.

" شرح دعای مکارم الاخلاق "

جلسه دوازدهم _ 91/1/14

 

           « وَ هَبْ لِي مَكْراً عَلَى مَنْ كَايَدَنِي‏ »

در ادامه‌ي بحث بررسي مكارم اخلاق به فراز فوق رسيديم كه اگر غير از معصوم چنين مي‌فرمودند، هرگز باور نمي‌كرديم كه برخوردهايي صحيح و كاربردي اخلاقي به نوعي هديه ايست كه خداي سبحان به انسان عطا مي‌فرمايد.

خدايا مكر ورزيدن در مقابل مكار و حيله گر را به من هبه و هديه كن. راغب مي‌گويند مكر و خدعه مترادف يك ديگر هستند و دو اسم مي‌باشند براي يك فعلي كه انسان انجام مي‌دهد و ظاهر آن فعل با باطن آن فعل مخالفت مي‌كند.

مكر بر دو نوع است: مكر مذموم و مكر ممدوح.

مكر مذموم نزد مردم مشهور است و تا به زبان مي‌آيد بار منفي دارد يعني فاعل مكر قصد امر نادرستي را براي طرف مقابلش رقم مي‌زند و مي‌خواهد به او آسيب وارد كند.

كه پيامبر مي‌فرمايند:« الْمَكْرَ وَ الْخَدِيعَةَ فِي النَّار » جايگاه مكار در آتش است.

اما مكر ممدوح در آن مصلحتي است براي طرف مقابل كه نقشه‌ايي كشيده مي‌شود، تا به او خيري برسد ولو او قصد آسيب رساني به شما را داشته باشد.

خدا خير الماكرين است يعني ترفندهايي را براي بنده به‌كار مي‌گيرد تا نتوانند نقشه‌هاي شومشان را عملي كنند.

بنابراين وقتي حضرت تقاضاي يادگيري مكر ممدوح را دارند، نشان مي‌دهد كه اولاً امر مشروعي است و ثانياً اكثر افراديكه در مقابل ما قرار دارند متمايل به باطل هستند و مي‌خواهند سايرين را نيز به اين سو سوق دهند و اگر ما رسماً وارد مقابله با آنان شويم شايد هرگز موفق نشويم لذا لازم است ترفند و نقشه‌هايي بكار بنديم كه آسيب‌هاي احتمالي را دفع كنيم دقيقاً مثل مادري كه با لطايف الحيلي فرزند بالاي دو سال خود را از شير مي‌گيرد و تا او را از كند ذهني نجات بخشد.

قيد « عَلَى مَنْ كَايَدَنِي » بر اين امر تاكيد مي‌كند كه انسان مجاز نيست هميشه و همه جا به دنبال مكر و نقشه كشي باشد بلكه در جايي كه خطر آسيب رساني و ضرر را از جانب گروهي يا فردي احساس مي‌كند، از خداي سبحان طلب امري را دارد كه نقشه افراد حيله گر موثر نيفتد. زيرا مومن بايد كيس و فطن و باهوش باشد، نه ظلم كند ونه مظلوم واقع گردد نه ملعبه‌ي دست كساني باشد كه از او در جهت اهدافشان سوء استفاده نمايند.

« وَ قُدْرَةً عَلَى مَنِ اضْطَهَدَنِي‏ »

خدايا هديه‌ي بعدي من اين باشد كه كسي نتواند مرا شكست دهد البته در اينجا بحث شكست جسماني نيست چنانچه بدن مطهر اباعبدالله در زير سُم اسبان قطعه قطعه شد بلكه پيروزي و شكست ناپذيري فكري و اعتقادي مد نظر است در واقع از خدا مي‌خواهيم كسي فكر صحيح، نيت خالص و عمل صحيح ما را شكست ندهد.

به عنوان مثال فردي اهل سعه‌ي صدر است و در برخورد با مسائل صبوري بخرج مي‌دهد و حال بايد از خدا بخواهد كه در مقابله با اذيت و آزار مردم صبرش را از دست ندهد و به سعه‌ي صدرش لطمه وارد نشود.

« وَ تَكْذِيباً لِمَنْ قَصَبَنِي‏ »

خدايا هديه‌ي ديگري كه به من عطا مي‌كني مقاومت در مقابل سرزنشها و عيب جويي مردم باشد مردم در بسياري از اوقات بابت تدين و استقامت ديني و حفظ ارزش‌هاي اخلاقي، انسانها را شماتت مي‌كنند و بابت امور درستي كه از فرد صادر مي‌شود، سرزنش و عيب‌جويي مي‌كنند حال بايد از خدا درخواست كرد كه مبادا ميزان عمل و مقاومت ما پايين بيايد و تسليم آنان شويم بلكه ما آنان را تكذيب كنيم و زير سوال ببريم. به عنوان مثال عموم جامعه بي نظم هستند، اگر قرار باشد ما هم تبعيت كنيم و بي نظمي پيشه كنيم، ديگر استقامت در ارزشهاي اخلاقي  را از دست داده‌ايم و تابع جامعه ناسالم شده‌ايم و در اين صورت است كه نفوذ پذير گشته و ديگر جلوه‌ي نام عزيز خداوند نخواهيم بود. البته‌ نكته‌ي مهم در اين فراز اين امر است كه منظور امام سجاد عليه السلام مقاومت در مقابل عيوب نا به جايي است كه به ما وارد مي‌كنند ولي اگر واقعاً عيبي متوجه ما بود حتماً بايد در جهت اصلاح آن اقدام كنيم.

« وَ سَلَامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنِي‏ »

خدايا من را به گونه‌اي قرار ده كه در مقابل تهديد‌ها، عملكرد صحيحي داشته باشم و اعتقادم آن چنان قوي باشد كه هيچكس نتواند به آن آسيبي وارد كن.

انسان بايد خود را تحت نام مومن و سلام خداي سبحان قرار دهد و با خيال راحت و امنيت خاطر در مقابل تهديد ديگران، به وظيفه‌ي حقيقي‌اش عمل كند و عقب نشيني ننمايد. بسياري از افراد تحت تاثير همسر و يا فرزندان، تقيدات ديني خود را از دست مي‌دهند كه ظاهراً محبوبيتي نزد آنان به دست آورند ولي عزت از آن خدا و رسول و مومنين است و به ميزانيكه ايمان فرد تنزل پيدا مي‌كند، محبوبيت و عزت او هم پايين مي‌آيد.

با يك نگاه ظاهري شايد درخواستهاي فوق با كرامتهاي اخلاقي در تضاد باشد  زيرا  كرامت ايجاب مي‌كند كه حسن خلق و عفو و ناديده گرفتن خطاهاي ديگران را پيشه كنيم ولي با يك ديد عميق‌تر بايد متذكر شويم كه بعضي از برخوردها قابل اغماض و گذشت است ولي بعضي از برخوردها غير قابل اغماض است زيرا چشم پوشي از آن لكه‌ي ننگي بر تدين ما بر جاي خواهد گذاشت و حفظ عزت مومن كه از اوجب واجبات است را خدشه دار خواهد كرد. انسان بايد در مقابل فسق و عيوب علني موضع گيري كند همانند حضرت زينب سلام الله عليها مقتدرانه به ميدان بيايد و از اعتقادات خود پشتيباني و دفاع نمايد.

« وَ وَفِّقْنِي لِطَاعَةِ مَنْ سَدَّدَنِي‏ »

خدايا! من را موفق كن مطيع كسي باشم كه مرا در راه اعتقاداتم محكم كرد و در عمل درست تقويتم نمود و از انحراف و اعوجاج دورم كرد.

اطاعت به معناي پيروي از روي ميل و رغبت است آن هم ابتدائاً از خدا و پيامبر و معصومين و اولياء و سپس مربيان صحيح ديني كه توفيق هدايت و ارشاد مردم را بر عهده دارند بنابراين از خدا مي‌خواهيم در مقابل بزرگان ديني كه مسدد و محكم كننده‌ي عقايد ما هستند ، اعتراض و شكايتي نداشته و با ميل و رغبت فرمان آنان را به گوش جان بخريم.

« وَ مُتَابَعَةِ مَنْ أَرْشَدَنِي‏ »

خدايا به من قوت متابعت از كسي را بده كه مي‌خواهد مرا رشد دهد و از هر نوع انحرافي دور نمايد، صلاح دين و دنيايم را متذكر شود و مبادا كه به واسطه‌ي دلايل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و يا شخصي و خانوادگي، تبعيت من از او قطع شود و از او جدا گردم و مُنقاد و تسليم او نگردم.

هديه به پيشگاه مطهر اميرالمومنين عليه السلام صلوات