.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 25 - 93/11/8

 

در دعاي زمان غيبت به خداي سبحان مي‌گوييم: « عَرِّفْنِي‏ حُجَّتَكَ‏ فَإِنَّكَ‏ إِنْ‏ لَمْ‏ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي‏» [1] اگر معرفت امام زمان (ع) نصيبمان نشود، از دين منحرف مي‌شويم، و متدّين منحرف بسيار خطرناك‌تر از فرد بي‌دين و غير متدين است.

اگر هر روز مكرر از خداوند درخواست مي‌كنيم كه در شمار «ضالين» نباشيم، در حقيقت طلب مي‌كنيم در زمره كساني كه امامشان را نمي‌شناسند، قرار نگيريم.

قرآن، در مورد فرزندان يعقوب كه يوسف را فروختند مي‌فرمايد:‌ » كانُوا فيهِ مِنَ‏ الزَّاهِدين‏ » [2] تعبير قرآن اين است كه برادران يوسف هميشه نسبت به او بي‌رغبت بودند، به همين دليل او را به بهايي اندك فروختند.

من براين باورم كه برخورد جفاكارانه برادران به اين دليل بود كه يوسف را نمي‌شناختند. زماني كه نسبت به يوسف معرف پيدا كردند، ديگر حاضر نشدند دست از دامان او بكشند.

ما هم به ميزاني كه يوسف فاطمه (س) را بشناسيم، در زندگيمان نسبت به او بي‌رغبت نيستيم.

و اگر شناختي جامع وكامل نصيبمان شود، حاضر نمي‌شويم حضرت ولي عصر (ع) را با كل دنيا و كل عقبي عوض كنيم.

***

يكي از حكما مي گويد:‌ » در دنيا چند چيز نفيس و گرانبها است كه در محفظه‌هايي بي‌بها قرار داده شده : مرواريد گرانقيمت در صدف بي‌ارزش قرار دارد، مشك و عنبر در ناقه آهوست و ابريشم در پيله كرم ابريشم، عسل در بدن زنبور است ، و زر و سيم سنگهاي گرانبها، در معادن بي‌قيمت. »

ما مي‌دانيم وجودهايي بي‌قدر و ارزش هستيم. و از سوي ديگر باور داريم قيمتي‌ترين وجود عالم، حضرت ولي عصر (ع)‌است.

عاجزانه از خداي سبحان درخواست مي‌كنيم وجودهاي بي‌قيمت ما جايگاه معرفت و حجت اماممان شود و قدمگاه ارزشمند‌ترين فرد عالم امكان شود.

بر اين باوريم كه به مجرد تحقق اين امر خطير، ما هم قيمتي مي‌شويم.

«مالك» فردي بود كه يوسف را از برادرانش خريد و به عزيز مصر فروخت. او مي‌گويد:‌ به بركت خريد يوسف ، بركات فراواني در زندگي جاري شد. اگر چه او را فروختم ، ولي بركات در زندگيم ادامه دار بود.

مالك بي‌وفا بود،‌ يوسف كه بي‌وفايي نمي‌كند.

ما هم اگر در وادي محبت و معرفت امام زمان (ع)‌ گاه برداريم، حتي اگر اين سير مقطعي باشد، ما حضرت را رها كنيم، او رهامان نمي‌كند. ما از اماممان جدا شويم، او از ما جدا نمي‌شود.

امام عصر (ع) مظهر وفاداري است و پر و پيمان حق محبت و معرفت ما را به جا مي‌آورد، هر چند عشق و شناختي مقطعي باشد.

حكايت ما، حكايت مردم مصر است. روزي كه يوسف به دروازه‌هاي مصر رسيد، مردم صداي يك منادي را شنيدند كه گفت: جواني به شهر شما وارد مي‌شودكه هر كس به او توجه كند، رستگار خواهد شد.

مردم به سراغ يوسف آمدند و طالب خريدش شدند، امّا هيچ كس جز عزيز مصر از عهده خريد او بر نيامد.

امّا در آخر همه مردمي كه به يوسف توجه كردند، مورد لطف خداي سبحان قرار گرفتند. روزي همه آنها متدين شدند، دلداده يوسف گشتند و روزي خور سفره او شدند.

اگر ما به امام زمان (ع)‌توجه كنيم، حتماً به فلاح و موفقيت مي‌رسيم، و هر چقدر ميزان اين توجه بيشتر شود، عاقبت بخيريمان بيشتر تضمين مي‌گردد.

با وجود اينكه گاهي اوقات روزمرگي‌ها وامور دنيايي ما را به خود مشغول مي‌كند، امّا آثار اين توجهات آنقدر گسترده است كه مي‌تواند تا قيامت در زندگي ما جريان داشته باشد.

در هر حال با دنيايي شوق و سپاس ، خداي سبحان را شاكريم كه به ما لطف كرده واجازه داده است از همين ميزان محبت و معرفت به «ولي » اش بهره‌مند شويم، و خواستار روز افزون شدن عشق و شناختمان هستيم.

***

همانگونه كه در جلسات پيش عرض كردم، يادآوري مي‌كنم كه اسم غير از مسمي است. هر اسم و عنواني كه براي خداوند در نظر مي‌گيريم غير از ذات اوست. امّا اسم مي‌تواند جلوه كاملي از مسمي باشد.

به تصريح روايات، حضرات معصومين (ع) جلوه‌هاي كامل خداوند و اسماء الحسني هستند. بنابراين با بررسي عناوين مربوط به خداي سبحان ، مي‌توانيم به شناخت بيشتر نسبت به امام عصر (ع) نائل شويم.

در مناجات المريدين، هشتمين مناجات خمس عشر به خداي سبحان عرض مي‌كنيم:

« فَيَا مَنْ هُوَ عَلَى‏ الْمُقْبِلِينَ‏ عَلَيْهِ مُقْبِلٌ، وَ بِالْعَطْفِ عَلَيْهِمْ عَائِدٌ مُفْضِلٌ، وَ بِالْغَافِلِينَ عَنْ ذِكْرِهِ رَحِيمٌ رَءُوفٌ، وَ بِجَذْبِهِمْ إِلَى بَابِهِ وَدُودٌ عَطُوف‏ »[3]

« فَيَا مَنْ هُوَ عَلَى‏ الْمُقْبِلِينَ‏ عَلَيْهِ مُقْبِلٌ »

خداوند به كساني ه به او اقبال دارند ، اقبال دارد. به مجرد اينكه بنده‌اي او را قبول كند، او هم قبولش مي‌كند.

خداي سبحان «ولي» خود را هم اين چنين قرار داده. اگر به او رو كنيد حضرت از شما رو بر نمي‌گرداند.

به قول مولوي:

نقش وفا مي‌كند پشت به ما كي كند                                          پشت ندارد چو شمع، او همگي روست، روست

امكان ندارد در زمان و مكاني شما به اماممتان اقبال داشته باشيد و او از شما اعراض نمايد.

مقبلين ، اسم فاعل است ، و از آن اراده حال يا آينده مي‌شود.

اگر هم اكنون به امام عصر (ع) توجه داري و حضرت را قبول داري، براي آينده هم برنامه‌ات اين است كه به امامت اقبال داشته باشي،،، يقين داشته باش كه امام زمان (ع)‌ هم قرارشان بر اين است كه به تو اقبال دائم داشته باشد.

« وَ بِالْعَطْفِ عَلَيْهِمْ عَائِدٌ مُفْضِلٌ، »

خداوند به مقبلين پيوست دارد و زياده‌هايي را در اختيار آنها قرار مي‌دهد. وجود مقدس حضرت ولي عصر (ع) نيز به عنوان واسطه فيض بين خالق و مخلوق ، وعلي الدوام زياد‌ه‌هايي را در اختيار آنها قرار مي‌‌دهد.

به عنوان مثال ، وقتي به عنوان اقبال به امام زمان (ع)‌ زيارت آل ياسين مي‌خوانيم، با چهل عنوان به حضرت سلام مي‌دهيم. امّا براين باوريم كه از جانب امام عصر (ع) جواب سلام‌هاي بسياري دريافت مي‌‌كنيم. اگر حضرت پس از هر آل ياسين خواندن ما، چهل جواب سلام بدهند. حقيّ واجب را ادا كرده‌اند، در صورتي كه يقين داريم در اين امر ، با ما كريمانه برخورد مي‌كنند.

« وَ بِالْغَافِلِينَ عَنْ ذِكْرِهِ رَحِيمٌ رَءُوف‏ »

خداوند نسبت به كساني كه از ياد او غافلانه، رئوف و مهربان است. «ولي خدا» نيز اين گونه است. اگر كسي از توجه به امام عصر (ع)‌ غافل باشد، حضرت نسبت به او رئوف است و برايش دل سوزي مي‌كند.

اگر كسي فراموش كرد به ياد امامش باشد، حضرت نسبت به او رحيم است، او را به كمال مي‌رساند و اجازه نمي‌دهد در غفلتش باقي بماند.

گويا ولي عصر (ع) نسبت به اهل غفلت، توجهي خاص دارد و جداگانه آنها را مورد محبت و رأفت خود قرار مي‌دهد.

« بِجَذْبِهِمْ إِلَى بَابِهِ وَدُودٌ عَطُوف‏ »

خداوند با محبّت وعطوفت غافلان را به خود جذب مي‌كند. «ولي خدا» هم اين گونه است غافلان را رها نمي‌كند.

گفتم چن خوش صيد دلم كردي بنازم چشم مستت را

                                                          كه كس آهوي وحشي را از اين خوشتر نمي‌گيرد

حضرت ما را جذب مي‌كند و دستمان را به دامن پر مهر خود مي‌رساند. جذب حضرت با زور و جبر نيست. او «ودود» است و در اوج محبت، «عطوفت» است و در نهايت پيوست آنقدر به غافلان لطف مي‌كند، آنقدر ما را مورد عنايت قرار مي‌دهد تا به سويش برويم.

تصور كنيد شما يك بار خدمت عالمي بزرگوار برسيد و مورد لطف و تفقدش قرار بگيريد، و ديگر سراغش نرويد. هر بار دوستي يا آشنايي خدمت او مي‌رود، آن عالم از حال شما جويا شود، سلام برساند و هديه‌اي بدهد تا آنها به دست شما برسانند.

اگر اين محبت و عطوفت بارها و بارها تكرار شود، بالاخره شما به خود مي‌آييد و به جبران اين همه توجه،‌ با آن عالم ارتباط برقرار مي‌كنيد.

حضرت ولي عصر (ع)‌ با ما چنين مي‌كند. با مودتها و عطوفت‌هاي پياپي ، غافلان را جذب كرده و سراغ خود مي‌برد.

چه خوش صيد دلم كردي ، بنازم چشم مستت را

                                                     كه كس آهوي وحشي را از اين خوشتر نمي‌گيرد

در زيارت آل ياسين به حضرت عرض مي‌كنيم: « السلام عليك يا ميثاق الله»

«ميثاق» به زنجير محكمي گفته مي‌شود كه اسير را با آن مي‌بندند تا فرار نكند.

امام زمان (ع)‌كساني را كه نسبت به حضرت بي‌توجه‌اند او را از ياد برده‌اند، به حال خود واگذار نمي‌گذارد بلكه با مهر و دوستي جذبشان مي‌كند و آنها را اسير عشق خود مي‌كند.

تصور كنيد امام رئوفي كه با غافلان اين گونه برخورد مي‌كند، به زندگي عاشقان چه باران لطفي دارد؟!

***

در دانشنامه امام مهدي ، جلد 9 ، ص 202

« وَ لَا غَارِماً إِلَّا قَضَى‏ دَيْنَهُ‏ وَ لَا مَظْلِمَةً لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ إِلَّا رَدَّهَا وَ لَا يَقْتُلُ مِنْهُمْ عَبْداً إِلَّا أَدَّى ثَمَنَهُ‏ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ‏ وَ لَا يُقْتَلُ قَتِيلٌ إِلَّا قَضَى عَنْهُ دَيْنَهُ وَ أَلْحَقَ عِيَالَهُ فِي الْعَطَاء »

قبل از بررسي حديث، يادآوري مي‌كنم كه بنا داريم با اين ديد زمان ظهور را بررسي كنيم كه باور داريم هر كس در دوره غيبت ، نسبت به امام عصر (ع)‌ معرفت و محبت خالصانه داشته باشد و با حضرت ارتباط برقرار كند. برايش ظهور انفرادي صورت مي‌گيرد، و مي‌تواند به نحوي خاص از بركات وجودي امام (ع) بهره‌مند شود.

امام باقر (ع)‌ در توصيف زمان ظهور مي‌فرمايد:‌ » هيچ بدكاري نيست مگر اينكه امام (ع) دين او را ادا كند، و هيچ كس نيست كه حق الناس و مظلمه‌اي به گردنش باشد، مگر اينكه امام (ع) آن را رد كند.»‌

گويا امام عصر (ع)‌ نمي‌پسندد كه با حق الناس، خوشي وصال ما مخدوش شود. برايمان بزرگتري مي‌كند.

و هر كس كه حقي به گردن ما دارد، سراغش مي‌رود و راضيش مي‌كند.

ابن طاووس مي‌گويد:  « در سرداب حضرت ولي عصر (ع) را ديدم كه دست به دعا برداشته بود و مي‌گفت: خدايا !‌ شيعيان ما را به خاطر ما ببخش ما هر چه داريم به ديگران مي‌دهيم، تا از شيعيانمان بگذرند. »‌

اگر با اماممان رابطه‌اي نيكو داشته باشيم، حضرت برايمان وساطت مي‌كنند ودل ذوي الحقوق را از ما راضي مي‌كنند. همچون پدري كه حاضر است براي فرزندش پا درمياني كند و با صرف وقت ، هزينه، آبرو و ... صاحبان حق را از او راضي نمايد.

البته اگر فرزندي آنقدر حرمت شكني و بي‌مهري داشته باشد كه پدرش او را عاق كند، ديگر نمي‌تواند پس  از خلافكاري‌ها ، از پدر انتظار وساطت و پا درمياني داشته باشد.

مراقب باشيم رابطه‌مان را با حضرت ولي عصر (ع)‌حفظ كنيم، و با بي‌توجهي وغفلت از او، خودمان را از شفقت‌ها و محبت‌هاي پدرانه‌اش محروم نسازيم.

امام باقر (ع)‌ در بخش ديگري از روايت مي‌فرمايد: « هيچ كس كشته نمي‌شود مگر اينكه امام (ع)  دينش را ادا مي كند و خانواده‌اش را درعطا به او ملحق مي‌نمايد « أَلْحَقَ‏ عِيَالَهُ‏ فِي‏ الْعَطَاءِ »‌.

عبادت آخر روايت جاي تأمل دارد: اگر كسي كشته شود،‌امام زمان (ع)‌عيالش را در عطا به او ملحق مي‌كند، يعني همان چيزي را كه به شما مي‌دهد، بعد از مرگ در اختيار خانواده‌تان قرار مي‌دهد. شايد در زمان حيات شما از آن چيزها بهره‌مند نبودند، ولي وقتي شما از دنيا رفتيد، از آنها برخوردار مي‌شوند.

به حضرت عرض مي‌كنيم :‌

هر صبح جمعه در دعاي ندبه بارها مي‌گوييم: «بنفسي انت» ومي‌خواهيم جان خود را فداي تو ‌كنيم. آقا!‌ كاش ما را به عنوان قرباني بپذيري ، و پس از آن خانواده و عزيزان ما را در ليست خود قرار دهي، و سفره كريمانه عطايت را براي آنها بگستراني.

***

در دانشنامه امام مهدي (ع) ، جلد 9 ، صفحه 194 نقل شده كه اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: « عْلَمُوا عِلْماً يَقِيناً أَنَّ الَّذِي يَسْتَقْبِلُ قَائِمَنَا مِنْ أَمْرِ جَاهِلِيَّتِكُمْ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْأُمَّةَ كُلَّهَا يَوْمَئِذٍ جَاهِلِيَّة » « به يقين بدانيد جاهليتي كه قائم ما با آن مواجه مي‌شود كمتر از جاهليتي نيست كه حضرت رسول (ص)  با آن روبرو شد. به اين دليل كه در آن روز همه امت جاهل‌اند، مگر كساني كه خدا به آنها رحم كرده است.»‌

در بررسي زمان پيامبر (ص) ملاحظه مي‌كنيم كه افراد بي‌دين نبودند و متدين محسوب مي‌شدند، امّا متدين به بت و بت‌پرستي! عبادت مي‌كردند ولي جاهلانه ، حج انجام مي‌دادند ولي عريان طواف مي‌كردند و نمازشان با سوت كشدين بود و كف زدن!

زمان ظهور وليعصر (عج) مردم بي‌دين نيستند، ولي جاهلند، تنها كساني كه مورد رحم خدا قرار گرفته‌اند دينداري جاهلانه ندارند، و دينشان بر منباي توحيد، معرفت و محبت است.

كلام اميرالمؤمنين (ع)‌ خيلي تكان دهنده است. مي‌فرمايد:‌ همه جاهلند الا « من رحم الله».

از حضرت ولي عصر (ع) عاجزانه تمنا مي‌كنيم ما را با عافيت از جهالت نجات دهد و در زمره « من رحم الله» وارد كند.

اگرهم جزء جهّال نيستيم، به ما توفيق دهد شكر اين نعمت بزرگ را به جا آوريم و تثبيت و افزايشش را از خداي سبحان طلب مي‌كنيم.

برخي تصويري نازيبا از زمان ظهور ارائه مي‌دهند و اين گونه القا مي‌كنند كه امام زمان (ع) شمشير به دست با افراد برخورد مي‌كند و بسياري را گردن مي‌زند!

شما كجا ديديد عالمي با جهال تندي كند؟ در روايت مي‌فرمايد:‌ » وَ اعْلَمُوا أَنَّ الرِّفْقَ يُمْنٌ وَ الْأَنَاةَ رَاحَةٌ وَ بَقَاء »[4]

امام عصر (ع) پس از ظهور با مردم رفيق است و از سر رفق و مدارا با آنها برخورد مي‌كند. مي‌گويد: مي‌دانم كه نمي‌دانستيد.

حضرت با چشم جاهل به خلق نگاه مي‌كند،‌نه به عنوان معاند و مخالف و با هر كس كه امامش را دوست داشته باشد با تأني برخورد مي‌كند و به او فرصت مي‌دهد.

***

آيت الله صافي مي‌گويند: در تشرفي حضرت وليعصر (ع به فردي پيغام دادند كه به سيد حسين بروجردي ( مرحوم آيت الله بروجردي) سلام برسان و بگو زحمات شما در حفظ آثار ، منظور نظر ماست و توفيق شما را  از خدا خواسته‌ايم.

با نقل اين مطلب، مي‌خواهم توجه شما را به نكته‌اي جلب كنم.

هركدام از ما ، هر كاري براي حفظ دين و ديانت انجام دهيم، به چشم حضرت مي‌آيد، و امام زمان (ع) براي توفيقمان دعا مي‌كند. و مگر مي‌شود حجت خدا دست به دعا بردارد و اجابت نشود؟!

هيچ كس نبايد تصور كند كاري از دستش بر نمي‌آيد. حكايت هر يك از ما حكايت آن گنجشكي است كه براي خاموش كردن آتش نمرود، چند قطره آب در منقارش گرفت ورفت تا به ابراهيم (ع) كمك كند.

اگر توفيق رفيق راه ما شود و بتوانيم جز و سياهي لشكر امام (ع) هم باشيم، سرمست و دلخوش خواهيم بود.

از حضرت ولي عصر (ع) درخواست مي‌كنيم تا ما را به كار گيرد ، توفيق خدمت و نصرت روزيمان كند، و دعاگويمان باشد تا در شمار عاشقان و منتظرانش بمانيم و در زمره يارانش قرار گيريم.

«اللهم عجل لوليك الفرج»‌

 


[1] َّ الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1 ،ص 337 باب في الغيبة .....  ص : 335

[2] سوره مباركه يوسف ، آيه 20

[3] زاد المعاد - مفتاح الجنان،ص 412  المناجاة الثامنة: مناجاة المريدين: .....  ص : 411

[4] َ ْ بحار الأنوار (ط - بيروت) ، ج‏51 ،ص 120 / باب 2 ما ورد عن أمير المؤمنين صلوات الله عليه في ذلك .....  ص : 109

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم