.

" شرح دعای مکارم الاخلاق "

جلسه دهم _ 90/12/1

 

             در ادامه‌ي بررسي دعاي 20 به فراز 6 وارد شده‌ايم كه مي‌فرمايد: « وَ أَبْدِلْنِي مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ لشَّنَآن‏ »

امام سجاد (ع) قبل از شروع فراز جديد به ذكر صلوات مي‌پردازند تا به خواننده و دعا كننده بفهمانند كه توجه به واسطه‌ي فيض، يكي از راههاي قانوني تغييرات و اصلاحات اخلاقي است كه بايد طي شود.

راهكار دوم واگذاري اين تغييرات به خداي عليم و قدير است. در واقع بايد اقرار كنيم كه فقط خداوند مي‌تواند اراده‌ي تغيير رويه را در انسان ايجاد كند و هم او قدرت بر دفع رذائل و كسب فضائل را در وجود عبد، داراست.

چنانچه قرآن در آيات 8 الي 10 سوره‌ي مباركه‌ي مدثر شاهد مثال مي‌آورد كه كفار كساني هستند كه منكر ربوبيت و پرورش و اصلاح و به كمال رساندن خداوند مي‌باشند و لذا نفخه‌هاي سور و نسيم رحمت حق را سخت دانسته و انكار مي‌كنند.

در حالي كه مؤمنين مي‌گويند:‌ « وَ أَبْدِلْنِي » خدايا! تو قدرت تبديل كردن بدي را به خوبي، تكذيب را به تصديق، شرك را به ايمان، ترديد را به يقين، بغض را به محبت، حسد را به مودة‌، بدگماني را به اعتماد و دشمني را به دوستي ... داري.

نكته مهم ديگر در «  أَبْدِلْنِي »، بكار بردن ضمير اول شخص است و نه بكار بردن ضمير جمع ( ابدلنا )‌يعني انسان دائماً‌ بدنبال درخواست تغييرات اساسي در خود است نه اينكه منتظر اصلاح جمع باشد و سپس به خود بپردازد. در واقع او مي‌خواهد فطرتِ كمال طلبش را بروز و ظهور دهد، حال اگر در اين مسير گروهي طالب سوختن و يا زندگي حيواني خود باشند، سالك معطل  و منتظر نمي‌ماند و خللي در سلوك خود ايجاد نمي‌كند.

نكته بعدي در ابدال، تغيير به يكباره از فرش به عرش است يعني نفرمود تبديل ، كه در آن تدريج و ترتيب و گام به گام مدنظر باشد بلكه به تحول و دگرگوني اساسي و ناگهاني اشاره كرده است.

در واقع امام سجاد (ع)‌ نمي‌فرمايند خدايا ! كمي از بغض و يا حسد و يا عداوة من كم كن بلكه مي‌فرمايند:‌ اولا‌ً بكلي اين صفات را مرتفع كن بگونه‌ايي كه ذره‌ايي از آن باقي نماند و سپس تبديل به ضد آن كه دوستي و مودّت و محبت است، بنما.

در توضيح جزئي هر يك از عبارات بايد بگوييم كه بغضه، شدت بغُض و شنان هم به معناي بغض است. اين عبارات تا حدودي شخصي است و نه شخصيتي يعني ممكن است انسان در زندگي از فردي متنفر باشد و يا فردي از ما خوشش نيايد ( قضيه دو طرفه است ) آن هم به دليل اعتقادات و مقدسات كه در آن صورت اين انزجار مقدس است و بايد شكل بگيرد ولي اگر صرفاً يك كدورت فردي و شخصي است در اين صورت از خداي سبحان مي‌خواهيم كه شدت بغض ما را از بين ببرد و بجاي آن دوستي و محبت بنشاند.

 يعني خدايا ! قابليت پذيرش اين تبديل اساسي را در ما ايجاد كن. ما را دعا گوي آن فرد قرار بده، آتش فشان خشم ما را نسبت به اذيتهاي او، خاموش كن و بجاي آن عافيت و تنّبه را برايش رقم بزن.

« وَ مِنْ حَسَدِ أَهْلِ الْبَغْيِ الْمَوَدَّة »

بَغْيِ به معني ظلم و طلب شر است و حسد به معناي تمناي نقمت ظالمين است.

همان طور كه در فراز قبل عرض كرديم ادعيه فوق مربوط به ظلم شخصي است نه اجتماعي طلب دوستي كردن براي ظالميني چون آمريكا و اسرائيل و ساير افراد عنودي كه به دين ما لطمه مي‌زنند ممنوع است.

معمولاً انسان دوست دارد نعمات ظالمين از بين برود به عنوان مثال فردي ما را با زبان و يا مال و مقامش اذيت مي‌كند و ما هم خواهان از بين رفتن زبان او مي‌شويم و يا دوست داريم مال و مقام او زائل شود.

حال امام سجاد (ع)‌ مي‌فرمايند: بجاي اينكه زوال نعمت ظالمي را كه در حق شما ظلم شخصي كرده، بخواهيد، محبت به او و اظهار موّدت به ظالم را از خدا طلب كنيد.

«پس راهكار كم كردن ظلم افراد، فيض رساني و لطف خاص به آنان است نه بي‌مهري و قهر »


 وَ مِنْ ظِنَّةِ أَهْلِ الصَّلَاحِ الثِّقَة

خدايا ! بدگماني مرا به اهل صلاح، به اعتماد و خوش گماني تبديل كن. در اينجا سؤالي مطرح مي‌شود كه مگر صالحين به كسي ضرر مي‌رسانند و رفتارشان غيرقابل اعتماد است؟

جواب مي‌دهيم: ممكن است فرد صالحي جاهلانه و بصورت غير عمد مرتكب آسيب رساني به افراد بشود و ما بايد از خدا بخواهيم كه صبوري پيشه كنيم و بتوانيم ضرر او را از روي سهو و غفلت و غير عامدانه و خاطئانه تلقي نمائيم.

چنانچه اميرالمؤمنين (ع)‌ نيز مي‌فرمايند:‌ «ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِه‏» « هميشه امر برادر ديني خود را به بهترين حالت تصور كن و فعل مؤمنين را حمل بر صحت بنما. »

پس خدايا ! سوءالظن به مؤمن را تبديل به حسن ظن و اعتماد كن.

البته در جايي كه طبيعت افراد بر مبناي نيرنگ و حيله شكل گرفته است،‌ اعتماد بر آنها نهايت و نماد ناتواني و عجزماست.

در روايت مي‌فرمايد: « إِذَا كَانَ الزَّمَانُ زَمَانَ جَوْرٍ وَ أَهْلُهُ أَهْلَ غَدَرٍ فَالطُّمَأْنِينَةُ إِلَى كُلِّ أَحَدٍ عَجْز»

يعني در جايي كه فضا ناسالم است بايد نهايت دقت و ريزبيني و كياست را بخرج داد.

و در جايي كه عرصه و ميدان سالمي برقرار است، اعتماد و حسن ظن به افراد آرامش بخش و محبت آفرين است كه هر مؤمني بايد از خداي سبحان خواهان اين خوش‌گماني باشد.

« وَ مِنْ عَدَاوَةِ الْأَدْنَيْنَ الْوَلَايَة »

« الْأَدْنَيْنَ » به معني نزديكان و اقربا است و ولايت يعني ارتباط صميمي. يعني خدايا ! دشمني بين من و نزديكانم را تبديل به دوستي و ارتباط صميمانه كن.

در فضاي درگيري و عداوت و جدل و زور چه بين همسران و چه بين والدين و فرزندان و يا اقوام ديگر، محبت و دوستي ريشه دار نمي‌شود. يعني مادر با زور و درگيري نمي‌تواند فرزندش را متدين كند و يا همسرش را متخلق به اخلاق الهي نمايد.

در واقع انسان بايد نزديكان خود را مؤمن بداند و نه كافر، جاهل خطاكار بداند نه عالم عنود، مستضعف فكري بداند نه خيانت كار و دشمن و متوجه باشد كه گر چه بايد از فعل خطاي او تبري بجويد ولي به خود فرد نزديك شود و محبت كند و ارتباط صحيح برقرار نمايد تا او هم بتواند مسير كمال را طي نمايد.

« وَ مِنْ عُقُوقِ ذَوِي الْأَرْحَامِ الْمَبَرَّة »

خدايا ! بجاي جدايي از ذوي الارحام، خيرات گسترده نصيب آنها بكن. مبرة عطاي معمولي نيست بلكه احسان و خيرات بسيار وسيع است.

راهكار مقابله با افكارِ باطلِ ذويِ الارحام، قطع و قهر نيست بلكه محبت و لطف فراوان كردن و تغيير دادن فضا و ميدان مباحثات جنجال آفرين است.

بطور مثال با هديه بردن و يا تعريف رفتارهاي پسنديده و مثبت او، فضاي كدورت و توهين را به فضاي لطف و شرمندگي تبديل نمائيم.

« وَ مِنْ خِذْلَانِ الْأَقْرَبِينَ النُّصْرَة »

« خدايا بجاي تحقير اطرافيان و نزديكان، به آنها كمك رساني داشته باشم.»

در توضيح اين فراز بايد اشاره كنيم كه نبايد روي نقاط منفي اطرافيان تمركز كنيم و‌آنها را ملامت نمائيم.

در اين صورت آنها نه تنها از امور منفي جدا نمي‌شوند بلكه شخصيت آنان تحقير مي‌شود و ضرر اين امر بيشتر است.

چنانچه اميرالمؤمنين (ع)‌ مي‌فرمايند:‌ «مَنْ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّه‏ » « اگر كسي نفس (خودش) به نظر خودش بي‌مقدار و پست شد، كسي از شرش در امان نيست.

اسلام براي شخصيت افراد احترام زيادي قائل است لذا مي‌فرمايند: يك گناه، باعث قطع باران رحمت مي‌شود يعني انسان آن قدر اهميت دارد و در عالَم تأثيرگذار است كه يك گناه او مي‌تواند در عوالم وجود و بارش آسمانها تأثير بگذارد،‌ بنابراين بجاي تحقير افراد بهتر است به اصلاح و دوري از معصيت اطرافيان كمك كنيم آن هم با تعريف و مدح افعال مثبت او و شخصيت دادن و بزرگ كردن آنها و مكتوم و مستور كردن بديهاي آنها.

خذلان خودش يعني كمك نكردن و ترك نصرت.

در واقع به هر كس در جهت اصلاحاتش كمك نشود، او خار و حقير شده است. خداي سبحان،‌ انسان را مظهر نام ناصر خود قرار داده است يعني همان طور كه براي كمك و رشد مردم كوتاهي نمي‌كنيم، براي تعالي اطرافيان خود هم بايد كمك و اعانت نمائيم.

اميرالمؤمنين (ع) در خطبه‌ي 23 نهج البلاغه مي‌فرمايند:‌ با نزديكان خود چه خوب باشند و جه بد، بايد مرافقت و مدارا داشته باشيد زيرا ضرر عدم اعانت و نصرت، به خود شما هم مي‌رسد. و اگر شما دست خود را از كمك به عشيره قطع كنيد، آنها دستان زيادي را از كمك به شما قطع خواهند كرد.

تعجيل در فرج بقية الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف صلوات