.

امام جلوه اسماء الله

جلسه 42 - 94/11/28

 

          «السلام علی المهدی الذی وعد الله به الامم ان یجمع به الکلم و یلّم به الشعث و یملأ الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا»

در كلاس امام زمان شناسي مي‌خواهيم در مسير معرفت گام برداريم. بر اين باوريم كه اين شناخت وسيله‌اي است براي ابراز محبّت به امام (ع) ،،، محبتي كه طريقي است براي تبعيت از حضرت و قرب و نزديكي به او.

نعمت معرفة الامام در شمار ارزشمند‌ترين نعمات زندگي ماست و جا دارد براي برخورداري از اين توفيق خوشدل و مسرور بوده و خداوند را به جهت اين موهبت بزرگ شاكر باشيم.

*مکیال المکارم عربی، ج2،ص104/ کمال الدین ، ج2، ص413

«عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: مَنْ شَكَّ فِي أَرْبَعَةٍ فَقَدْ كَفَرَ بِجَمِيعِ‏ مَا أَنْزَلَ‏ اللَّهُ‏ تَبَارَكَ‏ وَ تَعَالَى‏ أَحَدُهَا مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ فِي كُلِّ زَمَانٍ وَ أَوَانٍ بِشَخْصِهِ وَ نَعْتِهِ.»

 حضرت موسی بن جعفر (ع) می‌فرمایند: «اگر کسی در چهار چیز شک داشته باشد گويا به هرآنچه خدا نازل کرده است كافر شده. اولینِ آن چهار چیز، شناخت نسبت به امام (ع) است. اگر فردی در مورد امام هر زمان و ذات و صفات او تردید داشته باشد کافر محسوب مي‌شود.»

 بنابراين شك نسبت به امام (ع) صرفاً در حدّ ترديد باقي نمي‌ماند و به بي‌ديني و بي‌اعتقادي منجر مي‌شود.

معرفة الامام در همه زندگي ما نقش دارد و تأثير اين شناخت در بخشي از حيات ما محدود نمي‌شود. به عنوان مؤيّد اين امر، به چند روايت اشاره مي‌كنيم.

*مکیال المکارم عربی، ج2، ص106

قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع‏) «اعْرِفْ‏ إِمَامَكَ‏ فَإِنَّكَ‏ إِذَا عَرَفْتَ‏ لَمْ‏ يَضُرَّكَ‏ تَقَدَّمَ‏ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ.»

امام صادق (ع) می‌فرمایند: «امامت را بشناس. پس وقتي به او معرفت پيدا كردي جلو افتادن يا به تأخير افتادن فرج به تو ضرري نمي‌رساند.»‌

 طبق مضمون روايات، متّدين بودن در آخرالزمان بسيار سخت است، حتي در كلام معصومين (ع) دينداري در زمان غيبت به نگه‌داشتن آتش در كف دست تشبيه شده است.

البته اين سختيهاي روزگار مربوط به كساني است كه امامشان را نمي‌شناسند. امّا آنها كه امام شناس هستند زمان ظهور و غيبت برايشان فرقي ندارد، و به صرف  اين شناخت فرج برايشان صورت گرفته است.

 

***

*مكيال المكارم عربي، ج 2

صاحب مکیال المکارم می‌فرماید: مطابق مضمون یک سلسله از روایات «انّ القدر المؤمن عند الامام بحسب قدر الامام عنده» «قدر و ارزش مؤمن نزد امام به اندازه ارزش و اعتبار امام نزد اوست.»  

اگر مي‌خواهيم بدانيم چقدر نزد امام زمان (ع)‌ قدر وقيمت داريم، بايد به اين امر توجّه كنيم كه چقدر براي اماممان اعتبار قائل مي‌شويم، تا چه اندازه در زندگيمان به نقش او بها مي‌دهيم، چقدر به يادش هستيم و براي جلب رضايتش تلاش مي‌كنيم.

در اين صورت به اين امر واقف مي‌شويم كه چقدر نزد امام (ع) منزلت داريم.

صاحب «مکیال المکارم» می‌گوید: هرچقدر نسبت به حق امام (ع) کوتاهی کنید به همان اندازه از او دور می‌شوید. شاهد مثالی که ایشان ذکر می کند عبارتي در دعای ابوحمزه است:  « أَوْ لَعَلَّكَ‏ رَأَيْتَنِي‏ مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأَقْصَيْتَنِي‏» «خدایا! شاید دیدی من حقّ تو را سبک می شمارم پس مرا دور کرده ای.»

طبق روايات ، هنگامي كه فرد حق خدا را به جا مي‌آورد، همان زمان حق امامش را هم ايفا مي‌كند. بنابراين خلاف اين امر هم صادق است. هر گاه حق الله را انجام ندهم از ساحت قرب الهي دور مي‌شويم، همانگونه اگر حق الامام را هم به جا نياوريم، تبعيد مي‌شويم.

صاحب «مكيال المكارم » در ادامه مي‌گويد: حتي زماني كه نمازي شايسته مي‌خوانيد، ظاهراً حق الله را ادا كرده‌ايد امّا در حقيقت حق امام را هم به جا آورده‌ايد و نسبت به او استخفاف نداشتيد ، بنابراين نزد حضرت وليعصر (ع) هم محترم هستيد.

دليل اين مطلب هم امر روشني است. هر عمل صالح و هر عبادت خالصي كه از ما صادر مي‌شود، با وساطت وجود مقدس ولي عصر (ع) است.

زماني كه به انجام واجب و فريضه‌اي مشغوليم، در حقيقت با اين عبادت حق امام (ع) را هم ادا كرده‌ايم.

تصور كنيد مي‌خواهيد از كوهي بالا برويد و قلّه‌اش را فتح كنيد، و براي طي اين مسير با يك فرد راهنما همراه شده‌ايد.

وقتي شما به قلّه كوه برسيد ، در واقع حق راهنمايتان را ادا كرده‌ايد، زيرا رسيدن به نوك كوه نشاندهنده اين است كه به راهنمايي‌هاي او بها داده‌ايد. در عالم هستي ، امام (ع) آن واسطه فيضي است كه با مأموميّت و وساطت او حق همه واجبات ما ادا مي‌شود.« إِنْ‏ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ‏ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه‏»[1]

***

همانطور كه در جلسات قبل يادآور شديم، وجود مقدس امام (ع) جلوه كامل خداي سبحان است. بنابراين با بررسي عناويني كه مربوط به خداي متعال است، مي‌توانيم به شناخت امام عصر (ع) كه آيينه تمام نماي حق و خليفه كامله خداست ، نائل شويم.

در دعای افتتاح به خدای سبحان می‌گویم: «أَنْتَ‏ مُسَدِّدٌ لِلصَّوَابِ بِمَنِّك‏» «خدایا! تو با منتّي كه مي‌گذاري محكم كننده هر كار درست هستي.»‌

اگر به امري صحيح و كاري ارزشمند مبادرت كرديم و در آن ثابت قدم مانديم، بالاصاله خداوند ما را در اين مسير محكم كرده ، و بالتّبع امام (ع) واسطه محكم شدن ما در كار مثبتمان بوده.

به لطف حضرت حق شما از كودكي نماز مي‌خوانديد، اگر دراين كار صواب و درست پايدار مانده‌ايد، به واسطه امام زمان (ع) است.

اگر از سالها پيش به امري كه اطاعت معبود بوده التزام عملي داشتيد و همچنان در آن جنبه اعتقادي يا عملي ثابت قدم هستيد، بدانيد اين تسديد و محكم بودن بالذات كار خداست و بالتّبع كار امام.

تمامي مسيرهاي درست زندگي را با وساطت اماممان سپري مي‌كنيم و اگر لطف و عنايت او نباشد، ره به خطا مي‌رويم.

حتي هيچيك از ما نمي‌توانيم ادعا كنيم توفيق اعتقادات و اعمال صالحي كه نصيبمان مي‌شود به جهت لياقت و شايستگي خودمان است.

امام سجاد (ع) در عبارت دعا مي‌فرمايند: «بِمَنِّك‏» هر خيري در وجود ما و در زندگي ما به سبّب منّيت خدا و لطف «ولي خدا»ست.

خداوند در قرآن می‌فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَديداً »[2] « اي اهل ايمان !‌ تقوا پيشه كنيد و گفتاري داشته باشيد كه در آن لغزشي نباشد. »  خداوند از ما مي‌خواهد قول سديد داشته باشيم، از گفتار درستمان جدا نشويم و سر حرف حق‌مان بمانيم.

به امام زمان (ع) عرض مي‌كنيم: مولاي ما! «أَنْتَ‏ مُسَدِّدٌ لِلصَّوَابِ بِمَنِّكَ »

خدا شما را واسطه فيض خود قرار داده تا ما را از لغزشها حفظ كني.

ياريمان كن در طوفانهاي زندگي محكم و پابرجا بمانيم و با اعتقاد سديد، عمل سديد وقول سديد مسير بندگي را طي كنيم.

در فراز ديگري از دعاي افتتاح مي‌خوانيم: «الْفَاشِي‏ فِي‏ الْخَلْقِ‏ أَمْرُهُ‏ وَ حَمْدُه » مي‌خوانيم : « امر و فرمان تو در ميان خلق ظهور دارد و همه خلائق حامد و ثناگوي تو هستند.»

به اذن خداي سبحان، وجود مقدس ولي عصر (ع) به عنوان خليفه الله مصداق اين عنوان است، و كل عالم امكان، به اذن الله ، تحت فرمان اوست.

توجه به اين مطلب كه امر امام زمان (ع) در همه عالم نافذ است ، موجب آرامش و رفع دغدغه خاطر ماست.

در جهان خلقت همه انسانها، حيوانات، جمادات و نباتات در حكم كارگزار هستند و همگي يك كارفرما دارند.

كارفرمايشان امامي است كه به عنوان واسطه فيض خداوند، در هر زمان و هر مكان حكم وامرش ظاهر است.

جداي از نقش اسباب در زندگيمان ، امامي داريم كه مي‌تواند فراتر از تأثيرات طبيعي امور، حكمش را برايمان جاري كند. به امر او زمان ما بسط پيدا مي‌كند، توان ما مضاعف مي‌گردد، خشك، تر مي‌شود ، مرده زنده مي‌گردد و زنده مي‌ميرد...

اعتقاد به اينكه وليعصر (عج) «الْفَاشِي‏ فِي‏ الْخَلْقِ‏ أَمْرُهُ» مي‌باشد، دنيايي آرامش خاطر برايمان به ارمغان مي‌‌آورد، و ديگر خود را اسير و گرفتار سبب‌ها نمي‌يابيم.

« وَ حَمْدُه » : حمد او هم واضح است، تمام عالم حامد خدا هستند « وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ‏ بِحَمْدِه‏»[3] . امام (ع) خلیفه کامله خداست، و به اذن حضرت حق همه موجودات ثناگوی امام (ع)  هستند.

در حقيقت هر زمان كه ثناگوي ولي عصر (ع) هستيم با كل موجودات عالم هم سو و همراه شده‌ايم و درغير اين زمانها، با موجودات ديگر هم‌خواني نداريم.

هر گاه مدح امام (ع) را می شنویم حال خوشي داريم زيرا با کل نظام عالم همراه شده‌ايم، و هنگامي كه خود، اماممان را ثنا مي‌گوييم خوش هستيم زيرا آن زمان با کل نظام عالم هماهنگيم.

امّا كسي كه امام (ع) را انكار مي‌كند يا نسبت به حضرت در شك و ترديد است قبض و گرفتگي دارد، زيرا با كل نظام عالم درگير شده‌ است.

زماني كه خدمتي به حضرت ولي عصر (ع) انجام مي‌دهيم، احساس مي‌كنيم همه چيز با ما همراه است ، و زمين و زمان در خدمت ماست. امّا هنگامي كه از حضرت غافل هستيم گويا در عالم ناشناخته‌ايم ، اصلاً  ما را نمي‌شناسند كه بخواهند خدمات در اختيارمان بگذارند.

«الْفَاشِي‏ فِي‏ الْخَلْقِ‏ أَمْرُهُ‏ وَ حَمْدُه» زماني كه در خدمت امام (ع) باشيم يا مدح او را به زبان جاري كنيم نقش او را باور داشته باشيم و رد پايش را در جاي زندگيمان مشاهده كنيم ،،، با عالم هماهنگ هستيم.

اما اگر اماممان را ناديده بگيريم، گويا در كل عالم غريبه‌ايم ، ديگر ما را نمي‌شناسند كه بخواهند خدماتي به ما ارائه دهند.

 «آل ياسين »‌خواندن ما در آغاز هر روز، گامي در جهت همراهي با نظام خلقت است. هر صبح به امام عصر (عج) چهل سلام مي‌دهيم، و با سلام و عرض ارادت نظام عالم هماهنگ مي‌شويم.

***

رساله حقوق امام سجاد(ع)

«وَ أَمَّا حَقُ‏ أَخِيكَ‏ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ يَدُكَ الَّتِي تَبْسُطُهَا وَ ظَهْرُكَ الَّذِي تَلْتَجِئُ إِلَيْهِ-وَ عِزُّكَ الَّذِي تَعْتَمِدُ عَلَيْهِ وَ قُوَّتُكَ الَّتِي تَصُولُ بِهَا فَلَا تَتَّخِذْهُ سِلَاحاً عَلَى مَعْصِيَةِ اللَّهِ وَ لَا عُدَّةً لِلظُّلْمِ بِحَقِّ اللَّهِ‏ وَ لَا تَدَعْ نُصْرَتَهُ عَلَى نَفْسِهِ وَ مَعُونَتَهُ عَلَى عَدُوِّهِ وَ الْحَوْلَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ شَيَاطِينِهِ وَ تَأْدِيَةَ النَّصِيحَةِ إِلَيْهِ وَ الْإِقْبَالَ عَلَيْهِ فِي اللَّهِ فَإِنِ انْقَادَ لِرَبِّهِ وَ أَحْسَنَ الْإِجَابَةَ لَهُ وَ إِلَّا فَلْيَكُنِ اللَّهُ آثَرَ عِنْدَكَ وَ أَكْرَمَ عَلَيْكَ مِنْهُ‏ »

به فرموده علی بن موسی الرضا (ع) امام هر زمان برادر تنی افراد است(أخ الشقیق). حق برادر این است که بداني دست توست،  و پشت توست .

« وَ عِزُّكَ الَّذِي تَعْتَمِدُ عَلَيْهِ» «بايد بداني عزّ تو  از اوست و تو بر عزت برادرت اعتماد كرده‌اي.»

در هر عرصه معنوي كه تحويل گرفته مي‌شويم، بدانيم كه عزّت و اعتبارمان به واسطه امام (ع) است. ما كه هستيم كه در هنگام نماز به وادي وصل راه پيدا كنيم؟ ما چه لياقت و شايستگي‌اي داريم كه ذكر حق بر زبانمان جاري شود؟ همه اين توفيقات به اعتبار اين است كه جيره خوار سفره ولايت امام (ع) هستيم.

مهم اين است كه بدانيم بنا به عزّت آن برادر تني است كه اعتبار و آبرو داريم.

 

«وَ قُوَّتُكَ الَّتِي تَصُولُ بِهَا» «بايد بداني با قوّت او به دشمن حمله مي‌كني. »   

اگر قدرت مقابله با دشمن را داريم، اگر از حقيقت دفاع مي‌كنيم، اگر مي‌توانيم برخي امور نامناسب را در زندگيمان قلع و قمع كنيم، با توان خودمان نيست بلكه با قوت آن برادر است.

آري ، در زندگيمان برادري قدرتمند داريم كه حامي ماست، هرگاه مي‌خواهيم وسوسه‌‌اي را درون خود از بين ببريم يا آتش شهوتي كه در دلمان برافروخته شده خاموش نماييم، با توان او به خصممان حمله مي‌كنيم.

هر زمان كه بخواهيم به زشتي‌ها و بدي‌هاي وجودمان يورش ببريم، او را جلو مي‌اندازيم.

اگر باور داشته باشيم در زندگي از ياري چنين برادري برخورداريم ديگر احساس عجز و ناتواني نمي‌كنيم و با قوت و قدرت به مقابله با نازيبائيها مي‌رويم.

به فرموده امام رضا (ع) ، امام (ع) برادر تني ماست. و به فرموده امام سجاد (ع)‌ حق برادر اين است كه بدانيم وقتي او را داريم هم عزيز هستيم و هم توانا.

اگر در عرصه بندگي كم مي‌آوريم، اگر در زندگي با احساس ذلّت و ناتواني همراهيم، بايد از امام زمانمان معذرت خواهي كنيم.

اگر با وجود امام (ع) خود را عاجز و ناتوان بدانيم، حضرت را اذيت مي‌‌كنيم و موجب رنجش قلب او مي‌شويم.

آقاي ما! مولاي ما!

شما همچون برادري دلسوز پشت  و پناهمان هستي و با قوت و قدرت ما را ياري مي‌كني، ببخش اگر به اين امر واقف نبوديم، و حلالمان كن اگر عزت و قوتي كه در اختيارمان گذاشتي ناديده گرفتيم.

 

 

 

 


[1] زيارت جامعه كبيره

[2]. سوره مبارکه احزاب ، آیه 70

[3]. سوره مبارکه اسراء ، آیه 44