است ، نظر آنها را صائب مي‌دانند.)‌

«وَ الْمُؤْمِنُونَ أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ؛» « در آن زمان مؤمنين از ملائك گرامي ترهستند. »

«وَ مِنْهُمْ مَنْ يُصَيِّرُهُ الْقَائِمُ قَاضِيا»‌ « بعضي از اهل ايمان ( آنقدر رتبه مي‌گيرند كه ) قائم آنها را به عنوان حكمران منصوب مي‌كند ( و بر ملائك فرمانروايي مي‌كنند.)‌

آري، ما مي‌توانيم در زمان ظهور به چنين قابليت‌هايي برسيم و از چنين جايگاه و منزلتي برخورداري شويم. امّا براي كسب اين كمالات بايد از زمان غيبت خود را آماده كنيم.

آيت الله بهجت مي‌فرمود: « فكر مي‌كنيد زماني كه حضرت بيايد چيزي تغيير مي‌كند؟ حلال خدا حرام و حرام خدا حلال مي‌شود؟ خير،  هر واجبي همچنان واجب است ، و هر امر حرامي ، حرام.»‌

اگر مي‌خواهيم به رشد و كمال برسيم بايد بيش از پيش به واجبات بها بدهيم و از محرمات اجتناب كنيم. دراين صورت اهل طاعت مي‌شويم. نياز نيست كار خاصي انجام دهيم تا مورد توجه حضرت قرار گيريم . به صرف انجام طاعت و ترك معصيت، امام (ع) ما را مورد توجه خاص قرار مي‌دهد و رابطه‌مان را با عالم ملكوت برقرار مي‌كند.

مرحوم آيت الله شاه آبادي مي‌گويند: « ما بايد حافظ مال و كيان امام زمان (ع)‌باشيم. حفظ مال حضرت وحفظ شخصيت حضرت به عهده‌ماست، و نبايد در اين امر كوتاهي كنيم. »

به ميزاني كه به شريعت پايبند باشيم انجام واجباتمان مسامحه نكنيم ، به حفظ شخصيت حضرت حجّت كمك كرده‌ايم.

حكايت امام عصر (ع)  با ما ، حكايت بزرگي بسيار با كرامت و محترم است كه زير دستانش گاه به گاه مرتكب خطا مي‌شوند، قصور و تقصير دارند و درانجام برخي از وظائف كوتاهي مي‌‌كنند.

در نگاه ديگران ، آن بزرگ‌تر زير سوال مي‌رود، و به خاطر لغزشهاي زير دستان به موقعيت او آسيب وارد مي‌شود.

خدا مي‌داند ما هم با هر حرامي و خطايي كه مرتكب مي‌شويم چقدر به ساحت مقدس امام عصر (ع) لطمه مي‌زنيم، و با هر مصرف بيهوده مال ، به حضرت آسيب وارد مي‌كنيم. اگر مي‌خواهيم حافظ مال و كيان اماممان باشيم، بايد زندگيمان بيش از پيش با تدّين و تقيّد همراه باشد.

مولاي ما !‌هر چقدر معرفتمان بيشتر مي‌شود و به شما نزديك‌تر مي‌شويم، بيشتر خود را مشمول الطاف شما مي‌يابيم، و متوجه مي‌شويم با دوري از شما چقدر به خود خسارت مي‌زنيم.

بر سر راهش به انتظار نشينيم

                                                                           شايد از آن كاروان يكي خبر آيد

آقاي ما !‌چشم انتظار يك خبريم، يك پيام، يك دعا.

دعايمان كنيد محبّت ‌، ارادت و اشتياقمان به شما روز افزون شود و در عرصه خدمت به شما و انجام وظائف و مسئوليتها ثبات قدممان بيشتر گردد.

 


[1] سوره مباركه نساء ،‌آيه 79

[2] دانشنامه ، ج 9 ، ص 489

[3] دانشنامه ، ج 9 ، ص 456

[4] دلائل الإمامة (ط - الحديثة) /   / 455 / معرفة وجوب القائم(عليه السلام) و أنه لا بد أن يكون .....  ص : 441

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم