.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 26 - 93/12/6

 

            به لطف حضرت حق، در كلاس امام زمان شناسي بنايمان بر اين است كه بيش از پيش نسبت به حضرت ولي عصر معرفت پيدا كنيم. بر اين باوريم كه معرفت قرب ايجاد مي‌كند، قرب انسان را در فضاي حضور قرار مي‌دهد و در اين صورت است كه امام غايب براي فرد امام حاضر مي‌شود.

***

به عنوان مقدمّه بحث ، ابتدا به بررسي حقوقي از رساله حقوق امام سجاد (ع) مي‌پردازيم.

تا از اين رهگذر با حقوقي كه امام عصر (عج) بر عهده ما دارد و وظايفي كه ما در برابر حضرت داريم، آشنا شويم.

  • امام رضا (ع) مي‌فرمايد: « الامام ابُ الشفيق» ، « امام ، پدر دلسوز است.» اگر با اين ديدگاه به ولي عصر (ع) بنگريم و در زندگيمان براي او نقش پدر را قائل باشيم، به جاست با حقوقي كه اين پدر بر عهده ما دارد، آشنا شويم.

امام سجاد (ع) در رساله حقوق مي‌فرمايد: « وَ أَمَّا حَقُ‏ أَبِيكَ‏ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ أَصْلُكَ‏ وَ أَنَّكَ فَرْعُهُ و أَنَّكَ لَوْلَاهُ لَمْ تَكُنْ »[1]« حق پدر بر تو ، اين است كه بداني او اصل است و تو ، فرع. و اگر او نبود، تو نيز نبودي.»

امام عصر (عج) به عنوان پدر ، اصلي است كه ما فرع او هستيم. حضرت در حكم ريشه و تنه است و ما در حكم شاخه.

اگر امام (ع) نبود ، ما هم نبوديم ، اين بدان معناست كه همه وجودمان را مرهون حضرت هستيم. تمامي خيرات، بركات و كمالات ما از اوست.

امام سجاد (ع) در ادامه مي‌فرمايد: « فَمَهْمَا رَأَيْتَ فِي نَفْسِكَ مِمَّا يُعْجِبُكَ فَاعْلَمْ أَنَّ أَبَاكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيْكَ فِيهِ » « هرگاه در خود چيزي ديدي كه موجب پسند و خوشايندت شد،‌ بدان كه در آن چيز، پدرت اصل نعمت بوده.»‌

هر فضيلت ، امتياز و كمالي كه در خود مي‌بينيم ومي‌پسنديم، از خود ما نيست. در حقيقت تراوشي از وجود امام عصر (عج) است كه به ما رسيده.

همه توفيقاتي كه خداي سبحان نصيب ما مي‌كند، از طريق امام (ع) است.

پدر ، از فرزندش انتظار كاري ندارد، در عوض بنايش بر اين است كه هر كاري از دستش بر مي‌ايد بدون هيچ منتي براي فرزند انجام دهد.

پدر هيچ طلبي از فرزندش ندارد، و تنها جهل او اذيتش مي‌كند. اگر بخواهيم حق امام (ع) را به عنوان پدر ادا كنيم، بايد بدانيم او اصل است و ما فرع، و تمامي كمالات، توفيقات و طاعاتمان به واسطه اوست، در صورت جهل به اين حقيقت، حق امام (ع) را ادا نكرديم و موجب اذيت حضرت مي‌شويم.

  • « وَ احْمَدِ اللَّهَ وَ اشْكُرْهُ عَلَى قَدْرِ ذَلِكَ » « به اندازه آن نعمت ، شكر و حمد خدا را به جا آور»

بايد به ميزاني كه با دعاي امام زمان (ع) توفيق طاعات نصيبمان شده و خيرات در زندگيمان جاري گشته، خداي سبحان را شكر كنيم.

  • « و لا قوۀ ‌الا بالله » امام سجاد (ع) مي‌فرمايد: خودمان از عهده شكر و حمد الهي بر نمي‌آييم، و بايد با حول و قوه حق به ما كمك شود تا بتوانيم شاكر وحامد باشيم.

بنابراين بايد باور داشته باشيم كه هر چه حسنه و كمال داريم، نمي‌توانيم به خودمان نسبت نداريم، بلكه همه كمالات ما از تراوش وجودي امام عصر (ع) است.

پس از اين باور ، بايد حمد خدا را بگوييم و آتش عشقمان را شعله ور كنيم. از سوي ديگر بايد شاكر باشيم، يعني نعمت را كامل ببنيم تا با تمام وجود از خداي سبحان تشكر كنيم. بدانيم كه وقتي خدا امامي را «ولي » قرار داده كه اينگونه در حق ما پدري مي‌كند بزرگ‌ترين نعمت را ارزانيمان كرده و برايمان هيچ چيز را كم نگذاشته است.

در اين صورت ديگر به خود اجازه نمي‌دهيم ارتباطمان با خدا طلبكارانه و متوقعانه باشدف بلكه با ديدگاهي حامدانه و شاكرانه زندگي مي‌كنيم.

امام سجاد (ع) در ابتداي حقوق پدر فرموده بودند: « فَاعْلَمْ أَنَّ أَبَاكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيْكَ فِيهِ » نعمت بزرگي كه بابت آن مديون امام عصر (ع)‌ هستيم، نعمت آزاد سازي است. در زبان عرب زماني كسي كه برده‌اي را مي‌خرد و سپس آزادش مي‌كند، مي‌گويند: « المنعم اليك بالولاء »

وجود مقدس ولي عصر براي تك تك ما «المنعم اليك بالولاء » است.

حضرت راضي نمي‌شود كه ما اسير بمانيم. ما را مي‌خرد و از اسارت دنيا ، از اسارت هواي نفس و از اسارت معاصي و رذائل آزادمان مي‌كند.

  • « فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ أَنْفَقَ‏ فِيكَ‏ مَالَهُ‏ وَ أَخْرَجَكَ مِنْ ذُلِّ الرِّقِّ وَ وَحْشَتِهِ إِلَى عِزِّ الْحُرِّيَّةِ وَ أُنْسِهَا » شايد تا به حال با اين ديد نگاه نكرده‌‌ايم كه امام زمان (ع) چقدر برايمان هزينه كرده، چقدر صدقه داده تا ما اسير دنيا نباشيم.

از سوي ديگر امام (ع) ما را از ذلت و وحشت بندگي دنيا خارج كرده و به انس بندگي حق رسانده است. امام (ع)‌ واسطه شده تا نفسمان از معصيت برَهَد و بوي خوش عزّت به مشام جان ما برسد.

  • « وَ أَخْرَجَكَ مِنْ سِجْنِ الْقَهْر » تصور كنيد كسي در سلولي انفرادي محبوس باشد، و دائماً‌ هم مورد شكنجه و عذاب قرار گيرد. اگر فردي ياريش كند و از زندان آزاد شود، تمام عمر از او ممنون است، دائم به ياد اوست و هر جا مي‌رود ذكر خير او را بر زبان مي‌آورد.

امام عصر (ع) واسطه فيضي است كه ما را از زندان معصيت خارج مي‌كند ، از حصار خودبيني‌ها و خودخواهي آزاد مي‌سازد، و ما را از بند رذائل مي‌رهاند.

حبّ دنيا ، گناه ، و هر امر نادرست همچون آتشي است كه در زندان عالم ماده ما را مي‌سوزاند امام (ع)‌ به لطف خود ما را از حصار اين آتش‌ها نجات مي‌دهد.

  • « وَ دَفَعَ عَنْكَ الْعُسْر » زماني كه با وساطت امام زمان (ع) از زندان معاصي آزاد مي‌شويم، حضرت سختي‌هاي پيش روي ما را بر مي‌دارد و شرايط رفاهي خاصي براي ما ايجاد مي‌كند.

از گناه دورمان مي‌كند و در شرايط طاعت قرارمان مي‌دهد تا به راحتي خيرات و مبّرات در زندگيمان جريان پيدا كند.

  • « ِ وَ أَبَاحَكَ الدُّنْيَا كُلَّهَا» زماني كه انسان در زندان است نمي‌تواند از هيچ موهبتي استفاده كند . اما به محض آزاد شدن ، گويا تمام دنيا برايش مباح مي‌شود. مي‌تواند هر جا كه خواست برود و هر كاري كه خواست انجام دهد، و محدوديتي ندارد.

امام عصر (ع) وقتي ما را از زندان عالم ماده آزاد مي‌كند، تمام دنيا را به ناممان سند مي‌زند بالاتر از هم اينكه:

« فَمَلَّكَكَ نَفْسَك‏ » نفس را به مالكيت ما در مي‌آورد، هر كدام مالك خود مي‌شويم، و بدون هيچ ممنوعيتي ، مي‌توانيم در وجود خود هر گونه تصرف مثبتي را داشته باشيم.

« وَ حَلَّ أَسْرَكَ وَ فَرَّغَكَ لِعِبَادَةِ رَبِّك‏» كسي كه برده است، آنها بايد در خدمت مولاي ظاهري خود باشد، امّا پس از آزاد شدن ، به اختيار خود تصميم مي‌گيرد كه براي چه كسي كار كند.

امام عصر (ع) ما را از اسارت آزاد كرد تا بنده هيچ چيز و هيچ كس نباشيم، غير از حضرت حق امام (ع)‌ مي‌خواهد بدون اينكه دغدغه امري را داشته باشيم، با فراغت بندگي كنيم، و تنها در خدمت ربّ باشيم.

  • « َ وَ احْتَمَلَ بِذَلِكَ التَّقْصِيرَ فِي مَالِه‏ » و امام (ع) از مال خود كم كرد، و براي ما هزينه نمود تا به اين وضعيت برسيم و خدا را بندگي كنيم.

  • « فَتَعْلَمَ أَنَّهُ أَوْلَى الْخَلْقِ بِكَ بَعْدَ أُولِي رَحِمِكَ فِي حَيَاتِكَ وَ مَوْتِك‏ » بايد بدانيم كسي كه ما را آزاد كرده ، در حيات و ممات از ديگران به ما اولي است ( بعد از رحم درجه اول ما ) از سوي ديگر، طبق روايات آموختيم كه امام در حكم پدر ماست، پس رحم درجه اول ما هم محسوب مي‌شود.

بنابراين ، هيچ كس در عالم به اندازه امام عصر (ع) به گردن ما حق ندارد.

  • « أَحَقُّ الْخَلْقِ بِنَصْرِكَ وَ مَعُونَتِكَ وَ مُكَانَفَتِكَ فِي ذَاتِ اللَّه‏ » امام (ع) بيش از همه شايسته است كه در برابر دوست و دشمن كمكش كنيم. اما اين ياري و نصرت بايد چگونه صورت گيرد: « َ فَلَا تُؤْثِرْ عَلَيْهِ نَفْسَك‏ » نبايد خودت را بر او ترجيح دهي، بلكه بايد در زندگي هميشه امام زمانت را در اولويت قرار دهي نه خودت را.

« َ مَا احْتَاجَ إِلَيْك‏ » تا زماني كه به تو احتياج دارد ( خود را به او ترجيح نده )‌.

ما بر اين باوريم كه امام عصر (ع) مظهر اسم «صمد» خداست و سر سوزني محتاج خلق نيست پس چگونه اين عبارت را معنا كنيم؟

بنابراين است كه تا زماني كه امام زمان (ع)‌ سيصد و سيزده يار شايسته ندارد، ظهورش به وقوع نپيوندد.

افسوس و صد افسوس كه حضرت هنوز اين تعداد يار ندارد و مقدمات ظهورش فراهم نيست. امام عصر (ع)‌ رسماً به ما احتياج ندارد، ولي گويا براي آماده سازي زمينه‌هاي ظهور، نيازمند صلاح و اصلاح ماست.

  • يكي ديگر از نقش‌هاي امام زمان (ع) در زندگي ما الطاف و عنايات فراوان اوست كه در طول حياتمان از آنها برخوردار شده‌ايم.

ياور داريم بسياري از خيراتي كه نصيبمان شده ، با وساطت وجود مقدس حضرت است. اگر بخواهيم امام زمان (ع) را با عنوان «ذي معروف» بپذيريم، امام سجاد (ع)‌ اينگونه حقوق او را به ما مي‌آموزند:

  • « فَأَنْ تَشْكُرَهُ » : بايد يكسره بابت لطف‌هايش از او تشكر كنيم. امام سجاد (ع) مي‌فرمايد: « از او تشكر كن.» نمي‌فرمايد: «شكرش را به جا آور» يعني بايد ياد بگيريم كه با خود حضرت ارتباط برقرار كنيم و از او تشكر نماييم.

  • « وَ تَذْكُرَ مَعْرُوفَهُ » همواره بايد ذكر خيرش را داشته باشيم و هر جا مي‌رويم از خيراتي كه به ما رسانده سخن بگوييم.

  • « وَ تَنْشُرَ لَهُ الْمَقَالَةَ الْحَسَنَةَ » : «نشر» يعني «پخش». همانگونه كه وقتي كتابي منتشر مي‌شود، در همه جا پخش شده و در اختيار همه قرار مي‌گيرد، بايد توسط ما گفتارهاي زيبا در مورد حجت، در همه جا منتشر شود.

« وَ تُخْلِصَ لَهُ الدُّعَاءَ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّه‏» بايد در حق كسي كه به ما لطف دارد، خالصانه دعا كنيم. به اين معنا كه با تمام وجود دعا گوي براي حضرت را وظيفه خود بدانيم، و در قبال دعايمان ، هيچ انتظار و توقع لطفي از امام (ع) نداشته باشيم.

به امام عصر (عج) عرض مي‌كنيم:

آقا ! شما به گردن تك تك ما حقوق فراواني داريد. و ما در زمينه‌هاي مختلف زندگي ممنون و مديون شماييم. ياريمان كنيد تا بتوانيم حق الطاف شما را ادا كنيم ، هم به عنوان پدر، هم به عنوان « منعم بالولاء » ، هم براي «ذي المعروف » بودن و هم ... .

***

يكي از طرق شناخت امام عصر (ع) آشنايي با اسماء الله است. زيرا حضرات معصومين (ع) جلوه كامل اسامي خداوند هستند، و با معرفت نسبت به اسماء الله ، مي‌توان به شناخت اين ذوات مقدس راه يافت. در دعاي شب عرفه، «اللهم يا شاهد كل نجوي»  به خداوند عرض مي‌كنيم:

«... جَاهِلًا فَعَرَّفَنِي‏ »«خدايا! در حالي كه تو را نمي‌شناختم، جاهلانه صدايت زدمف و تو خود را به من معرفي كردي.»

امام زمان (ع) به عنوان ولي الله، جلوه خداست. نگوييد چون اورا نمي‌شناسم، صدايش نمي‌كنيم و سراغش نمي‌روم. با وجود عدم معرفت، او را صدا بزنيد، حضرت فوراً خودش را به شما مي‌شناساند. « فَعَرَّفَنِي »

گويا حضرت مي‌فرمايد: مرا نمي‌شناسي؟ من ابا صالح هستم. من « سبب متصل بين الارض و السماء » هستم ، براي هر رحمتي كه بخواهد در زندگيت جريان يابد، من واسطه فيضم.

« وَ غَائِباً فَرَدَّنِي‏ » « در حالي كه غائب هستم خدا را مي‌خوانم و او مرا به صحنه حضور باز مي‌گرداند. »‌

اگر حاضر باشيم، ادب حضور را رعايت مي‌كنيم، ولي هنگام غيبت اينگونه نيست. زماني كه در اين حالت امام عصر (ع)‌را صدا مي‌زنم، حضرت مرا كنار خود جا مي‌دهد و به حضور قبلي باز مي‌گرداند.

گويا مي‌فرمايد:  تو در قديم از من غايب نبودي، اين غيبت عرضي است و مي‌تواند رفع شود.

« وَ غَنِيّاً فَلَمْ يَسْلُبْنِي‏ » هنگامي كه فرد در حاليكه خود را غني مي‌داند سراغ امام زمان (ع)‌مي‌رود ، امام (ع) موجوديش را از او سلب نمي‌كند، بلكه او را مورد لطف و عطاي بيشتر قرار مي‌دهد. نمي‌فرمايد: تو كه محتاج نيستي، ديگر به عنايت جديد نياز نداري!

حضرت مي‌داند كه « آنانكه غني‌ترند ، محتاج‌ترند» و درك مي‌كند كه ما در اوج غنا هم ، سراپا به او نيازمنديم.

« وَ أَمْسَكْتُ عَنْ جَمِيعِ ذَلِكَ فَابْتَدَأْتَنِي » « خدايا ! اگر از همه اين امور هم امساك كنيم، تو ارتباط را آغاز مي‌كني.»

اگر نه جاهلانه خدا را صدا بزنم و نه غائبانه، او مرا صدا خواهد زد.

امام عصر (ع) نيز اينگونه است ، «ولي خدا» جلوه كامل خداست. اگر با حضرت هيچ ارتباطي برقرار نكنيم، او منتظر نمي‌ماند. خودش آغازگر ارتباط مي‌شود و الطافش را به زندگي ما سرازير مي‌كند.

عنوان ديگري براي خداوند مي‌شناسيم. در ادعيه خداي سبحان را با اين عبارت مي‌خوانيم: « يا من يعلم خائنة الاعين و ما تخفي  الصدور» « اي خدايي كه به خيانت چشم‌ها و آنچه در سينه‌ها مخفي است علم داري.»‌

«يعلم خائنه الاعين» اگر نگاهي از سر گناه داشته باشم، شايد هيچ كس متوجه نشود، ولي خداوند از خيانت چشمم خبر دارد.

از سوي ديگر خداي سبحان از ما خواسته در عالم چشم اميدمان به يك وجود باشد‌، و تنها او را واسطه تمام خيرات و بركات زندگيمان بدانيم.

اگر چشم به غير امام زمان (ع) داشته باشيم ، واسطه فيض را غير از او ببينيم و به ديگري اميد ببنديم، خداوند از خيانت چشممان آگاه است.

وقتي چشممان سراغ ديگري رفت و خيانت كرد ، ديگر شايستگي ندارد كه قاب عكس مولايش شود.

امروز چند بيت از زبان نظامي به امام زمان (ع) عرض مي‌كنيم:

ما همه جسميم ، بيا جان تو باش

                                                                          ما همه موريم، سليمان تو باش

ز آفات اين خانه آفت پذير

                                                                            دست برآور همه را دستگير

گر نظر از راه عنايت كني

                                                                                  جمله مهمات كفايت كني

از تو يكي پرده بر انداختن

                                                                          و ز دو جهان خرقه بر انداختن

 


[1] تحف العقول ، النص  263

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات