.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 30 - 94/2/17

 

          به لطف حضرت حق ، در كلاس امام زمان شناسي برآنيم كه از ظلمات خود جدا شويم و با نورانيت امام عصر بيش از پيش آشنا گرديم.

علي بن موسي  الرضا (ع)‌ مي‌فرمايد: « امام مثل باراني است ‌دانه درشت ، كه خودش به سراغ افراد مي‌آيد. در اين زمينه نيازي هم به طلب نيست فقط افراد بايد پذيراي او باشند. امام زميني است كه افراد را بر خودش حمل مي‌‌كند، و مانند آسماني است كه همه بركات از او صادر مي‌شود. »

هرگز زمين بابت حمل ، منتي بر ما نگذاشته و آسمان به جهت اينكه منبع توزيع رزق است هرگز فخرفروشي‌اي نداشته. امام هم از جهت افاضه فيوضات و جريان خيرات و بركات در زندگي ما، هيچ منتي بر ما ندارد. اما از باب «هَلْ‏ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُ »[1] وظيفه خودمان مي‌دانيم اماممان را بشناسيم، و همه ثمرات معرفت به خود ما بر مي‌گردد.

 «إِنْ‏ أَحْسَنْتُمْ‏ أَحْسَنْتُمْ‏ لِأَنْفُسِكُمْ »[2] اگر امام را بشناسيم به خودمان احسان كرده‌ايم. اگر مي‌خواهيم خودمان را خيلي تحويل بگيريم، اگر مي‌خواهيم خودمان را خيلي احترام كنيم، بايد سراغ آن بزرگتر برويم و او را بيش از پيش بشناسيم. زيرا با افزايش معرفت، بين ما و امام (ع)‌ نسبت برقرار مي‌شود،‌ نسبت كه برقرار شد محبت ايجاد مي‌شود و به ميزاني كه ما محب او شويم در پيشگاه حق از اكرام ويژه‌اي بهره‌مند مي شويم و مورد عنايات خاص قرار مي‌گيريم.

در جلد3 دانشنامه امام مهدی صفحه 118 نقل شده كه ، ریان بن صلت می‌گوید:  از امام رضا  (ع) پرسيدم: « أَنْتَ‏ صَاحِبُ‏ هَذَا الْأَمْر؟ِ»[3]  ‌   آیا آن کسی که آن امر نهایی به دستش است تویی، كسي كه تمام عالم تحت سلطه او قرار می‌‌گیرد. امام رضا (ع) جواب دادند: « فَقَالَ أَنَا صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ وَ لَكِنِّي لَسْتُ بِالَّذِي أَمْلَأُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً » من آن کسی نیستیم که تمام عالم را مملو از عدل می‌کند همانطور که مملو از ظلم شده است. « كَيْفَ أَكُونُ ذَاكَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ ضَعْفِ بَدَنِي»  چطور من با این ضعف جسمی آن کسی باشم که تمام عالم را پر از عدل می‌کند. « إِنَّ الْقَائِمَ هُوَ الَّذِي إِذَا خَرَجَ كَانَ فِي سِنِّ الشُّيُوخِ وَ مَنْظَرِ الشَّبَابِ » زماني كه قائم (ع)‌ خروج كند  سن‌اش خیلی زیاد است، سن پیرهاست، امّا وقتی نگاه می‌کنید گويا به یک جوان نظر می‌کنید ، « قَوِيّاً فِي بَدَنِهِ »‌ جسمش بسیار قوی است. « حَتَّى لَوْ مَدَّ يَدَهُ إِلَى أَعْظَمِ شَجَرَةٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لَقَلَعَهَا »  اگر دستش را دراز کند به سوی بزرگترین درختی که در زمین است آناً می‌تواند بکند. « وَ لَوْ صَاحَ بَيْنَ الْجِبَالِ لَتَدَكْدَكَتْ صُخُورُهَا » «اگر روي كوه‌ها صيحه بزند و صدايش را بلند كند،  تمام صخره‌ها متلاشي مي‌شود.»

امروز به امام زمان (ع) عرض مي‌كنم:  آقا جان !‌ امام رضا شما را اين گونه به ما معرفي كرده‌اند كه قوت جسماني‌تان بسيار زياد است. از سوي ديگر از آيت الله الهي ( اخوي مرحوم علامه طباطبائي ) آموخته‌ايم كه «علاوه بر ظهور اجتماعي ، اين امكان هست كه براي تك تك ما ظهور فردي صورت گيرد و شما براي يكايك افراد، به صورت پنهاني ، خودي نشان دهيد. »‌

آقا !‌ از شما تمنا مي‌كنيم اگر شجره اعظم شرك يا انواع رذائل اخلاقي در وجود ما ريشه دوانده ، ما ظهور انفرادي داشته باشيم و با دست ولايت مآبي خود آن را از جا بكنيد.

آقا ! زشتي‌ها و نازيبائي‌هايي در وجود ما رخنه كرده‌ كه همچون درختي با ريشه‌هاي عميق و تنه و شاخه‌هاي محكم است. نمي‌خواهيم تنها شاخ و برگهاي اين درخت زنده شود،‌چرا كه پس از مدتي دوباره سبز شده و بديهاي باطني‌مان خودنمايي مي‌كند.

شما مي‌توانيد اين درخت را ريشه كن كنيد و شما اين قدرت را داريد كه يكباره وجود ما را از همه زشتي‌ها پاك كنيد به گونه‌اي كه ديگر هيچ وقت در زندگي ما بروز و ظهور نداشته باشد.

 به تازگي نيمه رجب را پشت سر گذاشتيم. در روز نيمه ،‌در دعاي امّ داوود يك درخواست بزرگ داشتيم، پس بعد از اينكه بر همه انبياء و اولياء‌ و شهداء‌ سعداء‌ ،‌مخلصين و ... همه ملائك درود فرستاديم ، گفتيم :‌ » و جعلهم اخواني فيك » « خدايا !‌ همه اينها را اخوان و برادران  من قرار بده ( البته اخواني كه در راه وصال تو از آنها بهره‌ ببرم نه براي رسيدن به دنيا ).

در روايت معروفي كه امام رضا (ع)  امامت را معرفي مي‌كنند، مي‌فرمايند:‌ » امام برادر شماست.»  وقتي در دعاي نيمه رجب مي‌گوييم : « وجعلهم اخواني فيك » ، مي‌خواهيم اين عقد اخوت مستحكم شده و دايره برادري‌مان گسترده‌تر شود.

اخوت يعني كمك كردن ، پشتيباني كردن و قوت بخشيدن در ماه رجب امام (ع) . دوباره با ما برادر مي‌شود و آن گسستي كه در طول يكسال ايجاد شده به پيوست تبديل مي‌گردد ، آن هم در طيفي بسيار وسيع.   

به حضرت ولي عصر (ع)  عرض مي‌كنيم : آقا! امروز می‌خواهیم تمام زشتي‌هاي ما را ، يك جا بكنيد مي‌خواهيم با آن دست ولایت مآبی شما این زشتی ها به گونه‌اي ریشه کن شود که هيچ زماني ديگر در عمر ما نشاني از آن زشتي‌ها ديده نشود.

***

در روايتي ( در جلد 9 دانشنامه امام مهدي (عج) ، ص 194 ) اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند:‌  « ... أَنَّ الْأُمَّةَ كُلَّهَا يَوْمَئِذٍ جَاهِلِيَّةٌ إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ » « زماني كه قائم ما ظهور مي‌كند، جاهليت مردم كمتر از جاهليت زمان پيامبر (ص) نيست،‌مگر كسي كه خدا به او رحم كرده باشد.»

طبق فرمايش اميرالمؤمنين (ع) ، علم ومعرفت پيش نياز انتظار است. اگر بخواهيم با اماممان ارتباطي صحيح داشته باشيم بايد از جاهليتمان جدا شويم. زيرا در صورت جاهل بودن در برابر حضرت موضع گيري مي‌كنيم و حكم و نظر او را نمي‌پذيريم.

از اميرالمؤمنين (ع)‌ تمنا مي‌كنيم تا برايمان دست به دعا بلند كنند و از خدا بخواهند تا به ما رحم كند و در شمار جاهلان زمان ظهور قرار نگيريم. اگر اماممان را نشناسيم چطور مي‌توانيم در زمان ظهور به او عشق بورزيم و با جذبه حضرت ، به سوي او برويم؟!

از امام عصر (ع) نيز درخواست مي‌كنيم با لطف و عنايت خود ياريمان كنند تا جاهل نمانيم.اگر در زندگي زمانهايي در خانه دلمان را بر روي او بستيم ، به اين دليل بوده كه او را نمي‌شناختيم.

عاجزانه طلب مي‌كنيم تا در همين زمان غيبت، در شمار « من رحم الله » باشيم تا حضرت براي هر يك از ما در زندگيمان ظهوري جداگانه داشته باشد.

***

در جلد 2 مكيال المكارم صفحه 181 نقل است كه ابوبصير مي‌گويد: خدمت امام باقر (ع) رفتم. حضرت از من پرسيدند: «هَلْ‏ عَرَفْتَ‏ إِمَامَكَ‏؟» امامت را شناختي؟ پاسخ دادم:  « إِي‏ وَ اللَّهِ‏، قَبْلَ‏ أَنْ أَخْرُجَ مِنَ الْكُوفَة » بله به خدا قسم شناختم ، قبل از اينكه از كوفه خارج شوم امامم را شناختم.

امام باقر (ع)  به ابوبصير مي‌گويد:‌ »حَسْبُكَ إِذاً» همين برايت كافي است ( يعني اگر امامت را شناختي ، دنيا داري، آخرت داري ، ظاهر داري ، باطن داري، ماده داري و معنا داري ، همين برايت كافي است.

در روايت ، نكته مهمي قابل تأمل است. امام باقر (ع)  از ابوبصير نپرسيد امامت را دوست داري؟ با امامت در ارتباط دائم هستي؟ از او تبعيت مي‌كني؟ و ... بلكه در مورد معرفت و شناخت امام از او سؤال كردند و پس از جواب مثبت او ، فرمودند:  همين امر برايت كافي است.

بنابراين معرفة الامام شاه كليدي است كه براي بازكردن تمام قفل‌هاي زندگي ما كافي است ، و بوسيله آن همه نيازهاي زندگيمان مرتفع مي‌گردد و در امورمان گشايش ايجاد مي‌شود.

در روايت ديگري امام باقر (ع) مي‌فرمايند:‌ » ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ- وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْيَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمَنِ تَبَارَك‏ تَعَالَى الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ » اگر مي‌خواهيد در بلندا قرار بگيريد و از رفعت خاصي بهره‌مند شويد، برايتان گشايش صورت بگيرد و بتوانيد در هر امري وارد شويد و رضايت خداوند را جلب كنيد،،، بايد ابتدا معرفت الامام داشته باشيد و سپس طاعة الامام.

كسي كه امامش را بشناسد و از او اطاعت كند،  با بقيه متفاوت مي‌شود. معرفة الامام نمي‌گذارد شخص مثل ديگران پايين بماند. شناخت امام انسان را بالا مي‌برد و رفعت نصيبش مي‌كند. كسي كه بالا مي‌رود، كاري مي‌كند كه مورد پسند حق قرار مي‌گيرد، و تمام امور تحت تسخيرش در مي‌آيد.

در شرح حال حضرت امام (ره)  داريم كه ايشان خيلي از كتابها را نخوانده درس مي‌دادند. يعني شاگردي آن درس را نكرده بودند ولي تدريسش را به عهده داشتند.

وقتي انسان معرفة‌ و اطاعت امام (ع)‌ را داشته باشد،‌ با بزرگ ترش همراه است. بنابراين باب همه امور براي او مفتوح مي‌‌گردد و موانع از سر راهش برداشته مي‌شود.

در روايتي ديگر امام باقر به ابوخالد كابلي مي‌گويد: « ِ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ »‌ به خدا قسم معصومین قلوب مؤمنین را لحظه به لحظه منور می‌کنند  « وَ يَحْجُبُ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ نُورَهُمْ عَمَّنْ يَشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُم‏ » خدا نور معصومین را از بعضی‌‌ها بر می‌دارد به همين جهت دل آنها تاريك است و نور ولايت ندارد. « وَ اللَّهِ يَا أَبَا خَالِدٍ لَا يُحِبُّنَا عَبْدٌ وَ يَتَوَلَّانَا حَتَّى يُطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ » ، به خدا قسم  بند‌ي‌اي که ما را دوست داشته باشد (كه دوستي بعد از معرفت است) و به تبع آن مطيع ما شود،  خداوند دل او را تطهير مي‌كند « وَ لَا يُطَهِّرُ اللَّهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّى يُسَلِّمَ لَنَا » و تا كسي تسليم ما نباشد ( و در برابر خواسته و امر ما كوچكترين اعتراضي نداشته باشد ،خدا قلبش را تطهير نمي‌كند.) «وَ يَكُونَ سِلْماً لَنَا » فرد ابتدا تسليم مي‌شود و بعد سلم محض. يعني ديگر از خود هيچ نظري ندارد. « فَإِذَا كَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ شَدِيد الحساب وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ الْأَكْبَرِ »  وقتی بنده تسلیم ما شد حسابش خیلی آسان مي‌شود و از فزع بزرگ روز قيامت درامان مي‌ماند.

تصور كنيد اگر با بزرگتري به رستوران برويد، موقع حساب كردن او به هيچ وجه اجازه نمي‌دهيد شما دست در جيبتان كنيد، و مي‌گويد: تا من هستم جا ندارد تو حساب كني.

به شرط معرفة الامام هر كدام از ما در زندگي بزرگتري داريم كه طالب راحتي ماست و حساب‌هاي ما را خودش به عهده مي‌گيرد.

به همين جهت است كه امام عصر (عج) دائم از طرف ما استغفار مي‌كند.

امام (ع) بابت تمام عيوب ما از خداوند معذرت خواهي مي‌كند. در زيارت آل ياسين مي‌گوييم: « السلام عليك حين تحمد و تستغفر» گويا حضرت را به عنوان بزرگ‌تر انتخاب مي‌كنيم. خداوند مي‌گويد:‌ حساب تو هم با بزرگترت است. به همين جهت است كه سيد بن طاووس گفت:  خودم در سرداب شنيدم كه امام زمان (ع)‌ خدا را قسم مي‌داد كه شيعيان ما هر چقدر گناه دارند بر من بار كن، با آنها حساب نكن، حسنات من را با من حساب نكن، حسناتم را به شيعيانم بده زيرا آنها كم مي‌آورند و دستشان خالي است.»

وقتي معرفت صورت گرفت و محبت و اطاعت به دنبال آن محقق شد ، ديگر شما محاسبه‌اي نداريد، بزرگتر شما پيشاپيش حساب كرده است. شايد باري براي بعضي اين شبهه پيش بيايد كه روايت درمورد روز قيامت است، چرا آثار معرفة‌الامام را به زندگي اين دنيايمان سرايت مي‌دهيم؟

عرض مي‌كنم مگرمي‌شود معرفت امام ما را از فزع اكبر در امان نگه دارد ولي براي تحمل فزع اصغر كه درهمين دنياست به حال خود واگذار شويم؟ مي‌شود محاسبه شديد آن عالم به عهده امام باشد و محاسبات مختصر اين دنيا را به عهده خودمان بگذارد؟

وقتي بزرگ‌تري امور بسيار سخت و صعب را به عهده مي‌گيرد، طبيعي  است كه عهده‌دار امور كوچكتر زندگي ما هم بشود.

اگر مشاهده مي‌كنيد در زندگيتان خيلي از امور دارد مرتب پيش مي‌رود،  خيلي از گرفتاري‌ها به راحتي رفع مي‌شود، بسياري از توفيقات باسهولت نصيبتان مي‌شود،،، اگر مي‌بينيد غنا و بي‌نيازي خاصي به شما داده شده است و اسير دشمن نفس اماره نيستيد ،‌بدانيد كه بزرگتري از دور شما را نگاه مي‌كند و مراقب امور شماست.

امام عصر (ع) فرمودند: « إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِينَ‏ لِذِكْرِكُمْ‏ » « ما ياد شما را فراموش نمي‌كنيم.»

« وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَكُم ُ الْأَعْدَاءُ » «اگر اين نبود كه بيچاره مي‌شديد و طعمه دشمنمان بوديد.»

امام زمان (عج) لحظه به لحظه به ياد ماست. اگر مي‌بينيد كه توفيق انجام طاعت و ترك معصيت را داريد بدانيد امام عصر (ع) به فكر شما بوده. حتي اگر حال خوشي داريد ، به خاطر خوب بودن خودتان نيست، حضرت نگاهتان مي‌كند كه داراي حالي معنوي مي‌شويد. اگر مي‌توانيد از عرصه گرفتاريها رها شويد، به يمن لطف و عنايت اوست، مگر نه بيچاره مي‌شديد.

***

 

عرض كرده بودم كه بسياري از اسامي خداي سبحان در وجود مقدس حضرت وليعصر جلوه كرده است، نمايشگاه كامل و دائم برخي از اسماء الله وجود مقدس ولي عصر است.

«يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ‏، وَ يَا مَنْ يَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ،»

در دعاي سيزدهم صحيفه به خداوند عرض مي‌كنيم : اي خدايي كه گره كور در سختي‌ها به وسيله او باز مي‌شود و مرز سختي‌ها و شدائد به واسطه او گشوده مي‌گردد.

« يَا مَنْ‏ تُحَلُ‏ بِهِ‏ عُقَدُ الْمَكَارِهِ‏،»  « بالاصاله خداي سبحان وجودي است كه گره سختي‌ها به وسيله او باز مي‌شود اما جلوه‌ اين نام در نظام عالم، در زمان ما، امام عصر (ع) است. اگر به امام زمان (ع) توسل داشته باشيم و آن عزيز را در بارگاه حق واسطه قرار دهيم، گره همه امور دشواري كه براي گشايش آنها احساس عجز مي‌كنيم ، باز مي‌شود. به حضرت عرض مي‌كنم:

آقا جان !

گره مكاره ما گاهي در امور مادي است و گاهي در امور معنوي. در زندگيهايمان گره‌اي كوري داريم كه تصور مي‌كنيم هيچگاه با توان و قدرت خودمان باز شدني نيست.

اجازه دهيد شما را به عنوان واسطه فيض صدا بزنيم و بگوييم : « يَا مَنْ‏ تُحَلُ‏ بِهِ‏ عُقَدُ الْمَكَارِهِ‏،»‌

« وَ يَا مَنْ يَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ  »

در ميان مخلوقات، به اذن حق امام عصر (ع) واسطه است كه با او مرز سختي‌ها مرتفع مي‌شود، و به وساطت او گشايش خاصي در زندگي مادي و معنوي و ظاهري و باطني ما ايجاد مي‌گردد.

به حضرت عرض مي‌كنيم:

مولا جان !

اي كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد

                                                            حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد

آقا جان !

شما را داريم غم نداريم و حسرت چيزي را نمي‌خوريم.

تنها حسرت ما براي كم شناختن و كم ارتباط داشتن با شماست.

زماني كه به ياد مي‌آوريم با توسل و تمسك به شما ، قرار است دست ولايت مآبي تان به ميان آيد و گره‌هاي كور زندگيمان را بگشايد، حالمان خوش ميشود.

همين كه به ياد مي‌آوريم مولاي ما، سيد و سالار ما شما هستيد، و در كنار بزرگ‌تري همچون شما عمرمان را سپري مي‌كنيم، دلخوش مي‌شويم.

در دياري كه تويي بودنم آنجا كافي است

                                                                         آرزوي دگرم غايت بي انصافي است

آقا جان !

گر برود جان ما در طلب نام دوست

                                                            حيف نباشد، كه دوست دوست‌تراز جان ماست

 


[1] سوره مباركه الرحمن‌،آيه 60

[2] سوره مباركه اسراء ،‌ آيه 7

[3] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏52 / 322 / باب 27 سيره و أخلاقه و عدد أصحابه و خصائص زمانه و أحول أصحابه صلوات الله عليه و على آبائه .....  ص : 309