.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 28 - 94/1/19

 

          خداي سبحان را سپاسگذاريم كه توفيق حضور مجدد در كلاس امام زمان شناسي نصيب ما شده است. بر اين باوريم كه وجود مقدس ولي عصر (عج) علي الدوام خودشان را به اهل عالم معرفي مي‌كنند.

پري روي تاب مستوري ندارد

                                                                          چو در بندي ز روزن سر برآرد

عدم معرفت ما نسبت به حضرت ، به دليل اشتغالات مختلفي است كه در زندگي مادي سرگرممان كرده است.

                                                        ***

در دوره غيبت يكي از وظايف جدي و اصلي ما دعاي براي حضرت ولي عصر (عج) است. دعا، به عنوان عمل صالح محسوب مي‌شود و به همين جهت بركات و خيرات زيادي را در زندگي ما به دنبال دارد.

بنابراين، به صرف دعا براي امام زمان (ع) آثار عمل صالح در زندگيمان نمايان مي‌شود و به جهت دعاگويي براي امام (ع) از حضرت هيچ طلبي نداريم.

پيامبر (ص) مي‌فرمايند: « تَذَاكَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَحَدَّثُوا فَإِنَّ الْحَدِيثَ جِلَاءٌ لِلْقُلُوبِ إِنَّ الْقُلُوبَ لَتَرِينُ كَمَا ترِينُ السَّيْفُ جِلَاؤُهَا الْحَدِيثُ.»[1] «با هم ذكر بگوييد ، يكديگر را ملاقات كنيد و حديث ما را مطرح كنيد. »

در ذيل آيه آخر سوره مباركه كهف آيه 110 مي‌فرمايد: « ...فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً » « پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد.» امام صادق (ع) مي‌فرمايند: « العمل الصالح يعني المعرفه بالائمه» « عمل صالح ، شناخت ائمه عليهم السلام است. »‌[2]

امام زمان شناسي، عمل صالحي است كه همه امور زندگي ما بر اساس آن بنا مي شود.

توجه به حضرت ولي عصر (ع) امري قلبي است، عمل ظاهري نيست كه با اعضا و جوارح انجام شود، امّا در لسان معصومين (ع)‌ اين ياد و توجه عمل صالح محسوب مي‌شود. عملي كه موجب صلاح فرد مي‌شود و او را از اين عالم ماده فراتر مي‌برد.

امام باقر (ع) مي‌فرمايند: روزي پيامبر نشسته بودند و بسياري از اصحاب در كنارشان بودند. پيامبر (ص) فرمودند: « اللَّهُمَ‏ لَقِّنِي‏ إِخْوَانِي بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُخْرِجَهُمْ »[3]« خدايا !  برادرانم را به من نشان بده، مي‌خواهم قبل از اينكه بيايند آنها را با نامهايشان و نام‌هاي پدرانشان ملاقات كنم.» اصحاب به پيامبر فرمودند:‌ « أَ مَا نَحْنُ إِخْوَانَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ »  يا رسول الله ما جزء برادران شما نيستيم؟ حضرت فرمودند: « لَا إِنَّكُمْ أَصْحَابِي. إِخْوَانِي قَوْمٌ فِي آخِرِ الزَّمَانِ آمَنُوا وَ لَمْ يَرَوْنِي أُولَئِكَ مَصَابِيحُ الدُّجَى يُنْجِيهِمُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ » « نه، شما اصحاب من هستيد. برادران من گروهي درآخر الزمان‌اند ،‌به من ايمان دارند در حالي كه مرا نديده‌اند. آنها چراغهايي در تاريكي هستند كه خدا از هر فتنه‌اي نجاتشان مي‌‌دهد.»  

« وَ يُحِبُّونِّي‏ وَ يَنْصُرُونِّي‏ وَ يُصَدِّقُونِّي وَ مَا رَأَوْنِي » «اخوان من كساني هستند كه مرا دوست دارند ، ياريم مي‌كنند و تصديم مي‌كنند در حالي كه مرا نديده‌اند. »

آيت الله موسوي، صاحب كتاب مكيال ، براي لفظ « اخوان » چند وجه ذكر مي‌كند:

  • رابطه برادري ، ارتباطي خوني است،‌ و اگر دو برادر سالهاي طولاني هم از يكديگر دور باشند و ملاقاتي بينشان صورت نگيرد، همديگر را فراموش نمي‌كنند.

كسي كه در زمان غيبت ، اهل بيت را دوست دارد، از ياريشان دريغ نمي‌كند و آنها را تصديق نمي‌نمايد، همچون برادر پيامبر (ص) است. آنها به جهت نديدن ، حضرت رسول (ص) را فراموش نمي‌كنند، و از سوي ديگر ، پيامبر (ص) هم به جهت اينكه در غير زمان  آنهاست ، ايشان را ناديده نمي‌گيرد.

  • منظور از اخوت، اخوت ايماني است. گويا پيامبر (ص) مي‌فرمايد: وجه اشتراك من و اين گروه ايمان ثابت است.
  • بنابراين است كه يك برادر مقتدر، به ميزاني كه توان دارد براي برادر ضعيفش مايه مي‌گذارد.

«آخر الزماني‌ها برادر من هستند،» يعني منِ پيامبر همه قدرتم را براي اينها صرف مي‌كنم تا از انحراف در آخر الزمان مصون ومحفوظ بمانند.

خدا مي‌داند قرار گرفتن در دوره غيبت ، ما را از چه امتيازات خاصي برخوردار مي‌كند. اصحاب پيامبر (ص) برادران پيامبر (ص) محسوب نشدند، اما مؤمنين آخر  الزمان ميزان ارتقاء  و كسب فضيلت و كمالاتشان از افراد معاصر پيامبر (ص) بالاتر است و هزينه‌اي كه حضرت رسول براي منتظران ظهور مي‌پردازد و به مراتب بيش از هزينه‌اي است كه براي اصحاب و ياران خود پرداخت كرده است.

اگر فردي برادري مقتدر داشته باشد، هيچگاه احساس ضعف و ناتواني نمي‌كند. پيامبر (ص) مردمي كه در آخر  الزمان مؤمن به او، و مصدق و ناصر او هستند، برادر مي‌خواند،، گويا با اين گروه عقد اخوت بسته، و آنها را به عنوان خواهر و برادر خود انتخاب كرده است.

زماني كه محبت و نصرت خود را به پيامبر و اهل بيتش (ع) نشان دهيم ، از عنوان زيباي اخ النبي و اخت النبي برخوردار مي‌شويم.

  • ممكن است در روايت نبوي ، منظور از اخوت، صديق بودن باشد. صديق به معناي دوست صميمي است كه هيچگاه از دل انسان محو نمي‌شود.

مؤمنين آخر الزمان به عنوان برادر  پيامبر (ص) به شمار مي‌آيند، زيرا با حضرت دوستي خالصانه‌اي دارند و براي نصرت او و خاندانش هر چه دارند در طبق اخلاص مي گذارند. پيامبر (ص) نيز متقابلاً هر چه در توان دارد براي آنها صرف مي‌كند. منتها در اين ارتباط، بضاعت ما اندك و محدود است، و امكانات و توانائيهاي پيامبر (ص) بسيار گسترده و وسيع.

اين ارتباط موجب مي‌شود بركت، رحمت ، هدايت و احسانهاي بي‌انتها به سوي زندگي ما روانه شود.

***

صاحب كتاب مكيال المكارم، دعا را چند نوع تقسيم مي‌كند:

1-  دعاي شفقت و رحمت: كسي كه ديگري را دوست دارد و برايش دل مي‌سوزاند، با اين انگيزه دعايش مي‌كند. دعاي پدر براي فرزند، و برادر براي برادر.

2-  مانند دعاي پاداش و جزا: زماني كه فردي به ما خير رساني مي‌كند و در ازاي لطفش كاري از دستمان بر نمي آيد ، در مقابل آن خير، دعايش مي‌كنيم. مانند دعاي فرزند براي والدين ، يا دعاي متعلم براي معلم.

3-  نوع ديگر دعايي است كه فرد در آن انتظار خيررساني دارد، به اين معنا كه پيشاپيش براي ديگري دعا مي‌كند به اميد آنكه بعداً از خير او بهره‌مند شود.

4-  دعاي تعظيم و تواضع: دعاي كوچك تر براي بزرگ‌تر معنوي يا مقامي‌اش از اين نوع است. فرد با اين دعا هم عظمت بزرگ‌تر را نشان مي‌دهد و هم فروتني و تواضع خود را در برابر او به نمايش مي‌گذارد.

صاحب مكيال المكارم معتقد است كه ما بايد با هر چهار نوع، دعا گوي امام عصر (عج) باشيم:

  • جا دارد كه از روي رحمت و شفقت اماممان را دعا كنيم.

 زيرا حضرت را غريب و مظلوم مي‌يابيم، او را وحيد و طريد مي بينيم كه دوستان و نزديكان هم قبولش ندارند. امام (ع) قلبي دردمند دارد كه بيش از هزار سال است با درد و اندوه هاي شيعيانش غصه‌دار مي‌شود. با وجود جايگاه والايي كه دارد، مردم از او غافلند، برايش اعتبار قائل نيستند و فراموش مي‌كنند براي امور زندگيشان به سراغ او بروند. دوستان اندك و دشمنان فراوان دارد،‌ ساليان سال است كه در انتظار فرج به سر مي‌برد و هنوز مقدمات ظهورش فراهم نشده است و ...

همه اين موارد موجب حس دلسوزي و شفقت ما نسبت به حضرت مي‌شود و ما را بر آن مي‌دارد تا همواره دعاگويش باشيم.

  • دعاي ديگر ما در حق امام زمان (ع)‌ دعاي مجازات است. هر چه روزي مادي و معنوي در زندگي ما جريان دارد، به وساطت وجود مقدس اوست. حداقل كاري كه مي توانيم در قبال لطف‌ها و عنايت هاي بي‌شمار حضرت داشته باشيم ، اين است كه به عنوان جزا و پاداش برايش دعاكنيم.
  • در حالت ديگر، به اميد احسان امام (ع) دعايش مي‌كنيم.

اگر مي‌خواهيم از كرامات و كمالات خاص بهره‌مند شويم و به مقامات متعاليه و اخلاق فاضله دست يابيم، بايد براي امام عصر (ع) دعا كنيم تا موانع براي رسيدن به مواهب مرتفع شود.

با دعا در حق امام (ع) و برطرف شدن موانع سلوك، در امور معنوي برايمان فتح الفتوح صورت مي‌گيرد و گشايش‌هاي خاص ايجاد مي‌شود.

  • تعظيماً‌ و تواضعاً‌ هم براي اماممان دعا مي‌كنيم تا هم عظمت او را به اهل عالم نشان دهيم و هم تواضع خود را در برابر او به نمايش بگذاريم.

دعا مي كنيم تا همه متوجه عظمت آن بزرگ  شوند . بزرگي كه خداوند به بركت وجود او دعاي ما را مستجاب مي كند، و بزرگ‌تر و باعظمت‌تر از او در همه عالم وجود ندارد.

به خودم و شما يادآوري مي‌كنم كه امام زمان (ع) مظهر نام صمد خداست، حضرت هيچ نيازي به دعاي ما ندارد. ما هستيم كه محتاج دعاگويي براي وجود مقدس او هستيم، تا از اين رهگذر به رشد و كمال برسيم و از بركات دعاي براي حضرت بهره‌مند شويم.

يكي از آثار محسوس دعا براي امام (ع) آرامش خاصي است كه در زندگي افراد حاكم مي‌شود. به ميزاني كه افراد دعاگوي امامشان باشند در سايبان راحت قرار مي‌گيرند، هر چند كه در ظاهر با مشكلات و سختي‌هاي زيادي همراه باشند.

پيامبر (ص) مي‌فرمايند: «مَنْ‏ أَكْرَمَ‏ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِكَلِمَةٍ يُلْطِفُهُ بِهَا وَ فَرَّجَ‏ عَنْهُ كُرْبَتَهُ لَمْ يَزَلْ فِي ظِلِّ اللَّهِ الْمَمْدُودِ عَلَيْهِ الرَّحْمَةُ مَا كَانَ فِي ذَلِكَ. »[4] «اگر كسي برادر ديني‌اش را با كلمه‌اي كه نشان از محبت دارد ، اكرام كند و بتواند گرفتاري او را رفع نمايد،‌ تا زماني كه به آن كلمه التزام دارد همواره در سايه گسترده رحمت خداست.»

امام (ع) برادر ماست ، همانگونه كه پيامبر (ص) خود را برادر ما معرفي كرده است. امام رضا (ع) هم در روايتي معروف مي‌فرمايند:‌ » امام ، برادر تني شماست.»

 حال اگر بخواهيم با يك عبارت از سر لطف ، به امام (ع)، كه برادر ماست،  نشان دهيم كه دوستش داريم و به يادش هستيم. ( بِكَلِمَةٍ يُلْطِفُهُ بِهَا ) مي‌گوييم: « اللهم عجل لوليك الفرج » و براي تعجيل در ظهورش دعا مي‌كنيم. در اين صورت بدون اينكه زحمت خاصي كشيده باشيم و  خرج خاصي كرده باشيم، به فرموده پيامبر (ص) برادر ديني‌مان را مشمول لطف خود كرده‌ايم و در سايبان گسترده راحت الهي جاي مي‌گيريم.

سايه نماد راحت و آرامش است. جايي كه هوايي گرم و آزار دهنده دارد، سايه محلّ راحت و استراحت فرد مي‌شود.

جامعه ما لبريز از آتش معصيت و جهالت است. امّا كساني كه دعاگوي امامشان هستند در خنكا و راحت سايه قرار دارند و اين آتشها به زندگيشان سرايت نمي‌كند.

باور داريم كه بايد درحق اماممان دعا كنيم ، و اين كمترين كاري  است كه از دستمان بر مي‌آيد، « هذا بضاعتنا ». حداقل لطف ما به امام (ع) اين است كه به حضرت نشان دهيم به اوتوجه داريم و به يادش هستيم. خداي سبحان به جهت همين لطف اندك راحت و رحمت را در زندگي ما جاري مي‌كند.

اگر با ديد برادر ديني به امام (ع) نگاه نكنيم، و به عنوان مظلوم براي او دعا كنيم، باز هم بركات و رحمات خاصي به سوي زندگيمان روانه مي‌شود.

دعا براي مظلوم، در حكم اعانت اوست. و امام عصر (ع) اولين مظلوم عالم است، كه دوست و دشمن بيشترين ظلم‌ها را به او روا داشتند.

دشمن كه كارش ظلم و ستم  است ، و انتظار ديگري از او نمي‌رود. آنچه كه دردآور است ظلم و كم گذاشتن دوستان درحق امام (ع) مي‌باشد.

من از بيگانگان هرگز ننالم

                                                                               كه هر چه كرد با من آشنا كرد

***

آموخته‌ايم كه امام (ع) به عنوان انسان كامل، مظهر اسماء و صفات الهي است.

در دعاي جوشن كبير به خداي سبحان عرض مي‌كنيم : « يا من نفذ من كلّ شيئ امره » « اي خدايي كه در هر چيز فرمان تو نافذ است. »‌

در عصر ما، در بين مخلوقات، امام زمان (ع) وجودي است كه امرش در عالم نافذ است.

 به حضرت عرض مي‌كنيم:

آقاي ما ! مي‌دانيم كه نافذ الامريد و هيچ چيز و هيچ كس در برابر فرمان شما تاب مقاومت و ايستادگي ندارد.

مولاي ما !‌ امر بفرماييد تا ز دل سنگ ما چشمه‌هاي معرفت بجوشد.

امر بفرماييد به ما بي‌دست و پاها، پر پرواز داده شود.

اگر شما فرمان دهيد كه راهيِ مسير كمال شويم ، ديگر زمين‌گير نخواهيم بود.

اگر شما فرمان به اخلاص دهيد، ديگر مشرك نمي‌مانيم ، و اگر  امر به ايمان كنيد ديگر منافق نخواهيم ماند.

ولي امر ما!

با امر شما ، به اذن حق ، آسمان مي‌بارد، رودها جاري مي‌شود و درختها سبز مي‌گردد.

از شما تمنّا مي‌كنيم تا در سرزمين وجود ما امري ملوكانه داشته باشيد و فرمان بندگي ما را صادر كنيد.

اگر شما امر بفرماييد ، در عرصه عبوديت ، امر همان  و موفقيت ما در اجراي امر ، همان.

فرمان دهيد تا در زمين وجود ما چشمه‌‌هاي عشق و محبت بجوشد، معرفت به ظهور رسد، از ركود و توقف رها شويم و در مسير رشد وكمال به حركت در آييم.

 


[1] الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏1 / 41 / باب سؤال العالم و تذاكره ..... ص : 40

[2] مكيال ، ج 1 ، ص 425

[3] بحار الأنوار (ط - بيروت) ، ج‏52 ،ص124

[4] الكافي (ط - الإسلامية)،ج‏2 ،ص 206

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات