.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 41 - 94/11/14    

 

«السلام علی المهدی الذی وعدالله به الامم ان یجمع به الکلم و یلّم به الشعف و یملأ الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا»

در کلاس امام زمان شناسی بنا داريم مانع «جهالت» را که بین ما و امام‌مان جدایی افکنده رفع كنيم تا بیش از پیش از تابش نور امام (ع)  بهره مند شویم. باور داريم زماني كه معرفت صادقانه و خالصانه صورت بگیرد موجب قرب مي‌شود، همانگونه که جهل نسبت به امام (ع) سبب بُعد از حضرت مي‌شود.  

در اين جلسه به چند توقیع حضرت اشاره می کنم.  «توقيعات» به نامه‌هايي گفته مي‌شود كه امام به افراد نوشته‌اند.

در توقيعي كه امام زمان (ع) به شيخ مفيد (ره) نوشته‌اند، فرموده‌اند:  « إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ‏ لِمُرَاعَاتِكُمْ‏ وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَكُمُ الْأَعْدَاء »[1] ما توجه به شما را مهمل نمی گذاریم و یاد شما را فراموش نمی‌کنیم اگر توجه ما نبود بدبختي و بيچارگي به شما فرود مي‌آمد و دشمن چنگالش را بر شما فرود مي‌آورد. 

قبل از این عبارت،  امام (ع) به دولت فساق ، ظالمین و کسانی که با ايشان نقض عهد کردند اشاره نمودند. حال در این قسمت می خواهند بگویند آنها نمی‌توانند هیچ صدمه‌ای به شما بزنند. گویا فساق و ظلمه نمی‌دانند که ما هیچ وقت توجه به شما را رها نمی‌کنیم، و شما را فراموش نمی‌نمائيم.

باتوجه به اين فرمايش حضرت، هر يك از ما كه نداند امامش به ياد اوست و متوجه به امور اوست،،، در شمار ظالمين و فاسقين قرار دارد.

از سوي ديگر، با اين باور كه حضرت چشم از ما بر نمي‌دارد و همواره به امور ما اهتمام مي‌ورزد، تمام غصّه‌ها را از صحنه زندگيمان محو مي‌كند و موجب سرور و دلخوشي دائممان مي‌شود.

 

***

امام عصر (ع) در پايان توقيع خود به شيخ مفيد نوشته‌اند: « فَيَعْمَلُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْكُمْ مَا يَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنَا وَ لِيَتَجَنَّبَ مَا يُدْنِيهِ مِنْ كَرَاهِيَتِنَا وَ سَخَطِنَا » هریک از شما باید عملي انجام دهد كه به واسطه آن به محبت ما نزديك شود ، و از آنچه سبب خشم و نارضايتي ما مي‌شود اجتناب نمايد.  

گويا در اين عبارت امام (ع)‌ مشق شب دوران غيبت را به ما مي‌دهند.

ابتدا مي‌فرمايند: «يعمل» يعني بي كاري ممنوع. هر كدام از ما بايد در حدّ خودمان عمل كنيم، آنهم عملكردي كه موجب قرب به حضرت شود.

قرار است مبناي كارهايمان محبت امام (ع)‌باشد، و اموري را انجام دهيم كه او دوست دارد.

گويا بايد براي حضرت خودشيريني كنيم تا به  ايشان نزديك شويم.

از سوي ديگر بايد از يك سلسله امور پرهيز كنيم، و از چيزهايي كه مورد پسند حضرت نيست فاصله بگيريم. حتي اگر امور مباحي ما را از اماممان دور مي‌كند بايد از آن كناره‌گيري كنيم.

«تجنّب» از باب تفعّل است و نشان از تكّلف دارد، بنابراين بايد به هر سختي و تكلفي كه شده از امور ناسازگار با رضايت امام (ع) دور شويم.

***

*بحارالأنوار، ج53، ص181

توقيع ديگر حضرت نامه ای است که امام (ع)‌ در پاسخ محمد بن عثمان، كه از نوّاب خاص ايشان است ، نوشته‌اند.  

 

حضرت در قسمتي از اين توقيع می‌فرمایند«أَمَّا نَدَامَةُ قَوْمٍ شَكُّوا فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى مَا وَصَلُونَا بِهِ فَقَدْ أَقَلْنَا مَنِ اسْتَقَالَ وَ لَا حَاجَةَ لَنَا إِلَى صِلَةِ الشَّاكِّينَ» «گروهي به دلیل جریان غیبت که پیش آمد در دین خدا ( و در امر ولايت )  شک کردند ، هر يك از آنها معذرت خواهی کند ما او را می بخشیم، ولي ما به هدیه شک کنندگان  هيچ نيازي نداریم.»

اگر من و شما می‌خواهیم برای امام زمانمان کاري انجام دهيم توجه داشته باشيم حضرت به ما مي‌فرمايند: ابتدا به ولایت من و نقش پررنگ من در زندگی‌ات يقين داشته باش.  اگر يقين داشتي كه همه بركات و توفيقات زندگيت از جانب ماست هديه‌اي را كه مي‌فرستي ، قبول مي‌شود.

اما در صورتي كه دائم با شك و ترديد همراه باشي و باور نكني كه همه سامان زندگيت به واسطه ماست ، بدان كه : « لَا حَاجَةَ لَنَا إِلَى صِلَةِ الشَّاكِّينَ» ما به هدیه شک کنندگان احتياجي نداریم.

گاهی اوقات شما براي رفع گرفتاريهايتان قرآن يا صلوات به حضرت هديه مي‌كنيد، و پس از مدّتي مي‌گوييد نمي‌دانيم چرا مشكلاتمان رفع نشد! شايد دليلش اين باشد كه يقين نداشتيد امام زمان (ع)‌مشكلمان را حل مي‌كند، بنابراين هداياي شما هم مورد قبول ايشان واقع نشده.

بايد به امر ولايت يقين داشته باشيد. قلباً‌ به اين باور برسيد كه هر حرف حقي به شما مي‌رسد ، هر خيري در زندگيتان جاري مي‌شود، هر توفيقي برايتان رقم مي‌خورد و ... نقطه نقطه به يُمن وجود «ولي الله » است و لا غير.

***

*بحارالأنوار، ج53، ص180

در قسمت ديگر نامه‌اي كه حضرت به محمد بن عثمان نوشتند، می فرمایند « مَنْ أَنْكَرَنِي فَلَيْسَ مِنِّي وَ سَبِيلُهُ سَبِيلُ ابْنِ نُوح »‏ «هرکس مرا انکار کند از من نیست و راه او راه پسر نوح است.»

گويا امام (ع) مي‌فرمايند: هرکس من را خوب می شناسد خودی محسن مي‌شود او را سوار کشتی می‌کنم. و هرکس مرا نمی‌شناسد جزء اهل من حساب نمی‌شود. این همان خبر خوشحال کننده‌ای است در مقابل «مَن أنکَرَنی» ، «مَن یعرِفُنی» است. یا امام زمان برای فرد نکره است یا معرفه، اگر امام برای فردی ناشناخته باشد آن شخص به کشتی ولایت راه نمي‌يابد ، و اگر امام برای فردی معرفه باشد او آنقدر به امامش نزديك مي‌شود كه گویا جزء اهل و خانواده امام (ع) محسوب مي‌گردد و به كشتي نجات ولايت سوار مي‌شود.

 

معرفه بودن و نكره بودن امام زمان (ع)  براي ما درجاتي دارد. به ميزاني كه حضرت را نشناسيم شامل عبارت «ليس منّي» هستيم و به اندازه شناختي كه به ابعاد وجودي ايشان داريم مصداق جمله «فانّه منّي» خواهيم بود.

در ادامه توقیع، حضرت بحث برادران یوسف مطرح فرمودند برادران یوسف وقتی وارد بر او شدند یوسف را نمی شناختند ، خودشان بین خود و یوسف پرده انکار را ایجاد کردند. با توجه به فرمایش حضرت، هرچقدر از ما به امام (ع) جفا نرسد آن معرفت قدیم ادامه پیدا می‌کند، و خدایی ناکرده به ميزاني كه از ما به حضرت جفا برسد، مانعي بين ما و شناخت امام (ع) ايجاد مي‌شود.

اي واي ، كه اين امر آغاز مسير هلاكت است. اگر اماممان را نشناسيم ، به كشتي نجات راه نمي‌يابيم، گرفتار امواج طوفان عالم ماده مي‌شويم، و در نهايت به هلاكت مي‌رسيم.

 

***

*

 

امام عصر (ع) در آغاز يكي از توقيعاتشان مي‌فرمايند:

«عَافَانَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ وَهَبَ لَنَا وَ لَكُمْ رُوحَ الْيَقِينِ وَ أَجَارَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنْ سُوءِ الْمُنْقَلَبِ »[2] خدا ما و شما را از فتنه ها مصون نگه دارد و  به سلامت قرار بدهد، راحت یقین را به ما و شما هديه دهد و از سوء عاقبت ما را در پناه خود گيرد.

حضرت دعا كرده‌اند كه در فتنه ها ، عافيت نصيبمان شود، همه به يقين برسند ، و تمامي مؤمنين خوش عاقبت شوند.

يقيناً دعاي حضرت درحق ما مستجاب است ، مگر اينكه ما از حريم ولايت جدا شويم و از مؤمن بودن فاصله بگيريم.

اگر مي‌خواهيم دعاي حضرت شامل حالمان شود، زندگيمان مملو از حقيقت شده و عاقبت به خير شويم، بايد مراقب باشيم در طول حياتمان از حضرت فاصله نگيريم و نگذاريم هيچ امري رابطه ما را با اماممان كاهش دهد.

 

ولي عصر (ع) در ادامه  فرمودند :« إِنَّهُ أُنْهِيَ إِلَيَّ ارْتِيَابُ جَمَاعَةٍ مِنْكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَا دَخَلَهُمْ مِنَ الشَّكِّ وَ الْحَيْرَةِ فِي وُلَاةِ أَمْرِهِمْ فَغَمَّنَا ذَلِكَ لَكُمْ لَا لَنَا وَ سَأَوْنَا  فِيكُمْ لَا فِينَا» به من خبر رسیده است بعضی از شما در امر ولایت شک کرده‌اید،غصه خوردیم و مغموم شدیم امّا به خاطر شما ، نه به خاطر خودمان.  وقتی می بینیم شما در امر ولايت مردد هستيد و باور ندارید همه کاره ما هستیم، وقتی می بینیم شما ما را به عنوان بزرگترتان به طور جدی قبول ندارید برای شما غصه می خوریم.

 «لِأَنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَلَا فَاقَةَ بِنَا إِلَى غَيْرِهِ وَ الْحَقُّ مَعَنَا فَلَنْ يُوحِشَنَا مَنْ قَعَدَ عَنَّا» «خدا با ماست و ما محتاج غیر خدا نیستم ، و حق با ماست و هرگز از اينكه كسي از ما جدا شود به وحشت نمي‌افتيم »

گويا حضرت مي‌فرمايند: ما محتاج نيستيم كه شما بخواهيد قبولمان داشته باشيد، اما شما محتاج هستيد كه ما برايتان بزرگتري كنيم. اگر كسي از ما جدا شود وحشت نمي‌كنيم و احساس تنهايي نداريم. ما بدون شما اموراتمان را مي‌گذرانيم ولي شما بدون ما كاري از دستتان بر نمي‌آيد.

***

در دعاي جوشن كبير خداوند را اين گونه مي‌خوانيم :‌ « يَا مَنْ‏ لَمْ‏ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ » «جریره» در لغت به معنای «گناه و جنایت» است و یکی دیگر از معانی آن ، معطل کردن مي‌باشد.

 یکی از گناهانی که ما انجام می‌دهیم این است که بزرگترمان را معطل می گذاریم، به اماممان نمی‌گوئیم من خوب نمی ‌شوم ، به اماممان نمی‌گوئیم من این اطاعت را انجام نمي‌دهم، بلکه می گوئیم باشد بعد، فرصت زیاد است و دیر نمی شود.

بالأصاله این عنوان مربوط به خداست ، خدا خدایی است که «لم یؤاخذ بالجریرۀ» است وقتی شما معطل کنید مؤاخذتان نمی‌کند . معطل کردن خودش یک گناه محسوب مي‌شود، اما وقتی بنده معطل می‌کند خداوند او را عقوبت نمي نمايد، و بابت تأخير او را عقوبت نمي‌كند.  

بر اين باوريم صفات الهی در امام (ع) که خلیفه کامله خداست جلوه گر است، یکی از آن صفات همین است كه در صورت تعلل و تأخير ، هر گاه سراغ حضرت برويد، ايشان شما را مؤاخذه نمي‌كند.  

به عنوان مثال ، اگر بعد از ساليان سال زندگي كردن، «تازه آل ياسين» خواندن را آغاز كنيد امام (ع) از شما گله نمي‌كنند كه تا حال كجا بودي، هميشه به همه سلام دادي ومرا از قلم انداختي و ... نه ، حضرت هيچ گله و شكايتي نمي‌كنند و بابت تأخيرها مؤاخذه اي نمي‌نمايند.

«خدایا! تو خدایی هستی که هیچ گاه پرده را کنار نزدی که باطن مرا به ديگران نشان بدهی،» نگذاشتي مردم ببينيد كه باطن من نازیبا و آلوده است و باطني عهدشکن دارم، و ...

 

هر يك از ما مي‌‌دانيم اگر امام عصر (ع) بخواهد رسوايمان كند، چه پرونده قطوري برايمان ساخته مي‌شود! اگر بخواهد باطن ما را به اطرافيانمان نشان دهد، همه از ما روگردان مي‌شوند.

امام امام رئوفمان بناي پرده دري ندارد، برايمان آبروداري مي‌كند تا زشتي‌ها و عيوبمان بر ملا نشود.

حضرت مي‌داند درون وجود ما چقدر آلودگي دارد و هر گوشه آن رذيله‌اي اخلاقي نهفته است.

اگر حضرت به ما سر نمي‌زند به اين دليل است كه خانه دلمان آباد نيست و جايي براي مهمان ندارد.

امّا هيچگاه به ديگران اعلام نكرده چه دل آلوده و نابساماني داريم، هيچ وقت پرده‌ها را از باطنمان كنار نزده و آبرويمان را نبرده است.

***

*رساله حقوق امام سجاد (ع)

«وَ أَمَّا حَقُ‏ أَخِيكَ‏ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ يَدُكَ الَّتِي تَبْسُطُهَا وَ ظَهْرُكَ الَّذِي تَلْتَجِئُ إِلَيْهِ- وَ عِزُّكَ الَّذِي تَعْتَمِدُ عَلَيْهِ وَ قُوَّتُكَ الَّتِي تَصُولُ بِهَا فَلَا تَتَّخِذْهُ سِلَاحاً عَلَى مَعْصِيَةِ اللَّهِ وَ لَا عُدَّةً لِلظُّلْمِ بِحَقِّ اللَّهِ‏ وَ لَا تَدَعْ نُصْرَتَهُ عَلَى نَفْسِهِ وَ مَعُونَتَهُ عَلَى عَدُوِّهِ وَ الْحَوْلَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ شَيَاطِينِهِ وَ تَأْدِيَةَ النَّصِيحَةِ إِلَيْهِ وَ الْإِقْبَالَ عَلَيْهِ فِي اللَّهِ َإِنِ انْقَادَ لِرَبِّهِ وَ أَحْسَنَ الْإِجَابَةَ لَهُ وَ إِلَّا فَلْيَكُنِ اللَّهُ آثَرَ عِنْدَكَ وَ أَكْرَمَ عَلَيْكَ مِنْه‏»

امام رضا (ع)‌ امام هر زمان را با عنوان «اخُ الشقيق»‌ «بردار تني» معرفي كرده‌اند.

امام سجاد (ع) مي‌فرمايند:

« وَ أَمَّا حَقُ‏ أَخِيكَ‏ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ يَدُكَ الَّتِي تَبْسُطُهَا وَ ظَهْرُكَ الَّذِي تَلْتَجِئُ إِلَيْهِ» حق برادر تو ( يعني وظيفه‌اي كه نسبت به او داري )  این است که بدانی او دست باز توست ( هر کارایی که داری به واسطه اوست). « و او پشت توست كه به سويش پناهنده مي‌شوي.»

 «ید» نماد توان است، حق تان نسبت به امام تان این است که بدانید هرچه توانایی و توانمندي داريد كار اوست نه كار شما. اگر خدا توانایی داده با آدمها ارتباط برقرار می کنم کار امام زمانم است و کار من نیست، اگر خدا به شما توانایی داده در امور مختلف موفق باشيد، اصل كار دست اوست،  اگر دست او برداشته شود هیچ کاری از شما نمی آید. هر عملكرد مثبتي از شما سر مي‌زند، با دست باز اوست.  

دست از شما جدا نمی‌شود و همیشه همراه شماست ، گاهی اوقات از آن استفاده می‌کنید و گاهی اوقات استفاده نمی‌کنید. بدانيد که امام (ع) به اذن خدا همه کاره زندگی شماست. دستی است که کارایی بسيار زيادي دارد، زيرا دست حضرت يد باسطه نه يد مغلوله.  

«و ظهرک»:  «در مورد برادرت بدان كه او پشت توست، به او پناهنده می شوی،» امام (ع) برادر شما و پشتيبان شماست.  با وجود چنين برادري هيچگاه نبايد احساس ضعف و ناتواني داشته باشيد، هيچ زمان نبايد تصور كنيد در مشكلات و سختي‌ها كم مي‌آوريد.

هر زمان خواستيد براي امر مثبتي اقدام كنيد. بدانيد امام (ع) پشت و پشتيبان شماست، از شما همچون برادر حمايت مي‌كند و اجازه نمي‌دهد كسي به شما لطمه و آسيبي بزند.

امام (ع)‌به هيچ وجه نمي‌گذارد در زندگي كم بياوريم. هر زمان كه دچار عجز و ناتواني شديم يقيناً‌ دوره‌اي از زندگيمان بوده كه بدون ارتباط با حضرت آن را سپري كرده‌ايم وبي‌امام اياممان را گذرانده‌‌ايم.

 

والله عرض می کنم که هر وقت کم آوردیم به این دلیل است که بی امام داریم زندگی می‌کنیم، مگر می شود من یک پشتیبانی مثل امام زمانم داشته باشم بعد در زندگی کم بیاورم. امام به هیچ وجهی اجازه نمی‌دهد من در زندگی کم بیاورم.

به حضرت عرض می‌کنم:

   آفتابا بس که پیدایی نمی‌دانم کجایی                 دور از مایی و با مایی، نمی‌دانم کجایی

آقا! با عنوان «یدک» دريافتم که دائم با من هستی، با واژه «ظهرک» دريافتم همواره از من حمایت می‌کنی.

مولاي ما !‌ «یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انّا کنّا خاطئین» آقا جان! ما را ببخش، تو برای ما استغفار کن ، هرچه بیشتر تو را می شناسیم بيشتر متوجه مي‌شويم چقدر در حقت جفا كرده‌ايم. دعایمان کن دست از ظالم بودن برداریم، دعايمان كن تا صاحب بصيرت شويم و نقش تو را در زندگی مان ببینیم :

اللهم عجّل لولیک الفرج و سهّل له المخرج و اجعلنا من انصاره و اعوانه.

 

 


[1] بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏53 / 175 / باب 31 ما خرج من توقيعاته ع .....  ص : 150

[2] بحارالأنوار، ج53،ص178